1 962
Suscriptores
+124 horas
+87 días
+2230 días
Archivo de publicaciones
1 961
سپس راه افتاد ، به سمت دور ؛
ماورای تمام باورهایش!
آنجا که میخواست تنها با خودش ملاقات کند …
@donntnow |
1 961
هذا العطرُ الذی تضعینَهُ على جُسُدِکْ ؛
هو موسیقى سائِلهْ
و هو توقیعُکِا لخُصوصیْ ؛ الذی لایمکن تقلیدُهْ …
- این عطر را که به خودت میزنی؛
موسیقی آرامی است
با امضای خاصِ تو که جعلاش محال است...!
- نزار قبانی
@donntnow |
1 961
اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائى؛
وَ اَفْرَطَ بى سُوءُ حالى وَ قَصُرَتْ بى اَعْمالى وَ قَعَدَتْ بى اَغْلالى …
- خدايا!
بلايم بزرگ شده و زشتى عالم از حدّ گذشته و كردارم خوارم ساخته و زنجيرهاى گناه مرا زمينگير نموده …
@donntnow |
1 961
هیچ گرفتاری و بلایی نیست مگر آن که نعمتی از خداوند ، آن را در میان گرفته است …
- امام حسن عسکری علیهالسلام
@donntnow |
1 961
آنچه در تاریخ خسته کنندهی این ملک زود به چشم میخورد نه تنها جمع تضادهاست بلکه جمع بیثباتیها هم هست …
📚نمایش در ایران
@donntnow |
1 961
کار دلم به جان رسد،
کارد به استخوان رسد،
ناله کنم بگویدم:
«دم مزن و بیان مکن!»
1 961
کسی میخواستم از جنس خود
که او را قبله سازم
و روی به او آرم
که از خود
ملول شده بودم.
#مقالات_شمس
1 961
و گفت آداب سفر کردن آن است که هرگز از قدم نایستی تا دلت آرام گیرد ؛
آنجا که دل آرام گرفت ؛ مقصد است …
📚 تذکرة الاولیا
@donntnow |
1 961
از این میترسم که شبی در پس جنگهای شبانهام با بیداری، خواب را در خاک گرم بالش به همراه خیالهای باطل در جهنمی داغ دفن کنم و اشعههای نشاط آدمی را در پردهای ضخیم از ناامیدی گرفتار کنم ؛
زیرا زندگی طعم عادی بودن را به خود گرفته و رنجها در جسمهای جوانمان به پیری رسیدهاند …
پس چارهای جز سازش نیست!
و روزی که به غمهای خود عادت کنیم ، فرسودهتر از آنیم که به جهان نگاهی غریب و گیرا داشته باشیم.
حال از تو میپرسم؛ اگر اینها نباشند پس انتهای راه ، چه چیز دیگریست که انتظار ما بکشد!؟
@donntnow |
1 961
حداقل اتفاقی بیا!
شبیه همان اولین دیداری که مرا به خنده زیبای تو دعوت کرد …
یا همان بوسهای که از تو بر گونهام به جا ماند ؛ همانقدر شیرین، خواستنی و خوشایند …
@donntnow |
1 961
لم تخلق قلوبنا حتى ترهق بمن لا يستحق
قلب های ما ساخته نشدند تا بخاطر بی لیاقت ها بسوزند
1 961
بخشی از پریشانیِ تو ناشی از یک خشم مدفون است.
چیزی در تو هست، نوعی ترس و کمرویی، که اجازهی ابرازِ خشمت را نمیدهد.
به جای آن به فروتنیات مینازی ؛ نوعی پاکدامنیِ اجباری برای خود پدید آوردهای!
احساسات را در عمق مدفون میکنی و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی، تصور میکنی یک قدیسی.
فرو خوردنِ خشم، انسان را بیمار میکند.
📚وقتی نیچه گریست
@donntnow |
1 961
و کاش در پایان مینوشتم که حتی اگر قرار آمدن نداری، در نامههایت چیزی از آن به من نگو!
من، احتمال آمدنت را دوست دارم…
از تمام دلخوشیها، تنها احتمال آمدن تو برایم باقی مانده است…
لااقل تا عبور پاییز صبر کن؛ حجم اندوه من در این مدت، بسیار لبریز است...
@donntnow |
1 961
من علامات النضج أن الكلمات الجميلة
لم تعد تؤثر بك أو تبهرك أو تشعرك بالحب؛ فقط
وحدها المواقف والأفعال هي من تقوم بذلك.
از نشانههایِ پختگی اینست که کلماتِ زیبا تو را تحتِ تأثیر قرار نمیدهد یا شیفته نمیسازد و احساسِ عاشقی به تو دست نخواهد داد .
تنها عملکرد است که در تو همچین احساسی به وجود خواهد آورد.
- جبران خلیل جبران
@donntnow |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
