Nasr - نَصر
Ir al canal en Telegram
سفر بسوی آرامش ابدی --- معرفی اهداف کانال: https://t.me/nasr_ctr/135 --- با ذکر منبع نشر دهید. --- پیشنهاد و انتقاد: @al_muzamel --- لینک کانال عمومی: t.me/nasr_ctr لینک کتابخانه: t.me/nasr_lib لینک اینستاگرام: instagram.com/nasr_ctr
Mostrar más1 478
Suscriptores
-524 horas
-97 días
-830 días
Archivo de publicaciones
1 478
Repost from N/a
شرک، گناهی است که انسان را به عذاب جاودانهی دوزخ گرفتار میسازد.
«هر کس به الله متعال شرک بورزد و پیش از مرگ از آن توبه نکند، سرانجامش آتش است؛ آتشی که برای همیشه در آن خواهد ماند. چه عذابی هولناکتر از این! و این سرنوشت، سزاوار مشرک است.
الله متعال میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾
«ای مؤمنان! مشرکان حقیقتاً ناپاکاند.»
ناپاکیِ شرک، ناپاکیای حقیقی و بیپایان است؛ از همین رو، کیفر آن نیز عذابی بیپایان خواهد بود.
وقتی میگوییم این عذاب «ابدی» است، باید عمیقاً در معنای آن بیندیشیم.
ادامه متن:
https://share.google/gRUjB9YpRXwzLRx1t
شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی حفظه الله
مجالس العقیده
@RakanFarsi | راکان
1 478
شرک، گناهی است که انسان را به عذاب جاودانهی دوزخ گرفتار میسازد.
«هر کس به الله متعال شرک بورزد و پیش از مرگ از آن توبه نکند، سرانجامش آتش است؛ آتشی که برای همیشه در آن خواهد ماند. چه عذابی هولناکتر از این! و این سرنوشت، سزاوار مشرک است.
الله متعال میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ﴾
«ای مؤمنان! مشرکان حقیقتاً ناپاکاند.»
ناپاکیِ شرک، ناپاکیای حقیقی و بیپایان است؛ از همین رو، کیفر آن نیز عذابی بیپایان خواهد بود.
وقتی میگوییم این عذاب «ابدی» است، باید عمیقاً در معنای آن بیندیشیم.
ادامه متن:
https://share.google/gRUjB9YpRXwzLRx1t
شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی حفظه الله
مجالس العقیده
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
خوشبخت واقعی کسی است که در هر شرایطی به تقوا چنگ بزند!
«بدان که دنیا هیچگاه بر یک حال باقی نمیماند؛ همانگونه که الله متعال فرموده است:
﴿وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ﴾
«و این روزها را میان مردم میگردانیم.»
روزی فقر است و روزی بینیازی؛ گاهی عزت است و گاهی خواری؛ زمانی دوستان شادماناند و زمانی دشمنان زبان به شماتت میگشایند.
سعادتمند واقعی کسی است که در همه این دگرگونیها به یک اصل چنگ بزند، و آن تقوای الهی است.
اگر الله متعال به او ثروت دهد، تقوا زینت اوست؛ و اگر به تنگدستی گرفتار شود، تقوا درهای صبر را به رویش میگشاید. اگر از نعمت سلامتی برخوردار باشد، تقوا آن نعمت را برایش کامل میکند؛ و اگر به بلا و آزمایش دچار شود، تقوا او را استوار نگه میدارد.
در این صورت، دیگر برای او تفاوتی ندارد که روزگار او را بالا ببرد یا پایین بیاورد، در آسایش قرار دهد یا در سختی، سیرش کند یا گرسنه نگه دارد؛ زیرا همه این حالات گذرا و ناپایدارند، اما تقوا سرمایهای ماندگار و سرچشمه امنیت و رستگاری است.
تقوا نگهبانی است که هرگز به خواب نمیرود؛ هنگام لغزش دست انسان را میگیرد و نمیگذارد از مرزهای الهی فراتر رود.
پس در هر شرایطی همراه تقوا باش؛ زیرا هر کس با تقوا زندگی کند، حتی در تنگنا نیز گشایش را میبیند و در دل بیماری، طعم عافیت را احساس میکند.
