جهان چگونه کار می کند؟
Ir al canal en Telegram
کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS
Mostrar más4 496
Suscriptores
+324 horas
+47 días
+2030 días
Archivo de publicaciones
Repost from Science is for all🔬
- گاز ترش، سرمایهای که میسوزد و میرود!
در هر پالایشگاه و میدان نفتی، آن شعلهی همیشگی که شبها مثل فانوسی بر آسمان میدرخشد، برای بسیاری از ما نماد «پیشرفت صنعتی» است؛ اما در واقع، آن شعله نشانهی سوختنِ ثروت و تخریب خاموش محیطزیست است.
گازهایی که در مشعلهای پالایشگاهها میسوزند، در اغلب موارد «گاز ترش» هستند؛ گازهایی حاوی سولفید هیدروژن (H₂S) و دیاکسید کربن (CO₂) ترکیباتی سمی، خورنده و مرگبار. در کشورهای پیشرفته، این گازها از طریق فرآیندهای دقیق شیمیایی (مانند شیرینسازی با آمین و فرآیند کلاوس) تصفیه میشوند تا از دل همان مواد سمی، گوگرد خالص، سوخت پاک و حتی مواد شیمیایی صنعتی باارزش استخراج شود. اما در ایران، سرنوشت بیشتر این گازها، سوزانده شدن در دل آتش است.
«از گاز ترش تا گوگرد» مسیری که نرفتهایم!
در یک پالایشگاه استاندارد، H₂S ابتدا جذب و سپس در واحد گوگردسازی به گوگرد زردرنگی تبدیل میشود که هم بیخطر است و هم کاربرد صنعتی دارد. اما بسیاری از پالایشگاههای ایران یا فاقد این واحدها هستند، یا تجهیزاتشان سالهاست از کار افتادهاند. نتیجه؟
روزانه میلیونها مترمکعب گاز ترش در فلرها میسوزد، هوا را با دیاکسید گوگرد (SO₂) آلوده میکند و در نهایت، بخشی از همین گوگرد در قالب باران اسیدی به زمین و ریهی مردم بازمیگردد.« وقتی فناوری هست اما کار نمیکند» ایران از نظر علمی و مهندسی، توان طراحی واحدهای گوگردگیری را دارد. دانشگاهها و شرکتهای داخلی سالها روی این فناوری کار کردهاند. اما تحریمها، فرسودگی تجهیزات، نبود سرمایهگذاری و مدیریت کوتاهمدت و غیراقتصادی باعث شده اجرای این پروژهها یا نیمهکاره بماند، یا با راندمان پایین کار کند. در نتیجه، کشوری که دومین ذخایر گازی جهان را دارد، بخش بزرگی از گاز همراه نفت خود را نه صادر میکند، نه مصرف، بلکه میسوزاند. بهبیان دیگر، ما نهتنها هوای خود را آلوده میکنیم، بلکه سرمایه ملیمان را در آتش میریزیم. « تضاد توسعه و آلودگی» در جهان امروز، فلرینگ (سوزاندن گازهای اضافی) یکی از شاخصهای منفی توسعه است. کشورهایی مانند نروژ، عربستان و حتی عراق در سالهای اخیر با اجرای طرحهای جمعآوری گازهای همراه، این میزان را بهشدت کاهش دادهاند. اما در ایران، آمارها میگویند سالانه بیش از ۱۵ میلیارد مترمکعب گاز در مشعلها میسوزد یعنی چیزی معادل سوخت چند نیروگاه بزرگ برق. این همان پارادوکسی است که در بسیاری از بخشهای صنعتی ما تکرار میشود: دانش هست، متخصص هست، منابع هست اما هماهنگی و ارادهی اجرایی نیست. «علم خاموش، سیاست پرصدا» پالایشگاه، فقط یک تأسیسات صنعتی نیست؛ آینهای است از نسبت یک کشور با علم. وقتی علم بهجای اجرا، در کتابها میماند و تصمیمگیریهای سیاسی جای منطق مهندسی را میگیرند، علم خاموش میشود و سیاست پرصدا. مشعلهای پالایشگاهها، استعارهای تلخ از این وضعیتاند: (نوری که میسوزد، ولی روشنی نمیبخشد.) «آیندهای که میتواند متفاوت باشد» واقعیت این است که ایران هنوز میتواند مسیر را عوض کند. با اجرای پروژههای جمعآوری گازهای همراه، احیای واحدهای گوگردسازی، و پیوند میان صنعت و دانشگاه، میتوان همان گازهای ترش را به منبعی برای رشد پایدار تبدیل کرد. در جهانی که به سمت انرژی پاک میرود، کشور ما هم باید تصمیم بگیرد:
میخواهد
دانش را به آتش سیاست بسپارد
، یا
از دل علم، نوری بسازد که واقعاً روشن کند.👤: سپیتام آذرمهر - «Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
🏅جایزه نوبل پزشکی 2025: بازتعریف کنترل سیستم ایمنی بدن
بنیاد نوبل امسال جایزه فیزیولوژی یا پزشکی را به مری برانکو، فرد رمزدل و شیمن ساکاگوچی اعطا کرد؛ بهپاس کشفی که نگاه دانشمندان به ایمنی بدن را متحول کرد: سلولهای T تنظیمی (Regulatory T cells).
سیستم ایمنی باید میان دشمن و خودی تمایز بگذارد؛ برهم خوردن این تعادل میتواند به بیماریهای خودایمنی منجر شود. پیشتر تصور میشد حذف سلولهای خطرناک فقط در غده تیموس رخ میدهد، اما این سه دانشمند نشان دادند مکانیسمی دیگر نیز در بافتهای محیطی بدن وجود دارد که ایمنی را تنظیم میکند. «تحمل محیطی».
در دهه 90 میلادی، ساکاگوچی نوعی سلول T را یافت که مانند ترمز سیستم ایمنی عمل میکند. سالها بعد، برانکو و رمزدل با مطالعه موشهای خودایمنی، ژن Foxp3 را شناسایی کردند؛ ژنی که برای عملکرد این سلولها حیاتی است.
امروز سلولهای T تنظیمی به یکی از ارکان فهم تعادل ایمنی بدل شدهاند; از پیشگیری از خودایمنی تا کاهش پسزنی پیوند و حتی در درمان سرطان.
Source
-
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
اگر ریاضیات ابداع انسان است، چرا جهان به شکل شگفت انگیزی با آن هماهنگ است؟
ریاضیات، ظاهراً مجموعهای از قواعد و نمادهایی است که ما انسانها اختراع کردهایم. اما وقتی همین قواعد، بدون هیچ اجباری، دقیقاً در رفتار جهان واقعی جواب میدهند، یک سوال بزرگ پیش میآید:
آیا ما ریاضی را کشف میکنیم یا میسازیم؟ و چرا طبیعت، به شکلی شگفتانگیز، با اختراعات ذهنی ما هماهنگ است؟
ابتدا مواضع دو دیدگاه را تشریح میکنیم:
واقع گرایی( دیدگاه افلاطونی): حقایق ریاضی مستقل از ذهن انسان وجود دارند، و ما فقط آنها را کشف میکنیم، نه اینکه بسازیم.
ساختارگرایی(دیدگاه ویتگنشتاینی): ریاضیات محصول ذهن انسان و زبان او برای توصیف الگوها و روابط است، نه چیزی که مستقل از ما وجود داشته باشد.
آیا ساختارگرایی قابل دفاع است و از پس انتقادات افلاطون گرایان بر میآید؟ بیایید پاسخ ساختارگرایان را به جدی ترین پرسش های افلاطون گرایان بررسی کنیم:
افلاطونگرا : اگر ریاضیات فقط مجموعهای از قواعد زبانی است،چرا جهان دقیقاً مطابق همان قواعد رفتار میکند؟
اگر ریاضی فقط "بازی شطرنج ذهنی" باشد،چرا قوانین فیزیکی در جهان بیرون حرکت مهرهها را طبق همان بازی دنبال میکنند؟
چرا چیزهایی که ما نساختیم (مثل ذرات زیراتمی) از آن پیروی میکنند؟
ساختارگرا : چون ما ریاضیات را از تجربه انتزاع کردهایم. شمردن از شمردن گوسفندان آمد. هندسه از اندازهگیری زمین. پس این "انطباق" نه اسرارآمیز است و نه تصادفی چون ما طوری قواعدمان را تنظیم کردهایم که با تجربهی ما سازگار باشد. به نوعی زبان و تجربه ی ما با هم تکامل یافتند. «ریاضیات کاربرد دارد، چون در بافت زندگی ما جا افتاده است.» یعنی کارایی ریاضی ناشی از پیوستگی آن با اعمال و مشاهدههای انسانی است،نه از کشف واقعیتی بیرونی. مثل این است که بپرسی قواعد و علائم زبان فارسی چطور در تفسیر شعر فارسی اینقدر کاربرد دارد؟!
