Product Design
Ir al canal en Telegram
Soft skills & Hard skills (Product Design) https://forux.ir https://saeidrnb.com DM: @isaeidrnb
Mostrar más3 546
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
3 546
وقتی بچه بودم داستان پیرمردی رو شنیدم که در جوانی یکبار بین زبالهها یه تیکه طلا پیدا کرده بود
و بیش از ۳۰ سال همونجا زندگی کرد.
انقدر این داستان برام عجیب بود که نوشتم و تبدیلش کردم به یک داستان کوتاه.
حتما بیش از یکبار بخونیدش!
3 546
یه موضوعی که خیلی وقته تو پروژهها و کسبوکارهای مختلف میبینم و به نظرم بچههای UX باید بیشتر بهش توجه کنن رو میخوام اینجا بگم:
خیلی از فروشندهها، صاحبین کسبوکار و حتی مارکترها وقتی میخوان محصولشون رو معرفی کنن، شروع میکنن به گفتن ویژگیها و اطلاعات تخصصی محصول.
اطلاعاتی که خودشون میدونن و بین خودشون هم رایجه ولی مشتری عادی اصلا باهاش ارتباط نمیگیره.
مثلا برای یک لباس شروع میکنن درباره تراکم پارچه، نوع الیاف، بافت و کلی مشخصات دیگه صحبت میکنن.
خب مشتری عادی مثل من اصلا نمیدونه تراکم پارچه یعنی چی.
یا مثلا چند وقت پیش تبلیغ مایبیبی رو دیدم که روی بیلبورد نوشته بود:
«پوشک دو کاناله»
منِ مشتری عادی واقعا نمیدونم کانال تو پوشک چیه و چه کاربردی داره که حالا دو تا باشه یا سه تا!
احتمالا برای کسی که تو صنعت پوشک کار میکنه این یک ویژگی مهم و قابل فهمه.
ولی برای مشتری چی؟
اینجا دقیقا همون جاییه که به نظرم بچههای طراح تجربه کاربری باید وارد بشن.
ما قرار نیست فقط صفحه قشنگ طراحی کنیم یا مسیر کلیک کاربر رو مشخص کنیم.
یکی از کارهای مهم UX اینه که بتونه از زاویه مشتری به محصول نگاه کنه و به کسبوکار بگه:
مشتری شما چی میفهمه؟
چی براش مهمه؟
چی براش قابل فهم نیست؟
و مهمتر از همه، این ویژگی محصول شما دقیقا چه مشکلی از مشتری حل میکنه؟
به نظرم بچههای UX باید این موضوع رو به عنوان بخشی از دانش خودشون جدیتر دنبال کنن و حتی در جلسات با کارفرما دربارهش مشاوره بدن.
یعنی اگر کارفرما میاد میگه من این ویژگی رو دارم، این تکنولوژی رو دارم، این استاندارد رو دارم و...
صرفا نگیم خب باشه، بریم توی UI نشونش بدیم.
باید بتونیم بگیم:
«این چیزی که دارید دربارهش صحبت میکنید برای مشتری چه معنایی داره؟»
اگر مشتری نفهمه، احتمالا مشکل از مشتری نیست.
مشکل از اینه که ما نتونستیم ارزش محصول رو به زبان اون منتقل کنیم.
یه نکته جالب دیگه هم هست.
گاهی انقدر اطلاعات تخصصی به مشتری میدیم که داریم خودمون مشتری رو آموزش میدیم!
چهارتا اصطلاح و ویژگی هم بهش یاد میدیم که بعدا با همونها میاد یقهمون رو میگیره 😄
پس به نظرم نقش UX اینجا فقط طراحی تجربه نیست.
بچههای UX باید بتونن به کارفرما کمک کنن که اصلا محصول و ارزشش رو از دید مشتری ببینه.
این میتونه حتی قبل از طراحی محصول اتفاق بیفته.
اگر کارفرما این نگاه رو نداشته باشه، به نظرم یکی از وظایف ما اینه که این موضوع رو بهش توضیح بدیم و ضرورت حضور UX رو در این مرحله براش روشن کنیم.
در نهایت مشتری قرار نیست متخصص محصول شما باشه.
این شمایید که باید متخصص مشتری باشید.
