es
Feedback
Annamorphin

Annamorphin

Ir al canal en Telegram

📈 Análisis del canal de Telegram Annamorphin

El canal Annamorphin (@anamorphyn) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 23 026 suscriptores, ocupando la posición 1 326 en la categoría Arte y diseño y el puesto 14 686 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 23 026 suscriptores.

Según los últimos datos del 10 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 513, y en las últimas 24 horas de 134, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 14.85%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 7.48% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 3 402 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 713 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 22.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کانفیگ, کودک, گیگ, ادبیات, بازداشت.

📝 Descripción y política de contenido

No se ha proporcionado la descripción del canal.

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 11 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Arte y diseño.

23 026
Suscriptores
+13424 horas
+3287 días
+51330 días
Archivo de publicaciones
В жизни есть раны, которые медленно, в одиночестве пожирают и источают душу در زندگی زخم‌هایی وجود دارد که به آرامی، در تنهای
В жизни есть раны, которые медленно, в одиночестве пожирают и источают душу در زندگی زخم‌هایی وجود دارد که به آرامی، در تنهایی، روح را می‌خورند و فرسوده می‌کنند. آرشیو از موسیقی های متال کتاب و فیلم https://t.me/oratoriumfn

"دوست دارم وقتی از خواب بیدار می‌شوم، برای لحظه‌ای ندانم که چرا این‌قدر غمگینم." ویار|سارا کین، رامتین شهرزاد

Repost from Vip
🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛ 🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی 🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب ✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }✔️

Mihály Zichy"1906-1827"|میهای زیچی، "۱۸۲۷–۱۹۰۶" ☆ نقاش و تصویرگر مجار، بیشتر با طراحی‌های درباری و تصویرسازی‌های ادبی شناخته
+6
Mihály Zichy"1906-1827"|میهای زیچی، "۱۸۲۷–۱۹۰۶" ☆ نقاش و تصویرگر مجار، بیشتر با طراحی‌های درباری و تصویرسازی‌های ادبی شناخته می‌شود؛ اما بخش پنهان‌تری از آثارش، مجموعه‌ای از حکاکی‌های اروتیک بود که به‌صورت خصوصی دست‌به‌دست می‌شدند. آثاری با بیانی بی‌پرده و حسی، که نه صرفاً بر بدن، بلکه بر پیچیدگیِ میل، وسوسه و طبیعت تاریک و آسیب‌پذیر انسان تمرکز داشتند. در دورانی که هنر رسمی اروپا هنوز زیر سایهٔ اخلاق و سانسور قرن نوزدهم نفس می‌کشید، زیچی امیالِ انسانی را بدون پوشاندن یا قضاوت‌کردن به تصویر می‌کشید؛ و همین نگاه، آثارش را در زمان خودش رسواکننده و ممنوعه جلوه می‌داد. طراحی‌های او حال‌وهوایی میان رؤیا، تب و اعتراف دارند؛ انگار تماشاگر نه با یک صحنه، بلکه با بخشی پنهان از ذهن انسان روبه‌روست. شاید به همین دلیل است که آثارش، با گذشت بیش از یک قرن، هنوز کیفیتی ناآرام و معاصر دارند؛ تصاویری که مرز میان زیبایی، میل و اضطراب را محو می‌کنند. •آنامورفین

جایی برای علاقمندان هنر.🤍🕯️

و تکه‌تکه شدن، راز آن وجود متحدی بود که از حقیر ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد. _فروغ فرخزاد

Repost from Just like that🐳
بازنشسته خسته ، راپید روی کاغذ @amir_azamzadeh
بازنشسته خسته ، راپید روی کاغذ
@amir_azamzadeh

Mihály Zichy"1906-1827"|میهای زیچی، "۱۸۲۷–۱۹۰۶" ☆ نقاش و تصویرگر مجار، بیشتر با طراحی‌های درباری و تصویرسازی‌های ادبی شناخته
+6
Mihály Zichy"1906-1827"|میهای زیچی، "۱۸۲۷–۱۹۰۶" ☆ نقاش و تصویرگر مجار، بیشتر با طراحی‌های درباری و تصویرسازی‌های ادبی شناخته می‌شود؛ اما بخش پنهان‌تری از آثارش، مجموعه‌ای از حکاکی‌های اروتیک بود که به‌صورت خصوصی دست‌به‌دست می‌شدند. آثاری با بیانی بی‌پرده و حسی، که نه صرفاً بر بدن، بلکه بر پیچیدگیِ میل، وسوسه و طبیعت تاریک و آسیب‌پذیر انسان تمرکز داشتند. در دورانی که هنر رسمی اروپا هنوز زیر سایهٔ اخلاق و سانسور قرن نوزدهم نفس می‌کشید، زیچی امیالِ انسانی را بدون پوشاندن یا قضاوت‌کردن به تصویر می‌کشید؛ و همین نگاه، آثارش را در زمان خودش رسواکننده و ممنوعه جلوه می‌داد. طراحی‌های او حال‌وهوایی میان رؤیا، تب و اعتراف دارند؛ انگار تماشاگر نه با یک صحنه، بلکه با بخشی پنهان از ذهن انسان روبه‌روست. شاید به همین دلیل است که آثارش، با گذشت بیش از یک قرن، هنوز کیفیتی ناآرام و معاصر دارند؛ تصاویری که مرز میان زیبایی، میل و اضطراب را محو می‌کنند. •آنامورفین