افلاطونگرا: اما نظریهی اعداد مختلط؟ هندسههای نااقلیدسی؟ اینها کاملاً انتزاعی بودند!
ساختارگرا: و سالها "بیفایده" ماندند تا اینکه کسی کاربردی برایشان ساخت. ما هزاران ساختار ریاضی میسازیم. برخی مفید میشوند، برخی نه. شما فقط موفقیتها را میبینید و فکر میکنید این سرنوشت محتوم بود.
افلاطونگرا: اما اگر ریاضیات ساختهی ماست، چرا نمیتوانیم آن را هر طور که دوست داریم تغییر دهیم؟ چرا نمیتوانم بگویم 2+2=5؟
ساختارگرا: میتوانی! اما آنوقت دیگر در حال بازی ما نیستی. مثل این است که بخواهی در شطرنج، اسب را مستقیم حرکت دهی. قانونی تو را منع نمیکند، اما دیگر شطرنج بازی نمیکنی.
ریاضیات قواعدی دارد که ما وضع کردهایم. وقتی این قواعد را پذیرفتی، نتایج خاصی اجتنابناپذیر میشوند. این "ضرورت" از قواعد میآید، نه از یک واقعیت متافیزیکی.
افلاطونگرا: اما ریاضیدانان همچنان حس میکنند که چیزی را کشف میکنند، نه اینکه میسازند.
ساختارگرا: و این حس، بخشی از پدیدارشناسی انجام ریاضیات است. وقتی قواعد را درونی کردهای، نتایج "خودشان را تحمیل میکنند". اما این تحمیل از قواعدی میآید که قبلاً پذیرفتهای، نه از یک جهان خارجی. مانند شطرنج که خودمان ساختیم و یک شطرنج باز مات در سه حرکت را حین بازی کشف میکند.
نتیجه
این دو دیدگاه در سطوح مختلف عمل میکنند:
افلاطونگرایی یک تجربهی روانشناختی (حس کشف) را به یک ادعای متافیزیکی (وجود قلمرو انتزاعی) تبدیل میکند.
اما ویتگنشتاین (ساختارگرایی ) این حرکت را رد میکند و میگوید: تجربهی روانشناختی واقعی است، اما نیازی به متافیزیک برای توضیح آن نداریم.
هر دو دیدگاه رایج هستند، اما ویتگنشتاین با تیغ اوکام موفقتر است: او با فرضیات کمتر، همان پدیدهها را توضیح میدهد.
Channel of science is for all
Repost from Science is for all🔬
مکانیسمهای کوانتومی-کلاسیکی در شارژ باتریهای لیتیوم-یون
در دنیای امروز، باتریهای قابل شارژ لیتیوم-یون به عنوان ستون فقرات فناوریهای الکترونیکی مصرفی و وسایل نقلیه الکتریکی، نقش محوری در اقتصاد مدرن ایفا میکنند. این باتریها، با وجود پیشرفتهای مداوم در ظرفیت ذخیرهسازی و دوام، همچنان با چالشهای اساسی روبرو هستند؛ از جمله زمان شارژ طولانی که مانع از پذیرش گسترده وسایل نقلیه الکتریکی در مقایسه با موتورهای احتراق داخلی میشود.
بر اساس برآوردهای اخیر، دستیابی به زمان شارژ کمتر از ۱۵ دقیقه، شرط کلیدی برای رقابتپذیری این فناوریها در بازار حملونقل الکتریکی است. با این حال، تا کنون، مکانیسم دقیق واکنش شیمیایی در رابط الکترود-الکترولیت – جایی که یونها و الکترونها همزمان جابهجا میشوند – مبهم باقی مانده بود. نظریههای کلاسیک الکتروشیمی، مانند نظریه انتقال الکترون مارکوس (Marcus, ۱۹۶۳ و ۱۹۶۵)، بر جنبههای کلاسیک تمرکز داشتند، در حالی که اثرات کوانتومی – مانند تونلینگ الکترون یا نوسانات کوانتومی در انتقال پروتون اغلب نادیده گرفته میشدند.
یافتههای ژانگ و همکاران، که بر پایه شواهد تجربی استوار است، نشان میدهد که شارژ باتریهای لیتیوم-یون از طریق یک فرآیند جفتشده یون-الکترون پیش میرود، جایی که انتقال یون Li⁺ و الکترون به طور همزمان و همبسته رخ میدهد.
این مکانیسم، ترکیبی از فرآیندهای کلاسیک (مانند دیفیوژن یونها در الکترولیت) و کوانتومی (مانند تونلینگ الکترون از طریق مانع انرژی در رابط) را در بر میگیرد. به طور خاص، مدل پیشنهادی CIET بر پایه کارهای پیشین مانند نظریههای دوگونادزه و همکاران (Dogonadze et al., ۱۹۶۵) و مدلهای انتقال الکترون جفتشده با پروتون (Soudackov & Hammes-Schiffer, ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰) بنا شده است.
در این مدل، پتانسیل الکتریکی اعمالشده در رابط، نوسانات کوانتومی را تحریک میکند که منجر به همزمانی انتقال یون و الکترون میشود. برای مثال، در مقیاس اتمی، الکترون از طریق تونلینگ کوانتومی از الکترود به یون Li⁺ در الکترولیت منتقل میشود، در حالی که یون به سمت الکترود کشیده میشود فرآیندی که نرخ کلی intercalation را افزایش میدهد.
هرچند جزئیات دقیق روشهای تجربی در مقاله perspective ذکر نشده، اما اشاره شده که شواهد بر پایه آزمایشهای مستقیم بر رابط الکترود-الکترولیت به دست آمده است. احتمالاً از تکنیکهایی مانند طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی (EIS)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) یا شبیهسازیهای دینامیک مولکولی کوانتومی (QM/MM) استفاده شده، که نوسانات رابط را در مقیاس نانوثانیه اندازهگیری میکنند.
این رویکردها، پارامترهای کلیدی مانند ثابت کوپلینگ و انرژی بازسازی را استخراج کرده و با مدلهای نظری تطبیق میدهند. یافتهها نشان میدهد که در الکترولیتهای مبتنی بر کربنات، نرخ انتقال جفتشده تا ۳۰٪ بالاتر از مدلهای کلاسیک است، که پتانسیلی برای شارژ سریعتر فراهم میکند.
با استخراج پارامترهای کلیدی از مدل CIET، مهندسان میتوانند الکترولیتهای جدیدی طراحی کنند که نوسانات کوانتومی را تقویت کنند – برای مثال، با افزودن حلالهای قطبیتر یا الکترودهای نانوساختار که مانع تونلینگ را کاهش دهند.
در زمینه وسایل نقلیه الکتریکی، این امر میتواند زمان شارژ را به زیر ۱۰ دقیقه برساند، که نه تنها پذیرش مصرفکننده را افزایش میدهد، بلکه به کاهش انتشار کربن کمک میکند. علاوه بر این، کاربردها در دستگاههای قابل حمل مانند گوشیهای هوشمند و لپتاپها، دوام باتری را بدون افزایش وزن بهبود میبخشد. از منظر اقتصادی، این پیشرفت میتواند بازار باتریهای جهانی (ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۵) را دگرگون سازد.
با این حال، چالشهایی باقی میماند؛ مانند پایداری بلندمدت در برابر سیکلهای شارژ مکرر، که ممکن است اثرات کوانتومی را مختل کند. تحقیقات آینده باید بر شبیهسازیهای مقیاسپذیر CIET تمرکز کنند تا پیشبینیهای دقیقتری برای مواد نوین ارائه دهند.
کشف مکانیسم انتقال جفتشده یون-الکترون، نقطه عطفی در الکتروشیمی باتریها است و پلی بین فیزیک کلاسیک و کوانتومی میسازد. این یافته نه تنها ابهامات دیرینه را برطرف میکند، بلکه نویدبخش نسل جدیدی از باتریهای کارآمدتر است که میتواند گذار به انرژی پایدار را تسریع بخشد. با ادامه تحقیقات، انتظار میرود که این مدل به ابزار استانداردی در طراحی باتری تبدیل شود.
