دُچار.
Ir al canal en Telegram
درد جدیدی نمونده بود پس به همون قبلیا دچار تر شد.
Mostrar más288
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-430 días
Archivo de publicaciones
288
میدونی من آدم صفر و صدی هستم، یعنی یا برای یکی تا پای جونم هستم، یا یه جوری نیستم که انگار هیچوقت نبودم و این بستگی به خود آدما داره؛ هیچوقت نصفه و نیمه نیستم و آدمای نصفه و نیمه هم توی زندگیم راه نمیدم.
288
فشار روحی روم خيلى زياده
انگار همهچی همزمان ريخته رو سرم
و هیچکدوم هم قصد كوتاه اومدن ندارن
ذهنم يه لحظه هم ساكت نمیشه
هى فكر پشت فكر، هى سناريو پشت سناريو
منم وسطش فقط دارم نگاه میکنم كه چطور
آروم آروم دارم از خودم خالى میشم
يه خستگی عجيبی نشسته تو جونم
كه نه با خواب ميره نه با حرف زدن
فقط هست و سنگینی میکنه روى شونههام
و من هر روز ياد میگیرم چطور باهاش راه برم
بدون اينكه كسی بفهمه چقدر دارم كم ميارم.
288
در هر مرحلهای از بزرگسالی، بیشتر به این پی میبرم که اعتماد به آدمها، صبحهای غمانگیز و شب های دلگیری به همراه داره.
288
خودتون رو وقف ارزش گذاشتن و هدیه دادن چیزهایی که ادم ها لیاقتش رو ندارند، به اونها نکنید.
گاها توقع و انتظارات در بعضی ها تاثیر عکس داره، و اون ها واقعا توانایی هندل کردن اون توجه و انتظاراتی که شما براشون بوجود اوردید رو ندارن.
288
ادمی که در خونه رو به روی هرکسی باز میکنه، میتونه به راحتی خانواده جدید بسازه.
ازین ادم ها دوری کنید.
288
اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم به یاد بیاور که؛ صبور و غمگین چقدر برای روزهای خوب منتظر بودم و به یادم آوازی زمزمه کن، برقص و بلندتر بخند.
288
در نقطه ای از زندگی ایستادم و متوجه شدم که گاهی زمین خوردن ترسناک تر از قربانی شدن، از اذیت شدن، از بین رفتن، رها شدن، از دوست داشته نشدن هست.
زمین خوردن گاهی زخم هایی از تو برجا میزاره که رد اون زخم ها تا ابد باقی میمونن.
تا وقتی اثرشون بمونه، کل وجودت ازون زخم میسوزه، گاهی انگار روی تکه های شیشه خورده راه میری؛ کاری از دستت برمیاد؟ خیر.
میشینی و خونریزی کردنت رو، از دست رفتنت رو، تماشا میکنی.
دلت برای خودت میسوزه؟ البته که فقط خودت میفهمی چقدر داری قربانی میشی.