و به نظرم یکی از ارزشهای واقعی UX همینجاست.
3 546
اوضاع بازار این روزا بسیار آشفته است و من جلسات زیادی برای بحث رزومه و استخدام برگزار میکنم که خلاصه اونارو میخوام اینجا بگم:
نکته اول اینکه وقتی شرایط مثل امروز پیچیده میشه به یک روش اکتفا نکنید و صرف ارسال رزومه و جواب نگرفتن رو ادامه ندید.
سعی کنید تو شبکههای اجتماعی با افرادی که فکر میکنید دستی در استخدام دارن ارتباط بگیرید.
یکی از روشهای مستقیم هم اینطوریه:
آگهیهای شغلی رو پیدا کنید
شرکتهایی که اگهی گذاشتن رو لیست کنید
افرادی که در این شرکتها هستن رو از لینکدین یا جاهایی که فکر میکنید حضور دارن پیدا کنید
رزومه و پورتفولیو خودتون رو به دست اینا برسونید
اینطوری یه قدم به دیده شدن خودتون نزدیک شدید.
حالا اون پشت صحنه چه خبره که شما دیده نمیشید؟
پوزیشنهایی که باز میشه تعداد بسیار زیادی درخواست میاد واسه کارفرما و طبیعتا کسی که داره رزومه بررسی میکنه زمان و انرژی محدودی برا بررسی داره. پس از بین ۵۰۰ تا رزومه، ۱۰۰ تای اول رو بررسی میکنن و آدمشون رو انتخاب میکنن و اصلا به بررسی بقیه نمیرسه.
پس اگر رزومه شما دیده نمیشه چند حالت داره:
یا اصلا طرف شمارو ندیده یا بین افرادی که دارن رزومه ارسال میکنن شما متمایز نبودی.
سوالی که درباره پورتفولیو و کیساستادی هم پرسیده میشه بگم که قاعده مشخصی نداره و بنا به سلیقه فردی که داره رزومه مارو بررسی میکنه اینا متغییر هستن
یعنی ممکنه یه جا کیس استادی مهم باشه و یه جا اصلا اهمیتی ندن.
یه جا رزومه استاندارد براشون مهم باشه و یه جا پورتفولیو دیزاین شده.
پس سعی کنید اینارو ترکیبی دم دست داشته باشید.
موضوع بعدی بحث نمونه کارهاست:
کلا دیزاینرها براساس نمونه کارهای ظاهری بیشتر از کارهای تحقیق و حل مساله قضاوت میشن و بازم تاکید کنم اینا براساس سازمان و پروژه و آدمای مختلف متفاوته ولی در رابط کاربری دم دستتره دیگه.
پس سعی کنید کارهای ویژوال بیشتری داشته باشید یا این بخش رو اهمیت بدید.
رزومه رو برای سه گروه از افراد آماده کنید:
منابع انسانی
نیروهای فنی
مدیران
هرکدام از اینا یکسری دغدغه دارن و یکسری اطلاعات واسشون مهمه
پس سعی کنید تو رزومه خودتون دغدغههای هر سه گروه رو کاور کنید.
برای همتون پوزیشنهای شغلی عالی آرزو دارم.
❤️🙏
3 546
تغییرات در تجربه کاربری محصولات بزرگ در سازمانهای بزرگ به دو دلیل پیچیده و زمانبره:
یک: وابستگی به سرویسهای مختلف
دو: تعداد زیاد افراد تصمیمگیر
در پروژههای بزرگ معمولا تعداد وابستگیهای یک محصول به محصولات و سرویسهای دیگه زیاده و هرگونه تغییر در یک محصول نهایی، ممکنه بقیه سرویسهارو هم تحت الشعاع قرار بده.
مثلا شما یک در یک فروشگاه اینترنتی بزرگ با سیستمهای مالی و حسابداری، انبارداری، حمل و نقل، سرویسهای ثبتنام و احراز هویت و ... درگیر هستی و زمانی که بخوای تغییری ایجاد کنی باید نوع رفتار محصولت با بقیه سرویس هارو هم در نظر داشته باشی.
بخش دوم تعدد افراد تصمیمگیر و تاثیرگذار هست که بنا به ماهیت پروژه، نیاز هست با افراد بیشتری تعامل داشته باشیم.
