اللُّغَةُ وَالأدَب | بهمن بادینی
Ir al canal en Telegram
▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر مینمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی و مترجم برای ارتباط: @Arabi_1403 کانال اللغة والأدب در ایتا: eitaa.com/bahmanbadini
Mostrar más1 503
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+5130 días
Archivo de publicaciones
سختترین کار برای من، ترجمهٔ مباحث حقوق بشری و حقوق بشردوستانه و دیگر دروس رشتهٔ حقوق بینالملل برای دانشجویان عراقی بود؛ آنها از نزدیک انسانیت و حقوقبشر را توسط نیروهای آمریکایی و همپیمانان اروپایی آنها چشیده بودند و خاطراتشان پر از وحشیگری و جنایاتی است که تا همین الآن هم ادامه دارد.
برای همین چنین شعارها و معاهدات بینالمللی، مضحک و چندشآور بود و همیشه کلاس به چالش و بحث کشیده میشد.
آنها هزینهٔ بسیار هنگفتی دادند تا به این حقایق پی بُردند...
اهانت به فردوسی!
در سایهٔ آزادی بیانی که فضای مجازی برای هر دلقک و ابلهی فراهم آورده است، افرادی شناخته و پرداخته شدند که تنها هنرشان بلاهَت بود و برای دیدهشدن و کسابَت در این فضای ولنگارانه دست به هر کاری زدند.
آن روزهایی که برای گداییِ دیدهشدن به تمسخر و توهین به دین، حجاب و نمادهای اسلامی مشغول بودند، بسیاری آنان را تشویق نموده و برایشان سوت و کف میزدند... امروز که بلاهت و سفاهت این بیخاصیتهای مجازی دامن ارزشهای تمدّنی و بزرگان فرهنگ و زبان ایران (که بر خلاف توهّمات عدهای غوغاپسند، بیگانه از اسلام و دیانت هم نیستند) را گرفته است، رگ غضب باد کردهاند و به نکوهش روی آوردهاند!
بلاهت و سفاهت دامنگیر است... در چند سال اخیر افرادی بیخاصیت و میانمایه به زور (فضای سفاهتپرورِ مجازی) و (پُتکِ آزادی بیان برای ابلهها) بولد شدند و به جان تمام زیباییها و ارزشهای دینی و تمدّنی افتادند. اینان جامعه را به چنان ولنگاری و پوچی بردند که حصار هیچ شرم و حیایی باقی نمانَد و مسائل کلان دستمایهٔ فرومایگان و بیمایگان شود...
دامن این بلاهت، تمام زیباییها و ارزشها را خواهد گرفت!
«پادشاهی را شنیدم که به فرومایهای خلعت داد و بزرگان در آنجا خُرد شدند. خردمندی گفت: «ای خداوند، این جامه که بر اندام چنین کسی پوشیدی، به قدر او نیفزود، لیکن قدر جامه را فرو کاست.» گلستان سعدی
۱- جنایت جنگی و زدن بیمارستان
۲- تکرار جنایت و هدف قراردادن امدادگران و تیمهای پزشکی
این یکی از میلیونها جنایات این سرطان نجس است. نگران نباشید، روسپیهای رسانهای آنها (یهوداینترنشنال، منوتو، بیبیسی و کانال و پیجهای مزدور و...) مثل همیشه این رژیم ناپاکزاده را تطهیر خواهند کرد و کفشهای آغشته به خون زنان و کودکان فلسطینی را با زبان کثیفشان ليس خواهند زد... همچنان که جنایات آنها در عراق، بوسنی و هرزگوین، افغانستان، سودان و... را سفیدشویی کردند و در برگهای خاکخوردهٔ تاریخ کمرنگ شدند.
مهمترین پیامی که آنها میخواهند با این کلکسیون کاملِ توحّش و ترور به جهانیان برسانند این است:
«اگر سگهای پاسبان و الاغهای باربرِ ما نباشید، پس منتظر باشید تا شما هم از نزدیک شاهد تکرار صحنههای غزه باشید»!
