es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

Ir al canal en Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

Mostrar más
1 364
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-2430 días
Archivo de publicaciones
از بین عکسای بالا دوتا رو به همراه این پیام فوروارد کنین چنلتون تا هم ببینم و جوین بشم هم پست مورد علاقمو بذارم اینجا ^(چنتارو هم به انتخاب خودم میذارم تا صبح بمونه)

ترکیب بارون، ریدیوهد، کتابی که جلوت بازه و نمیخونیش ، چایی که بخارهاش به پرواز دراومده.

رز گفت: "مرگ ابداً ترسناک نیست؛ این نیستیه که رعب‌آورترین بودن دنیاست."

Repost from Sorcière
وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج‌هایش تنها بماند، و چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود، آن‌وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد. «آلبر کامو»

نمیخواستم در گرداب فکرهایم گیر بیفتم.

از اینجا به بعد باید خودم همراه خودم می‌شدم.

امروز کل صبح رو به این فکر کردم که چقدر یهویی حالا دیگه بزرگسال حساب میشم.پارسال که ترم هفت دانشگاه رو تموم کردم و پرونده کارشناسی رو بستم ، بلافاصله به فکر کار توی حوضه تحصیلیم و کارآموزی افتادم، حالا که فکرش رو میکنم هفت/هشت ماهی هست که مشغول کارم ولی این میون وقتی برای کارای فارغ‌التحصیلی و گرفتن مدرک رفتم دانشگاه ، چشمم به کلاس ۳۰۰۱ افتاد ، کلاسی که اولین روز و اولین قدم برای دانشجو بودن رو توش گذاشته بودم، حالا با آدمای متفاوت‌و ناشناس پر شده‌ بود، حالا کسان دیگری داشتند رویا هاشون رو توش می‌پروروندن، با فکر کردن به تموم اینا یه حس عجیبی بهم دست داد، چند ماهی هست که دچار بحران اگزیستانسیالیستی ( وجود گرایی) شدم ، چون انگار وقتی دانشجوییت توی مقطع کارشناسی تموم میشه، اونجاست که متوجه میشی دیگه واقعا بزرگ شدی! دیگه تنها خودتی و خودت ، باید تنهازندگی رو پیش ببری و پای تک‌تک مسئولیت هات بمونی، تنها رشد کنی تنها ادامه بدی،تنهایی بری تنهایی بیای، حالا دیگه حتی نقش دوستی هم توی زندگی کم‌رنگ تر میشی،هرکی می‌ره پی زندگی خودش ، پی آرزوها و مشغله های خودش، دیگه هرروز انقلاب و ولیعصر رو نمی‌بینی ، و قرار نیست که راهت به مسیری که این چندسال پاتوق شده بود بیوفته. بعد به این فکر کردم که آیا واقعاً قراره که مثل یه بزرگسال توی ایران ، بی روح و خاکستری‌ شم!همش به دنبال بدو بدوباشم جوری که این میون خودم رو هم از یاد ببرم! نمی‌دونم ، حالا بزرگسال بودن برام ترسناکه ، حالا زندگی کردن یه معنای دیگه ای به خودش گرفته.

جالبه! چیزایی که مارو زنده نگه‌ میدارن جزئی از دنیای ما میشن و اونقدر برامون عادی میشن که دیگه متوجه‌شون نمی‌شیم.

ترس درد بی‌امونیه که اگه طعمش رو بچشی دیگه از زندگی روی خوش نمی‌بینی.

دوباره شب به صبح می‌رسد و صبح کسی برای همیشه از این دیار می‌رود.

بچه‌ها خیلی از چالش استقبال نشد ، یکبار دیگه میریم برای چالش.🦕

خب بریم یه چالش🍊 این عکس + این متن رو داخل چنلتون فور کنید من هم اینجا حسی که از چنلتون میگیرم رو در قالب یک اسم توصیف میکنم. نکته: حتماً عکس باید شیر بشه همراه با متن در غیر این صورت چنلتون قرار نمیگیره. نکته ۲: اگر چنلتون پرایوته لینکش رو برام بفرستی.

تو یه ابر آبی بودی دنبال یه آسمون سفید حالا شدی یه آدم‌برفی که میگرده دنبال خورشید!

تو تاریکی نمیبینی من نشونت میدم بیا دنبالم باز اسما رو یادت میدم که این بعضی وقتا رو شونه های توئه که بعضی وقتا میفته رو شونه های من بگو اسمتو اسمت باید یادت بیاد این اولین درسیه که من بهت میدم همیشه یادت بمونه کجاست خونه مهم نیست اونا دارن چیو نشون میدن زمان میگیره یکی یکی قهرماناتو زمان داره بهت میگه شبیه خودت شو درختای بی ریشه میرن با این طوفان بده دستاتو خودم میشم ریشه ی تو تو تاریکی نمیبینی من نشونت میدم بیا دنبالم باز اسما رو یادت میدم •F

جمعه‌ی عزیز

هر حرف تردیدی است، هر سکوت تردیدی دیگر. بااین‌همه پیوند‌شان به ما مجال می‌دهد تا نفس بکشیم هر خواب یک فرورفتگی است، هر بیداری فرورفتگی‌یی دیگر. بااین‌همه پبوندشان به ما مجال می‌دهد تا برخیزیم. - روبرتو خواروز