پیش از تاسیان.
Ir al canal en Telegram
هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند. تاسیان : به زبان گیلکی یعنی حالتی که به خاطر غم و غربت نبودن کسی به انسان دست می دهد. دل و دماغ هیچ کاری را نداشتن، دلتنگی غریب، اندوه فزاینده. لطفاً و خواهشاً با "پگاه" کپی کنید.
Mostrar más511
Suscriptores
+224 horas
+57 días
-530 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
سخن بزرگان:
ناو خطرناک است اما خطرناک تر از آن سلاحیست که ناو را به اعماق دریا میفرستد
انتقامش زودتر از خودش به خاک سپرده شد.
عروسک خیمه شب بازی بودن، صد شب پرچم چرخوندن. حالام همون پرچمو فرو کنن اونجا که میسوزه.
Repost from پلی لیستمان.
هیچ چیز مثل اینکه حکومتیها به جان هم بیفتند برایم خندهای و جالبانگیز نیست.
همین فرمان را برو جلو که داری خوب میروی.
Repost from دوزخ امّا سرد
فهرستی از زندانیانی که با انواع اتهامات سیاسی-امنیتی در مدت قطعی اخیر اینترنت اعدام شدند:
۱. کوروش کیوانی ۲. مهدی قاسمی ۳. صالح محمدی ۴. سعید داودی ۵. اکبر دانشورکار ۶. محمد تقوی سنگدهی ۷. امیرحسین حاتمی ۸. ابوالحسن منتظر ۹. وحید بنیعامریان ۱۰. محمدامین بیگلری ۱۱. شاهین واحدپرست ۱۲. علی فهیم ۱۳. امیرعلی میرجعفری ۱۴. مهدی فرید ۱۵. سلطانعلی شیرزادی ۱۶. عرفان کیانی ۱۷. عباس اکبری فیضآبادی ۱۸. مجتبی کیان ۱۹. رامین زله ۲۰. کریم معروفپور ۲۱. محمد عباسی ۲۲. احسان فرشته ۲۳. عبدالجلیل شهبخش ۲۴. عرفان شکورزاده ۲۵. ابراهیم دولتآبادینژاد ۲۶. مهدی رسولی ۲۷. عامر رامش ۲۸. محراب عبداللهزاده ۲۹. یعقوب کریمپور ۳۰. ناصر بکرزاده ۳۱. ساسان آزادوار جونقانی ۳۲. محمدرضا میری ۳۳. احسان افرشته ۳۴. سعید داودی ۳۵. پویا قبادی ۳۶. بابک علیپور ۳۷. حامد ولیدی ۳۸. محمد معصومشاهی
خراب کردین. هرجای زندگیمو که نگاه میکنم خراب کردین. مدام دارم با خودم کلنجار میرم و نتیجهای نمیگیرم جز اینکه به معنای واقعی کلمه خراب کردین.
عمرمو، جوونیمو، روزایی که منتظرشون بودم تا بتونم خودمو از تمام دردسرای خواسته و ناخواسته نجات بدم خراب کردین.
تو تک تک لحظات دارم با خودم میجنگم و فرسودهتر از چیزی که هستم میشم، راه میرم و با خودم حرف میزنم، فکر میکنم و عذاب میکشم، شما هیچ نقطه روشنی برای ادامه دادن باقی نذاشتید.
تو تک تک مشکلاتم ردپای شما رو میبینم، باعث و بانی تمام اشکام شما رو میبینم، از سر و ته این هزارتوی لعنتی که باهاش درگیرم شما رو میبینم.
چیکار کردید؟
با من، با ما، با این همه جوون و این همه آرزو چیکار کردید؟
خدایی که برامون ساختید خیلی وقت پیش مرد ولی اگر خونهایی که ریختید سیل نشه و غرقتون نکنه، اگر اشکامون خونه خرابتون نکنه دیگه حتی خدایی هم برای پرستیدن به چشمم وجود نداره.
-پگاه.
میان ما و شما همه چیز تمام شده است.
نیم قرن همه چیز در اختیار شما بود.
کشوری غنی، مردمی صبور و فرصتی تاریخی برای ساختن
اما شما همه چیز را تباه کردید.
پاسپورتی ساختید که در جهان بیاعتبار است و مردمی که برای هر سفر ساده باید با هزاران سند و مدرک ثابت کنند باز خواهند گشت به جهنمی که شما ساختهاید.
اعتراض که کردیم شلاق زدید، زندانی کردید و کشتید.
نزدیکانتان رشد کردند و شریفترینها در سکوت متوقت شدند و از خود پرسیدند :"کجای راه را اشتباه رفتیم؟!" و هر بار خطا را در خود جستوجو کردند بیآنکه بدانند در نظام فاسد شما جایی برای آنها وجود نداشت.