این پیام باید تا ابد در ذهن مردم جهان بماند! پس برایشان هزینهٔ زیادی ندارد...
Repost from آموزش عربی | بهمن بادینی
مهمترین مطالب کانال آموزش عربی (روی مطلب مورد نظر، کلیک کنید)
● چگونه عربی یاد بگیریم؟
● سخنی با دانشجویان زبان و ادبیات عربی و مشکلات آنها در این رشته
● چگونه موانع را برداریم؟ (نکاتی در رابطه با برنامهریزی و مدیریت وقت)
● صرف و نحو، کاربرد و منابع مهم یادگیری آنها
● آموزش عربی با احادیث پیامبر ﷺ
● کتاب واژگان مکالمهساز
● چند کلمه حرف حساب در رابطه با مسیر یادگیری زبان
● زبان و ادبیات عربی، آیندۀ شغلی و فرصتهای کاری
🔋 آموزش عربی
@ArabiBadini
Repost from آموزش عربی | بهمن بادینی
مهمترین مطالب کانال آموزش عربی (روی مطلب مورد نظر، کلیک کنید)
● چگونه عربی یاد بگیریم؟
● سخنی با دانشجویان زبان و ادبیات عربی و مشکلات آنها در این رشته
● چگونه موانع را برداریم؟ (نکاتی در رابطه با برنامهریزی و مدیریت وقت)
● صرف و نحو، کاربرد و منابع مهم یادگیری آنها
● آموزش عربی با احادیث پیامبر ﷺ
● کتاب واژگان مکالمهساز
● چند کلمه حرف حساب در رابطه با مسیر یادگیری زبان
● زبان و ادبیات عربی، آیندۀ شغلی و فرصتهای کاری
🔋 آموزش عربی
@ArabiBadini
ارتجاع (واپسگرایی) در ادبیات
دیری نپایید که این لفظ (ارتجاع) از معنای پیشین خود به معنای زندگی اسلامی منتقل گشت. نویسندگان هرگاه بخواهند غیر مستقیم و پنهان، اسلام را مورد هدف قرار بدهند از این لفظ استفاده میکنند تا مبادا به آنها تهمتِ اهانت به دین زده شود. با گذشت زمان هر کس را که به اخلاق، تفکر، آداب و شیوهٔ زندگیِ تمدنِ مسیحی شِرکآلودِ اروپا که آغشته به جنگ نظامی و سیاسی علیه سرزمینهای ماست، کوچکترین انتقادى وارد کرد ارتجاعی (واپسگرا) نامیدند.علامه محمود محمد شاکر (شیخ العربية في عصرنا الحدیث)، أباطیل وأسمار ص۴۰۴ میگویم: همانطور که استاد محمود شاکر رحمه الله بیان کردند، امروزه هر آنچه که اسلامی و مربوط به فرهنگ دینی مسلمانان باشد، واپسگرایی و عقبافتادگی تلقی میشود. این پدیده در ادبیات که (فلسفه و تفکر یک ملت به زبانی هنری است) نیز به وفور به چشم میخورد. آن هم وقتی که اسلام ستیزانِ پنهان در خرقهٔ ادبیات در اکثر اوقات تنها ریزه نشخوارْخوانِ غربیان هستند و جز تقلید آنی هیچ ابداع و تجدیدی از خود ندارند. اینان سوار بر بال پوپولیسم و دلالمسلکی با ادبیاتی بلاگِرگونه و تقدیس و چاپلوسی برای واژهٔ (مردم) و قلقلکِ گُسلهای جنسی - جنسیتی و معیشتی، ژست خردورزانه میگیرند و کنشگری روشنفکرانه را در حد غُرزدنهای محفلی تقلیل دادهاند. بلاهت و گدایی فکری خود را (واقعگرایی) خوانده و دیگران را به توهّم (آرمانگرایی) متهم میکنند!
