es
Feedback
Hosein

Hosein

Ir al canal en Telegram

اینجا اگاهی ،آرامش را به اشتراک میگذاریم امید که چراغ زندگی تک تک مان روشن باشد

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram Hosein

El canal Hosein (@hoseinmind) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 282 582 suscriptores, ocupando la posición 47 en la categoría Religión y espiritualidad y el puesto 790 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 282 582 suscriptores.

Según los últimos datos del 28 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -16, y en las últimas 24 horas de -186, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 33.62%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 10.78% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 95 007 visualizaciones. En el primer día suele acumular 30 458 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como مدیتیشن, چیز, حضور, خودداری, سکونت.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“اینجا اگاهی ،آرامش را به اشتراک میگذاریم امید که چراغ زندگی تک تک مان روشن باشد”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 29 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Religión y espiritualidad.

282 582
Suscriptores
-18624 horas
-1967 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
Hosein
282 586
فکر و احساسات ما همیشه بخشی از تجربه‌ی زندگی هستند؛ اما آیا لازم است هر فکری که از ذهنمان عبور می‌کند و هر احساسی که در درونم
فکر و احساسات ما همیشه بخشی از تجربه‌ی زندگی هستند؛ اما آیا لازم است هر فکری که از ذهنمان عبور می‌کند و هر احساسی که در درونمان شکل می‌گیرد را به یک «مشکل شخصی» تبدیل کنیم؟ گاهی یک فکر ناخوشایند می‌آید، یک احساس سخت ظاهر می‌شود و ما بلافاصله با آن یکی می‌شویم: «من ناراحتم» «من عصبانی‌ام» «من مشکل دارم» اما شاید کافی باشد فقط شاهد آنچه در درونمان اتفاق می‌افتد باشیم. فکر، فقط یک فکر است. احساس، فقط یک احساس است. لازم نیست برای هر چیزی که در ذهن و احساس شما اتفاق می‌افتد، یک داستان شخصی بسازید و آن را بخشی از هویت خود بدانید. وقتی به جای مقاومت، با آگاهی مشاهده می‌کنید، فاصله‌ای میان «شما» و آنچه در ذهن و احساس‌تان می‌گذرد ایجاد می‌شود. و در همین فاصله، امکان آرامش و رهایی به وجود می‌آید. #اکهارت_تول @hoseinmind

Hosein
282 586
"بخشی از پریشانی تو ناشی از یک خشم مدفون شده است؛چیزی در تو هست، نوعی ترس و کم‌رویی که اجازه‌ی ابراز خشمت را نمی‌دهد. به جای
"بخشی از پریشانی تو ناشی از یک خشم مدفون شده است؛چیزی در تو هست، نوعی ترس و کم‌رویی که اجازه‌ی ابراز خشمت را نمی‌دهد. به جای آن، به فروتنی‌ات می‌نازی. نوعی «پاکدامنی اجباری» برای خود پدید آورده‌ای!احساسات را در عمق مدفون می‌کنی و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی، تصور می‌کنی یک قدیسی!فرو خوردن خشم، انسان را بیمار می‌کند." #اروین_دی_یالوم @hoseinmind

Hosein
282 586
موسیقی درمانی @hoseinmind

Hosein
282 586
photo content

Hosein
282 586
برای ارتباط و دنبال‌کردن ما از راه‌های زیر می‌توانید همراه ما باشید: 📸 صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/hosein_aura ✈️ کانال تلگرام: https://t.me/hoseinmind 🌐 وب‌سایت «این نقطه» — دسترسی از داخل ایران بدون فیلترشکن: https://innoghte.ir 🌍 وب‌سایت «این نقطه» — دسترسی از همه‌جای دنیا: https://innoghte.com ▶️ کانال یوتیوب: https://youtube.com/@hoseinaura1

Hosein
282 586

Hosein
282 586
💫 به نظر عجيب ميرسه ولي احساسات هم واسه خودشون احساسات دارن!چون بخشي از ما هستن ميفهمن كه خواستني نيستن. ترس ميره قايم ميشه،
💫 به نظر عجيب ميرسه ولي احساسات هم واسه خودشون احساسات دارن!چون بخشي از ما هستن ميفهمن كه خواستني نيستن. ترس ميره قايم ميشه، عصبانيت وانمود ميكنه وجود نداره! اينجوري نميشه به سايه غلبه كرد ديپاك چوپرا @hoseinmind

