es
Feedback
𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

Ir al canal en Telegram

𝐃rug,𝙎moke,𝐌aybe s’ex,

Mostrar más
874
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
You have me,until every last star in the galaxy dies✨

Repost from N/a
که بوسیدنی ست، گوشه لبت حین لبخند

اما اگر بهم فرصت بدی ، خلافشو بهت ثابت میکنم رئیس کیـم !

Repost from N/a
زندگیم شده مثل یه فیلم که هزار بار دیدمش همون قدر تکراری همون قدر حوصله سر بر صبح بیدار میشم به امید اینکه شب بشه و شب میخوابم به امید اینکه صبح بیدار نشم اگه این دوران بهترین دوران زندگیمونه بقیش چیه؟

Repost from N/a
اگه بعنوان فردی بودم که کورِرنگی داشت؛ قطعا میومدم دنیای خاکستریم رو طبقه‌بندی میکردم و برای هر رنگش اسم میذاشتم! خاکستری صدفی، خاکستری همرنگ دریا، خاکستری ماه، خاکستری زغالی،خاکستری کوسه‌ای، خاکستری نقره‌ای! ،خاکستری روشن، خاکستری تیره و مشکی و... و ترجیح میدادم تو دنیای تیره‌ و تارِ خودم بمونم و هیچوقت رنگِ روشنایی مختلف نبینم! چون اینجوری اگه یک‌لحظه احساس تنهایی میکردمُ نبودی، نابود میشدم.

Repost from N/a
𝖬𝗒 𝗋𝗈𝖺𝗆 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝗋𝖾𝖾𝗍𝗌 𝗈𝖿 𝖳𝗈𝗄𝗒𝗈 𝖺𝗍 𝗆𝗂𝖽𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 ...

🩸 𝄒᳡᷼᥆vꫀ𝂅‌ 𝀚𝐖𝐈𝐋𝐋 ּ 𝕱𝗎𝖼𝗄 ⴁꪫᥙ 𝗎𝗉 "更的" 𝐓𝗁𝖺𝗇 𝕯ɾᥙɠ᥉݁ 𝐄 𝐕 𝐄 𝐑 𝐖𝖎𝖑𝖑ぃ
+1
🩸 𝄒᳡᷼᥆vꫀ𝂅‌ 𝀚𝐖𝐈𝐋𝐋 ּ 𝕱𝗎𝖼𝗄 ⴁꪫᥙ 𝗎𝗉 "更的" 𝐓𝗁𝖺𝗇 𝕯ɾᥙɠ᥉݁ 𝐄 𝐕 𝐄 𝐑 𝐖𝖎𝖑𝖑ぃ

Repost from N/a
+چرا موهاتو زدی؟ -شاهزاده ها چه زمانی موهاشون میزنن؟ +زمانی که خودشون متعهد به کسی بدونن؟ -موهامو زدم تا ثابت کنم تو مال منی..تا ثابت کنم به شخص دیگه ای تعهد دارم..

وجودت‌مثل‌سیگاره مضری‌ولی‌لذت‌بخش بدنت‌مثل‌دودی‌که‌از‌بین‌لبام‌خارج‌میشه روی‌کمرم‌میرقصه‌و‌‌صفحه‌تماشای‌مقابلم‌رو‌زیباترمیکنه
وجودت‌مثل‌سیگاره مضری‌ولی‌لذت‌بخش بدنت‌مثل‌دودی‌که‌از‌بین‌لبام‌خارج‌میشه روی‌کمرم‌میرقصه‌و‌‌صفحه‌تماشای‌مقابلم‌رو‌زیباترمیکنه‌ _

Repost from N/a
اگر فقط می‌تونستم به گذشته برگردم؛ هرگز دوباره باهات حرف نمیزدم. بلکه مستقیم توی چشم هات زل میزدم؛ از کنارت رد میشدم.

Repost from 北の月
من صبر کردم! خیلی ام صبر کردم؛ اونقدر که زندگی داره بهم میگه دیگه روزای اخرعمرته، تمومش کن این انتظارو. ۲۰ سال تموم انتظار کش
+1
من صبر کردم! خیلی ام صبر کردم؛ اونقدر که زندگی داره بهم میگه دیگه روزای اخرعمرته، تمومش کن این انتظارو. ۲۰ سال تموم انتظار کشیدم به امید اینکه دوباره بیای و بهم بگی من همیشه مراقبتم و کنارتم. دوباره روز تولدم برسه و بگی باهم بریم یه تولد دونفره بگیریم، شبا دوتایی توی پارک قدم بزنیم. روزای زیادی رو تو تنهایی به سر بردم. یادته اوایل از تنهایی میترسیدم؟ بعد از رفتنت به تنهایی بدجور عادت کردم. روزایی که میترسیدم و گریه میکردم. فقط من بودم و یه تنهایی بزرگ که بغلم میکرد. تو قول داده بودی برمیگردی نگو که این سرنوشت مزخرف من و تو رو برای همیشه برای هم تموم کرده. نگو ک صبر کردنم الکی بوده. همینطوری که به گوی برفی توی دستش خیره شده بود و باخودش حرف میزد صدایی از درون قلبش بهش گفت: ما همیشه برای هم هستیم جسیکا ،هیچ چیز نمیتونه مارو اینجا از هم جدا کنه ،من تو این دنیا همچنان منتظر اغوش گرم تو هستم♡