es
Feedback
Notre espace

Notre espace

Ir al canal en Telegram

فضای ما. ما اینجا مطالب مرتبط به تئاتر و سینما و موسیقی و نقاشی و حتی حرف‌های روزمره‌مون رو، با‌ شما به اشتراک می‌ذاریم. کانال همسرایان: @HamSoraayaan ارتباط: @Talk_to_Chakavak_bot

Mostrar más
617
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
+530 días
Archivo de publicaciones
نه این سردارِ عثمانی نیست. پرتره‌ی کیارش از نیم‌رخ به قلمِ امیره. خداروشکر سر تمرین استعداد بچه‌ها شکوفا میشه.
+1
نه این سردارِ عثمانی نیست. پرتره‌ی کیارش از نیم‌رخ به قلمِ امیره. خداروشکر سر تمرین استعداد بچه‌ها شکوفا میشه.

+3
Leonard Bernstein Conducts Mahler‘s Symphony No. 1 in D Major -Titan- New York Philharmonic Orchestra, Columbia Records, 1967
از concer(nu)

بهار، تابستان، پاییز، زمستان... و بهار (۲۰۰۳) کارگردان: کیم کی‌دوک سینمای کره جنوبی ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️... به جرأت می‌گم بهترین فیلمی
+6
بهار، تابستان، پاییز، زمستان... و بهار (۲۰۰۳) کارگردان: کیم کی‌دوک سینمای کره جنوبی ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️... به جرأت می‌گم بهترین فیلمی که از سینمای شرق آسیا دیدم! با آروم‌ترین سرعت ممکن دیدمش و هزاران بار سکانس‌هایی رو زدم عقب. کاری که تنتِ نولان توی سه ساعت با کلی تجهیزات و بودجه و سروصدای الکی نتونست بکنه رو این فیلم توی یک ساعت و چهل و پنج دقیقه کرد! درود بر سینمای آسیا!

با قسمت هفت فصل دوم فمیلی گای خیلی هم‌دردی کردم.

..

نمیدونم چطوری توصیف کنم که چندتا قطعه آلبوم The phantom agony از Epica با روح و روانم چیکار میکنه!

3:01❤️ @NotreEspace

امروز و سرصبحی با استرنیدبرگ!

درسته خیلی خوابم میومد و خودمو فحش می‌دادم ولی خیلی چسبید!

خودِ جناب استریندبرگ ساعت ۱۰ صبح جمعه نمایشنامه‌اش رو نمی‌خوند که بعد ما داریم میریم بخونیم.

باتوجه به این‌که همیشه می‌پرسید چه اجرایی رو توی مشهد یا تهران ببینیم، الان این کار جدید دوستانم در مشهد رو بهتون پیشنهاد میکنم. متاسفانه خودمون نیستیم که ببینیم اما باور دارم به انرژیِ خوبِ کارهای برآمده از گروه‌های دانشجویی😃⚡️

|پوستر تئاتر «سایه‌لیر» با طراحی «امیرعلی احمدی» رونمایی شد| . |بر اساس نمایشنامه شاه‌لیر اثر ویلیام شکسپیر | • طراح و کارگرد
|پوستر تئاتر «سایه‌لیر» با طراحی «امیرعلی احمدی» رونمایی شد| . |بر اساس نمایشنامه شاه‌لیر اثر ویلیام شکسپیر | • طراح و کارگردان: مبینا فتاحی . • بازیگران: انیس نهبندانی|علیرضا احمدی . |گروه کارگردانی| • دستیارکارگردان: یاسمین رحمانی‌فر • طراح گریم: یاسمین رحمانی‌فر • مجری گریم: بیتا عراقی • طراح تیزر: محمد آتشی • انتخاب موسیقی و اتاق‌فرمان: ارمیا بسکابادی • منشی صحنه: رضا احمدسرائی • مدیرصحنه: کیمیا پارسا . |گروه روابط عمومی| • یاسمین رحمانی‌فر • پوریا جلالیان . • مکان: سرافرازان۹، موسسه آموزش عالی اقبال لاهوری، پلاتو. • زمان: از ۲۵ آبان‌ماه هر شب ساعت ۱۹:۳۰. تهیه بلیط از طریق گیشات : https://gishot.ir/e?m=164979

اسم استادای امروزم: کوشیار، مازیار، رامیار جالبه

پنج‌شنبه‌ها دوست دارم به جای دوتا گوش چهارتا گوش داشته باشم برای شنیدن تدریس اساتید و به جای دو دست چهار دست برای نوشتن جزوه‌شون. انقدر خوبن!

