es
Feedback
t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

Canal cerrado

In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌

Mostrar más
884
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
بدن بدون اندام (به جز موهایم‌ (موهایم را از من نگیر دلوز))

[OC]. The Nomai were the first true accelerationists.
+3
[OC]. The Nomai were the first true accelerationists.

If you really think about it you'd notice that Mulholland Drive (2001) is basically The Blind Owl (بوف کور) for lesbians and femcels.

☯ پیشی بی نهایت
☯ پیشی بی نهایت

[OC] Or why do I think the Nomai were true accelerationists
+3
[OC] Or why do I think the Nomai were true accelerationists

Flying paperhouse Comes down from the sky Every day my paperhouse Reaches out, comes in

در توضیح آلبومش، Czukay (نوازنده bass بند Can)، تاگو ماگو را «تلاشی برای خلق یک دنیای موزیکال اسرار‌آمیز که در آن از روشنایی به تاریکی سقوط می‌کنی و باز به روشنایی برمی‌گردی» توصیف کرده است. اگر نقطه عطف سقوط و تسلیم شدن به تاریکی را به ترانه Halleluwah با آن ریتم و فریاد‌های خاص و جنون‌آمیز نسبت دهیم، شروع این سقوط با ترانه اول آلبوم یعنی Paperhouse کلید می‌خورد. ترانه‌ای که خود را در ابتدا به شکل یک تصنیف دل‌نواز جلوه می‌دهد اما در میانه ناگهان خود موسیقی دچار حمله عصبی می‌شود و به ساختار و محتوای ترانه خیانت می‌کند. در میانه ترانه دامو سوزوکی با نجوایی که نهایت به فریاد تبدیل می‌شود، یک حقیقت وجودی تلخ را به یاد مخاطب می‌اندازد: You just can't get back no more ترانه Paperhouse خود را به مثابه یک فروپاشی ناخوانده و غیرمنتظره نشان می‌دهد. سقوط به تاریکی از این ترانه شروع می‌شود...

دامو سوزوکی، موزیسین اکسپریمنتالی که بیش‌تر به عنوان وکالیست بند کن شناخته می‌شود، در سن ۷۴ سالگی درگذشت. کن از برجسته‌ترین اکت‌های موسیقی اکسپریمنتال در دهه ۷۰ بود (خصوصا از طریق سه‌گانه‌ای که دامو را به عنوان وکالیست داشتند: Tago Mago, Ege Bamyası, Future Days) و صدای خاص دامو سوزوکی بارها توسط وکالیست دیگر بند‌ها تقلید شد.

به جای خواندن خزعبلاتی مثل «تاریخ فلسفه کاپلستون» بیایید به شیزورنت‌های یک دانشمند رایانه به اسم گری گِک گوش فرا دهیم. در نظر من ایشون از برجسته‌ترین نوافلاطونی‌های تاریخ است، حتی برجسته‌تر از آلن بدیو و رضا نگارستانی. گری گِک تاریخ «مخفی»ای از توسعه فلسفه، منطق و ریاضیات به تصویر می‌کشد که در نظرش توسط ارسطویی‌ها و اندیشمندان روشن‌گرا مانند نیوتن و ولتر سرکوب شده است. او نظریه توطئه پیچیده‌ و گسترده‌ای که از پس افلاطون تا لایب‌نیتز، کانتور و گودل رد می‌شود را ترسیم می‌کند. او از منطق افلاطونی، آنالیز غیر استاندارد و تمام آن نظریه‌ها و مدل‌های فلسفی-ریاضی که توسط آکادمیا به حاشیه کشیده شده است دفاع می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه جنگی بزرگ ولی مخفی بین اندیشمندان و نظریاتِ تیم ارسطو در مقابل تیم افلاطون وجود دارد. این که چگونه حقیقت، از طریق ریاضیات افلاطونی (لایب‌نیتز، کانتور و گودل) میسر است نه از طریق آنالیز استاندارد نیوتنی. گری گک تنها چند قسمت از مستند ۴۲ قسمته‌اش را در دهه اخیر منتشر ساخته است. شاید او می‌ترسد که ارسطویی‌ها به سراغش بیاید. او در سایه‌ها زندگی می‌کند. «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را از بهشتی که گری گک ساخته است بیرون سازد.»