علامه ابن جوزی
رحمهالله
صید الخاطر، ص ۱۳۷
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
انکار علنی بر حاکمان: میان منهج اهل سنت و رویکرد معتزله
بابِ تعامل با حاکمان از مهمترین ابواب شریعت است؛ زیرا مصالح دین و دنیا، حفظ امنیت، وحدت امت و استواری جماعت به آن وابسته است. ازاینرو، سلف این مسئله را به هواهای نفسانی و احساسات نسپردند، بلکه آن را بر اساس نصوص شرعی و با رعایت مصالح و دفع مفاسد تنظیم کردند؛ زیرا خطا در این باب، تنها به شخص خطاکار محدود نمیشود، بلکه آثار آن سراسر امت را دربر میگیرد.
در همینجا، منهج اهل سنت از روش اهل بدعت جدا میشود. اهل سنت، نصیحت حاکمان، امر به معروف و نهی از منکر را واجب میدانند، اما در چارچوب ضوابط شرعی که سنت بیان کرده است؛ بهدور از رسواسازی، تحریک مردم و دامن زدن به فتنهها، زیرا این امور موجب اختلاف، آشوب و تضعیف اقتدار مسلمانان میشود.
در مقابل، معتزله اصلِ امر به معروف و نهی از منکر را دستاویزی برای مشروعیتبخشی به رویارویی با حاکمان و تأسیس انکار علنی آنان قرار دادند و آشکارا اعتراض کردن و تلاش برای تغییر قدرت آنان را از لوازم این اصل دانستند. ازاینرو، دانشمندان این روش را از ویژگیهای مذهب معتزله شمرده و در کتابهای فرق و عقاید، آن را در کنار باور مشهورشان به خروج بر حاکمان ستمگر ذکر کردهاند.
محل اختلاف، اصلِ انکار منکر نیست؛ زیرا نهی از منکر از شعائر بزرگ اسلام است. اختلاف در شیوه و روش اجرای آن است. هر حکمی که درباره عموم مردم تشریع شده، لزوماً درباره حاکمان به همان صورت اجرا نمیشود؛ زیرا ولایت آنان با مصالح عمومی امت گره خورده و پیامدهای رفتار با آنان با دیگران یکسان نیست.
همچنین گشودن باب انکار علنی، گاه به ابزاری برای دستیابی به اهداف شخصی، منافع حزبی یا تسویهحسابها تبدیل میشود؛ در نتیجه انگیزه اصلاح با هواهای نفسانی درهم میآمیزد و فریضه امر به معروف و نهی از منکر به جای تحقق مقاصد شریعت در حفظ وحدت و جماعت، وسیلهای برای تحریک مردم و برپا شدن فتنهها میگردد.
از همین رو، سنت نبوی بر نصیحت حاکمان به شیوهای تأکید کرده است که مصلحت را تأمین کند، هیبت حکومت را حفظ نماید و از اسباب اختلاف و آشوب جلوگیری کند.
بنابراین، انکار علنی حاکمان، نه روش همیشگی اهل سنت است، نه اصلی از اصول آنان، و نه از لوازم امر به معروف و نهی از منکر. بلکه این از روشهایی است که معتزله به آن شهرت یافتند و آن را از مقتضیات اصل خود دانستند؛ روشی که پیامد آن برای امت، شرور بزرگی همچون شکستن وحدت، برانگیختن فتنهها، تضعیف اقتدار حکومت و از میان رفتن بسیاری از مصالحی بود که شریعت برای حفظ آنها آمده است.
ازاینرو، سلف همواره تأکید میکردند که اصلاح حقیقی با شعلهور ساختن فتنهها به دست نمیآید، بلکه با تمسک به وحی، پایبندی به جماعت مسلمانان، و پیمودن راه حکمت و نصیحت شرعی حاصل میشود؛ راهی که وحدت میآفریند، نه تفرقه، و میسازد، نه ویران میکند.
شیخ د.
عبدالله العبیلان
حفظه الله
١٢ محرم ۱۴۴۸ هـ
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
راهِ تمکین، از آزمون میگذرد
مردی از امام شافعی رحمهالله پرسید:
«ای ابا عبدالله! برای انسان کدام بهتر است: اینکه به تمکین برسد، یا ابتدا به آزمون و سختی گرفتار شود؟»
امام شافعی رحمهالله فرمود:
«هیچکس به جایگاه و تمکین نمیرسد مگر آنکه نخست آزموده شود.
الله متعال نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد - علیهم السلام - را آزمود؛ سپس هنگامی که شکیبایی ورزیدند، آنان را به عزت و تمکین رساند.