هنرمند مستقل را حذف کردید، ورزشکار مستقل را کنار زدید و جوان باهوش را اگر که با شما هنراه نبود از مسیر رشد بازداشتید.
طبیعت را ویران کردید، رودخانهها را خشکاندید و میراث این سرزمین را فرسوده و رها کردید.
نیم قرن موشک ساختید، نام اسرائیل را بر آنها نوشتید و برای نابودیشان لحظهشماری کردید و حالا که جنگ شده "ما" را وطنفروش مینامید.
و من هرگز فراموش نمیکنم آن روزها که در صف مدرسه ما را مجبور میکردید فریاد بزنیم "مرگ بر آمریکا"
آیا این تجاوز به ذهنها نبود؟
ذهنی که باید در آن عشق و علم کاشته میشد اما شما آن را به میدان ساختن افکار ایدهئولوژیک تبدیل کردید.
برای موشکهایتان در اعماق زمین پناهگاه ساختید اما مردم را بیپناه گذاشتید.
مدرسه و بیمارستان جای امن کودکان و بیماران بود اما شما آنها را به مخفیگاهی برای نیروهای خودتان تبدیل کردید.
در تاریخ مینویسند حکومتی چنان با مردمش رفتار کرد که وقتی جنگ رسید مردم نه از صدای بمب بلکه از قطع شدن صدایش دچار دلهره شدند چون آتش بس هزار برابر از خود جنگ برایشان هولناکتر است.
اکنون تنها یک راه باقی مانده :
"پذیرفتن پایان"
هر خانه داغی بر دل دارد
هر خانواده نامی را برای همیشه از دست داده است
و باور کنید
باور کنید دیگر هیچ راه برگشتی نیست
میان ما و شما
همه چیز
برای همیشه
تمام شده است.
مراد ویسی داره از ۸ شب تا تا حالا بی وقفه اسم جاویدنامها رو میخونه و هنوز به ۷۰۰ نفر نرسیده
حرومزاده ها شما چجوری تو ۸ ساعت ۴۰ هزار نفر رو کشتین؟
پنج سال توی دبستان گلومون رو پاره کردیم که صدای مرگ بر آمریکامون برسه واشنگتن چون بچههای سادهی دهه هفتاد بودیم و باور داشتیم که ۲۲ بهمن رنگارنگه و بوی بادکنک و شرشره میده.
حالا ارتش آمریکا بیخ گوشمون نشسته و تو چاقترین موش تهرانی.
-دوات.
۴۰ روزه که هیچکدوم از این جملهها فقط چینش کلمات نیستن، هرکدوم یه صدان که شبانه روز تو سرمون میپیچه و تمومی نداره، هرکدوم یاداوری یه داستانن که بخاطرش از ته ته دلمون زار زدیم و لحظهای سبک نشدیم. ۴۰ روزه که ۴۰ هزار نفر رو از دست دادیم جوری که انگار تک تکشون رو میشناختیم و بچه خودمونو از دست دادیم. ۴۰ روزه با شیون مادرا جیگرمون خون شده و با غم پدرا پیر شدیم. ۴۰ روزه که انگار معشوق تمام زندگیمون رو از دست دادیم، خواهر و برادرامون رو دیگه نمیبینیم و این داغ قرار نیست هیچوقت ذره ای سبک شه.
۴۰ روزه که اگر هنوز هستیم، اگر نفس میکشیم، اگر زنده موندیم فقط و فقط یه کلمه تونسته سر پا نگهمون داره، "انتقام".
همه ما تاابد داغدار اما زندهایم برای یک انتقام باشکوه.
-پگاه.
Repost from Never Mind
جان ما با این خاک گره خورده.
میان ما اگر قاره ها فاصله هم باشد، باز قلبمان برای یکدیگر میتپد؛ برای وطن میتپد.
ما نه فرار میکنیم و نه رنگ عوض خواهیم کرد.
خودمانیم و شرفمان با همین دست های خالی.
سرانجامِ این داستان، اهریمن رختِ ننگینِ خود را برخواهد بست و شور و سور و شادی کوچه کوچه ی دل هایمان را فرا خواهد گرفت.
من باور دارم که حق بر باطل پیروز خواهد شد.
من باور دارم، از برِ خون جوان هایی که به آغوش خاک سپردیم، جوانه ها سبز خواهند شد و درخت ها جان خواهند گرفت و نور را از پسِ تاریکی به ارمغان خواهند آورد.
باشد که آن روز همه ما دست در دست هم به تماشای شکوفایی وطن بنشینیم.
پاینده، آزاد و آباد باد ایران.
-موراکو
@sonevermindthen
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
