Hosein
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 Hosein 的分析概览
频道 Hosein (@hoseinmind) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 283 473 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 52,并在 伊朗 地区排名第 726 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 283 473 名订阅者。
根据 26 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -1 315,过去 24 小时变化为 -37,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 41.33%。内容发布后 24 小时内通常能获得 11.81% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 117 162 次浏览,首日通常累积 33 477 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 مدیتیشن, چیز, حضور, خودداری, سکونت 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“اینجا اگاهی ،آرامش را به اشتراک میگذاریم
امید که چراغ زندگی تک تک مان روشن باشد”
凭借高频更新(最新数据采集于 27 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
283 473
订阅者
-3724 小时
+137 天
-1 31530 天
帖子存档
283 460
#آلودگی این سیاره فقط بازتابِ
بیرونی از آلودگی درونِ روانهاست و مسئول آن، هزاران انسانِ ناآگاهیست که مسئولیت آلودگی درونی شان را برعهده نمیگیرند.
#اکهارت_تله
@hoseinmind
283 460
همراهان عزیز
به دلیل اشکال فنی وبسایت ایران بطور موقت از دسترس خارج شده است.
همکاران ما در حال پیگیری و رفع مشکل هستند و طی چند ساعت آینده رفع خواهد شد.
سپاسگزاریم که با صبر و شکیبایی ما را همراهی میکنید
ایننقطه
🙏🏽🌷
283 460
به دنبال آرامش نگردید. در پی هیچ حالتی به جز همان حالتی که در آن هستید نباشید وگرنه تضاد درونی و مقاومت نا آگاهانه در خود ایجاد میکنید. از اینکه در آرامش نیستید خود را ببخشید همین که ناآرامی خود را به طور کامل بپذیرید، عدم آرامش شما به آرامش تبدیل میشود. هر چیزی را که به طور کامل بپذیرید، شما را به مقصد، به آرامش میرساند. این معجزه تسلیم است. هنگامی که آنچه را که هست میپذیرید، یکایک لحظات بهترین هستند، این پذیرش همان روشنبینی است.
#اکهارت تله
@hoseinmind
283 460
هر زمان که از ضمیر ناخودآگاه خود استفاده می کنید (در رویاپردازی یا استفاده از قدرت خلاق بینایی و تجسم ) تا حدی در دنیای سماوی هستید. بنابراین اینطور نیست که شما باید به آنجا برسید. شما همیشه آنجا هستید.
ذهن ناخودآگاه یا فروهشیار شما با منبع سماوی پیوند خورده است و زندگی، هوش، و قوای حسی بدن فیزیکی شما دائماً از آنجا جاری می شود.
شما با زمینهی سماوی خود کار میکنید. حتی اگر فکر میکنید که موجودی مادی و وابسته به دنیای مادی هستید، چنین نیستید.
به همین خاطر باید بیاموزید چگونه با پایگاه واقعی عملیات خود آشنا شوید. فرض کنید دو خانه دارید - یکی در محلههای فقیرنشین که در آن دائماً آشفتگی و جدال در جریان است و دیگری در بخش زیبای شهر که نظم و هماهنگی در آن وجود دارد. وقتی به خانه بهتر خود می روید، آرامش و رضایت خاطر پیدا میکنید.
این همان چیزی است که من از شما میخواهم: بهجای اینکه در «سقوط» جسم فیزیکی باشید، در آگاهی بدن سماوی خود زندگی کنید. دربِ ورود به عالم سماوی مراقبه است.
#پاراماهانسا_یوگاناندا
&hoseinmind
283 460
تو که آغوشت را بیرونی نیست اکنون برای من، همهچیز یکی شده است.
ای لطیف و ای مهربان.
تو که رحمتت بی ادعا پشت اتفاقات در جریان است. تو که مهربانیات چون نسیمی روی قلب حس میشود. ایمان در قلب من بکار، و آرامش را و مرا از کسانی قرار ده که وجودشان با یادِ تو آرام میگیرد.
ای صبور، ای قدردان.
تو که بی خستگی منتظر میمانی. تو که هر تلاش کوچکی را میبینی. به من قدرت کسانی را عطا کن که تو را با یقین خواندند. چه بسیار گروه کوچکی که به اذن تو بر لشکری بزرگ چیره شدند. اگر تو بخواهی میشود.
ای محافظ ای ماندگار ای امن.
تو که از آنچه گم شدنیست پاسداری میکنی. فرمان زندگیام را به دستت میسپارم. فرشتگانی پیش رو و پشتِ سرم قرار ده. من آنها را نمیبینم، اما نورشان قدمهایم را میشناسد. بگذار در همین نور قدم بردارم.