پس هیچکس گمان نکند که میتواند بدون رنج و سختی به مقصود برسد.»
جامع المسائل، ج ۳، ص ۲۵۴
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
«عبادت الله، تو را به حقیقتِ انسانیتت بازمیگرداند!
روح انسان بر عبادت سرشته شده و در ژرفای وجودش نیازی گریزناپذیر به بندگی نهفته است. همانگونه که انسان ناگزیر نفس میکشد، میخورد، میآشامد، میاندیشد و سخن میگوید، ناگزیر نیز چیزی را میپرستد. هیچ انسانی از عبادت خالی نیست.
اگر الله را نپرستد، بیتردید چیز دیگری را معبود خود خواهد ساخت؛ خواه لذت، خواه مال، خواه مقام، خواه معشوق، و حتی گاه جامه و دارایی خویش. چنانکه پیامبر ﷺ فرمود:
«تَعِسَ عَبْدُ الدِّينَارِ، وَالدِّرْهَمِ، وَالْقَطِيفَةِ، وَالْخَمِيصَةِ».
(بنده ی دينار و درهم و خمیصه و خمیله (پارچه های نفيس) نابود باد.)
(بخاری)
پس قاعدهای استثناناپذیر وجود دارد: هر انسانی عابد است.
حتی کسی که خود را بیدین یا ملحد میداند، در حقیقت اسیر خواهشها و هوسهای خویش است.
ابن قیم رحمهالله چه نیکو سروده است:
أَرْوَاحُهُمْ في وَحْشَةٍ وَجُسُومُهُمْ
في كَدْحِهَا لَا في رِضَا الرَّحْمنِ
هَرَبُوا مِنَ الرِّقِّ الَّذِي خُلِقُوا لَهُ
فَبُلُوا بِرِقِّ النَّفْسِ والشَّيْطَانِ
یعنی:
ارواحشان در وحشت و تنهایشان در رنج است؛
رنجی که برای خشنودی رحمان نیست
از بندگیای که برای آن آفریده شده بودند گریختند،
اما به بندگیِ نفس و شیطان گرفتار شدند.
خلاصه آنکه: عبادت، هم وظیفه است، هم نعمت، و هم ضرورتی برای جان انسان.
ما نه تنها به عبادت مأموریم، بلکه به آن نیازمندیم؛ زیرا زندگیِ بیعبادت، تاریک، تهی و دور از حقیقتِ خویش است.»
شیخ د.
صالح بن عبدالعزیز سندی
حفظه الله
مجالس العقیده
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
تأثیر عقیدهی صحیح در حسن خاتمه
«از بزرگترین نعمتهای الهی بر بنده آن است که زندگیاش به خیر پایان یابد و پروردگار خویش را با توحید و ایمان ملاقات کند.
سلف صالح، با وجود عبادتها و اعمال فراوانشان، همواره از سوء خاتمه بیم داشتند و از الله متعال تا واپسین لحظههای عمر، ثبات و استقامت میخواستند؛ زیرا ارزش و اعتبار انسان به پایان نیکوی اوست، نه صرفاً آغاز راه، و کامیابی حقیقی در پایداری بر حق تا هنگام دیدار پروردگار نهفته است.
حسن خاتمه امری اتفاقی و بیسبب نیست، بلکه اسباب بزرگی دارد که قرآن و سنت بر آن دلالت کردهاند؛ و از مهمترین آنها، درستی عقیده و سلامت باور است.
عقیده، بنیاد دین و ریشهای است که همه اعمال بر آن بنا میشوند. هرگاه این اصل سالم باشد، آنچه بر آن ساخته میشود نیز صالح و استوار خواهد بود. از همین رو، دعوت همه پیامبران علیهم السلام پیش از هر چیز بر اصلاح توحید و یکتاپرستی و اختصاص عبادت برای الله متعال استوار بود، سپس سایر احکام و تکالیف مطرح میشد.
یکی از روشنترین دلایل بر نقش عقیدهی صحیح در نجات و فرجام نیک، حدیث قدسی است که الله متعال میفرماید:
«ای فرزند آدم! اگر با گناهانی به اندازهی پهنهی زمین نزد من بیایی، سپس مرا در حالی ملاقات کنی که هیچ چیز را شریک من قرار نداده باشی، من نیز به همان اندازه آمرزش به تو خواهم بخشید.» (ترجمه)
این حدیث عظمت توحید را آشکار میسازد و نشان میدهد که پاک ماندن از شرک، از بزرگترین اسباب مغفرت و رستگاری در روز ملاقات الله متعال است. البته مقصود، کوچک شمردن گناهان نیست؛ بلکه بیان این حقیقت است که توحید، بزرگترین وسیلهی تقرب به الله متعال و اساس نجات و قبولی اعمال است.