Source
-
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
چرا گاهی تنهایی بیشتر از هر جمعی آراممان میکند؟! «آزمایشگاه پنهان ذهن»
انسان موجودی اجتماعی است؛ از ابتدای تاریخ در قبیله و جمع زیسته و برای بقا به همنوعانش وابسته بوده. با این حال، تناقض جالبی وجود دارد: بسیاری از افراد بهویژه در نوجوانی و در سالهای پیری گرایش شدیدی به تنهایی و خلوت پیدا میکنند. این میل به انزوا نه الزاماً نشانهٔ افسردگی یا اختلال، بلکه ریشههایی عمیق در روانشناسی و فیزیولوژی بدن دارد.
1- «روانشناسیِ نیاز به مرزبندی»
در نوجوانی، فرد درگیر ساختن «هویت» خویش است. خلوتگزینی فرصتی برای پردازش افکار، رویاها و مرزبندی با والدین و جامعه فراهم میکند. روانشناسان تکاملی میگویند این تمایل به انزوا بخشی از فرآیند طبیعی استقلالیابی است؛ جایی که مغز به نوجوان کمک میکند «خودِ متمایز» را کشف کند.از سوی دیگر در سالمندی، پس از دههها ارتباط و نقشآفرینی اجتماعی، بسیاری افراد ترجیح میدهند انرژی محدودشان را صرف روابط معنادارتر کنند.
نظریهی Socioemotional Selectivity Theory (کارستنزن،1999) نشان میدهد سالمندان بهطور انتخابی از جمعیت گسترده فاصله میگیرند تا وقتشان را با معدود افراد مهم صرف کنند.2- «فیزیولوژیِ مغز و هورمونها» مغز ما در مراحل مختلف زندگی تغییرات عمدهای دارد: • در نوجوانی، سیستم لیمبیک (مراکز هیجان) سریعتر از قشر پیشپیشانی (مسئول کنترل شناختی) رشد میکند. این ناهماهنگی باعث میشود نوجوانان برای مدیریت هیجانها به «تنهایی» پناه ببرند؛ تنهایی برایشان حکم یک آزمایشگاه ذهنی دارد. • در سالمندی، سطح دوپامین و سروتونین کاهش مییابد. این تغییرات باعث کمانرژی شدن در تعاملات اجتماعی گسترده و در نتیجه میل به محیطهای آرامتر و خلوتتر میشود. جالب اینکه پژوهشهای نوروساینس نشان دادهاند که فعالیت شبکهٔ پیشفرض مغز (Default Mode Network) بخشی از مغز که هنگام رویاپردازی و خوداندیشی فعال است در لحظات خلوتی اوج میگیرد. به همین دلیل، تنهایی نهتنها خستگی اجتماعی را ترمیم میکند بلکه خلاقیت و خودشناسی را هم تغذیه میکند. 3- «جنبهی تکاملی (Evolutionary)» از منظر تکامل، تنهایی همیشه یک ضعف نبوده. قبایل انسانی برای بقا به شکارچیانی نیاز داشتند که گاه جدا از جمع به مراقبت از محیط یا اکتشاف بپردازند. همین «گرایش ادواری به خلوت» میتوانسته مزیتی بقابخش باشد؛ راهی برای بازیابی انرژی و تولید ایدههای نو در خدمت گروه.
پس در نتیجه؛ تنهایی در نوجوانی ابزاری برای ساخت هویت است، در پیری استراتژیای برای صرفهجویی هیجانی، و در هر سنی پدیدهای فیزیولوژیک برای بازیابی مغز و
روان.
- 1. Carstensen, L. L. (1999). Taking time seriously: A theory of socioemotional selectivity. American Psychologist, 54(3), 165–181. 2. Blakemore, S. J. (2012). Development of the social brain in adolescence. Journal of the Royal Society of Medicine, 105(3), 111–116. 3. Andrews-Hanna, J. R., Smallwood, J., & Spreng, R. N. (2014). The default network and self-generated thought: Component processes, dynamic control, and clinical relevance. Annals of the New York Academy of Sciences, 1316(1), 29–52. - «Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
ده معمای ساده اما حل نشده در فیزیک
با وجود پیشرفتهای عظیم علم فیزیک در توضیح جهان، هنوز پرسشهای سادهای وجود دارند که پاسخی قطعی برایشان پیدا نشده است. مسائلی که شاید در نگاه اول پیشپاافتاده و روزمره به نظر برسند، اما در واقع همچنان ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کردهاند.
در اینجا ده مورد از این مسائل برایتان اورده شده است.
1. چرا سس کچاپ به سختی از بطری شیشهای بیرون میآید؟
جریان سس کچاپ یک رفتار پیچیده و غیرنیوتونی دارد. هنوز بهطور دقیق مشخص نیست که چگونه میتوان جریان آن را به راحتی کنترل کرد.
2. چرا پنکیکها همیشه از یک طرف بهتر طلایی میشوند؟
تفاوت در انتقال حرارت در سطح تابه و همچنین تأثیر رطوبت و زمان پخت در این موضوع دخیل است، ولی مکانیزم دقیق آن کاملاً روشن نیست.
3. چرا نان تست شده همیشه از طرف کرهمال شده روی زمین میافتد؟
این پدیده که به "اثر تست نان" معروف است، به ترکیب عوامل فیزیکی مانند ارتفاع سقوط و چرخش نان نسبت داده میشود، اما دقیقاً چرا این اتفاق بهطور مکرر رخ میدهد هنوز بهطور کامل توضیح داده نشده است.
4. الگوی شکستن شیشه ماشینها
وقتی شیشه ماشین میشکند، الگوهای پیچیده و منحصر به فردی تشکیل میشود. علت دقیق این الگوها هنوز بهطور کامل مدلسازی نشده است.
5. چرا برخی ظروف فلزی هنگام تماس با آب سرد صدا میدهند؟
این پدیده به تغییرات ناگهانی دما و انبساط و انقباض سریع فلز مرتبط است، اما مکانیسم کامل و دقیق آن همچنان در حال بررسی است.
6. چگونگی تشکیل حبابهای هوا در نوشیدنیهای گازدار
چرا حبابها در نقاط خاصی از لیوان ظاهر میشوند؟ نقش ناخالصیها و میکروخشهای سطح لیوان مشخص است ولی توزیع دقیق این نقاط هنوز کاملاً توضیح داده نشده است.
7. چرا موهای خیس سردتر از پوست خیس احساس میشوند؟
اختلاف در نرخ تبخیر آب از مو و پوست ممکن است تأثیر داشته باشد، اما توضیح دقیق علمی برای این حس وجود ندارد.
8. چرا لباسهای شستهشده در هوای سرد یخ میزنند ولی خشک هم میشوند؟
فرآیند تصعید (تبدیل مستقیم یخ به بخار آب) باعث خشک شدن لباس میشود، اما چگونگی تأثیر دقیق عوامل محیطی هنوز جای بررسی دارد.
9. چرا برف "جیغ" میکشد وقتی روی آن راه میروی؟
این صدا به فشرده شدن کریستالهای یخ مرتبط است، ولی عوامل دقیق مانند دما و نوع برف همچنان پیچیده هستند.
10. چرا اب گرم سریعتر از آب سرد یخ میزند؟
پدیدهای که باعث میشود آب گرم سریعتر از آب سرد یخ بزند به "اثر مپمبا" (Mpemba Effect) معروف است. این پدیده در شرایط خاصی رخ میدهد و هنوز به طور کامل توضیح علمی قطعی ندارد.
Channel of science is for all
Repost from Science is for all🔬
«چرا غیرت و حسادت در زنان و مردان متفاوت است؟ از ژن تا هیجان»
رفتارهای مبتنی بر غیرت در مردان و حسادت در زنان، از دیرباز موضوع توجه علوم رفتاری و زیستشناسی تکاملی بوده است. تحلیل این پدیدهها در انسان و خویشاوندان نزدیک او (نخستیها) نشان میدهد که این رفتارها میتوانند بهعنوان سازوکارهای انطباقی در فرایند انتخاب جفت و حفاظت از سرمایه تولیدمثلی درک شوند.