ولی غزه به ما یاد داد که حتی با وجود گرسنگی، آوارگی، غم و رنج و قتلعام هم میتوان نماز خواند، حجاب داشت و با قرآن انس گرفت...
غزه، تنها گورستان شعارهای دروغین: آزادی بیان، انسانیت، حقوق بشر و دموکراسی نبود! بلکه چرندیات عوامفریبانه و لودگی و لمپنیسم را هم با لاشهٔ آنها دفن کرد.
خوش بُود گر مَحک تجربه آید به میان تا سیهروی شود هرکه در او غَش باشد
عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است
دادنِ سر نه عجب، داشتن سر عجب است!
تیغ بارد اگر آنجا که بوَد جلوهٔ دوست
تن ندادن ز وفا در دم خنجر عجب است
تنِ بى سر عجبى نیست گر افتد روى خاک
سرِ سربازِ ره عشق به پیکر عجب است
Repost from آموزش عربی | بهمن بادینی
● چگونه مهارت متنخوانی به زبان عربی را تقویت کنیم؟
• بهمن بادینی، مدرس و مترجم زبان عربی
🔋 آموزش عربی
@ArabiBadini
ابرتروریست وحشی (نتانیاهو) گفته بود:
احساس میکنم در یک مأموریت تاریخی و معنوی هستم. من به چشمانداز «اسرائیل بزرگ» که شامل فلسطین و بخشهایی از اردن و مصر میشود، بسیار پایبند هستم!هنوز هم مُشتی پامنقلی و خالهخانباجی های بیسواد و تهیمغز رسانههای یهود (یهود اینترنشنال، بیبیسی، منوتو و...) که در دورهمیها، تاکسی و صف نانوایی یا در سایهٔ آزادی بیانی که فضای مجازی برای هر ابلهی فراهم کرده است، میگویند این جنگ و خونریزی به دلیل حملهٔ [پیشدستانه] حماس بود!! گوستاو فلوبر (Gustave Flaubert) پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس و محاصره پاریس توسط آنها در نامهای به دوستش نوشت: «سال 1870 بسیاری از مردم را دیوانه کرد و گروهی را خِرفت کرد و مابقی را به حالتی از خشم دائم درآورد.» حقا که ۷ اکتبر هم بسیاری از مردم را دیوانه کرد و خیل عظیمی را هم خرفت یا خرفتتر کرد!!
شاهنامۀ فردوسی و نفی سکولاریسم در نصیحت اردشیر بابکان (بنیانگذار سلسلۀ ساسانی) به جانشین خود شاپور!
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
شاهنامۀ فردوسی، دفتر ششم، بکوشش جلال خالقیمطلق، ص۲۳۱
چون شهريارى بر كيش باشد، ديگر پادشاهى و كيش با يكديگر برادر گردند. نه كيش، بی تخت شاهى بر پاى خواهد بود و نه شهريارى، بیکیش بر جاى میماند. كيش و پادشاهى، دو بنيادى هستند كه در يكديگر بافته شدهاند. نه كيش از پادشاه بینیاز است و نه بیكيش، بر شاه آفرين خواهد بود... نه آن از اين بینیاز است و نه اين از آن. خردمند داند كه مردى كه بر كيش باشد، در هر دو گيتى كامروا خواهد بود. چون پادشاه پاسبان كيش باشد، پس تو اين هر دو را برادر بخوان.شاهنامۀ فردوسی به نثر پارسی سره، میترا مهرآبادی، ج۲، ص۳۰٨
شاهنامۀ فردوسی و نفی سکولاریسم در نصیحت اردشیر بابکان (بنیانگذار سلسلۀ ساسانی) به جانشین خود شاپور!
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
شاهنامۀ فردوسی، دفتر ششم، بکوشش جلال خالقیمطلق، ص۲۳۱
یکی از اهداف مهم صهیونیستها از جنایاتشان در غزه، ایجاد یک الگوی #شناختی در ذهن مردم جهان (به ویژه خاورمیانه) است:
«اگر بردگان و نوکرانِ ما نباشید و ذلیلانه کفشهایمان را نبوسید، پس به کشتار و ویرانی غزه فکر کنید و در صف انتظار بایستید!»
