es
Feedback
شهرزاد

شهرزاد

Ir al canal en Telegram

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.

Mostrar más
3 287
Suscriptores
Sin datos24 horas
+287 días
+10330 días
Archivo de publicaciones
پدربزرگ‌ها
+5
پدربزرگ‌ها

دنیا خالی‌تر شد..

خیلی ممنونم که با من صحبت کردین. محبت‌تون به من خیلی حس می‌ده.💗💗💗لطفا پیش از خریدن کتاب‌هایی که نام برده شده و نظراتی که از روی تجربه‌های شخصی من بوده، مخصوصن دومی تحقیق کنین. مراقب خودتون باشین.

اگر اهل مطالعه نیست، "فرصتی برای زندگی" از سیسیلیا آهرن خوبه. سخت و پیچیده نیست و جز اون پرفروش‌‌هاست، البته بود. دیگه قدیمی شده. اگر اهل مطالعه‌ست، از کتاب‌های تازه‌ی بیدگل یا جستارهای نشر اطراف بخر، تازه و خیلی جذابن. مجموعه داستان کوتاه هم خیلی مهجور مونده، ولی هدیه‌ی باارزشی هست؛ کلیسای جامع یا هر کتابی که مژده دقیقی ترجمه کرده‌باشه.

https://t.me/ghostoflib/3575 شرق بنفشه از شهریار مندنی پور

کسی نظری داره؟

سلاااممم. راستش چند روزی هست که دارم فکر می‌کنم برای تولد دوستم چه کتابی بگیرم ولی هنوز به نتیجه‌ای نرسیدم. یه کتاب که خاص باشه و تا مدت‌ها توی ذهن بمونه. شما پیشنهادی داری؟

چه کتاب‌هایی رو نصفه ول کردی؟

شهرزاد من واقعا توی ریدینگ اسلامپ بدی افتادم و هر چی کتاب میخونم نصفه ولش میکنم😭 الان دیگه میترسم برم سراغ کتاب جدیدی

سلام من ادبیات نمایشی میخونم سال سوم هستم خواستم نظرمو بگم که این رشته سرتاسر لذته مخصوصا اگر علاقه داشته باشی اما ترجیحا برای قسمت آینده ی مالی حداقل در ایران بنظرم به فکر باشین و راه دیگه ای رو در نظر داشته باشین دوستان‌ درصد موفقیت در رشته های پزشکی مهندسی و.... خیلی بیشتر از رشته های هنر هست. پس اگه به این رشته میاین عاشقش باشین و تلاش کنید و بهتره که استعدادشو داشته باشین برخلاف نظر پدر مادر ها بنظرم فقط نابغه ها در رشته های هنری موفق میشن 🫀

سلاممم ممنونم💗💗💗 ایرانیزه یکی از زیباترین تعریف‌هاییه که شنیدم:) مطمئنن عادت نکردین. برای من سخت نبوده ولی با تکرارش علاقه‌م خیلی بیشتر شده. یادمه اولین روز دانشجویی، رفتم انقلاب و مجموعه داستان گیله‌مرد و نامه‌ی علوی رو خریدم، اولین کتاب ایرانی‌م بود. فقط چون داستان گیله مرد تو کتاب ادبیات دبیرستان رو خیلی دوست داشتم. از جذاب‌ش شروع کنین و ادامه بدین.

سلام قشنگم. خیلی چنلتون‌ و خودتون قشنگید‌ و کلا فضای اینجا خیلی ایرانیزه و جالبه💓 خواستم بگم من نمی‌دونم چرا ولی خوندن ادبیات ایرانی خیلی سختمه و متوجه نمیشم و یک جمله رو تقریبا چند بار می‌خونم 😭، و خواستم بپرسم شما هم اوایل خوندن ادبیات ایرانی اینجوری بودین؟

من هم این رو استوری کرده‌بودم. ۲۴ فوریه‌ی ۲۰۲۲🥲
من هم این رو استوری کرده‌بودم. ۲۴ فوریه‌ی ۲۰۲۲🥲

بنظرم یکی از غم انگیز ترین داستان های آقای معروفی نام تمام مردگان یحیاست بود و سبک نگارششون کاری کرد که تا صبح بیدار بمونم تا تمومش کنم و بعد از طلوع با چشم هایی که یکیش اشک بود یکیش خون ، به سقف اتاقم خیره بمونم 😭😭

خیلی خوشحالم این رو می‌شنوم و این‌که این‌جا هستی💗💗

من تنها زندگی میکنم و تقریبا میشه گفت دوستی هم ندارم اما گاهی عکسای چنلت رو‌نگاه میکنم و حس میکنم تو دوست خیالی منی هرچند من ۹ سال از تو بزرگترم

خیلی خیلی سؤال (این‌که نتونم در داستانی چیز خوبی پیدا کنم.) جالبی پرسیدی! آره. غیرمعروف که زیاد ولی معروف؛ اگر کسی بهم حمله نمی‌کنه "آن طرف خیابان" از جان آپدایک. احتمالن من درک‌ش نکرده‌باشم ولی حتا ایده‌ی اولیه‌ی داستان هم در نظرم دوست‌داشتنی نبود. داستان "شب عطیه‌ها" از بورخس هم همین‌طور. با وجود چند تا مقاله‌ هنوز هم نمی‌دونم چرا یک‌نفر چنین چیزی نوشته!

سلام همیشه در مورد داستان هایی که میخونیم میتونیم چیزهای خوبی پیدا کنیم حتی اگه دوستشون نداشته باشیم. مثلا با اینکه داستان رو دوست نداریم میدونیم شخصیت سازی خوبی داره یا اینکه تصویر سازی خوبی داره و میتونیم همین ها رو در توصیف داستان و نقاط قوت داستان بگیم. داستان معروفی بوده که نتونی هیچ چیز خوبی ازش پیدا کنی؟ حتی با وجود تلاش منظورمه داستانی هست که ازش متنفر باشی؟

هیچ‌وقت نمی‌شه یک نسخه رو برای همه پیچید. احمد محمود کارمند بوده و شب‌ها بعد از کار در عرض چند سال با نوشتن در آخر روز، رمان همسایه‌ها رو خلق کرده. موراکامی تا یک سنی فقط یک بار داشته، بعد دیده توانایی خلق قصه داره، نویسنده شده. دوتا کار بزرگ رو سخت می‌شه هم‌زمان پیش برد، باید تمرکزت رو علاقه‌ت باشه. متوجه منظورم می‌شی؟ ولی نشد نداره وقتی مجبوری برای درآمد کار دیگه‌ای کنی.

شهرازد عزیز، نمیدونم چطور ولی دوست دارم نظرت رو بدونم من کلاس تئاتر میرم تقریبا سه ماهه و از بچگی عشق بازیگری رو داشتم، حالا در کنار برای اینکه بتونم خرجم دربیاد میخوام معلم بشم و پشت کنکورم ۱۹ سالمه، اما امروز استاد تئاترم پرسید که برای چی میخونی گفتم دبیری گفتش میدونی که بازیگری و معلمی خیلی دورن؟ حقیقتا یکم ناراحت شدم و دلسرد، من دوست دارم که هردو رو داشته باشم نظر شما چیه