«تفاوت استراتژیهای تولیدمثلی»
در تولید مثل جنسی، نر و ماده معمولاً دو استراتژی متفاوت دارند:
• مردان (نرها): با تولید میلیاردها اسپرم و توانایی بارور کردن چندین زن، بیشتر به سمت استراتژی کمّی (پراکنش گسترده ژنها) متمایلاند. • زنان (مادهها): با تعداد محدود تخمک (کمتر از ۳۰۰ در طول عمر)، ناگزیرند بر استراتژی کیفی تمرکز کنند. یعنی انتخاب شریک نهتنها بر اساس سلامت ژنتیکی، بلکه بر اساس توانایی حمایت، مراقبت و تعهد نیز اهمیت پیدا میکند.«از کلونیهای کوچک تا جوامع پیچیده» در کلونیهای کوچک انسانی، مردان آلفا اغلب نقش اصلی در تولیدمثل داشتند و رقابت چندان گسترده نبود. اما با افزایش جمعیت و شکلگیری روستاها و شهرها، رقابت بین نرهای غریبه شدت گرفت. به تدریج نوعی پیمان اجتماعی (ازدواج) شکل گرفت: مرد متعهد میشد از زن و فرزندانش حمایت کند و در عوض، زن وفاداری تولیدمثلی نشان دهد. این همکاری برای بقای کودک انسانی که به دلیل مغز بزرگ و رشد طولانی به مراقبت مستمر نیاز داشت حیاتی بود. «پیدایش حسادت و غیرت» • در زنان: حسادت عمدتاً بهعنوان ابزاری برای جلوگیری از تقسیم منابع مرد میان چند زن (کاهش سهم حمایتی) بروز کرد. رقابت میان زنان برای جلب بهترین مرد، بهویژه مردانی که منابع و تعهد بیشتری داشتند، ریشهای تکاملی دارد. • در مردان: غیرت بیشتر به کنترل باروری زن مربوط بود. از آنجا که تخمکگذاری در زنان انسانی «پنهان» است، مردان امکان تشخیص زمان باروری را نداشتند. در نتیجه، کنترل اجتماعی و محدودسازی روابط زن با مردان دیگر بهعنوان راهبردی برای کاهش «خطر پدریابی نادرست» شکل گرفت. «سازوکارهای تکاملی و پیامدها» • روابط خارج از ازدواج (extramarital) برای زن میتوانست مزایایی دوگانه داشته باشد: دریافت ژنهای سالم از یک مرد و خدمات حمایتی از مرد دیگر. • برای مرد «مشروع» اما این وضعیت یک شکست کامل بود: او بدون آگاهی، منابع خود را برای فرزندان ژنتیکی مرد دیگر صرف میکرد. • همین تهدید، موجب پیدایش الگوهای خشونتبار مانند تنبیه، محدودسازی، و حتی حذف زن در برخی فرهنگها شد. پدیدههایی مثل حجاب یا مجازاتهای سخت را میتوان در این چارچوب تاریخیـتکاملی تحلیل کرد (البته با تأکید بر اینکه این رفتارها محصول فرهنگ و تاریخ هستند، نه اجبار زیستشناختی).
غیرت در مردان و حسادت در زنان را میتوان پیامدهای متفاوت یک فشار تکاملی مشترک دانست:
حفظ سرمایه تولیدمثلی و تضمین انتقال موفق ژنها.
این رفتارها در طول تاریخ و فرهنگها اشکال متفاوتی به خود گرفتهاند، اما ریشههای آنها را باید در سازوکارهای انتخاب جنسی و محدودیتهای زیستی انسان جستوجو کرد.Buss, D. M. (2019). Evolutionary Psychology: The New Science of the Mind (6th ed.). Routledge. - «Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
اطلاعات ممکن است پنجمین حالت ماده باشد و اثبات کند که ما در یک شبیه سازی زندگی میکنیم.
اگر این نظریه درست باشد، حتی ممکن است به ما در درک تمام مادهٔ تاریک جهانمان کمک کند.
اطلاعات میتواند به عنوان پنجمین حالت ماده در کنار گاز، پلاسما، مایع و جامد قرار گیرد. یک دانشمند آزمایشی را پیشنهاد کرده که شامل نابودی ذرات است و میتواند ثابت کند اطلاعات واقعاً جرم دارد. در صورت موفقیت، این آزمایش میتواند به ما در مدیریت آیندهٔ ذخیره سازی دادهها کمک کند - به علاوه، پرده از راز مادهٔ تاریک مرموز جهان بردارد و حتی نشان دهد که جهان ما یک شبیه سازی است.
درک اطلاعات یک تجربه جهانی روزمره است. اما برای فیزیکدانی به نام ملوین واپسون، این جستجو بسیار فراتر از مسائل پیش پاافتاده است - او در تلاش است تا ثابت کند اطلاعات دارای حضور فیزیکی هستند. این وظیفه خطیری است که میتواند به بینش های جدیدی در مورد مدیریت آینده ذخیره سازی اطلاعات منجر شود.
دانشمندان معتقدند که ماده قابل مشاهده در جهان دارای محتوای اطلاعاتی مشخصی است. برای مثال، اتمهای معمولی - که شامل پروتونها، الکترونها و نوترونها هستند - نه تنها جرم ترکیبی این ذرات زیراتمی، بلکه جرم بسیار ناچیز اطلاعاتی را که برای تعامل با یکدیگر و بقیه جهان نیاز دارند، در خود نگه میدارند. به گفته واپسون، این نوع اطلاعات را میتوان "DNA" ذرات در نظر گرفت.
هنگامی که این دو "فرضیه اطلاعات" با هم ترکیب شوند، پیشبینیهای مشخصی درباره جرم اطلاعات در جهان ارائه میدهند. برای مثال، دانشمندان تخمین زدهاند که یک ذره منفرد حاوی ۱.۵۰۹ بیت اطلاعات است که ویژگیهایی مانند جرم، بار و اسپین ذره را نشان میدهد. هنگامی که اطلاعات این ذره منفرد را در تقریباً تمام ذرات جهان (معروف به عدد ادیگتون) ضرب کردند، به تخمینی معادل ۱۰ × ۶.۰۳۶ به توان ۸۰ بیت اطلاعات در جهان رسیدند.
نگاه کردن به اطلاعات از این زاویه، جنبهای کاربردی نیز دارد. واپسون میگوید این دیدگاه میتواند به ما در طراحی فناوریهای بهتر ذخیرهسازی اطلاعات دیجیتال کمک کند.
مقدار اطلاعاتی که امروز تولید میکنیم حیرتآور است. «هر روز روی کره زمین، ۵۰۰ میلیون توییت، ۲۹۴ میلیارد ایمیل، ۴ میلیون گیگابایت داده فیسبوک، ۶۵ میلیارد پیام واتساپ و ۷۲۰ هزار ساعت محتوای جدید که روزانه به یوتیوب اضافه میشود تولید میکنیم.»
ما با چنان سرعت حیرتآوری در حال تولید اطلاعات جدید هستیم که ۳۵۰ سال دیگر، تعداد بیتهای دیجیتالی که ایجاد میکنیم از تعداد تمام اتمهای زمین بیشتر خواهد شد. این نظریه که پژوهشگرانی مانند واپسون آن را «فاجعه اطلاعات» مینامند، هشدار میدهد که حدود ۱۱۰ سال دیگر، «توان مورد نیاز برای نگهداری این تولید دیجیتال، از کل مصرف انرژی کنونی زمین فراتر خواهد رفت.»
سؤال این است که در نهایت چه چیزی شکل مادی ذخیرهسازی داده را محدود خواهد کرد؟ بر اساس استدلالهای مطرح شده در حوزه مطالعاتی واپسون، «کوچکترین اندازه نظری برای بیتهای دیجیتال باید ذرات بنیادی باشد، زیرا آنها کوچکترین بلوکهای سازنده شناختهشده ماده در جهان هستند.» این ذرات، ریزترین ذرات ماده هستند که پایدار بوده و به طور مستقل وجود دارند.
اثبات اینکه اطلاعات از طریق آزمایشهای فیزیکی جرم دارند، اولین گام به سوی یافتن یک راهحل ممکن برای مشکل رشد انفجاری اطلاعات است. و این اثبات میتواند اسرار کیهانی مانند ماده تاریک را توضیح دهد. به گفته واپسون، این به آن دلیل است که ویژگیهای فیزیکی بیتهای اطلاعات، همان چیزی را تقلید میکنند که ماده تاریک به نظر میرسد - ذرات جرمی کوچک بدون بار یا اسپین.
او میگوید: «ما قطعاً باید به مدلهای کیهانشناسی نگاه کرده و این جزء جدید را در آنها جای دهیم تا بتوانیم دینامیک کهکشانها و انبساط شتابدار جهان را توضیح دهیم.» شاید جرم اضافی اطلاعات موجود در بنیادیترین ذرات، بتواند جرم ماده تاریک را توضیح دهد.