الله متعال میفرماید:
﴿يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ﴾
(الله مؤمنان را به سبب سخن استوار، در زندگی دنیا و آخرت ثابتقدم میگرداند.)
پس اهل ایمان راستین و توحید خالص، به اندازهی ایمان و یقین خود از این تثبیت و استواری بهرهمند خواهند شد.
به همین سبب، سلف صالح توجهی ویژه به عقیده داشتند؛ زیرا میدانستند که ثبات هنگام مرگ، ثمرهی ثبات بر حق در طول زندگی است.
در مقابل، اگر توحید و عقیدهی صحیح از بزرگترین اسباب حسن خاتمه است، بدعتها و هواهای نفسانی نیز از بزرگترین خطرهایی هستند که میتوانند دین و سرانجام انسان را تهدید کنند؛ زیرا قلب را فاسد میسازند، پیروی از سنت را تضعیف میکنند و انسان را از راه مؤمنان دور میگردانند. از همین رو، نصوص شرعی به شدت از آنها برحذر داشتهاند و سلف صالح سخت از آنها بیم داشتند.
از جمله نصوصی که خطر بدعت و انحراف فکری را نشان میدهد، سخن پیامبر ﷺ دربارهٔ خوارج است:
«از دین بیرون میروند، همانگونه که تیر از شکار بیرون میجهد.» (ترجمه)
این حدیث بیانگر آن است که انحراف در عقیده و منهج، مسئلهای ساده و کماهمیت نیست، بلکه ممکن است انسان را به اندازهی میزان مخالفتش با حق، به گمراهی بزرگی بکشاند.
از همین رو، سلف صالح سلامت از هواهای نفسانی و بدعتها را نعمتی بزرگ میدانستند که سزاوار شکرگزاری است.
عبدالله بن عمر رضیاللهعنهما میفرمود:
«پس از نعمت اسلام، به هیچ چیز به اندازهی این شادمان نشدهام که دلم به چیزی از این هواها و بدعتها آلوده نشده است.»
بنگرید که چگونه آنان مصونیت از بدعتها را در جایگاهی والا قرار دادهاند؛ زیرا آثار ویرانگر آن را بر دل، دین و سرانجام انسان بهخوبی میشناختند.
از این رو، اهل سنت پایبندی به سنت پیامبر ﷺ و تمسک به وحی را از بزرگترین عوامل ثبات میدانند و معتقدند که فاصله گرفتن از راه سلف صالح تنها یک خطای علمی نیست، بلکه مسیری است که میتواند به اندازهی میزان انحراف، بر قلب و ایمان انسان اثر بگذارد.
آنان همواره از الله متعال درخواست پایداری بر حق را داشتند؛ زیرا دلها میان دو انگشت از انگشتان رحمان است و او آنها را هرگونه که بخواهد میگرداند.
بنابراین، شایسته است که مسلمان به اصلاح و تصحیح عقیدهی خویش اهتمام ورزد، توحید و اصول ایمان را بیاموزد، از شرک، بدعتها و هواهای نفسانی برحذر باشد و بزرگترین دغدغهی خود را سلامت قلب و باورش قرار دهد؛ زیرا هرگاه بنده، پروردگارش را در حالی ملاقات کند که موحد، پیرو سنت و پاک از شرک و هواپرستی باشد، امید او به مغفرت، رحمت و حسن خاتمهی الهی بیشتر خواهد بود.
از الله متعال مسئلت داریم که ما را بر توحید و سنت زنده بدارد، بر همانها از دنیا ببرد، بهترین اعمال ما را پایان آنها قرار دهد و بهترین روزهای زندگی ما را روز ملاقات با خودش گرداند. آمین.»
شیخ د.
عبدالله العبیلان
حفظه الله
۱۹ ذیالحجه ۱۴۴۷
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
هرگاه الله متعال تو را به راه راست هدایت کرد، گذشتهات را فراموش مکن.
مبادا پس از چشیدن شیرینی هدایت، سالهای غفلت خود را از یاد ببری؛ گناهانی،ر را که مرتکب میشدی، نصیحتهایی را که نادیده میگرفتی، و فرصتهایی را که الله متعال پیدرپی به تو عطا میکرد تا سرانجام دلت به نور قرآن و سنت روشن شد.