هر کدام از این افراد دیدگاه و دغدغههای مخصوص به خودشون رو دارن و اینجا مهارتهای نرم بیشتر از دانش فنی به کمکت میاد تا بتونی اکثر این دیدگاهها رو ببینی و مدیریت کنی.
اما در نهایت تغییرات بزرگ نه صرفا براساس سود و راحتی کاربر، بلکه براساس میزان هزینهای که سازمان انجام میده و در ازای اون دستاوردی که داره سنجیده و انجام میشه.
پس اینکه شما در یک سازمان بزرگ ایدهای مطرح میکنی و انجام نمیشه و یا زمان زیادی میبره تا اون تغییر انجام بشه به دلیل پیچیدگی در روابط انسانی و ساختار سازمان هست.
درک این موضوع و شناخت افراد تاثیرگذار در فرایندهای درون سازمان، کمکتون میکنه تا ایدههای خودتون رو پیش ببرید.
3 546
بچهها وقت بخیر
من برای یک پروژه شخصی به کمک و همراهی شما نیاز دارم
ممنون میشم این پرسشنامه رو پر کنید و تجربه خودتون رو باهام در میون بزارید ❤️
https://survey.porsline.ir/s/RDf3wj0z
3 546
در هر سازمان و تیمی کار میکنید سعی کنید برای خودتون لاگ داشته باشید
یعنی چی؟
اینارو برای خودتون بنویسید و درصورت امکان اسکرینشات، فایل دیزاین، کد و یا... رو اتچ کنید:
تمام پروژههایی که انجام دادید
تعداد صفحات
میزان تغییرات
زمان شروع و پایان پروژهها
نوع و حجم تغییرات در پروژههای بازطراحی و کدنویسی
و هر اثری که در تیم و سازمان داشتید.
این اطلاعات رو در قالب فایل پرزنت آماده کنید و برای زمانهایی که نیاز به افزایش حقوق دارید و یا زمانهایی که میخوایید تمدید قرارداد کنید و یا تایمهایی که نیاز به گزارش کاری دارید پرزنت کنید.
سازمان بر اساس میزان تاثیری که شما روی اون گذاشتید شمارو قضاوت میکنه.
تاثیر مهم رو روی خود شما میزاره چون میتونید برآورد کنید که چه میزان کار کردید و آیا اینها باعث پیشرفت شخصی شما بوده یا خیر؟
یادتون باشه تا زمانی که کارتون رو پرزنت نکنید ۸۰٪ مدیران سازمانها کارهای شمارو نخواهند دید!
3 546
یه وقتایی پروژه میاد دستتون و ازتون میخوان که پروپازول بدید.
من معمولا در پروژهها با چنین ساختاری پروپازول میدم که داخلش مراحل انجام کار، قیمت و زمان انجام رو داخلش مینویسم.
ارائه پروپازول کار حرفهایتری است.
3 546
سوال پرسیده بودید که چطوری ازتون مشاوره رایگان بگیریم؟
با استفاده از لینک زیر تو سایت adplist ثبتنام کنید و از روی پروفایل من تایم بوک کنید تا صحبت کنیم
https://adplist.org/invite/22977
3 546
رشد تکنولوژی بستری برای ایدههای جدید
امروزه ما به راحتی میتونیم از سرویسهای تاکسی اینترنتی استفاده کنیم.
مبدا و مقصد رو روی نقشه انتخاب کرده و هزینه رو پرداخت میکنیم و با خیال راحت سفر میکنیم.
خیلی نیازی به همراه داشتن پول نقد و کارت بانکی هم نیست چون هزینههارو به راحتی با اپلیکیشن موبایل پرداخت میکنیم.
اما شکلگیری چنین کسب و کارهایی منوط به رشد و پیشرفت تکنولوژی بود. برای مثال گوشیهای قدیمی و نقشههایی که روی آنها نصب بود انقدری کاربردی نبود که بشه باهاش مبدا و مقصد را مشخص کرد. پس ارتقای تکنولوژی و امکانات در این حوزه، بستری شد تا بشه ایدههایی مثل تاکسی اینترنتی ساخته بشه.