محاسبات اولیه و تقریبی او نشان میدهد که ۱۰ به توان ۹۳ بیت اطلاعات، میتواند تمام ماده تاریک «گمشده» را توضیح دهد. تأیید این که اطلاعات پنجمین حالت ماده است، به ایدهی جسورانهای مربوط میشود: این که جهان در واقع یک شبیهسازی رایانهای است، زیرا گرانش شاهدی برای این واقعیت بالقوه است. دانشمندان پیش از این نیز «فرضیه شبیهسازی» را به عنوان یک تمرین آکادمیک مطرح کردهاند، اما مقاله اخیر واپسون در این باره که در ماه آوریل در AIP Advances منتشر شد، فراتر رفته و گرانش را به عنوان مکانیزمی توصیف میکند که اطلاعات را وادار میسازد از آشفتگی به نظم حرکت کنند.
اگر اطلاعات واقعاً یک جزء کلیدی از جهان باشد، آنگاه شاید رایانهای در جایی، تمام جهان ما را به عنوان یک شبیهسازی در حال اجرا است.
source
-
Channel of science is for all
Repost from Science is for all🔬
- چرا مردان زودتر میخواهند و زنان دیرتر؟ نگاهی علمی به تفاوت میل جنسی.
سالهاست در روابط عاطفی کلیشهای تکراری شنیده میشود:
«مردها از همان اول دنبال رابطهٔ جنسیاند» «زنها بیشتر بازی میدهند و شرط و شروط میگذارند»
- اما پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهد این برچسبها ریشهٔ اخلاقی یا فرهنگیِ صرف ندارند، بلکه بخشی از تنوع طبیعی مدارهای مغزی و هورمونی انسان هستند.
- در مردان، سطح بالاتر تستوسترون و فعالیت سریعتر آمیگدالا و مدارهای پاداش باعث میشود میل جنسی به شکل خودبهخود و بیمقدمه ظاهر شود. یعنی مغز بهسرعت وارد فاز «خواستن» میشود، حتی بدون محرکهای زمینهای خاص.
- در بسیاری از زنان، مسیر متفاوت است؛ قشر پیشپیشانی (مرکز تصمیمگیری و مهار) و مدارهای «ترمز» فعالترند. به همین دلیل، میل معمولاً بهصورت پاسخمحور شکل میگیرد؛ یعنی ابتدا باید شرایط، حس امنیت، و زمینهٔ عاطفی یا روانی فراهم شود تا میل جنسی بروز پیدا کند.
این تفاوت هیچکدام نشانهٔ «ضعف» یا «اشکال» نیست؛ بلکه دو مسیر متفاوت طبیعی برای تجربهٔ میل جنسی است:
• مسیر سریع و خودبهخود (رایجتر در مردان) • مسیر پاسخمحور و مشروط (رایجتر در زنان)از نگاه تکاملی هم این تفاوت منطقی است؛ مردان با سرعت بیشتر شانس تکثیر ژنها را افزایش میدادند، درحالیکه برای زنان انتخاب شریک مناسب و سنجیدن شرایط بقا و امنیت اهمیت بیشتری داشته است. - دانستن این موضوع کمک میکند بفهمیم بسیاری از سوءتفاهمهای رابطهای، نه ناشی از «سردی زن» یا «زیادهخواهی مرد»، بلکه نتیجهٔ دو استراتژی متفاوت مغز در رسیدن به میل جنسی است. این نگاه علمی به ما میگوید: «پیش از قضاوت یا برچسب زدن، بهتر است بفهمیم که مغز هر کدام از ما «گاز و ترمز» مخصوص خودش را دارد.»
• Basson, R. (2000). The Female Sexual Response: A Different Model. • Bancroft, J. & Janssen, E. (2000). Dual Control Model of Sexual Response. • Karou et al. (2015). Neural Correlates of Hypoactive Sexual Desire Disorder. • Herbenick et al. (2010). National Survey of Sexual Health and Behavior.- «Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- معاون وزیر بهداشت ایران اخیراً گفته است که چیزی به اسم «طب اسلامی» موجودیت واقعی ندارد و هر کسی آن را ترویج کند، کلاهبردار است.
در سالهای اخیر، اصطلاح «طب اسلامی» بارها در تبلیغات و فضای مجازی شنیده شده است؛ مدعیانی که وعده درمان انواع بیماریها را بر اساس روایتها یا نسخههای سنتی میدهند. اما واقعیت این است که هیچ شواهد علمی معتبر برای این ادعاها وجود ندارد.
وزارت بهداشت و متخصصان پزشکی بارها تأکید کردهاند که «طب اسلامی» به معنای یک نظام درمانی مستقل، اساساً موجودیت ندارد و آنچه به نام آن عرضه میشود، ترکیبی است از توصیههای پراکنده و اغلب غیرقابل اعتماد.
از سوی دیگر، آنچه با عنوان «طب سنتی» شناخته میشود نیز نتوانسته در برابر آزمونهای علمی مدرن دوام بیاورد. بسیاری از روشهای آن یا بیاثر هستند یا خطرناک؛ بهویژه وقتی بیماران را از درمانهای اثباتشده پزشکی بازمیدارند. تکیه بر این شیوهها نهتنها سلامت فرد را به خطر میاندازد، بلکه در سطح اجتماعی نیز منجر به هدررفت منابع و گسترش خرافه میشود.
بنابراین، پاسخ روشن است:
ما «طب اسلامی» به معنای واقعی نداریم و «طب سنتی» هم جایی در درمان علمی امروز ندارد.آنچه کارآمد است، پزشکی مبتنی بر شواهد است؛ یعنی همان علم مدرن که با آزمایش، داده و استانداردهای جهانی، ایمنی و اثرگذاری درمانها را تضمین میکند. Source - «Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
-تهران بیحجاب، پاریس باحجاب؛وقتی آزادی در ایران به مقاومت سکولار میانجامد و آزادی در اروپا به بازگشت دینی.
یکی از پدیدههای مهم دوران معاصر، حرکت نسل جدید ایرانیان، بهویژه نسل Z، بهسمت نوعی بازتعریف هویت فردی و جمعی است. این حرکت، بهظاهر در تضاد با روندهایی است که در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی دیده میشود؛ جایی که اقلیتهای مذهبی، بهویژه مسلمانان مهاجر، حضوری پررنگتر یافتهاند و گاه موجب دگرگونی بافت اجتماعی شدهاند.
-ایران: خستگی از ایدئولوژی و بازگشت به ملیّت
از منظر روانشناسی اجتماعی، جامعهای که چند دهه زیر فشار ایدئولوژی رسمی قرار گرفته باشد، بهتدریج دچار فرسودگی نمادین میشود. در ایرانِ امروز، حجاب اجباری، تبلیغات مذهبی و محدودیتهای فرهنگی نه تنها به درونیسازی ارزشها منجر نشده، بلکه نتیجهی معکوس داده است.
• نسل جدید، برخلاف پدران و مادران خود، بهجای سازگاری منفعل، راهبرد نافرمانی مدنی را برگزیده است؛ یعنی نه لزوماً درگیر شورش مستقیم، بلکه با شیوههایی چون انتخاب پوشش دلخواه، برگزاری مهمانیهای زیرزمینی، یا حضور آگاهانه در فضای مجازی، بازتعریف آزادی شخصی را دنبال میکند.
• این امر از دیدگاه جامعهشناسانی چون جیمز اسکات (با نظریه “سلاحهای ضعیفان”) قابل توضیح است؛ فشار سیاسی هرچه شدیدتر باشد، خلاقیتهای پنهان برای مقاومت بیشتر ظهور مییابد.
• در روانشناسی فرهنگی نیز، میتوان گفت که نسل Z در ایران دچار نوعی واکنش روانی (psychological reactance) شده است؛ یعنی هرچه کنترل بیرونی افزایش یابد، میل به آزادی و طرد ارزشهای تحمیلی شدت میگیرد.
از اینرو، چهرههایی چون کوروش، فردوسی، خیام و حتی صادق هدایت دوباره در حافظه جمعی پررنگ شدهاند؛ نمادهایی که بهعنوان آلترناتیو هویت دینی، به سوی هویت ملی و سکولار ارجاع میدهند.