Hosein
282 586

Hosein
282 586
کیمیاگری در تاریکی (چگونه از دلِ این رنج، معنا بیرون بکشیم؟) حالا با این بدن‌های خسته و روان‌های زخمی چه باید کرد؟ آیا باید تسلیمِ این سیاهی شد؟ اینجا همان نقطه‌ای است که یونگ، مانند پیرِ خردمندی در تاریکی، چراغی روشن می‌کند. یونگ به ما می‌گوید که رنجِ بی‌معنا، انسان را نابود می‌کند. اما اگر بتوانیم برای رنجمان معنایی خلق کنیم، آن رنج تبدیل به سوختِ بیداری ما می‌شود. تاب‌آوری از جنس یونگی، به معنای مثبت‌اندیشیِ سمی و گفتنِ «همه چیز درست می‌شود» نیست. تاب‌آوری یعنی ایستادن در دلِ تاریکی و نگاه کردن به چشم‌های هیولا. اما چطور در زندگی روزمره این معنا را خلق کنیم؟ • آیین‌های کوچکِ حضور (Rituals of Presence): وقتی همه‌چیز در دنیای بیرون از کنترل ما خارج است، روان ما احساس فلج بودن و استیصال می‌کند. راهکار عملی این است که با «آیین‌های کوچک» عاملیت و کنترل را به روانمان برگردانیم. این آیین می‌تواند ده دقیقه آب دادن به گلدان‌ها با تمامِ حواس باشد، می‌تواند دم کردنِ قهوه، نوشتن، یا حتی مرتب کردن یک میز با تمرکزِ مطلق باشد. در آن چند دقیقه، ما به جهان بیرون می‌گوییم: «شاید بیرون طوفان باشد، اما در این لحظه و در این نقطه، من مسلطم و من خلق می‌کنم.» • مواجهه با سایه و ثبتِ درون: به جای فرار از احساسات تاریک، آنها را به رسمیت بشناسید. یونگ ابزاری دارد به نام «تخیل فعال»؛ اما در ساده‌ترین شکلش برای روزمره‌ی ما، یعنی نوشتنِ بدون سانسور. وقتی احساس خفگی می‌کنید، بنویسید: «من امروز پر از خشمم، پر از نفرتم، پر از ترسم.» کلمات وقتی روی کاغذ می‌آیند یا به زبان آورده می‌شوند، از بدن خارج می‌شوند و دیگر به شکل بیماری به تنِ شما چنگ نمی‌اندازند. شما نقش یک ناظرِ مهربان را برای درد خودتان بازی می‌کنید. • اتصال به زخم‌های مشترک: وقتی دردهای ما از سطح فردی فراتر می‌رود و جمعی می‌شود، شفا نیز باید جمعی باشد. خواندنِ داستان‌ها، اسطوره‌ها و یا شنیدن موسیقی‌هایی که روایتگر دردهای مشابه در طول تاریخ بوده‌اند، به ما یادآوری می‌کند که ما در این رنج تنها نیستیم. روان ما با اتصال به این زنجیره‌ی انسانی، احساس التیام می‌کند. ما می‌فهمیم که این زخم، با تمام تلخی‌اش، بخشی از فرآیندِ بیداری و بلوغ ماست. ما در حالِ پوست‌اندازیِ دردناکی هستیم. نشانه‌های روی بدنمان و خستگی‌های روحمان، بهای همین مسیر است. مراقبِ تن‌های خسته‌ی همدیگر باشیم و به روان‌های هم، حقِ سوگواری و بهبودی بدهیم. @spirit_and_life

Hosein
282 586
شورش خاموش بدن (وقتی تن، درد را فریاد می‌زند) گابور ماته تعبیر تکان‌دهنده‌ای دارد. او معتقد است وقتی ما در یک محیط پر از تنش، ناامنی و ترومای مستمر زندگی می‌کنیم، برای بقا مجبور می‌شویم احساساتمان را سرکوب کنیم. خشم، غم و ترس را قورت می‌دهیم تا بتوانیم فردا صبح دوباره از خواب بیدار شویم و به زندگی ادامه دهیم. اما بدنِ ما، هیچ‌چیزی را فراموش نمی‌کند. بیماری‌های روان‌تنی (Psychosomatic) دقیقاً همین‌جا متولد می‌شوند. اینها توهم نیستند، دردهای کاملاً واقعی هستند که ریشه در روان زخمی ما دارند. بیایید با چند مثال ملموس که این روزها زیاد در خودمان و اطرافیانمان می‌بینیم به آن نگاه کنیم: • دندان‌قروچه‌های شبانه و دردهای فک: چقدر این روزها می‌شنوید که آدم‌ها صبح با درد فک و گردن بیدار می‌شوند؟ این همان خشمی است که در طول روز نتوانسته‌ایم ابراز کنیم. خشمی که در بیداری سرکوب شده، شب‌ها در خواب، فک‌های ما را به هم می‌فشارد تا شاید راهی برای خروج پیدا کند. • گوارش؛ مغز دوم و انبار اضطراب: معده‌دردهای عصبی، نفخ‌های دائمی و سندرم روده‌ی تحریک‌پذیر (IBS). روده و معده‌ی ما اولین جایی هستند که ناامنی‌های محیط بیرون را جذب می‌کنند. وقتی هر روز با اخبار ملتهب بمباران می‌شویم و نمی‌دانیم فردا چه می‌شود، سیستم گوارش ما در حالت «جنگ و گریز» قفل می‌شود و توانایی هضمِ نه فقط غذا، که هضمِ اتفاقات را از دست می‌دهد. • خستگی مزمن و بی‌حسی: خوابیدن‌هایی که خستگی را در نمی‌کنند. این خستگی فیزیکی نیست؛ این خستگیِ روانی است که سیستم عصبیِ سمپاتیک را فرسوده کرده است. روان شما آن‌قدر انرژی صرفِ «نگه داشتن و پنهان کردن» دردها کرده که دیگر توانی برای زندگی کردن باقی نمانده است. ریزش موهای ناگهانی و دردهای مفصلیِ بی‌دلیل، زبانِ بدن برای گفتن یک جمله است: «من دیگر نمی‌توانم این حجم از فشار را تحمل کنم.» این مطلب از صفحه Spirit_and_life نقل شده است و ادامه دارد…

