t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ
Canal cerrado
In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌
Mostrar más885
Suscriptores
-124 horas
-57 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
"Einstein’s quarrel with quantum theory concerns precisely this. “God does not play dice with the universe,” he said. Oh, but God does, replied the quantum theorists, and Nietzsche and Deleuze with them."
-Todd May
"In other words the effects of soy has caused [sic] permanent damage to the human population that cannot be reversed and the influence of soy products on humanity will lead to a totalitarian femboy empire."
-The Youtuber wendigoon.
نایت سیتی مثل یک آزمایش افسارگریختهای در داروینیسم اجتماعی بود که انگار توسط محققی که حوصلهاش سر رفته بود طراحی شده بود؛ محققی که انگشتش را مدام بر دکمه پخش سریع نگه میداشت. اگر سگدو نمیزدی، بدون هیچ نشانهای ناپدید میشدی ولی اگر هم بیش از حد سریع حرکت میکردی موجب میشدی تنش سطحی شکننده بازار سیاه بشکند. در هر صورت نابود میشدی و چیزی از تو باقی نمیماند جز خاطرهای مبهم در ذهن کسانی مثل رتز.
Neuromancer
William Gibson
Tryin' to strike a chord and it's probably Tristan und Isolde by Wagneeeeeeeeeeeeeeer
این خارجیا که هیچی من به عنوان یه ایرانی که «نبوغ بقا» دارم باید یه چنل بزنم از مرگ این خدابیامرزها میلیونها ویو بگیرم. الان نون تو غارنوردیه.
Imagine getting stuck till you die in a cave called "NUTTY PUTTY"
have you guys also fallen into the "cave divers" rabbit hole lately (thanks to the Youtube algorithm)?
I still think about nutty putty cave.
بدبینی شوپنهاور، سلسلهمراتب مورد انتظار بین عقل و اراده را واژگون میکند و اراده را به عنوان رابط اصلی و کنشهای یک سوژه بازنمود کننده در نظر میگیرد. او این مفهوم را بازتعریف کرده و آن را بهعنوان «میل» معرفی میکند؛ میلی که حرکات ما را از طریق جنبشی تپنده و سنجشی کور و پیشابازنمودی شکل میدهد. علیه هر شکل از اندیشههای نظرورزانه، که شوپنهاور و لند آن را نشانهای از خوشبینی و «منطق پیشرفت اجتماعی» در نظر میگیرند، هر دوی آنها جویای یک بدبینی طاغی بیقید و شرط هستند. شوپنهاور علیه تاریخ و تاریخگرایی، نوعی گفتمان ناانسانی را اعلام میکند که دغدغههای معنایی یک دنیای انسانگرایانه را (آن طور که در مفاهیم کانتیای چون «محدودیت» و «مرزها» بروز داده میشود) کاملا درهم میشکند. برخلاف حالت نظرورزانه که به دنبال حفظ، تصاحب یا تسلط بر دنیاست و از لحاظ سیاسی نیز برای بذرپاشی وحشت و انقلاب برانگیخته میشود، بدبینی در پی گریز از محدودیتهای استثماری و تنگی است که از طرف دولت، کلیسا و تمام نظامهای اقتدارگرایانهای که بر هنجارسازیهای بیرونی بنا شدهاند تحمیل میشود. با تمام اینها و همان طور که لند متذکر میشود، شوپنهاور ذاتا سیاسی نبود. او هیچ طرح و برنامه سیاسیای در نظر نداشت و بیشتر به تفکرات یک مرتجع نزدیک بود تا یک مترقی (دست کم در معنای مدرن آن). طرح شوپنهاور، همانطور که لند میگوید، یک طرح خروج بود؛ شیوهای از رهایی جستن بر پایه انصراف. به عبارت دیگر او فاقد یک نومادولوژی بود و نتوانست ضد منطق هذیانیای را که به خروج از این هزارتو منجر میشود را کاوش کند. در نهایت شوپنهاور برای لند نقش یک بدبین تمام عیار را ایفا میکند که در میان دیگر جنبههایش «نخستین نقد حقیقتاً استعلایی که با نفی غیرشخصی انکار و زمان، علیه وجود و خصوصا عالیترین وجود، اقدام میکند، را پیش کشید.
S.C. Hickman
#Hickman
-ترجمه از خودم