آنکه دیروز محتاج صبر و رحمت الهی بود، امروز حق ندارد از دیگران انتظار دگرگونی یکشبه داشته باشد.
هدایت، مجوز تکبر نیست؛ بلکه دعوتی است به فروتنی. زیرا هر انسان صالحی میداند که اگر فضل و رحمت الله نبود، هنوز در همان تاریکیهای گذشته سرگردان بود.
﴿...وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ آیه ۲۵ سوره نور
(...و اگر بخشش و رحمت الله بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما از گناهان پاک نمیشد؛ ولی الله هر کس را که بخواهد پاک میکند؛ و الله شنوای داناست.)
پس بر کسانی که هنوز در راهاند، با دیده تحقیر منگر؛ چه بسا آنان امروز در جایی ایستادهاند که تو دیروز ایستاده بودی.
اگر امروز بر حق ایستادهای، نه به سبب شایستگی تو، بلکه تنها به سبب رحمت الله متعال است.
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
- فوائد
شیخ الاسلام
احمد بن عبدالحلیم ابن تیمیه
(رحمه الله)
«شایسته است کسی که به امر به معروف و نهی از منکر میپردازد، نسبت به آنچه بدان فرمان میدهد فقیه و آگاه باشد، و نسبت به آنچه از آن بازمیدارد نیز فقیه و آگاه باشد؛ در امر و نهی خود رفیق و نرمخو باشد، و در هر دو مقام بردبار و حلیم باشد.
پس فقه و آگاهی پیش از امر و نهی لازم است تا معروف را بهدرستی بشناسد و منکر را از معروف تمییز دهد. رفق و نرمش هنگام امر و نهی لازم است تا نزدیکترین و مؤثرترین راه را برای تحقق مقصود برگزیند. و حلم و بردباری پس از امر و نهی لازم است تا در برابر آزار و اذیتی که از سوی مخاطبان امر و نهی به او میرسد، شکیبا باشد؛ زیرا غالباً کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، در این راه با اذیت و آزار روبهرو میشود.
از همین رو الله متعال میفرماید:
﴿وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ﴾
«به کار نیک فرمان ده، از کار زشت بازدار، و بر آنچه در این راه به تو میرسد شکیبا باش.»»
مجموع الفتاوی، ج ۱۵، ص ۱۶۷
@RakanFarsi | راکان
1 478
مانعانِ علم؛ نمایندگان ابلیس
امام ابن القیم (رحمه الله)
مفتاح دار السعادة ج۱ ص۱۶۰
«نمایندگان و جانشینان ابلیس در زمین کسانی هستند که مردم را از طلب علم و فهم عمیق در دین بازمیدارند. اینان از شیاطینِ انس و جن به شمار میروند؛ چراکه میان دلها و هدایت الله و راه او حایل میشوند.»
@RakanFarsi | راکان
@nasr_ctr | نصر
1 478
ارزش شبِ قدر
امام ابن قیم جوزی (رحمه الله)
بدائع الفوائد ج/1 ص/55
«اگر جستجوی شبِ قدر در سالِ یک شب بود، تمامِ سال را به رسیدن به آن به عبادت صرف میکردم، چه رسد به ده شب؟!»
RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
حیاتِ دل در سایهی بازگشت به الله متعال
شیخ د. صالح بن عبدالعزیز سندی
قواعد في فقه القلوب
«هیچ چیز نمیتواند آشفتگی و پراکندگی دلها را التیام بخشد، جز آنگاه که انسان با همه وجود به سوی الله متعال رو آورد و از هر چه غیر اوست دل بکند. تنها در همین بازگشت صادقانه است که دلِ پریشان سامان مییابد، کدورتهایش زدوده میشود، مسیر حرکتش استوار میگردد، نسیم آرامبخش زندگی را حس میکند و طعم حقیقی سعادت را میچشد.
اما هنگامی که دل به رذایل اخلاقی و شهوتهای حرام آویخته شود، نیروی حیاتش رو به ضعف میرود. این ضعف، تدریجی و پیاپی بر آن چیره میشود تا جایی که قلب میمیرد. و نشانه مرگ قلب آن است که دیگر نه نیکی را نیکی میبیند و میشناسد، و نه در برابر زشتی و منکر، واکنشی در خود احساس میکند.»