Mihály Zichy"1906-1827"|میهای زیچی، "۱۸۲۷–۱۹۰۶" ☆ نقاش و تصویرگر مجار، بیشتر با طراحی‌های درباری و تصویرسازی‌های ادبی شناخته
+6
Mihály Zichy"1906-1827"|میهای زیچی، "۱۸۲۷–۱۹۰۶" ☆ نقاش و تصویرگر مجار، بیشتر با طراحی‌های درباری و تصویرسازی‌های ادبی شناخته می‌شود؛ اما بخش پنهان‌تری از آثارش، مجموعه‌ای از حکاکی‌های اروتیک بود که به‌صورت خصوصی دست‌به‌دست می‌شدند. آثاری با بیانی بی‌پرده و حسی، که نه صرفاً بر بدن، بلکه بر پیچیدگیِ میل، وسوسه و طبیعت تاریک و آسیب‌پذیر انسان تمرکز داشتند. در دورانی که هنر رسمی اروپا هنوز زیر سایهٔ اخلاق و سانسور قرن نوزدهم نفس می‌کشید، زیچی امیالِ انسانی را بدون پوشاندن یا قضاوت‌کردن به تصویر می‌کشید؛ و همین نگاه، آثارش را در زمان خودش رسواکننده و ممنوعه جلوه می‌داد. طراحی‌های او حال‌وهوایی میان رؤیا، تب و اعتراف دارند؛ انگار تماشاگر نه با یک صحنه، بلکه با بخشی پنهان از ذهن انسان روبه‌روست. شاید به همین دلیل است که آثارش، با گذشت بیش از یک قرن، هنوز کیفیتی ناآرام و معاصر دارند؛ تصاویری که مرز میان زیبایی، میل و اضطراب را محو می‌کنند.

Tamino-Persephone-128.mp35.02 MB

اما داستان هادس چی بود ؟ تامینو خودش رو جای هادس میذاره که با صراحت کامل به معشوقش میگه حضورش برای اون سمی و ویرانگر نیست، بل
اما داستان هادس چی بود ؟ تامینو خودش رو جای هادس میذاره که با صراحت کامل به معشوقش میگه حضورش برای اون سمی و ویرانگر نیست، بلکه برعکس چیزی که بقیه فکر میکنن تاریکی هادس در برابر عشق پرسفونه نورانی میشه. در این روایت هادس اعتراف میکند که حضورش برای پرسفونه ویرانگر است و با ربودن پرسفونه قلب او و مادرش را در هم شکسته و جهان را در سرما و تاریکی فرو برده است. او حتی اعتراف میکند که با خوراندن دانه های انار به پرسفونه او را فریب داده است تا او را در دنیای زیرین نگه دارد. اما هادس در این این روایت یک شرور مطلق نیست. او در عشق پرسفونه نوری می‌یابد که مرحم تاریکی بی انتهای خودش بود اینجا هادس حقیقت وجود خود را در آغوش پرسفونه کم میکند. ها س فقط یک رباینده نیست و حالا عاشقی بسیار شکننده است. در انتهای داستان جمله ای تکرار میشود شاید از سر سرافکندگی هادس "Just for now I am your fall / I am your fall"

• اینجا با هم می‌شنویم و درباره داستان‌ها و پشت صحنه ی آهنگ ها و آلبوم های موسیقی حرف میزنیم. https://t.me/bahammishnvim
اینجا با هم می‌شنویم و درباره داستان‌ها و پشت صحنه ی آهنگ ها و آلبوم های موسیقی حرف میزنیم. https://t.me/bahammishnvim

مجموعه‌ای از آثار کلاسیک.

Repost from Art and death.
4_Henryk_Szeryng_Ingrid_Haebler_Violin_Sonata_No_33_in_E_Flat_Major.flac34.46 MB

نقاشی و روایات؛

Repost from Art and death.
Solomon Joseph Solomon / Samson,1887. سامسون/ آن کسی که به بند کشیده شده است سامسون است، یکی از شخصیت های عهد عتیق و قاضی های
Solomon Joseph Solomon / Samson,1887. سامسون/ آن کسی که به بند کشیده شده است سامسون است، یکی از شخصیت های عهد عتیق و قاضی های بنی‌اسرائیل، آن خانم سمت راست هم دلیله زنی فاحشه اهل فلسطین که سامسون او را دوست داشت، بعد از این‌که سامسون باغ فلسطینی ها را آتش می‌زند فلسطینی ها تصمیم می‌گیرند که دستگیرش کنند اما چون او قدرت افسانه‌ای داشت قادر به انجامش نیستند، با مامور کرد دلیله و کلی نیرنگ سرانجام می‌فهمند که تنها راه خنثی کردن قدرت‌اش این است که موهای او را کوتاه کنند، این نقاشی همان صحنه‌ست که فلسطینی ها به کمک دلیله او را گرفته‌اند، مرد سمت چپ تصویر هم که بر روزی زمین افتاده می‌خواهد موی او را بزند. هنر و مرگ

I see distance in your eyes Bury me to sleep tonight Your touch divine He came to claim what was his And for years you lived A solitary reign...

آهنگ ابتدا برای ادای احترام به مادران اعضای بند نوشته شد. اعضا قصد داشت با مادرانشان مصاحبه کند و کلماتشان را در آلبوم بگنجان
آهنگ ابتدا برای ادای احترام به مادران اعضای بند نوشته شد. اعضا قصد داشت با مادرانشان مصاحبه کند و کلماتشان را در آلبوم بگنجانند، اما فقط Paulette مادر درامر گروه (Bjorn Lebon) برای این مصاحبه حاضر شد. کمی بعد او سرطان گرفت و از دنیا رفت. به این ترتیب آهنگ جنبه (پیش‌گویانه) پیدا کرد و به مراسمی برای همه مادران تبدیل شد. مراسم سوگواریی عجیب عمیق و بسیار غم انگیز.