es
Feedback
𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

𝐃𝖾𝗏𝗂𝗅 𝐊𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋

Ir al canal en Telegram

𝐃rug,𝙎moke,𝐌aybe s’ex,

Mostrar más
874
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
🧠: احساستو خاموش کن ! 🫀:نه 🧠:خاموشش کن !!!!!

Repost from N/a
Oh...i love it 🌪

Repost from N/a
چون‌تو‌کنارمی‌قشنگ‌میخندم‌هیونگ‌ وگرنه‌کی‌میتونه‌با‌این‌همه‌خستگی‌بخنده؟

Repost from N/a
می‌دونی چیـکار کـردی با قلبِ ســرد شدهٔ مـن؛ آفرودیـت؟ من فقط مجذوبِ رنگ هایی شدم که رقصِ قلمِ تو، نقشِ زیبایی از آمیخته شدن‌ـشون به تصویر گذاشته بود؛ اما الان که چشم‌ـای شیرین‌ـت رو به خواب دعوت کردی و مالـکِ قلبِ من شدی، کلمات رو روی این کاغذ به نمایش می‌ذارم تا به جای دیدنِ سقوطِ دریای چشمای مجنون کنندهٔ تـو، دلبـری های شیرین‌ـت باشه که آخرین خاطره رو توی کتـابِ عشق‌ـمون حـک می‌کنه. مـاهِ شیرینِ من؛ تو شدی نقاشِ ماهری که سیاهی رو از روحِ تاریکِ من گرفت و گرمیِ وجودش تمامِ من رو نوازش کرد؛ تو شدی مرهم برای تک تکِ زخم هایی که روی قلب‌ـم همیشگی شدن‌ـشون رو به یادگار گذاشته بودند؛ تو شدی نورِ امید برای جسمی که تاریکی اون رو محاصره کرده بود تا درد به بند بندِ روح‌‌ـش منتقل بشه؛ تو شدی تمامِ من و من، شیفتهٔ لب های تو که زیباییِ صدای موج های دریا رو به گوشِ من می‌رسونه؛ من شدم دلباختهٔ پژواکِ صدای تو که روحم رو نوازش می‌کنه؛ من شدم شیـدای هر خاطره ای که تو در اون لبخند می‌زدی؛ من شدم دلدادهٔ تو‌ و تو، دل نبند به دیدنِ دوبارهٔ این عاشق؛ شاید دوباره هیچ وقت همدیگه رو ملاقات نکنیم اما آفرودیـت؛ فراموش نکن کن تا همیشه، دوســتت دارم. -لیـِن.

Repost from N/a
بعضی وقتا باید از احساسات دست بکشی تا بتونی ازشون محافظت کنی.

Repost from Так
«موج‌دریایِ‌چشمات‌،ساحل‌قلبم‌روتا‌مرگ‌می‌کشونه.»

Repost from N/a
تقویم ماه افتخار امسال🏳‍🌈🫶🏻✨
تقویم ماه افتخار امسال🏳‍🌈🫶🏻✨

Repost from N/a
منو هر جور ببینی شبیه یک سفرنامم ...
منو هر جور ببینی شبیه یک سفرنامم ...

- زیبایِ آسمانیِ من؛ فرشته‌یِ دست نیافتیِ من، گلبرگ لطیفِ من. سخته کلماتی که عاشق شنیدنشون بودی رو آخرین بار، نه به زبون، که بر روی کاغذ بیارم. اما الان، نه زمانی برام باقی مونده و نه فرصت دوباره‌ای. فقط همین یک تکه‌کاغذ و قلمی که امیدوارم جوهرش تا پایان این نامه تموم نشه؛ پس مهم نیست بشنوی یا بخونی، تنها چیزی که در لحظه اهمیت داره اینه که من، حقیقی‌ترین محبوبم رو برای آخرین بار با القابی که عاشقشون بود خطاب کنم. الان که داری این نامه رو می‌خونی، من روی آخرین صندلیِ انتهایی‌ترین کوپه‌ی قطاری قدیمی نشستم، سرم رو به پنجره‌ی کدر و تارش تکیه دادم و سعی می‌کنم با بستن پلک‌هام چهره‌ی معصومت رو موقع لبخند زدن تصور کنم. می‌دونی چرا تصمیم گرفتم بدون خداحافظی ازت جدا بشم؟ از این‌که ازم متنفر بشی نمی‌ترسیدم، از این‌که نخوای هیچ‌وقت برگردم هم نمی‌ترسیدم. اما از سقوط اشک‌هایِ بلورینت، وقتی داشتی برای آخرین بار در آغوشم می‌گرفتی می‌ترسیدم. تو با لبخند‌هات زیباتری، تو با خنده‌های شیرینت خیلی خیلی زیباتری. نمی‌خواستم آخرین تصوری که چشم‌هام ازت می‌بینه، نگاه غمزده‌ات باشه. حالا این‌جا نشستم، مهم نیست چه‌قدر تنها، چه‌قدر غریب، می‌تونم چهره‌ی خوشحالت رو تصور کنم و قلبم گرم بشه. شاید دلتنگم بشی، شاید چشم انتظارم بمونی یا حتی نبودنم رو انکار کنی، نپذیری؛ اما بهت قول می‌دم می‌گذره. زندگی جریان داره و تو حق نداری ازش عقب بمونی، راکد بشی. پنجره‌ها رو باز می‌کنی. هرچقدر سخت، هرچقدر دیر، پنجره‌ها رو باز می‌کنی و تو هوایی که من دیگه نیستم تا باهات شریک بشم، نفس می‌کشی. مهم نیست شب‌هایِ تاریکت چقدر طولانی بشه، مهم نیست قطارِ من کی به مقصد می‌رسه. خورشید برای قلبِ مهربونت طلوع می‌کنه و من بالاخره توی خلوت‌ترین ایستگاه این جهان پیاده می‌شم. ازت نمی‌خوام که منتظرم بمونی، بهت قول نمی‌دم که برگردم. اما بخاطر من که نه، بخاطر تک تک ثانیه‌هایی که انگشت‌هام موهایِ ابریشمی‌ات رو نوازش می‌کرد، هم که شده، ژانویه که رسید توی گلدون‌هایِ باغچه‌ی کوچیکت گل‌برفی بکار. بخاطر من نه، بخاطر خودت هم که شده گل‌برفی بکار. حتی اگر سردترین زمستون سال از راه رسید، حتی اگه امیدی به بهار نبود، گل‌برفی بکار. نذار روحی که کنارت جا گذاشتم آواره و سرگردون بمونه. این نامه رو قبل از تموم شدن جوهر قلمم همین‌جا تموم می‌کنم. چشم‌هات رو، گونه‌های سرخ از خجالتت رو، انگشت‌های یخ زده‌ات رو، موهای خرمایی رنگ و لب‌های زیبات رو می‌بوسم. حتی اگر هیچ‌وقت دوباره هم‌دیگه رو پیدا نکردیم؛ یادت نره تا همیشه دوستت دارم. " از طرف مردی که قول داده بود بخاطرت انسان بهتری باشه، به گل‌برفی‌. "