اروپا و آمریکای شمالی: بحران هویت و گرایش به «دین اقلیت»
در سوی دیگر، اروپا و کانادا شاهد رشد جمعیت مسلمانان و افزایش نمادهای مذهبی همچون حجاب هستند. این روند نه صرفاً بهدلیل «انتخاب آزاد»، بلکه محصول الگوهای مهاجرتی و چندفرهنگی است.
• بخش قابل توجهی از مهاجران، بهویژه مسلمانان، برای حفظ هویت در برابر فرهنگ میزبان، به بازتولید نشانههای مذهبی (مانند حجاب) روی میآورند.
• در جامعهشناسی مهاجرت، این را نوعی واکنش دفاعی فرهنگی مینامند: فرد مهاجر، برای پرهیز از «حل شدن» در فرهنگ اکثریت، بیش از پیش به نشانههای دینی و قومی خود میچسبد.
• از منظر روانشناسی اجتماعی، این رفتار در قالب هویت اجتماعی منفی توضیح داده میشود؛ یعنی وقتی گروهی احساس کند از سوی جامعه میزبان تحقیر یا طرد میشود، اعضا بهجای جذب شدن، با افراط در نمادهای گروهی واکنش نشان میدهند.
نتیجه این فرآیند آن است که در محلاتی از پاریس، بروکسل یا لندن، هویت مذهبی مهاجران نه تنها تضعیف نشده بلکه تقویت شده و حتی گاه با افزایش بزهکاری و جدایی فرهنگی همراه گردیده است.
- مقایسه دو روند
اگر بخواهیم این دو مسیر را مقایسه کنیم:
• در ایران، فشار دینیِ حکومتی موجب شده است که دین بهعنوان ابزار کنترل سیاسی دیده شود؛ بنابراین، مقاومت در برابر دین، در واقع مقاومت در برابر اقتدارگرایی است.
• در اروپا، آزادی بیش از حد و سیاستهای چندفرهنگی، به جای همگرایی، باعث تقویت «جزیرههای فرهنگی» شده و دین به ابزار هویتسازی و حتی اعتراض مهاجران در برابر اکثریت بدل گشته است.
به بیان دیگر، در حالی که جوان ایرانی برای رهایی از دین به خیابان میرود، جوان مهاجر در اروپا برای حفظ دین به همان خیابان چنگ میزند. این وارونگی تاریخی، نشاندهندهی تناقضهای مدرنیته و جهانیشدن است.
- جمعبندی
• جامعه ایران در حال عبور از دینِ تحمیلی به سوی ملیگرایی و سکولاریسم بومی است.
• جوامع اروپایی اما به دلیل مهاجرت و شکست نسبی سیاستهای ادغام، شاهد افزایش نمادهای مذهبی اقلیتها و در برخی موارد، افزایش تنشهای اجتماعی و جرایم شهری هستند.
• این دو روند در کنار هم، تصویری پارادوکسیکال از جهان معاصر ارائه میدهند: جایی که تهرانِ امروز بیش از پیش به برلین دهه ۱۹۲۰ میماند و پاریسِ امروز به شهری که گویی در آن تضادهای هویتیِ قرون وسطایی باززنده شده است.
-
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
«ایرانیها و نان فریزی؛ بررسی علمی یک عادت عمومی»
نگهداری نان در فریزر یکی از روشهای رایج برای جلوگیری از بیات شدن است. اما آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، شرایط ذخیرهسازی و نوع بستهبندی است که میتواند کیفیت نان و حتی سلامت مصرفکننده را تحت تأثیر قرار دهد.
1. تغییرات فیزیکی و رشد قارچها
وقتی نان هنوز گرم یا نیمهگرم وارد فریزر میشود، بخار آب موجود در بافت آن بهسرعت منجمد شده و به کریستالهای یخ تبدیل میگردد. این کریستالها به ساختار سلولی نان آسیب زده و بافت آن را متخلخل میکنند. نتیجه این فرآیند، ایجاد رطوبت موضعی پس از ذوب شدن یخ است؛ رطوبتی که محیطی مناسب برای رشد قارچها و کپکهای میکروسکوپی فراهم میسازد.
برخی از این قارچها قادر به تولید مایکوتوکسینها هستند؛ ترکیبات سمی پایداری که حتی پس از پخت مجدد هم از بین نمیروند و در صورت مصرف مداوم، میتوانند به کبد آسیب زده و خطر بروز سرطانهای گوارشی را افزایش دهند.
2. بستهبندی پلاستیکی و انتقال ترکیبات شیمیایی
بسیاری از نانها در همان کیسههای پلاستیکی نازک نانوایی وارد فریزر میشوند. این نوع پلاستیکها غالباً از مواد ارزانقیمت ساخته شده و در تماس طولانیمدت با غذا، بهویژه در شرایط دمایی متغیر (انجماد و ذوب)، میتوانند ترکیباتی نظیر فتالاتها (Phthalates) و سایر مواد مختلکنندهی غدد درونریز (Endocrine Disruptors) را آزاد کنند. مطالعات نشان داده است که این مواد میتوانند در متابولیسم هورمونها اختلال ایجاد کرده و پیامدهایی همچون ناباروری، تغییرات در عملکرد کبد، و حتی افزایش ریسک ابتلا به سرطان را به دنبال داشته باشند.
3. روش صحیح نگهداری
• پیش از فریز کردن، نان باید بهطور کامل در دمای محیط خنک شود تا میزان بخار آب آزاد کاهش یابد.
• استفاده از ظروف شیشهای، استیل یا کیسههای زیپدار استاندارد (Food Grade) بهجای پلاستیکهای نازک توصیه میشود.
• برای مصرف، بهترین روش آن است که نان بهتدریج در دمای محیط یا در حرارت ملایم فر و تابه گرم شود. استفاده از مایکروویو با دمای بالا میتواند منجر به واکنشهای شیمیایی ناخواسته و تشکیل ترکیبات مضری مانند آکریلامید شود.
4. نتیجهگیری
فریز کردن بهخودیخود یک روش ایمن برای نگهداری مواد غذایی است، اما تنها زمانی که اصول علمی رعایت شود. نادیده گرفتن مراحل سادهای مثل خنک کردن نان، انتخاب بستهبندی مناسب و شیوه صحیح گرمکردن، میتواند به آزادسازی سموم قارچی و مواد شیمیایی خطرناک منجر شود. بنابراین، فریز کردن اصولی نان نهتنها بیخطر است، بلکه از اتلاف مواد غذایی جلوگیری میکند؛ اما همان روش معمول و غیرعلمی که در بسیاری از خانوادهها رایج است، میتواند زمینهساز بروز مشکلات جدی سلامتی در بلندمدت باشد.
Source
-
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
یک مطالعه ادعا میکند ماده تاریک وجود ندارد و سن واقعی جهان 27 میلیارد سال است!
برای دههها، تصویر استاندارد و پذیرفتهشده این بوده که بیشتر آنچه در کیهان وجود دارد، چیزی نیست که ما بتوانیم ببینیم. جهان از ترکیبی از مادهٔ معمولی و دو مؤلفهٔ نامرئی تشکیل شده که اغلب ماده تاریک و انرژی تاریک نامیده میشوند.
این تصویر (مدل استاندارد کیهانشناسی) مبنای نگارش کتابهای درسی، برنامهریزی مأموریتهای فضایی و نحوهٔ درک ما از آسمان بوده است. اما در عین حال، پرسشهای دشوار و بیپاسخی را نیز به وجود آورده که هرگز کاملاً از بین نرفتهاند؛ دلیل اصلی آن این است که ماده تاریک و انرژی تاریک هرگز واقعاً «دیده نشدهاند».
به چالش کشیدن وجود ماده تاریک
یک خط فکری جدید، این پرسشها را جدی گرفته و پیشنهاد میکند که شاید اصلاً به آن مؤلفههای نامرئی «تاریک» نیاز نداشته باشیم.
پروفسور راجندرا گوپتا، استاد فیزیک، پس از سالها تحقیق در مورد معماهای دیرینهٔ کیهانشناسی، مدلی را پیشنهاد کرده که هدف آن توضیح جهان بدون نیاز به ماده تاریک یا انرژی تاریک است.
گوپتا که اخترفیزیک در دانشگاه اتاوا تدریس میکند، استدلال میکند که شاید فرضیات آشنا و رایج ممکن است مانع پیشرفت باشند. او توضیح میدهد: «یافتههای این مطالعه تأیید میکند که کار قبلی ما ("مشاهدات جهان اولیهٔ تلسکوپ جیمز وب و کیهانشناسی ΛCDM") در مورد سن ۲۶.۷ میلیارد سالهٔ جهان، به ما این امکان را داده که کشف کنیم جهان برای وجود داشتن به ماده تاریک نیاز ندارد.»
