1 179
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1930 días
Archivo de publicaciones
1 179
سلام بر آنان که
بلد نیستند از مسیر نور(#خدا)دور شوند
حتی اگر سایههای دنیا
بر شانههایشان سنگینی کند
سلام بر آنان که بلد نیستند
دل را از یاد خدا خالی کنند،
آنان که هر شکست را
سجدهای پنهان میدانند
و هر اشک را وضویی برای دیدار نور
-صبحبخیر🌱
1 179
دوش آن بت من دست در اغوشم کرد
بگرفت و بقهر حلقه در گوشم کرد
گفتم صنما زعشق توبخروشم
لب بر لب من نهاد و خاموشم کرد
#عین_القضات
@badeh1299
1 179
میتوانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین گوشهی دنیا بشوی
ساده نگذشتم از این عشق، خودت میدانی
من زمینْگیر شدم تا تو، مبادا بشوی
من و تو مثل دو تا رودِ موازی بودیم
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی
دانهی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی
گرهای بود که تا باز شود فهمیدم
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی
بعد از این، مرگ نفس های مرا می شمرد
فقط از این نگرانم که تو تنها بشوی
#مهدی_فرجی
@badeh1399
1 179
اگر ز گور به جایی دری نباشد چه؟
وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟
گرفتم اینکه دری هست و کوبهای دارد…
در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟
کفنکِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم
دبیر محکمه را دفتری نباشد چه؟
شرابِ خُلَّرِ شیراز دادهام از دست…
خبر زِ خمرهی گیراتری نباشد چه؟
چنین که زحمتِ پرهیز بُردهام اینجا،
به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟
بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟
در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟
#حسین_جنتی
@badeh1299
1 179
روی بر خاکِ عجز، میگویم
هر سحرگه که باد میآید:
«ای که هرگز فرامشت نکنم
هیچت از بنده یاد میآید؟»
1 179
آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
بیدل و بیخودت کنم در دل و جان نشانمت
آمدهام بهارِ خوش پیشِ تو ای درخت گل
تا که کنار گیرمت، خوش خوش و میفشانمت
آمدهام که تا تو را جلوه دَهَم در این سرا
همچو دعای عاشقان فوقِ فلک رسانمت
آمدهام که بوسهای از صنمی ربودهای
بازبده به خوشدلی خواجه که واسِتانمت
گل چه بُوَد که کُل تویی ناطقِ امرِ قُل تویی
گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت
جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی
فاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت
صیدِ منی شکارِ من گرچه ز دام جَستهای
جانبِ دام باز رو وَر نروی بِرانمت
شیر بگفت مَر مَرا نادره آهوی برو
در پی من چه میدوی تیز که بردَرانمت
زخم پذیر و پیش رو چون سپرِ شجاعتی
گوش به غیر زِه مَده تا چو کمان خَمانمت
از حدِ خاک تا بشر چند هزار منزلست
شهر به شهر بُردمت بر سَرِ ره نمانمت
هیچ مگو و کف مکن سَر مگشای دیگ را
نیک بجوش و صبر کن زانکِ همی پزانمت
نی که تو شیرزادهای در تَنِ آهوی نهان
من ز حجاب آهوی یک رَهه بگذرانمت
گوی منی و میدوی در چوگانِ حکمِ من
در پی تو همی دَوَم گرچه که میدوانمت
#مولوی
@badeh1399
1 179
مقامِ امن و مِیِ بیغَش و رَفیقِ شَفیق
گَرَت مُدام مُیَسَّر شود زِهی توفیق
«جهان و کارِ جهان جمله هیچ بَر هیچ است»
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق!
#حافظ
@badeh1399
1 179
هرکه خودبین و خودآرا، ز هنر بیخبرست
همچو طاووس که پر زینت و کم پرواز است
#کلیم_کاشانی
@badeh1399