ای سرپرست، ای یار.
نزدیکیات را از من دریغ نکن. تو یاریرسانِ هر یاری رسانی. به فریادم برس. آنگاه که ابراهیم را ریشخند کردند، گفت: «به خدا پناه میبرم.» همان کافی بود؛ من هم خودم را به تو واگذار کرده و به تو پناه میبرم، بگذار برای من هم همین کافی باشد.
ای زداینده ی غصه ها، ای شفابخش.
تو که برای جهانِ پیدا و پنهان روزی میفرستی. تو که لاعلاج را شفا میدهی. ابر غم ها را پراکنده کن و بار سنگینِ بر دوشم را دارم بردار. آنچه را نیاز دارم به من ببخش؛ و آنچه را که خود نمیدانم به آن نیازمندم را به من عطا کن.
ای یگانه، ای یکتا.
تو فراتر از شمارشی. تو مرکزی بدون محیط. مرا یکپارچه کن. بگذار زبان و دلم با هم بگویند: «خدایی جز تو نیست.» بگذار با تمام وجود زندگیش کنم؛ بگذار این کلام، مرا از نو بسازد. تو که دوستیات بی دریغ است. مرا در حمایتت بپوشان؛ که این بهترین است، این کافی است و این تنها از تو ممکن است.
ای بخشنده، ای بینیاز.
تو که دستِ بخشندهات پشتِ هر نعمتی است. تو که به هیچ نیاز نداری و همهچیز را میبخشی. مرا گرامی بدار و راه را نشانم ده، همان راهی که به کسانی که صدایشان را در حضور تو آهسته کردند. آن آهستگی را، آن گوشسپردن را به من بیاموز.
سپاس تو را. سپاس تو را. سپاس تو را.
ای بخشنده ، ای مهربان.
تو که رحمتت چنان بزرگ است که منکران را نیز در بر میگیرد. داستانِ مرا با مهربانی مهر و موم کن. گفتی: «از رحمت خدا ناامید نشوید.» این را به کسانی گفتی که از مسیر خارج شده بودند؛ این را به من گفتی.
ای شنوای همهچیز، ای همیشه نزدیک.
تو که هر نجوایی را میشنوی.
تو که نزدیکی؛ نزدیکتر از ضربان قلبی که نام تو را میتپد.
مرا به خانه بازگردان.
جایی که در آن تنها دعا ذکر شکوه توست.
جایی که تنها کلام، شکر گذاریست.
تو آغازی. تو انجامی تو پایانی.
تو هم حجابی و هم رازی که پشت حجاب پوشیده شده است.
دل هر آن کس را که این نجوا را میشنود، در پناه خود امن دار.
مشعل یادِ خود را در جانمان برافروز.
ما را در بسترِ آرامش خودت، بیدار و هشیار نگه دار.
ما را در آغوش بگیر و برای خودت بردار.
تو را سپاس، تو را سپاس، تو را سپاس، تو را سپاس.
283 460
ای خدای جان دلم، ای زنده، ای پا بر جا.
تو در هر چیز زندهای، تو بینیازی و همهچیز را در بر گرفتهای؛ من به سوی تو میآیم. بگذار نامت دیواری گردِ تنهایی دلِ من باشد. بگذار تمام زندگیام به زبان تو سروده شود. ای آغاز، ای انجام. تو که پیش از پیش بودی و پس از پس باقی میمانی؛ مرا به آن خلوتگاهِ راز ببر، آنجا که همهچیز از نو آغاز میشود.
هرچه تو بخواهی، همان میشود؛ نیروی دیگری در کار نیست. ای بردبار، ای پردهپوش. تو که بیهیچ خشمی، صبوری میکنی. تو که آنچه را مایه شرمساری من است، میپوشانی. مهربانیات را چون بالی بر سرم بگستران. من به ریسمان تو چنگ زدهام؛ آن را در دستانم حس میکنم، حتی در تاریکی آنزمان که هیچچیز نمیبینم.
ای همهجا حاضر، ای توانا.
تو که آغوشت را مرزی نیست و قدرتت نیازی به خودنمایی ندارد. گردِ من دیواری ناپیدا بنا کن؛ بگذار خشتهایش نشانههای تو باشد و ملاتش مهربانی. من در همین خانهای که دیده نمیشود، زندگی خواهم کرد.
ای چشمِ بیدار، ای پاسخدهنده.