حالا این موضوع در بحث هوش مصنوعی هم قوت گرفته. رشد ابزارها و تکنولوژی هوش مصنوعی بستر خوبی برای ساخت محصولات جدیدی رو فراهم آورده.
اکثر استفاده کنندههای هوش مصنوعی تمرکز کردن روی بهینه کردن روشهای سنتی توسط این ابزارها، اما چیزهای جدیدی که میشه ساخت به نظرم هنوز جای بحث و بررسی بیشتری داره.
من دارم مطالعه میکنم و همچنان برام جالبه که چقدر این ابزارهای کاربردی هستن ولی بیشترین تمرکزم روی اینه که ببینم چه چیزهای جدیدی بعدا میشه روی این بستر ساخت.
آینده بسیار جالب و هیجانانگیزه به شرطی که یاد بگیریم چطور با این موجوداتی که به سیاره ما اومدن ارتباط برقرار کنیم و ازشون برای زندگی بهتر کمک بگیریم.
3 546
اصلاحیه!
دوستان من در فصل دوم دوره استراتژیست تجربه کاربری یه کلمهای رو اشتباه گفتم و یکی از بچهها اینو یادآوری کرد
گفتم بهتون اطلاع بدم.
در فصل دوم زبان مدیران من مثالی از کتاب اریک شافر آورده بودم ولی به دلیل تکرار مکررات این بخش در ادیت حذف شد. من بجای اسم ریک گفتم ریکو که اشتباه شده بود.
برای اطلاعات بیشتر هم میتونید این کتاب رو مطالعه کنید.
https://ptgmedia.pearsoncmg.com/images/9780321884817/samplepages/0321884817.pdf
3 546
عزیزان کمتر از ۲۰ نفر ظرفیت این دوره باقی مونده!
بعد از اتمام ظرفیت بصورت اتوماتیک دوره بسته میشه
تفکر استراتژیک یک نیازی ضروری برای رشد و تثبیت جایگاه در حوزه طراحی محصوله!
ما باید تبدیل بشیم به یک مهره کلیدی در سازمان و تاثیر بزاریم روی تصمیمات مدیران تا این دیدگاه تزیینی نسبت به دیزاین در بین مدیران رو اصلاح کنیم.
دیزاین هزینه نمیزاره رو دوش سازمان، بلکه روش کاهش و مدیریت هزینه است!
دیزاین قشنگتر کردن چیزها نیست بلکه قابل درک کردن اونهاست!
3 546
یه اشتباه بزرگ که تو یادگیری خیلیامون رو زمین میزنه اینه: فکر میکنیم واسه بلد شدنِ یه رشته، باید از همون روز اول تکتک جزئیات رو عمیق بخونیم و حفظ کنیم.
ته این مسیر معلومه؛ وسط اقیانوسی از اطلاعات ریز غرق میشیم، خسته میشیم و تهش هم ولش میکنیم.
ولی روش درستش چیه؟ یادگیری درختی، یعنی از کل به جزء.
قدم اول: فقط مفهوم کلی
اصلاً نیازی نیست همون اول درگیر جزئیات بشی. اول باید قاب کلی اون حوزه رو ببینی؛ اینکه اصلاً این تخصص قراره چه مسئلهای رو حل کنه و ساختار اصلیش چیه.
قدم دوم: دو سه لایه عمیق شدن
وقتی نقشه کلی تو ذهنت نشست، بیا روی دو یا سه تا بخش اصلی و کلیدی تمرکز کن و رابطهی بینشون رو بفهم. همینقدر کافیه.
قدم دوم و آخر: جزئیات رو بذار واسه تو دلِ کار
فرمولا، ابزارای ریز و جزئیات، همشون به فراخور پروژه و موقعیت مهم میشن. نیازی نیست از قبل حفظشون کنی. جزئیات رو باید جوری یاد بگیری که وقتی پات باز شد به یه پروژه واقعی، بری سر وقتشون و حلشون کنی.
واسه رشد سریع توی یه حوزه، نیازی به یادگیری عمیقِ جزئیات تو مرحله اول نداری. اول بیس و مفاهیم پایه رو بچین، جزئیات خودشون تو طول مسیر و بر اساس نیازِ کار، میان سر جاشون میشینن.