ایــن‌زندگــیه‌قلــب همیشــه‌قرار‌نیســت‌بخــندونه؛ ولــی‌هر‌غمــی‌هم‌قـرارنیســت‌‌‌بُکشــه... ببین‌زندگــی‌کردم‌،دارم‌زنــدگی‌می‌کنم؛ از‌تمــوم‌ِاشتــباهاتم‌درس‌می‌گیــرم؛ دیــگه‌درو‌غ‌هات‌رو‌باور‌نــمی‌کنم... دارم‌بزرگ‌میشم‌حتــی‌اگه‌دیــرشده‌‌باشــه... اگه‌از‌من‌پرسیدن‌بهشـون‌بگو"تمــوم‌شد" "من‌بیخیالــش‌شدم‌و‌اون‌رفــت" بهشون‌بگو "خیلی‌اشـک‌ریخت‌ومن‌کـاری‌نکردم‌..."

تهیونگ اسلحه رو‌ روی شقیقه اش گذاشت و به چشمای پسر خیره شد و نیشخند کوچیکی‌ به پسر زد . +داری چیکار می‌کنی تهیونگ.. اون لعنتیو بیار پایین! _دلیلی برای انجامش نمیبینم جئون . +چی داری میگی روانی.. تمومش کن این مسخره بازیو؛ _چرا هیچ تلاشی برای متوقف کردن این آدم روانی نمیکنی جئون؟! کوک سرشو به طرفی کج کرد و چشماشو ریز کرد و به مردِ روبه رو خیره موند. تهیونگ نیشخند صدا‌داری زد و اسلحه‌رو پایین آورد؛ _وانمـود‌نکن‌مـردنم‌هنوزم‌بـرات‌اهمیت‌داره‌جـئون .

Repost from N/a
امیدوارم نسل انسانا هر چه زودتر منقرض شه.

Repost from N/a
377 days left until the moon returns home 🤎 502 days left until the sun of my life returns home.🎞

Cast into your golden eyes Makes me feel alive again Aquarian Aquarian

Repost from N/a
- من مجنونت شدم جئون .. + یه شاهزاده که شیفته ی محافظ شخصیش شده .. درسته کیم ؟
- من مجنونت شدم جئون .. + یه شاهزاده که شیفته ی محافظ شخصیش شده .. درسته کیم ؟

Repost from N/a
"من‌جایی‌مابین‌کلمات؛خنده‌هات؛چشمات؛اغوشت‌ولب‌هات،عاشقت‌شدم..!"
"من‌جایی‌مابین‌کلمات؛خنده‌هات؛چشمات؛اغوشت‌ولب‌هات،عاشقت‌شدم..!"

Repost from دژم؛
تابحال شده بخوایین فراموشی بگیرین؟

𖥻 𖥨 ֶָ 𝐋𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾.𝐏𝗋𝗂𝗇𝖼𝖾𝗌𝗌 ⌫ ꗃ
+1
              𖥻 𖥨 ֶָ  𝐋𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾.𝐏𝗋𝗂𝗇𝖼𝖾𝗌𝗌  ⌫  ꗃ

Repost from N/a
── 𐬍 🐋☁️ اینجا وایب دریا گرفته که صاحبش قطعا با جادوی دریاییش همیشه خوشحالمون میکنه و پروانه های وجودشو تو قلبمون می‌فرسته :) Ⱁ

ᥐ ࣪ ᳝ 𝗧𝗁𝖾 𝗢𝗇𝖾 𝗪𝗁𝗈 𝗜𝗌 𝗗𝗋𝗈𝗐𝗇𝖾𝖽 𝗜𝗌𝗇'𝗍 𝗔𝖿𝗋𝖺𝗂𝖽 𝗢𝖿 𝗚𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗪𝖾𝗍 . ִֶָ
+1
ᥐ ࣪ ᳝ 𝗧𝗁𝖾 𝗢𝗇𝖾 𝗪𝗁𝗈 𝗜𝗌 𝗗𝗋𝗈𝗐𝗇𝖾𝖽 𝗜𝗌𝗇'𝗍 𝗔𝖿𝗋𝖺𝗂𝖽 𝗢𝖿 𝗚𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗪𝖾𝗍 . ִֶָ