به جای خواندن خزعبلاتی مثل «تاریخ فلسفه کاپلستون» بیایید به شیزورنت‌های یک دانشمند رایانه به اسم گری گِک گوش فرا دهیم. در نظر من ایشون از برجسته‌ترین نوافلاطونی‌های تاریخ است، حتی برجسته‌تر از آلن بدیو و رضا نگارستانی. گری گِک تاریخ «مخفی»ای از توسعه فلسفه، منطق و ریاضیات به تصویر می‌کشد که در نظرش توسط ارسطویی‌ها و اندیشمندان روشن‌گرا مانند نیوتن و ولتر سرکوب شده است. او نظریه توطئه پیچیده‌ و گسترده‌ای که از پس افلاطون تا لایب‌نیتز، کانتور و گودل رد می‌شود را ترسیم می‌کند. او از منطق افلاطونی، آنالیز غیر استاندارد و تمام آن نظریه‌ها و مدل‌های فلسفی-ریاضی که توسط آکادمیا به حاشیه کشیده شده است دفاع می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه جنگی بزرگ ولی مخفی بین اندیشمندان و نظریاتِ تیم ارسطو در مقابل تیم افلاطون وجود دارد. این که چگونه حقیقت، از طریق ریاضیات افلاطونی (لایب‌نیتز، کانتور و گودل) میسر است نه از طریق آنالیز استاندارد نیوتنی. گری گک تنها چند قسمت از مستند ۴۲ قسمته‌اش را در دهه اخیر منتشر ساخته است. شاید او می‌ترسد که ارسطویی‌ها به سراغش بیاید. او در سایه‌ها زندگی می‌کند. «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را از بهشتی که گری گک ساخته است بیرون سازد.»

در تاریخ فلسفه دو جریان فکری و روی‌کرد نسبت به فلسفه و دنیا وجود دارد که از دو غول فلسفه یونان نشات می‌گیرد‌: افلاطون و ارسطو
در تاریخ فلسفه دو جریان فکری و روی‌کرد نسبت به فلسفه و دنیا وجود دارد که از دو غول فلسفه یونان نشات می‌گیرد‌: افلاطون و ارسطو. با خطر ساده‌سازی بیش از حد و عمومی‌سازی ماجرا، می‌توان گفت که ارسطو عمدتا علوم و بخش‌هایی از فلسفه را پی می‌گرفت که در نظر افلاطون خار بود. فلسفه افلاطون انتزاعی و آرمان‌گرایانه بود در حالی که فلسفه ارسطو تجربی و عمل‌گرایانه پیش می‌رفت. تفکر مکتب‌های متاثر از افلاطون معمولا با گفت‌وگو، شعر و هنر بلاغت همراه است ولی مکتب‌های تحت تاثیر از ارسطو با کمک از منطق، علوم طبیعی و تحلیل مسائل را بیان می‌کرد. حد و مرز افلاطون‌گرایی را می‌توان در عرفان و ادیان جست ولی در پوزیتیوسم و علم مدرن است که می‌توان نقش ارسطو را بیش‌تر حس کرد. چنین تفاوت‌هایی در نقاشی «مکتب‌ آتن» رافائل به خوبی به تصویر کشیده شده است؛ در حالی که افلاطون به بالا (آسمان، بهشت، انتزاع) اشاره می‌کند، ارسطو به پایین (زمین، زندگی زمینی، عمل‌گرایی) اشاره می‌نماید. منبع: یک کتابی. صفحه nام.

Bro is mesmerized by Bach's Chaconne This kitty is so me bros

[OC] The Iceberg of discovering new music (Still on hitaus. Will post OCs once in a while.)
[OC] The Iceberg of discovering new music (Still on hitaus. Will post OCs once in a while.)

ستایش‌های زیادی معطوف به شاکن باخ است؛ از مقالات و گفت‌وگو‌های بی‌شماری که راجع به اثر نگارش شده است بگذریم، بهتر است از چندین رمانی هم که این اثر زیر ۲۰ دقیقه‌ای موضوع اصلی‌اش است یاد کنیم. از همین جهت هم ستایش کردن من در نظرم بی‌ذوق جلوه خواهد نمود. فقط بگذارید بگویم که آثار خیلی کمی هستند که حاضرم جانم فدای حتی یک ثانیه‌اشان شود. این فایل یکی از آثار است. تم حزن‌برانگیز رعشه‌اندازی که تمام دالان‌های عمیق غم را می‌پیماید و چنان لحظات میخ‌کوب کننده‌ای را خلق می‌کند که مجبورم می‌کند که من هم برایش رمان بنویسم. آن رمان را با اشاره به اتفاقی واقعی شروع می‌کنم: پس از این که یک بار هنگام شیو کردن به قسمت آخر و اوج شاکن (15:36) رسیدم آن چنان محوش شدم که به اشتباه نزدیک بود به خودم آسیب بزنم. اشک در چشمانم و باریکه خونی روان از صورتم.

چنل رو یه ماه تعطیل می‌کنم. دسترسی پست گذاشتن ادمین‌ها گرفته می‌شه و گروه کامنت موقتا از چنل جدا می‌شه. امیدوارم باعث بشه کمی سر و سامان بدم به خودم.

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ - Estadísticas y analítica del canal de Telegram