وگرنه چهرهٔ بینقابِ صهیونیستها و یاران آمریکایی و اروپاییشان که امروزه به نماد وحشیگری و جنایت تبدیل شدهاست، توسط روسپیهای رسانهای چون یهوداینترنشنال، منوتو و پروژهبگیرانِ فیلمساز و مستندساز و مُشتی کانال و پیج دلاربگیر به تدریج تطهیر خواهد شد و ضمن عادیسازی، از شدت و حدّت آن کاسته میشود؛ همچنان که جنایات و وحشیگری آنها در بوسنی و هرزگوین، عراق، افغانستان و... عادیسازی شد و اکنون در لابلای برگهای تاریخ خاک میخورد.
حککردن این ذهنیت در مردم برای آنها بسیار راهبردی است: اینکه اگر جلوی آنها بایستید، همان بلایی را سرتان میآورند که در غزه میبینید... شهرهای با خاک یکسانشده، صدها هزار کشته، زخمی، مفقودی و آواره، نبود غذا و آب و آرامش! هر جنایت و کشتاری هم که به راه انداختند، سگهای رسانهای خود را به خط میکنند و میگویند:
- کار خودشان بود و خودزنی کردند.
- اهداف نظامی را زدیم که زیر آن بیمارستان، مدرسه، مهدکودک، منطقه مسکونی و... پنهان شده بود.
این ماهیت سرطان نجسی است که هرچه بیشتر نفس بکشد، فساد و جنایت بیشتری به بار میآورد.
شبهه
یکی از اسلام ستیزان ادعا میکند در سوره حمد اشکالی وجود دارد؛ میگوید «این آیه (إیاك نعبد وإیاك نستعین) با آیات قبل تفاوت گوینده و مخاطب دارد. در آیات قبل این الله بوده است که خود را شناختگری میکرده است. اما از این آیه به بعد با گویندگانی غیر از الله مواجه هستیم که الله را مخاطب خود قرار داده اند.»ـــــــــــــــــــــــ ▪️پاسخ: معترض میخواهد چنین القا کند که فرمانِ کلام و نظمِ اجزای آن در این سوره از دستِ گوینده در رفته و رویۀ یکپارچهای را در پیش نگرفته است! این فتح الفتوح معترض به این پیام ختم میشود که چنین متنی تناقض و ناهماهنگی دارد و بنابراین نمیتواند از جانب خداوند باشد!! احتمالا انتظار دارد مسلمانان نیز با شنیدن این اکشتافِ جدید استاد، انگشت به دهان، دیده به افقهای دوردست، سراسیمه به فکر فرو روند و چشمها را بشویند و طور دیگر ببینند!!! ● موردی که شبهه پرداز از آن به عنوان ایراد نام برده است، در واقع یکی از فنون بلاغی در زبان عربی و دیگر زبانها (از جمله زبان فارسی و انگلیسی) است که به آن «التفات = Apostrophe» میگویند. أحمد الهاشمي در کتاب معروف جواهر البلاغة (که از منابع دسته چندم و ویژۀ مبتدیان! است) میگوید: «الالتفات: وهو الانتقال من کل من التکلم، أو الخطاب أو الغیبة إلی صاحبه» [۱] یعنی: التفات آنست که اسلوب از تکلُّم (متکلّم بودن)، یا خِطاب (با مخاطب سخن گفتن) و یا غیبت (درمورد غائب سخن گفتن) به دیگری منتقل شود. ● این صنعت ادبی و بلاغی هم به منظور زیبایی کلام، رفع ملالآوری متن، ایجاد نشاط در شنونده، متمرکز کردن توجه و حواس او و... انجام میشود که بسته به بافت کلام، هدف از انجام آن نیز مشخص میشود. این فن بلاغی در قرآن کریم بارها آمده است و منحصر در سورۀ حمد نیست. • بعنوان مثال الله متعال در سوره نساء آیه ۶۴ میفرماید: {وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا} یعنی: "و اگر آنان بدان هنگام که (با نفاق و دروغگوئی و زیر پاگذاشتن فرمان خدا) به خود ستم میکردند، به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش مینمودند و پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد، بیگمان خدا را بس توبهپذیر و مهربان مییافتند." • اگر دقت کنید، الله متعال ابتدا فرمودند (جَآءُوكَ) = "به نزد تو میآمدند." و از اسلوبِ خِطاب استفاده کردند؛ اما در ادامه به اسلوبِ غیبت منتقل شده و میفرمایند (وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ) = "پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد." زمخشری[۲] و أبوحیان أندلسی [۳] رحمهما الله در تفسیر این آیه و در بیان معنای التفات صورت گرفته، نکات مهمى بیان میکنند: ۱- بزرگداشت و تعظیم شأن و جایگاه پیامبر و رسالت الهی (با بیان اینکه ایشان در مقام والای رسول است) ۲- بیان اینکه این شفاعت ایشان که رسول خداست، نزد خداوند جایگاهی بالا دارد. چگونه این تعبیر بلاغی میتواند محل اشکال باشد؟ ● صنعت التفات در شعر عربی قبل و بعد از اسلام هم به کثرت یافت میشود؛ مثلاً امرؤ القیس -شاعر جاهلی پیش از اسلام- در سه بیت زیر چندبار این اسلوب را بکار میبرد و میگوید: تطاول ليلك بالإثمد ونام الخلي ولم ترقد وبات وباتت له ليلة كليلة ذي العائر الأرمد وذلك من نبأ جاءني وخُبِّرته عن أبي الأسود ● حتی اگر این معترض به زبان فارسی رجوع میکرد، هیچوقت چنین اشکال عجیب و بیموردی را ذکر نمیکرد؛ به عنوان مثال خاقانی -شاعر نامآشنای فارسی- میگوید: دهرا چه کشی دهره به خون ریختن من خود ریخته گردد تو مکش دهره و مشتاب هان ای دل خاقانی اگرچه ستم دهر برتافتنی نیست مشو تافته برتاب آیا کسی هست که به خاقانی ایراد بگیرد؟ خیر. چون این اسلوب ادبی بسیار رایج بوده و در منابع مختلف بلاغی (معانی یا بدیع) برای اهل زبان و ادبیات آشناست. بنابراین نه تنها در این آیه سوره حمد ایرادی وجود ندارد، بلکه چنین اسلوبی در زبان و ادبیات عربی، فارسی [۴] و... رایج است و برعکس، نشان از بلاغت و زباندانیِ گوینده و متن دارد. ✍️ بهمن بادینی - مرداد ۱۴۰۴ منابع و مآخذ ـــــــــــــــــــــــــ • [۱]: جواهر البلاغة في المعاني والبیان والبدیع، السید أحمد الهاشمي، ص۲۲۹؛ دار إحیاء التراث العربي • [۲]: الکشاف، جار الله الزمخشري، ج۱ ص۵۲۸ • [۳]: البحر المحیط، أبو حیان الأندلسي، ج۳ ص۶۹۳؛ دار الفکر • [۴]: معانی، سیروس شمیسا، ص۲۰۸؛ نشر میترا
عربها در مورد تاریخچۀ نقد ادبی کتب متعدد و مفیدی نوشتهاند. بسیاری از منتقدان، ایرانی بودهاند که به عربی و با توجه به قرآن مجید و شعر عربی نوشتهاند، چنانکه بزرگترین نظریهپرداز قدیمی این میدان عبد القاهر جرجانی ایرانی است.دکتر سیروس شمیسا، نقد ادبی، ص ۷۷؛ نشر میترا
حمایت همهجانبۀ آمریکا از طفل نامشروعش در خاورمیانه طبیعی است و چیز عجیبی نیست؛ آنها همین کار را با بومیان آمریکا کردند و به همین شیوه صاحب آنجا شدند...
