es
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Ir al canal en Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Mostrar más
1 952
Suscriptores
+224 horas
+137 días
+2030 días
Archivo de publicaciones
در هم تنیده‌.
در هم تنیده‌.

من آدم‌ها را دوست دارم ولی از خودم در عجب‌ام. هر چه‌قدر که نوع بشر را به طور کلی دوست دارم، همان‌قدر از آدم‌ها به طور مشخص، از آدم‌های دور و برم بیزارم. در عالم فکر و خیال، تمایلات پرشوری برای خدمت به‌ نوع بشر دارم؛ یعنی، برای خدمت به نوع بشر، اگر لازم باشد، حاضرم تا پای چوبه‌ی دار هم بروم! ولی در عالم تجربه‌های شخصی، خوب می‌دانم که حتّی دو روز نمی‌توانم با یک انسان در یک اتاق به سر ببرم. به محض این‌که یک نفر به من نزدیک می‌شود، شخصیتش کلافه‌ام می‌کند و احساس می‌کنم آزادی‌ِ مرا سلب کرده! بهترین آدم دنیا هم که باشد، ظرف یک روز از او بدم می‌آید. از این یکی به‌خاطر این‌که سر سفره غذایش را طول می‌دهد و از آن‌یکی به خاطر این‌که سرماخورده و دائم دماغش را بالا می‌کشد. به محض این‌که با یکی ارتباط پیدا می‌کنم، تبدیل می‌شوم به یک آدم انسان‌گریز. خلاصه این‌که وضع من از این قرار است که هرچه‌قدر از آدم‌ها منفرداً بیزارم، همان‌قدر بشریت را مجتمعاً دوست دارم.

حال کانال چقدر شبیه خودمه؛ متروکه، آشفته، خسته.

دمتون گرمه‌ها 💙
دمتون گرمه‌ها 💙

دمتون گرمه‌ها💙
دمتون گرمه‌ها💙

پاک کنیم بره این‌جارو یا همچنان باشیم دور هم؟ https://telegram.me/BChatBot?start=sc-9129-fpRsqB0

Sleepy Rain.mp33.84 MB

دارم تمام سعی‌ام را می‌کنم که بنویسم اما هر کلمه‌ای که از قلمم بیرون می‌پرد، از نفس افتاده است و مثل یک نهنگ چند تنی، کرخت و خسته، می‌افتد روی ساحل کاغذها. آنقدر سکوت کردم که تمام واژه‌ها کپک زدند اما وقتی گوش شنوایی نیست، بگذار باغچه‌ی شعرهایمان را قارچ‌ها ببلعند و جوهر نوشته‌هامان زیر خروارها جلبک بماند! دیگر اهمیتی ندارد.

Repost from N/a
توی دلم گفتم عزیزدلم، با نگاهت مرا بدوز، به هرجا که دلت می‌خواهد بدوز، به زندگی، به مرگ، به عشق، به هرچه دوست داری.

یک چيزی را از من گرفته‌اند. نمی‌دانم چه‌ كسی و كجا و چرا؟ شايد اصلاً پيش از تولدم آن را از من گرفته باشند. شايد كه من اصلاً بی‌سامان به دنيا آمده باشم و همه‌ی عشق من به تو چيزی جز جست‌وجوی قرارگاهی بر روی خاک نباشد. نمی‌دانم؛ اين‌جا، وضع خيلی خراب است.

اكنون بعد از اين همه سال، در قفس باز شده بود و بايد پرواز می‌كردم. مانند تيرى كه از چله رها می‌شود بايد به آسمان می‌رفتم. اما كدام آسمان؟

Deli Ke Man Daram-Demo.mp34.21 MB

دوستت دارم و از گفتن آن به تو واهمه ندارم، دوستت دارم و اگر برایت ملال‌آور نباشد بارها برایت می‌گویمش. دوستت دارم حتی اگر وصالی نباشد، دیداری نباشد، لمسی نباشد. دوستت دارم از هرکسی و از هرچیزی بیشتر، آن‌چنان که تاکنون هیچ‌چیز را بیشتر از تو دوست نداشته‌ام. دوستت دارم حتی زمانی که خودم را دوست ندارم، تو را دوست دارم حتی زمانی که خودت را دوست نداری! دوستت دارم، از امتداد روشناییِ روز تا تاریکی شب، دوستت دارم به نومیدیِ شاخه‌ای تکیده، به لطافت برگی باران‌دیده. تو را همچون گنجینه‌ای در قلبم گنجانده‌ام، دوستت دارم. دوستت دارم و اگر شنیدنش تسکین‌دهنده باشد، باز هم می‌گویمش. دوستت دارم. با کاربلدی و با نابلدی، دوستت دارم. دوستت دارم حتی اگر روزی فرصتش نشد به تو یادآوری کنم که دوستت دارم و اگر روزی جلوی راهت قرار گرفتم و با گریه به تو گفتم دوستت دارم، متحیر نشو.

وقتی به زندگی‌ام و رنگ پنهانی‌اش نگاه می‌کنم، احساسی مانند لرزیدن اشک در چشم‌ها به من دست می‌‌دهد. درست مثل این آسمانی که الآن دارد با این شدت اشک می‌ریزد. هم‌زمان هم باران در آن وجود دارد و هم آفتاب، هم ظهر و هم نیمه‌شب. هم غروب و هم طلوع، هم غم و هم اشتیاق.

Salar-Aghili-Delbaste-Shodam-320.mp38.32 MB

حتی اگر هرگز بار دیگر تو را نبینم، احتیاج دارم بدانم که جایی در این شهر کثیفِ ترسناک، در گوشه‌ای از این جهنمِ سیاه، تو هستی و مرا دوست داری!

وابستگی به هیچ عنوان نمودی از علاقمندی ندارد. در وجود همه‌ی ما ضعف‌ها و خلأهایی غیرقابل انکار از احساس‌های گوناگون بوده و همین سبب مراجعه‌ی ما به دنیایی خارج از دنیای درون بوده است. برخی خلأ را عقده قلمداد می‌کنند غافل از آن‌که خلأ‌ها فارغ از هر محدودیتی، شامل هر نوع حس کشف نشده، تجربه نشده، و حتی درست تجربه نشده و کم تجربه شده می‌شوند و سراسر زندگی اجتماعی، فردی ما را فرا گرفته‌اند. " عمق " عمومی‌ترین خلأ در میام آدمیان است. هیچ‌کدام از ما در هیچ روزگاری از احساسی پُر نشده‌ایم. غم، نفرت، ترس، شادی، هیجان، شور و هرکدام از احساس‌ها تنها ذره‌ای خود را نمایان نموده و این نوعی تشنگی و شاید نشئگی به جهت تجربه‌ی مجدد حس‌ها در ما ایجاد نموده است. و شاید تنها دلیل ما از نزدیکی و روابط انسانی، کشف و درک ذره‌ای جدیدتر از حس‌های تجربه شده یا نشده باشد و این تشنگی تا روز ازل در ما و در دنیا، شور " تجربه کردن " ایجاد نماید.

Repost from N/a
انظر‌ إلینا غصه‌ها بالا گرفته، عزیزدلم.

Repost from N/a
روی زخم‌هام برقص، سرخی خون به زیباییت میاد.

Repost from شخص ثالث
دریغ نکن از من.