es
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Ir al canal en Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Mostrar más
1 956
Suscriptores
-124 horas
+87 días
+2030 días
Archivo de publicaciones
لحظاتی هست که خودمان را بابت اشتباهات و انتخاب‌های غلط سرزنش می‌کنیم. یا حتی آرزو می‌کنیم که کاش هرگز نزدیک نمی‌شدیم و تجربه نمی‌کردیم تا حداقل آن تصویر ذهنی باشکوه خراب نمی‌شد اما به قول آقای داستایفسکی: آدم همیشه می‌تواند اشتباه کند. وانگهی اشتباه آدم را به حقیقت می‌رساند. گاهی بهتر است مرتکب این اشتباهات شویم تا به اجبار با حقیقتی که از روبه‌رو شدن با آن واهمه داریم مواجهه شویم‌. اگر این اشتباهات نبود شاید تا آخر عمر یک تصویر رویایی و خاص نسبت به بعضی آدم‌ها و مسائل در ذهنمان باقی می‌ماند که حقیقت نداشت. زندگی کردن با یک رویا و تصویر ذهنی دروغین جز اندوه برایمان چه حاصلی دارد؟

سردرد، به راحتی میتونه لقب بهترین دوست رو کسب کنه. همیشه و هرجا، پر شدت و غلیظ کنارمه و به راحتی هم بیخیالم نمیشه.

سردرد، به راحتی میتونه لقب بهترین دوست رو کسب کنه. همیشه و هرجا، پر شدت و غلیظ کنارمه و به راحتی هم بیخیالم نمیشه.

Repost from N/a
به نظرم اگه کسی تواناییِ گذشت ، فراموشی ، فداکاری‌ ، بخشش ، صبوری ، تغییر ، پذیرش ، تعهد و عشق ورزیدن رو حداقل تا حد مناسبی تو خودش نمی‌بینه ، همون مجرد بمونه بهتره که بعد نخواد طلاق بگیره چون زندگی مشترک چنان پیچیده و پر پیچ و خمه که واقعا آدمِ قوی می‌خواد برای سالم نگه داشتنش.

فکر می‌کنی آسان بود که تو را دائماً در قلبم دفن کنم !؟

حتی اگر هرگز نتوانم بار دگر تو را ببینم، احتیاج دارم بدانم که جایی در این شهر کثیفِ ترسناک در گوشه‌ای از این جهنم سیاه، تو هستی و مرا دوست می‌داری.

حتی اگر هرگز نتوانم بار دگر تو را ببینم، احتیاج دارم بدانم که جایی در این شهر کثیفِ ترسناک در گوشه‌ای از این جهنم سیاه، تو هستی و مرا دوست می‌داری.

من دیگر هرگز مزه‌ی رها کردن بی‌محابای خودم در دستانِ دیگری و اعتماد کامل به کسی را نخواهم چشید. همیشه یک احساس ترس و ناباوریِ ناامیدانه گوشه‌ی دلم هست که مدام به من گوشزد می‌کند: هیچ‌چیز ابدی نیست و هیچ‌کدام این حرف‌ها حقیقت ندارد.

این‌جا چنان ناامن و ناپایدار است که اگر تنها برای یک ساعت، از کسی جدا شوی ممکن است مجبور شوی در ابدیت به دنبال او بگردی!

‏به موازات این‌که به این فکر می‌کنم که کم‌ دردترین راه خلاص کردن خودم از زندگی چی می‌تونه باشه، حواسم هست که به حد کافی آب بخورم تا پوستم چروک نشه. یاد آقای بدیعی افتادم که همه‌ی همّ و غمّش شده بود این‌که یکی پیدا بشه که روش خاک بریزه، ولی در جواب تعارف کسی گفت: «ممنون، من تخم‌مرغ نمی‌خورم. کلسترول دارم، برام خوب نیست.»

‏به موازات این‌که به این فکر می‌کنم که کم‌دردترین راه خلاص کردن خودم از زندگی کردن چی می‌تونه باشه، حواسم هست که به حد کافی آب بخورم تا پوستم چروک نشه. یاد آقای بدیعی افتادم که همه‌ی همّ و غمّش شده بود این‌که یکی پیدا بشه که روش خاک بریزه، ولی در جواب تعارف کسی گفت: «ممنون، من تخم‌مرغ نمی‌خورم. کلسترول دارم، برام خوب نیست.»

+ من از دست تو چیکار کنم؟ _ فرار نکن. 🎬 هم‌گناه

نمی‌دونم نفر چندمه که داره بهم می‌گه ..
نمی‌دونم نفر چندمه که داره بهم می‌گه ..

پس پذیرفتم که تو را تنها در احتمال بارش باران در گرمای تابستان دارم.

یک جایی کیارستمی به ژیولیت بینوش گفت : این سکانس رو با عصبانیت نگو، با گله و دلخوری بگو. باید یک عزیزم بگی، بغضت رو فرو بدی، و همه چیز رو شروع کنی. ژیولیت با خنده جواب داد: این تلخ و شیرین بین ایرانیاست، من فرقشون رو نمی‌فهمم. چه گله‌ایه که عصبانیت توش نیست؟ کیارستمی پاسخ داد: در گله، عشق و علاقه و میل به آشتی هست؛ اما در عصبانیت میل به متارکه وجود داره.

یک جایی کیارستمی به ژیولیت بینوش گفت " این سکانس رو با عصبانیت نگو، با گله و دلخوری بگو. باید یک عزیزم بگی، بغضت رو فرو بدی، و همه چیز رو شروع کنی. " ژیولیت با خنده جواب داد " این تلخ و شیرین بین ایرانیاست، من فرقشون رو نمی‌فهمم. چه گله‌ایه که عصبانیت توش نیست؟ " بعد کیارستمی جواب داد " در گله، عشق و علاقه و میل به آشتی هست؛ اما در عصبانیت میل به متارکه وجود داره. "

ببر مرا ، دلم از این‌جا زده است.

که روی بوم من فقط، نقش تو نقش می‌شود.

Hootan-Honarmand-Havalie-To-128.mp33.80 MB

Repost from Saved Messages
اگر بپرسی مشکل چیست و من چرا این‌قدر غمگینم، پاسخ می‌دهم که چون در این خانه گل و گیاهی نیست! هیچ سبز زنده‌ای نیست. احتمالاً می‌خندی و می‌گویی: «همین؟» بله همین. این کامل‌ترین جوابی‌ست که می‌توانم به چنین سوالی بدهم! این یعنی در این خانه کسی حوصله ندارد از چیزی مراقبت کند. یعنی این خانه روشنی مطلوب را ندارد. یعنی آدم‌های این خانه از هم خسته‌اند، از خودشان خسته‌اند... یعنی امید در این خانه گم شده و ما برای پیدا شدنش تلاش نمی‌کنیم... یعنی همه‌چیز آن‌قدر به هم ریخته است که انگار سامان گرفتنش محال است.! هیچ گلدان بزرگی و هیچ گل زیبایی و هیچ ساقه‌ی بلندی و هیچ برگ پهنی نمی‌تواند این فاصله‌ها را پر کند... @donntnow |