@RakanFarsi | راکان
1 478
آنچه گذشت و آنچه باقی است!
شیخ د. سلیمان بن سلیم الله الرحیلی
حفظه الله
۱۰ رمضان ۱۴۴۳
«یکسوم ماه ما گذشت، و یکسوم مقدار کمی نیست.
پس باید در اعمال خود در این یکسومِ سپریشده بنگریم؛ اگر خیری یافتیم، الله متعال را سپاسگزاری کنیم و بر آن بیفزاییم، و اگر کوتاهی دیدیم، آن را جبران نماییم.
و بدانیم آنچه باقی مانده بهتر از آن چیزی است که گذشته است؛ زیرا دهه آخر هنوز باقی است، و آن بهترین بخش رمضان است، و پیش از آن دهه میانی قرار دارد که از دهه نخست برتر است.
و سنت آن است که در پایان ماه، بر میزان عمل افزوده شود»
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
هلال ماه در عربستان سعودی رؤیت شد.
بنابراین، رمضان ۱۴۴۷ امشب آغاز میشود.
از الله ﷻ میخواهیم که روزه، نماز و عبادات ما را بپذیرد و به ما توفیق دهد که لحظات گرانبهای این ماه مبارک را در راهی که او را خشنود میسازد، سپری کنیم. آمین.
منبع: صفحه رسمی الحرمین
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
#پروندههای_جفری_اپستین
آبرویشان را برد!
«نه موسیقی آنان را مؤدب کرد،
و نه اختلاط و فراوانی معشوقهها و روابط آزاد، آتش شهوتشان را خاموش ساخت!
مسیحیان، یهودیان، ملحدان، سکولارها و لیبرالها هرگونه پلیدی را انجام دادند، حتی به کودکان تجاوز کردند!
همان زنی که همواره از حقوق و احترامش سخن میگفتند، بدترین سوءاستفاده را از او کردند و او را به کالایی برای هرکس که بیشتر بپردازد تبدیل نمودند!
انواع آیینها و زشتترین محرمات را مرتکب شدند؛ از زنا و لواط گرفته تا شراب، مواد مخدر، قتل و دیگر گناهان…
#فمینیستها ناپدید شدند و نقدی از آنان دیده نشد،
#لیبرالها خاموش شدند و حتی زمزمهای از آنان شنیده نشد؟!
تصور کن اگر به جای #جفری_اپستین یک مرد مسلمان بود، وضعیت چگونه میشد و چه حجم از نقد و رسوایی به راه میافتاد؟
و چگونه همه مسلمانان را به جرم یک نفر بدنام میکردند…
امتهایی بیاخلاق، بیدین و بیانسانیت.
الحمدلله بر نعمت اسلام.»
شیخ د. دغش بن شبیب العجمی
حفظه الله
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
مواظب باش! آنکس که پیشتر اهل نماز و عبادت نبوده، اما با آمدنِ رمضان به نماز و عبادت روی آورده و از گناهان دور شده، «توبهکننده» است نه «منافق»!
مبادا با سرزنش و قضاوتِ نابجا، بهجای دلگرمی، او را از رحمتِ الهی دور سازی و ناآگاهانه، در برابر برادر خویش یاورِ شیطان شوی.
محبتِ راستین آن است که از لغزشِ دینیِ کسی که دوستش داری بیمناک باشی؛ نه آنکه تلاشش برای پایبندی به دین را به تمسخر بگیری.
@RakanFarsi | راکان
1 478
اثر همنشینی در عروج یا سقوط انسان
علّامه عبدالرحمن بن ناصر السعدی
رحمه الله
بهجة قلوب الأبرار، ص۱۴۰
«همنشینی با نیکان، بنده را تا بلندترین درجات بالا میبرد؛
و همنشینی با بدان، او را به پائینترین مراتب فرو میکشاند.»
@RakanFarsi | راکان
1 478
معیار ارزش رضایت الله است، نه نظر مردم!
شیخ د. سلیمان بن سلیم الله الرحیلی
حفظه الله
@RakanFarsi | راکان
1 478
بهشت را به بهای دنیا نفروش!
شیخ د. صالح بن عبدالعزیز آل الشیخ
حفظه الله
محاضرة الشباب والاعتدال
@RakanFarsi | راکان
1 478
Repost from N/a
نشانههای راقیهای دروغین
شیخ د. عزیز بن فرحان العنزی
حفظه الله
@RakanFarsi | راکان