نوام چامسکی (دانشمند زبانشناس و نظریه پرداز سیاسی مشهور آمریکایی): "بدبختانه جنایتهایی که غرب مرتکب شده، چنان است که تعیین اینکه کدامیک از آنها فجیع ترین است، دشوار است. وقتی که کریستف کلمب پا به خاک نیمکرۀ غربی نهاد، در آنجا احتمالا حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان با تمدنهایی نسبتا پیشرفته و شهرهایی فعال از نظر تجاری وجود داشته است. اما در طول زمانی نه چندان دراز ۹۵ درصد آن جمعیت از عرصۀ زندگی در این نیمکره محو شدند. در این جایی که امروز ایالات متحدۀ آمریکا نام دارد، در آن زمان احتمالا حدود ۱۰ میلیون نفر بومی این سرزمین زندگی میکردند. اما بنا به آمارهای سال ۱۹۰۰ این رقم به ۲۰۰ هزار نفر رسید. همه این حقایق تلخ انکار میشود. همۀ نشریات معتبر روشنفکری و لیبرال، چپ جهان انگلیسی - آمریکایی، از پرداختن به این حقایق ولنگارانه طفره میروند." درباره تروریسم غرب از هروشیما تا پهپادها، نوام چامسکی و آندره ولچک، ترجمۀ مازیار کاکوان، صفحه ۲۲؛ انتشارات مهراندیش
#جهان_عرب
أحمد عبده ماهر (سکولار مصری):
کاش مردم میدانستند که طواف بر فقرا نزد خداوند محبوبتر و بهتر از طواف دور کعبه و گرامیتر از تکرار حج و عمره است.أحمد عبده در توییتی دیگر:
همراه با عشقم و همسرم در سفری به شهر زیبایی... پاریس.این نسخههای سراسر تزویر و صاحبان گفتمانِ نِقنِقیسم دینی! در همهجا وجود دارند... این روشنفکرنمایانِ سخیف، به خود اجازه میدهند که به نام آزادی بیان، نسبت به تمام افکار و کارهای شما بالا آورده و استفراغ کنند درحالیکه برای شما نه آزادی بیان بلکه آزادی جیب و پا را هم قبول ندارند و حق ندارید به هر کسی صدقه داده یا به هرجایی سفر کنید!!
آدم به خوشباوری و سادهلوحی آن طیفی که از به رسمیت شناخته شدن فلسطین توسط کشورهای اروپایی دل خوش کردهاند، حسرت میخورد. اروپاییها کمتر از یک قرن پیش، بیش از صد میلیون نفر از یکدیگر که همه تقریبا از یک تاریخ و نژاد و دین و فرهنگ هستند را به خاطر منافعشان کشتند، آنوقت میخواهند کارگُزار کارهای کثیف خودشان را تنبیه کنند؟ این ژست انسان دوستی آنها بیشتر از سلاحفروشی آنها به اسرائیل انسان را میترساند. ویرژیل می گوید: «من از یونانی ها میترسم، حتی وقتی که هدیه می آورند» (اشاره ویرژیل به «اسب تروا» و هدیه آن به مردم تروا توسط یونانی هاست) حال با الهام از کلام ویرژیل می توان گفت: من از غربیها می ترسم، هنگامی که از صدور آزادی و دموکراسی سخن میگویند، هنگامی که از حقوق بشر و عدالت سخن می گویند، هنگامی که از فلسطین سخن میگویند، هنگامی که از محاکمۀ جنایتکار جنگی سخن میگویند، هنگامی که از منع استفاده و اشاعۀ سلاحهای هستهای و شیمیایی سخن میگویند. هنگامی که از دلسوزی برای کودکان غزه سخن میگویند. هنگامی که از زنان ایران سخن میگویند و... من از غربیها بیشتر میترسم هنگامی که ژست انسانی میگیرند. برگرفته از: فرهاد قنبری