تویی که از دریچه هر چشمی میبینی. تو که پیش از خواستن پاسخ میدهی. آنچه را دوست دارم، در پناه خود نگه دار؛ ایمانم را، جانم را، خانوادهام را . هیچچیز به من نمیرسد، مگر آنکه نخست از تو گذشته باشد.
ای پناه، ای دفعکننده بلاها.
تو میان من و حادثه ها ایستاده ای و مرا از آنچه را آمدنش را نمیبینم، محافظت میکنی. مرا از شرِّ خودم در امان بدار در نامِ زیبای خودت بپوشان و اگر کسی بر علیه من تیغ کشید، بگذار پیش از من با تو روبرو شود.
ای رام کننده سرکشان، ای دادخواه.
تو جباران را فرو میکشی و سهم گمشده را بازمیگردانی. مرا از شرِّ بدخواهان رهایی بخش؛ نیازی نیست من از خود دفاع کنم، تو به جای من صحبت کن آنگاه که کلام من راه گشا نیست و تنها کار را سخت تر میکند.
ای میراننده، ای آزمونگر.
تو که سختیها را چون چراغِ هدایت میفرستی و دری را میبندی تا درِ دیگری بگشایی، تو که همه اوهام و تصویرات در برابرت رنگ میبازند. مرا از مکر و نقشه شوم ضالمان مصون دار و آنها را به سوی خودشان بازگردان؛ دنیا دار مکافات است؛ آنچه میفرستیم، به خودمان باز میگردد. پس بگذار کجرفتاران با خودشان روبرو شوند.
ای باشکوه، ای بسیار پاک.
تو زلال تر از هر اندیشهای هستی که من دربارهات دارم و دامانت از هر چه ناپاکی به دور است. بگذار شیرینیِ نزدیکی تو را بچشم و در گوشم به آرامی زمزمه کن «نزدیک شو، نترس، تو اکنون در امانی»
ای سرچشمه آرامش، ای بخشنده ایمان، ای حامی و نگاهبان.
تو بیش از باورِ من به تو، به من باور داری. تو که هوشیاریات را خوابی نیست. مرا از بلاهای ناگهانی در امان دار. من خبرِ خوب را شنیدهام: هیچچیز آنچه را تو نوشتهای، تغییر نمیدهد.
ای باشکوه، ای باشکوه.
تو که بیکرانگیات را کرانهای نیست. تو که عظمتت ما را فروتن میکند. تاجِ عزت بر سرم بگذار و مگذار حرف های کوچک دیگران دلم را بیاشوبد. تمامِ نیروها از آنِ توست؛ نیروی من از آنِ من نیست، آن را از تو وام گرفتهام و مالکیتی بر آن ندارم.
ای با ابهت، ای که بزرگیات دل را دلباخته میکند. تو که معنایی هستی که همهچیز معنایش را از آن مییابد. مرا در زیبایی بپوشان که از آنِ من نیست؛ بگذار آن زمان که مردمان به من مینگرند زیبایی بی نهایت تو را ببینند.
ای مهربان، ای دوست داشتنی ای که بیهیچ چشمداشتی عشق میورزی. تو همان اشتیاقِ درون منی؛ صدایی که خودش را صدا میزند. عشق از تو سرچشمه میگیرد نه از من پس بگذار عشق در من جاری باشد از میان من عبور کند و دلها را گرد هم آورد. آنان که ایمان دارند، تو را پرشورتر دوست میدارند؛ من میخواهم یکی از آنان باشم.
ای پیدا، ای پنهان.
چهرهات روی تمام چیزهایی است که میبینم، و رازت درون تمام چیزهایی که نمیبینم. چشمانم را به حقیقت باز کن، نشانهها را نشانم بده. تو با دوستان نرم و مهربان، و در برابر منکران، محکم و سرسختی. هر دو رویِ عشق را به من یاد بده.
ای پناهگاه، ای نور
تو عظمتی هستی که ترس در آن نامش را فراموش میکند. تو که نورت، روشناییِ هر نورِیست. دست مرا بگیر و چهرهام را روشن کن. وقتی نا اهلان با من مجادله میکنند، تنها یک چیز خواهم گفت: «من روی به سوی خدا آوردهام.» دیگر حرفی باقی نمیماند.
ای زیبا، ای نوآفرین،
تو خودِ زیبایی هستی؛ زیباییِ مطلقی که مشتاقِ دیده شدن است. تو ای شایسته، ای سزاوار. ای که میآفرینی بیآنکه تکرار کنی. تو ای خودِ عشق. پایم بر زمین اما رویم به سوی توست؛ بندِ زبانم بگشای و کلامم را وسیله ایجاد آشتی و رحمت کن و هر گرهی را که مانعِ فهمیدهشدنِ من میشود، باز کن.