«نور خسته» و نظریه CCC
رویکرد گوپتا دو مفهوم را با هم ترکیب میکند: «ثابتهای جفتشوندهٔ متغیر» (CCC) و «نور خسته» (TL).
نظریه CCC این پرسش را مطرح میکند که آیا ممکن است «ثابتهای طبیعت» - مانند قدرت نیروهای بنیادی یا سرعت نور - در طول زمان یا مکان تغییر کنند؟ اگر حتی به میزان بسیار کمی اینطور باشد، بسیاری از محاسبات مربوط به تکامل جهان تغییر خواهد کرد.
نظریه «نور خسته» هم توضیح متفاوتی برای «انتقال به سرخ» (redshift) نور کهکشانهای دوردست ارائه میدهد. به جای اینکه این پدیده صرفاً نشانهای از انبساط کیهان و کشآمدن نور در نظر گرفته شود، نظریه نور خسته پیشنهاد میکند که فوتونها در طی مسافتهای بسیار طولانی انرژی از دست میدهند و در نتیجه رنگ آنها به سمت سرخ متمایل میشود.
مدل ترکیبی CCC+TL با در کنار هم گذاشتن این دو ایده، در پی توضیح و توجیه ثابت های کیهانی است که امروزه مشاهده میکنیم.
زیر سوال بردن ضرورت ماده تاریک
گوپتا استدلال میکند که اگر نیروهای طبیعت با گذشت زمان ضعیف شوند، برای توضیح اینکه چرا انبساط جهان به نظر شتابان میرسد، به انرژی تاریک نیاز نداریم.
او همچنین استدلال میکند که با اجازه دادن به تغییر ثابتها و با این فرض که نور در حین سفر مسافتهای طولانی برای رسیدن به ما (ناظران)، مقدار کمی انرژی از دست میدهد، میتوان مشاهدات اصلی را بدون نیاز به ماده تاریک توضیح داد.
گوپتا ادامه میدهد: «برخلاف نظریههای استاندارد کیهانشناسی که انبساط شتابان جهان به انرژی تاریک نسبت داده میشود، یافتههای ما نشان میدهد که این انبساط ناشی از تضعیف نیروهای طبیعت است، نه انرژی تاریک
همه اینها به چه معناست؟
اگر مدل CCC+TL به گذراندن آزمایشها ادامه دهد، بسیاری چیزها تغییر خواهد کرد. این مدل راههای جدیدی برای توضیح تابش زمینه کیهانی، خط زمانی تشکیل و رشد کهکشانها، و نحوه خمش نور در مسیر رسیدن به تلسکوپهایمان ارائه خواهد داد. همچنین نحوه درک فاصله و زمان از آسمان را تغییر خواهد داد، زیرا اکنون دیگر انتقال به سرخ تنها معیاری برای انبساط نخواهد بود.
این مدل خط زمانی مبتنی بر مهبانگ را به چالش میکشد. اینها ادعاهای قابل توجهی است که به آزمایشهای دقیق نیاز دارد.
واکنش جامعه علمی چیست؟
این ایده در جامعه علمی یک ادعای اقلیتی و بسیار غیرمتعارف محسوب میشود. نظریه استاندارد کیهانشناسی (مدل ΛCDM) که وجود ماده تاریک و انرژی تاریک را تأیید میکند، با شواهد بسیار زیادی از جمله تابش زمینه کیهانی (CMB) پشتیبانی میشود. بیشتر دانشمندان برای پذیرش این ادعای جدید، به شواهد و مدارک محکمتر و قابل تکرار نیاز دارند.
ترجمه : روزبه شریف زاده
source
-
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
-طالبان، زلزله و زنان؛ همدستی سیاست و طبیعت در مرگ
زلزله افغانستان با قدرت ۶/۶ ریشتر بدون شک فاجعهای طبیعی بود؛ اما آنچه باعث شد شمار قربانیان، بهویژه زنان، افزایش یابد فقط زمینلرزه نبود. طبق گزارشها، قوانین سختگیرانه طالبان که تماس مردان با زنان نامحرم در شرایط اضطراری را ممنوع میکند، امدادگران را از نجات زنان بازداشت.
این اتفاق نمونهای روشن از یک پدیده شناختهشده در علوم اجتماعی و مطالعات بلایا است؛ وقتی فرهنگ و ساختار اجتماعی بهعنوان «عامل تشدیدکننده» (vulnerability factor) عمل میکند.
به بیان ساده، بلایا ذاتاً طبیعیاند، اما میزان تلفاتشان وابسته به جامعه است. اگر جامعهای فرصت آموزش، زیرساخت، یا آزادی عمل نداشته باشد، همان زلزلهای که در جایی فقط خسارت مالی میآورد، در جای دیگر به فاجعه انسانی تبدیل میشود.
در افغانستان امروز، زنان نه اجازه امدادگری دارند و نه میتوانند از کمک مردان بهرهمند شوند. این یعنی یک «دیوار اجتماعی» ساختهشده به دست انسانها، سختتر از دیوارهای فرو ریخته در زمینلرزه عمل کرده است.
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- زلزله در دنیای زیبایی ناخن: TPO دیگر جایی در اروپا ندارد!
از ۱ سپتامبر ۲۰۲۵ به بعد، اتحادیه اروپا فروش و استفاده از لاکهای ژل حاوی TPO (یک فوتوعامل رایج برای خشک شدن لاک زیر نور UV) را رسماً ممنوع کرد. علت این تصمیم، طبقهبندی TPO بهعنوان مادهای احتمالاً سرطانزا و مضر برای تولیدمثل بود؛ هرچند شواهد مستقیم انسانی هنوز محدود هستند، اما اروپا با رویکرد «احتیاط پیشگیرانه» جلوی استفاده از آن را گرفت.
این یعنی حتی لاکهای ژل قدیمی که پیشتر تولید شدهاند هم دیگر اجازهی فروش و استفاده در سالنها را ندارند. برندهای بینالمللی هم مجبورند فرمولاسیون محصولاتشان را تغییر دهند و نسخههای TPO-free به بازار عرضه کنند.
جالب است بدانید که آمریکا هنوز چنین محدودیتی اعمال نکرده، اما احتمال دارد با فشار مصرفکنندگان و تغییر روند جهانی، بهزودی آنها هم به جمع اروپا بپیوندند.
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- سندرم تورت چیست؟
سندرم تورت یک اختلال عصبی–تکاملی است که در دوران کودکی شروع میشود. افراد مبتلا به آن بهطور غیرارادی حرکات حرکتی و/یا صوتی (تیکها) انجام میدهند. این تیکها میتوانند شامل چشمک زدن، شانه بالا انداختن، صاف کردن گلوی خود یا تولید صدا باشند. تیکها معمولاً ناگهانی شروع میشوند و با گذر زمان شکل آنها تغییر میکند.
عدم توانایی کنترل و تمایل به جلب توجه
افراد مبتلا به تورت تیکهای خود را بهصورت عمدی انجام نمیدهند. هنوز در جامعه این رفتارها گاهی «برای جلب توجه» تصور میشوند، در حالی که این موضوع خارج از اختیار فرد است و اغلب خود فرد نیز از تیکهایش ناراحت است.
همدلی و آگاهی لازم است!
افراد مبتلا به سندرم تورت نیازمند درک و فهم هستند، نه طرد شدن. نگاههای تحقیرآمیز یا تقلید از تیکهای آنها میتواند باعث آسیب روانی جدی شود. همدلی، آگاه شدن و برخورد با آگاهی و احترام از همه چیز مهمتر است.
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
«متد لوکی؛ وقتی خیال و حافظه دست به یکی میکنند»
قصر ذهنی یا Method of Loci برای من بیش از یک تکنیک قدیمی است، این یک سازوکار عملی است که با تکیه بر توانایی طبیعی مغز در یادآوری مکانها، اطلاعات انتزاعی را به تصاویر فضایی و احساسی تبدیل میکند تا بازیابیِ سریع و مطمئنشان ممکن شود. من باور دارم که این روش، ترکیبی از تصویرسازی بصری قوی، سازماندهی فضایی و تکرار هدفمند است و در سطوح بالا از مسابقات جهانی حافظه تا آموزش پزشکی کارایی خود را نشان داده است.