Hosein
282 586
کیمیاگری در تاریکی (چگونه از دلِ این رنج، معنا بیرون بکشیم؟) حالا با این بدن‌های خسته و روان‌های زخمی چه باید کرد؟ آیا باید تسلیمِ این سیاهی شد؟ اینجا همان نقطه‌ای است که یونگ، مانند پیرِ خردمندی در تاریکی، چراغی روشن می‌کند. یونگ به ما می‌گوید که رنجِ بی‌معنا، انسان را نابود می‌کند. اما اگر بتوانیم برای رنجمان معنایی خلق کنیم، آن رنج تبدیل به سوختِ بیداری ما می‌شود. تاب‌آوری از جنس یونگی، به معنای مثبت‌اندیشیِ سمی و گفتنِ «همه چیز درست می‌شود» نیست. تاب‌آوری یعنی ایستادن در دلِ تاریکی و نگاه کردن به چشم‌های هیولا. اما چطور در زندگی روزمره این معنا را خلق کنیم؟ • آیین‌های کوچکِ حضور (Rituals of Presence): وقتی همه‌چیز در دنیای بیرون از کنترل ما خارج است، روان ما احساس فلج بودن و استیصال می‌کند. راهکار عملی این است که با «آیین‌های کوچک» عاملیت و کنترل را به روانمان برگردانیم. این آیین می‌تواند ده دقیقه آب دادن به گلدان‌ها با تمامِ حواس باشد، می‌تواند دم کردنِ قهوه، نوشتن، یا حتی مرتب کردن یک میز با تمرکزِ مطلق باشد. در آن چند دقیقه، ما به جهان بیرون می‌گوییم: «شاید بیرون طوفان باشد، اما در این لحظه و در این نقطه، من مسلطم و من خلق می‌کنم.» • مواجهه با سایه و ثبتِ درون: به جای فرار از احساسات تاریک، آنها را به رسمیت بشناسید. یونگ ابزاری دارد به نام «تخیل فعال»؛ اما در ساده‌ترین شکلش برای روزمره‌ی ما، یعنی نوشتنِ بدون سانسور. وقتی احساس خفگی می‌کنید، بنویسید: «من امروز پر از خشمم، پر از نفرتم، پر از ترسم.» کلمات وقتی روی کاغذ می‌آیند یا به زبان آورده می‌شوند، از بدن خارج می‌شوند و دیگر به شکل بیماری به تنِ شما چنگ نمی‌اندازند. شما نقش یک ناظرِ مهربان را برای درد خودتان بازی می‌کنید. • اتصال به زخم‌های مشترک: وقتی دردهای ما از سطح فردی فراتر می‌رود و جمعی می‌شود، شفا نیز باید جمعی باشد. خواندنِ داستان‌ها، اسطوره‌ها و یا شنیدن موسیقی‌هایی که روایتگر دردهای مشابه در طول تاریخ بوده‌اند، به ما یادآوری می‌کند که ما در این رنج تنها نیستیم. روان ما با اتصال به این زنجیره‌ی انسانی، احساس التیام می‌کند. ما می‌فهمیم که این زخم، با تمام تلخی‌اش، بخشی از فرآیندِ بیداری و بلوغ ماست. ما در حالِ پوست‌اندازیِ دردناکی هستیم. نشانه‌های روی بدنمان و خستگی‌های روحمان، بهای همین مسیر است. مراقبِ تن‌های خسته‌ی همدیگر باشیم و به روان‌های هم، حقِ سوگواری و بهبودی بدهیم.

Hosein
282 586

Hosein
282 586
پیش از آنکه بگویید «من این هستم»، «من آن هستم»، یا خودتان را با نقش‌ها، گذشته و افکارتان تعریف کنید، لحظه‌ای مکث کنید. اگر بت
پیش از آنکه بگویید «من این هستم»، «من آن هستم»، یا خودتان را با نقش‌ها، گذشته و افکارتان تعریف کنید، لحظه‌ای مکث کنید. اگر بتوانید فقط حضور خود را احساس کنید و «من هستم» را بدون هیچ برچسبی تجربه کنید، با عمیق‌ترین جوهره وجودتان تماس پیدا کرده‌اید. از مفهوم «بودن» تا تجربه واقعی «بودن»، تنها یک قدم فاصله است؛ قدمی که از ذهن به حضور برداشته می‌شود. #اکهارت_توله

Hosein
282 586

Hosein
282 586

Hosein
282 586

Hosein
282 586

Hosein
282 586
بخشی از کتاب هنر زندگی کردن 1.mp41.30 MB

Hosein
282 586

Hosein
282 586
Repost from N/a