es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

جـــان پناھ

جـــان پناھ

Ir al canal en Telegram

🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانه‌ی جنون و رویا، خط‌تیره روایت می‌کند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯

Mostrar más
541
Suscriptores
-124 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
فقط درون غار فرو رفتی مامانی

اهم، یالله
+1
اهم، یالله

اینقدر مشکلات جدید به زندگیم اضافه می‌شه مجبورم عوض شم😂

ایندفعه تست بدی فکر کنم isfj دربیاد. هردفعه تایپ‌هات بی‌ربط‌تر نسبت به قبل 😂😂

تقریبا یک سال شده تست ندادم. برم بدم یا پیر شدم برای این‌کارها؟

خوبه که امیدت به زندگی برگشته✨

یه چی بگم مامان دو سال که پیش دانشجو شدم همشون رفتن سربازی خب بعد من تو بدترین موقعیت زندگیم بودم و تنها کسی که میدونست عاشفانه بی تی اسو دوست دارم مادربزرگم بود که سر یه قهری نزدیک به سه ماه ندیدمش وقتی اومدن دنبالم با بعض برگستم سمتشو گفتم مامان بی تی اس رفتنا و امروز در حال دادن امتحانات پایان ترم ۴ هستم و بی تی اس برگشتن اینقدر برام سخت بود این دو سال که وسط درس خوندن زدم زیر گریه که تونستم قوی بمونم و برگستنشونو ببینم🥲

وای خیلی خوش می‌گذشت

یاد ارای باتر و داینامایت افتادم. حس می‌کنم یه چیزی زده بودیم وگرنه عادی نبود اون اتحاد.

نجات‌دهنده بودن.

یکی از زیباترین‌های من بودن و هستن.

اخرین فستایی که هفتاشون باهم بودن تازه وارد تجربی شدم و الان دارم فارغ‌التحصیل میشم.. چپتر دوم زندگی منم همراه با چپتر سوم پسرا شروع میشه. امیدوارم هممون همونطور که تا الان کنارشون بزرگ شدیم و رشد کردیم بعد از اینم همین باشه. ولی اینو مطمئنم هرچیم بشه حتی اگه مثل قدیم فرصت نداشته باشیم برای کامبکاشون کلی برنامه بچینیم بازم زیباترین بخش زندگیمون بودن مگه نه(:؟

بعد از دو سال موهام امروز کامل فرهای قشنگ و تمیز و لوله‌ای شده. این‌ها همه یه نشونه‌ست.

کاملا موافقم

وای منم بگم امروز از امتحان اومدم رفتم توی اینستا دیدم وای؟!! نامجون گوندالو و تهیونگ برگشتن و اصلا یک لبخندی نشست روی لبم که وای ㅠㅠ خیلی دور بودم از این حس، حس غربت و خوشحالی مرا فرا گرفت.

خوشحالم همگی خوشحالیم

وای دقیقا منم هم استرس دارم هم خوشحالم خانواده ام دوباره داره برمیگرده :))

ببخشید انقدر حرف میزنم…. حکم پناه دارن برام، انگار بالاخره وقتی تو تاریکی نصفه شب حس میکنم هیچکس رو ندارم بهشون فکر کنم که هستن، انگار بالاخره تنها نیستم.