خدایا چرا طوس انقدر احمق و رومخه! (طوسِ شاهنامه)

-

یگوروشکا طاق‌باز خوابیده و دست‌ها را زیر سر نهاده بود و آسمان را تماشا می‌کرد. شفق را دید که چگونه افق را به آتش کشید و خاموش شد. فرشته‌های نگهبان، بال‌های زرین خود را بر افق می‌گستردند و آماده‌ی خواب می‌شدند. روز به خوشی پایان یافت و شبِ شیرین و آرامی آغاز شد. اینک آن فرشتگان می‌توانستند در خانه‌ی خود، در آسمان، به آرامی قرار یابند. یگوروشکا دید که آسمان رفته رفته به تاریکی می‌گراید و خیمه‌ی سیاه شب بر زمین فرود می‌آید ستاره‌ها یک یک روشن می‌شوند. وقتی دیر زمانی به آسمان ژرف خیره می‌شوی و چشم از آن بر نمی‌داری، افکار و روحت به دلیلی نامعلوم در هم می‌آمیزند و آن‌گاه به تنهایی خود پی می‌بری. رفته رفته خود را به شکل چاره ناپذیری تنها احساس می‌کنی و هرچه پیشتر در چشمت نزدیک و عزیز بود، بی‌نهایت دور می‌شود و ارزش خود را می‌بازد. اخترانی که از هزاران سال پیش از تارک آسمان به زمین فرو می‌نگرند و خودِ آسمان اسرارآمیز و پرده تاریکی... وقتی با این همه رو در رو می‌شوی، هیچ یک زندگی کوتاه آدمی را به چیزی نمی‌گیرند. سعی می‌کنی معنی اجزای این چشم انداز بی‌پایان را دریابی، اما آن‌ها با سکوت خود روحت را می‌آزارند. آن‌گاه تنهایی گور را که در انتظار یک یک ماست به یاد می‌آوری و جوهر حیات در چشمت جلوه‌ای تهی از امید و هولناک می‌یابد... یگوروشکا به مادربزرگش می‌اندیشید که زیر درخت‌های آلبالوی گورستان خوابیده بود. او را خفته در تابوت به یاد آورد، با دو سکه پنج‌ کوپکی بر چشمانش. بعد در تابوت را بستند و آن را در گور پایین بردند. صدای طنین فروریختن خاک بر در تابوت را نیز به یاد آورد. مادربزرگش را در تابوت تنگ و تاریک تصور کرد، تنها مانده و دستش از همه جا کوتاه. در صفحه خیال پسرک، تصویری از مادربزرگ نقش بست که ناگهان بیدار می‌شود و نمی‌فهمد کجاست. بر درِ تابوت می‌کوبد و کمک می‌طلبد و سرانجام از وحشت بی‌حال می‌شود و توان می‌بازد و دوباره می‌میرد. آن دیگران را نیز مرده در نظر آورد، مادر جانش و پدر کریستوفر و کنتس درانیتسکایا و سولومون. اما هرچه کرد، نتوانست خود را در تابوت تاریک مجسم کند، مرده و دور از خانه و وانهاده و ناتوان. نمی‌توانست امکان مرگ را برای خود بپذیرد و احساس می‌کرد که هرگز نخواهد مرد.
داستان بیابان، آنتوان چخوف، ترجمه سروش حبیبی، نشر ماهی.

The Music Room (1958) اتاق/جعبه موسیقی کارگردان: ساتیاجیت رای ⭐️⭐️⭐️ داستان مردی میانسال و اشراف‌زاده که به مرور زندگیش رو به
+9
The Music Room (1958) اتاق/جعبه موسیقی کارگردان: ساتیاجیت رای ⭐️⭐️⭐️ داستان مردی میانسال و اشراف‌زاده که به مرور زندگیش رو به زوال می‌ره؛ به نوعی، فول فئودالیسم و ظهور سرمایه‌داری. سرشار از رقص‌، آواز و موسیقی زیبای هندی.

خواستیم یه فیلم هندی ساخته‌ی سال ۱۹۵۸ ببینیم و کیارش خیلی جدی میگه اینو ببینم ادعای انتلکتی می‌کنم!

البته نه اینکه قبلش نبوده باشمااا ☺️🤝