ریشههای این روش برای من روشن است: متد لوکی از سنتهای حافظهٔ یونانی و رومی برمیآید و تاریخچهٔ آن به خطیبان و معلمان قدیم بازمیگردد. اما دلیل واقعی عملکرد آن را در سطح شناختی و عصبی مییابم؛ مغز انسان برای نگهداری و بازیابی رویدادهای مکانی-اپیزودیک ساخته شده و تصاویر فضایی را بهتر کدگذاری و بازیابی میکند. وقتی من با این روش کار میکنم، میدانم که نواحی حافظهٔ فضایی و اپیزودیک فعال میشوند و این همپوشانی دلیلِ اثربخشی است.
برای اجرا، همیشه ابتدا یک مکان کاملاً آشنا انتخاب میکنم: خانهٔ کودکی، مسیر روزانه یا هر محیطی که با هر جزئیاتش آشنا هستم. بعد آن فضا را به نقاط مشخصی تقسیم میکنم، ایستگاههایی که ترتیبشان برای من بدیهی است. سپس هر داده را به تصویری بصری، عجیب و قابل لمس تبدیل میکنم و این تصویر را دقیقاً در یکی از همان ایستگاهها قرار میدهم. در نهایت با قدمزدن ذهنی در قصر، مقادیر را بازیابی میکنم و این بازآوریِ فعال را تکرار میکنم تا تبدیل به حافظهٔ پایدار شود.
ادامه مطلب
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- بو کردن آندروستادینون (AND) موجب آرامش و بهبود خلقدر زنان میشود؟
آندروستادینون یا AND، یک ترکیب هورمونی است که در عرق زیر بغل مردان یافت میشود. تحقیقات علمی متعددی بهطور تجربی بررسی کردهاند که آیا بو کردن این ترکیب میتواند روحیه زنان را تغییر دهد یا خیر؟
•بهبود خلقوخو در زنان:
مطالعات نشان دادهاند که زنان پس از استنشاق AND حالتهای منفی مانند اضطراب و تنش را کمتر تجربه کرده و احساس آرامش بیشتری دارند.
•افزایش هورمون کورتیزول و آگاهی حسی:
در یک مطالعه دیگر، بو کردن AND منجر به افزایش سطح کورتیزول در زنان شد، هورمونی که با پاسخ به استرس و افزایش هوشیاری مرتبط است.
• فعالسازی ناحیه هیپوتالاموس مغز:
با استفاده از fMRI، مشخص شد که در زنان به خصوص هنگام مواجهه با غلظتهای بالای AND فعالیت ناحیه هیپوتالاموس که در تنظیم هیجانات نقش دارد، بیشتر میشود.
•تأثیر زمینه و زمینهاجتماعی:
اثرات AND بسیار وابسته به شرایط محیطی است؛ مثلا زنانی که توسط مرد آزمایشگر تحت آزمایش قرار گرفتند بیشتر احساس آرامش گزارش کردند؛ تأکیدی بر نقش زمینه در مشاهده این اثرات.
source
-
«Channel of science is for all»
Repost from Science is for all🔬
«چرا مردها از رابطهجنسیِ پنهانی بیشتر خشمگین میشوند و زنها از رابطهعاطفی؟!»
بیایید کمی دقیق نگاه کنیم! در تحقیقات روانشناسی تکاملی بارها دیده شده که زنان و مردان به شکل متفاوتی به خیانت واکنش نشان میدهند. بهطور خلاصه، وقتی پای «خیانت جنسی» وسط باشد، مردها معمولا بیشتر خشمگین و حساس میشوند؛ اما وقتی پای «خیانت عاطفی» بیاید، این زنان هستند که بیشتر واکنش نشان میدهند.
اما چرا؟ از نگاه تکاملی، دلیلش برمیگردد به خطراتی که اجداد ما در طول تاریخ با آن روبهرو بودند.
⮐ برای مردها، بزرگترین تهدید این بود که ندانند فرزندی که بزرگ میکنند، واقعا از آنِ خودشان است یا نه. پس حساسیتشان روی روابط جنسی همسر، یک مکانیسم دفاعی بوده برای جلوگیری از «سرمایهگذاری روی ژن دیگران».
⮐ برای زنان
، تهدید اصلی این بود که شریکشان منابع (وقت، حمایت، غذا، سرپناه) را به زن دیگری بدهد و رابطه عاطفی پایداری با او شکل بگیرد. چون در گذشته بقا و رشد فرزندان شدیداً به حمایت مداوم مرد وابسته بود، پس زنان بیشتر نگران «از دست دادن پیوند عاطفی» بودند تا رابطه جنسی صرف.این تفاوت واکنشها امروز هم در تستهای روانشناسی دیده میشود. مثلا در یک مطالعه، ۶۰٪ مردان «خیانت جنسی» را بدتر دانستند و ۸۳٪ زنان «خیانت عاطفی» را. هرچند سبک زندگی مدرن تغییر کرده، اما این الگوهای احساسی ریشهای، هنوز در ناخودآگاه ما فعالاند. پس میتوان گفت شاید برای مردها خیانت جنسی نشانهی «تهدید ژنتیکی» و برای زنان خیانت عاطفی نشانهی «تهدید بقا و امنیت رابطه» باشد. Source 1 - 2 - 3 - « Channel of science is for life »
Repost from Science is for all🔬
📲 «اینستاگرام! خیانت از اینجا شروع میشود؛ وقتی یک لایک، همهچیز را تغییر میدهد»
در نگاه اول، خیانت همیشه تصویری واقعی و فیزیکی دارد؛ دیدار پنهانی، تماسهای مشکوک، یا حتی رابطه جنسی. اما تحقیقات جدید نشان میدهند که در عصر دیجیتال، بسیاری از خیانتها نه با لمس، بلکه با یک لایک، یک پیام، یا حتی یک نگاه طولانی به استوری یک نفر آغاز میشوند.
- فضای مجازی؛ آزمایشگاه احساسات پنهان
فضای مجازی یک محیط بدون اصطکاک ایجاد کرده! بدون فشار زمان و مکان، بدون چشمهای مراقب خانواده و دوستان. این شرایط همان چیزی است که در روانشناسی به آن کاهش بازداری رفتاری (Behavioral Disinhibition) میگوییم. شما در دنیای واقعی ممکن است از نزدیک شدن به شخصی پرهیز کنید، اما در فضای مجازی، یک پیام ساده یا واکنش به استوری میتواند «یخ تماس اولیه» را بشکند.
- چرا این شروع کوچک، سر آغاز خیانت است؟
مغز انسان نسبت به پاداشهای سریع (Instant Rewards) واکنش شدید نشان میدهد. هر پیام جدید یا لایک، همانند تزریق کوچکی از دوپامین عمل میکند. این چرخه لذت فوری، باعث میشود فرد بیشتر به تعامل دیجیتال با فردی خارج از رابطه اصلیاش تمایل پیدا کند. اینجا خیانت دیجیتال بهعنوان دروازه خیانت واقعی عمل میکند چون احساسات و وابستگیها قبل از عمل فیزیکی شکل میگیرند.
- «فابینگ»؛ خیانت خاموش
پژوهشهای Baylor University نشان دادهاند که Phubbing (گوشیبازی در حضور شریک) باعث کاهش احساس اهمیت و احترام میشود. این بیتوجهی، به مرور زمینهای عاطفی برای جستوجوی توجه در جای دیگر فراهم میکند. از نظر علمی، این وضعیت را میتوان نوعی میکرو-بیوفایی (Micro-Infidelity) دانست، قدمهای کوچک اما مداوم به سمت قطع اتصال احساسی.
- وسوسه بازگشت به روابط گذشته
طبق یافتههای Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking، تنها دیدن عکس یا پست فرد سابق میتواند همان مسیرهای عصبی را فعال کند که قبلاً در رابطه عاشقانه فعال بودند. این یعنی حتی بدون قصد اولیه، فرد در معرض پرتاب احساسی به گذشته قرار میگیرد.
- نقش نمایش رابطه در پیشگیری
تحقیق دانشگاه کانزاس نشان میدهد علنیکردن رابطه در فضای مجازی، مثل گذاشتن عکس مشترک یا ذکر نام شریک، نوعی «سیگنال تعهد» به محیط ارسال میکند. این پیام اجتماعی میتواند به شکل غیرمستقیم از فرصتهای خیانت جلوگیری کند چون مانع ایجاد برداشت «دسترسپذیری» از فرد در ذهن دیگران میشود.
Source 1 - 2 - 3 - 4 - 5
-
«Channel of science is for all»