شکستهها را تو نو میکنی، مرا به سلاحِ شجاعت مجهز کن، اما دستانم را نرم نگه دار. به یادم آور که پیروزی تنها از آنِ توست؛ من قهرمانِ این داستان نیستم.
ای در برگیرنده همهچیز.
283 460
اشو میگوید:
ما كاملا بي آلايش، پاك و ساده بدنيا میآييم ، جامعه طرح و نگارهايی در لوح سفيد ما ترسیم میکند، ما را آلوده و مسموم میكند، ما را معلول و از كارافتاده میكند. زير بغل ما عصاهايی قرار مي دهد تا قادر نباشیم روي پاهای خود بايستیم. جامعه ما را كاملا متكی و وابسته به خود بار میآورد و این بزرگترين دسيسه عليه انسانيت است، انسانهایی با معلولیت ذهنی که با آرمانگرايی، كيش و مسلك، سياست و هزار و يك چيز ديگر که لايه به لايه روي آگاهی ما انباشته شده است، احاطه شدهاند.
خودآگاهی و وجود الهی ما که شفاف است ، تيره و تار میشود و كوركورانه وارد يك زندگی ناشايست، بدون لطافت، و كاملا وابسته میشویم. تنها راه نجات ما خنثی كردن تمام این دسيسه هاست.
من درس تزكيه نفس و اخلاق نمیدهم. من فقط درس مراقبه میدهم تا تو بتوانی از دست ذهن رها شوی. ذهن متعلق به جامعه است و مراقبه متعلق به تو.
تو به كمك مراقبه كاملا آزاد و رها میشوي و ناگهان گنج باطنی خويش را كشف میكنی. و اين سرآغاز سفر بزرگ شادی و نشاط، زيبايی، آواز و ترانه و بزم شادی است. سفری كه بی پايان است. سفریكه به تو نگاهی جاودان میبخشد. به تو اطمينان میبخشد كه جاودان هستی.
@hoseinmind
283 460
اگه به دردِ گذشته و نامطمئن بودن از آينده
زيادى بها بدى ، قدرت امروز رو هدر ميدى
مدیتیشن بهترین راه برای در لحظه بودنه
283 460
برای بیشتر امور زندگی نیاز به زمان داری: برای یادگیری یک هنر تازه، ساختن خانه، متخصص شدن، چای درست کردن و غیره نیـاز بـه زمان داری. اما برای اصلی ترین مورد زندگی، تنها موردی که واقعاً مهم است، یعنی خودشناسی، زمان اهمیتی ندارد. خودشناسی یعنی شناخت آن که در ورای «خود» سطحی ـ ورای نام، شکل جسمانی، پیشینه و داستانت ـ چه کسی هستی.
نمی توانی خودت را در گذشته یا آینده بیابی. تنها مکانی که می توانی خودت را بیابی در حال است.
رهروان معنوی در پی خودشناسی و روشن بینی به آینده چشـم می دوزند. رهرو بودن این معنای ضمنی را در بر دارد که نیـاز بـه آینده داری. اگر اعتقاد تو این است، برایت واقعیت پیدا خواهد کرد. به زمان نیاز خواهی داشت تا آنگاه که دریابی برای آن که کسی که هستی، باشی، نیازی به زمان نداری.
#اکهارت_تله
سکون سخن می گوید
@hoseinmind
283 460
"هر روز صبح، بر قلب خود تمرکز کنید و تصمیم بگیرید که زندگی را سادهتر کنید و بیشتر مراقبه کنید.
یک برنامه مشخص برای خود برنامهریزی کنید تا از آن پیروی کنید، تا روز به روز پیشرفت کنید. و آن برنامه را بیوقفه دنبال کنید.
شما فرزند خدا هستید! اما فقط میتوانید آن را با دستاوردهای مشخص ثابت کنید. هر روز را به طور کامل زندگی کنید. اکثر مردم بیش از حد در آینده یا در گذشته زندگی میکنند. امروز را به طور کامل زندگی کنید و به آینده بخندید. به خودتان بگویید: "آینده منتظر من است، من منتظر آینده نیستم!"
#پاراماهانسا_یوگاناندا
"حل معمای زندگی"
@hoseinmind
283 460
درونت یک کودکِ نورانی هست که هنوز میتواند بنشیند، نفس بکشد، و جهان را بدون خشونت روشن کند.
#عشق_و_زندگی
@eshgh_u_zendegi
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
