دلنوشته های .. همراز
Ir al canal en Telegram
شروع فعالیت کانال چهارم خرداد ۱۴۰۰ آیدی مدیر کانال@hamraz1490 لینک کانال http://t.me/razgah1
Mostrar más641
Suscriptores
+224 horas
+17 días
+830 días
Archivo de publicaciones
شب، جای عجیبی است...
هم میتواند آرامت کند، هم میتواند تمام دلتنگی های پنهانت را بیدار کند.
اما من هنوز به صبح ایمان دارم.
به اینکه بعد از هر شب، نوری هست؛
و شاید خدا درست همان لحظهای که فکر میکنیم دیگر چیزی برایمان نمانده، آرامآرام راهی تازه پیش پایمان بگذارد.
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
شب که میرسد، دلتنگی شکل دیگری پیدا میکند.
دیگر نمیشود خودت را با کار و شلوغی و آدمها سرگرم کنی.
شب، آدم را رو به روی قلب خودش مینشاند.
گاهی به سقف خیره میشوم و به آدمهایی فکر میکنم که روزی تمام دنیایمان بودند و حالا فقط خاطرهای از آنها مانده است.
به حرفهایی که نگفتیم، به آغوش هایی که دیر فهمیدیم چقدر ارزش داشتند، به لحظههایی که ساده از کنارشان گذشتیم و بعدها آرزو کردیم کاش دوباره تکرار میشدند...
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
شب را دوست دارم؛ نه برای تاریکیاش، برای سکوتی که به آدم اجازه میدهد حرفهای نگفتهاش را بشنود.
گاهی در همین سکوت، دلتنگ کسی میشوم که نیست؛ کسی که اگر بود، شاید این شب اینقدر طولانی به نظر نمیرسید.
پنجره را باز میکنم، هوای خنک شب صورتم را نوازش میکند و با خودم میگویم:
شاید فردا همه چیز کمی بهتر شود...
شاید بعضی از دردها بالاخره خسته شوند و دست از سر دل بردارند.
شب به من یاد داده است که هیچ تاریکی همیشگی نیست؛
حتی اگر امروز دلمان گرفته باشد، باز هم صبحی در راه است.
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
آدما خیلی کوچیکتر از اونن
که بخوایم به خاطرشون خودمون رو بشکنیم،
شبها با فکرشون بیدار بمونیم
و برای رفتن و موندنشون درد بکشیم...
بعضی آدمها فقط یه قسمت کوتاه از زندگی ان،
نه تمام زندگی.
ارزش دلِ ما بیشتر از اینه
که به خاطر کسی که قدرمون رو ندونست،
آرامشمون رو از دست بدیم.
گاهی باید شانه هامون رو بتکونیم،
دلمون رو از آدمهای کوچک خالی کنیم
و دوباره به زندگی برگردیم؛
چون هیچکس آنقدر بزرگ نیست
که آرامش ما بهای رفتنش باشد.
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
نمیدانم در این دنیای بی معرفت
به چه کسی باید اعتماد کرد...
وقتی بعضی ها آنقدر خوب تظاهر به ماندن میکنند
که درست همان لحظهای که به بودنشان دل میبندی،
ترکت میکنند.
آدمها عجیب اند؛
تا وقتی چیزی از تو میخواهند،
صدایت میکنند «عزیزترین»...
و وقتی دیگر نیازی به تو ندارند،
حتی یادت نمیآورند که روزی
تمام دنیایت بودهاند....
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
ترانه های ناتمام کودکی
نقل آن ترانه های ناتمام کودکی است؛
ترانه هایی که میان کوچه های قدیمی،
بوی نان تازه و صدای خندههای بچگی جا ماندند.
ما بزرگ شدیم،
اما هنوز گوشهای از دلمان
همان کودک سادهای نشسته
که با یک عصر تابستانی،
یک دوچرخه،
و چند دوست قدیمی
تمام دنیا را داشت.
بعضی ترانهها هیچ وقت تمام نمیشوند؛
فقط صدایشان دورتر میشود…
و هر بار که دلمان برای گذشته تنگ میشود،
دوباره در سکوت قلبمان شنیده میشوند
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
🍹آرزو میڪنم
🍰نہ حسرت ڪَذشته
🍹غمڪَینتون ڪنه
🍰و نہ غم آیندہ نڪَرانتون
🍹در حال زندڪَے ڪنید
🍰و لحظہ هاتون
🍹پر از آرامش باشہ
🍰عصر زیباتون بخیر دلبرانه♥️
عصرتون دلبرانہ یاران
http://t.me/razgah1
.
عصر
همین خندہ هاے سادہ توست
وقتے با تمـام غصہ هایت در این عصر تابستونے میخندی
تـا من از تمام غصہ هایم رها شوم ..
➖➖➖➖➖➖➖
عصرتون درحریم یار☕️❤️
http://t.me/razgah1
یڪے باید باشد
ڪہ وقتے نگاهش مے ڪنی
نہ اینڪہ غصہ هایت یادت برود،
نه!
فقط یادت بیاید دلیل بزرگتری
براے خوشحال بودن دارے ❤️
عصرت بخیر جاناااااا❤️
http://t.me/razgah1
💐دوستان گلم براى امروزتون
🍓زيباترين حسها رو خواهانم
💐حس قشنگ آرامش،
🍓حس وجود خدا در قلبتون،
💐حس لطافت گلها،
🍓حس قشنگ بارش بارون
💐حس آرامش در وجودتون،
🍓حس خوب زندگى،
💐عصرتون عالے و شاد
http://t.me/razgah1
آمین که 🙏
در این عصر زیبا🌷
همہ آرزوها تون براوردہ بشہ
روے غم نبینید🌹
همہ غصہ هاتون بہ شادی😊
همہ دردهاتون درمان
و الهے ڪہ 💗🌷
همگے حاجت روابشید 🙏
💚عصر_زیباتون_بخیر 🍑
http://t.me/razgah1
عصرتون بہ زیبایے قلبتون
قلبتون بہ زلالي آب
وڪارهاے روزمرهتون روان وجارے چون جویبار
یڪ دنیا خوشبختي براے
تڪ تڪ شما عزیزان آرزومندیم
عصر زیباتون بخیر
http://t.me/razgah1
خداحافظ، ای غریبه محبوب من...
چه غریبانه آمدی، چه آرام در گوشهای از قلبم جا گرفتی، و حالا چه سخت است که باید تو را از میان تمام دلتنگی هایم به خداحافظی بسپارم.
تو غریبه بودی، اما دلم تو را از خیلی آشناها بیشتر میشناخت...
هنوز صدایت در خاطرم مانده، هنوز نگاهت در گوشهای از ذهنم نفس میکشد، و هنوز هر شب، جای خالی ات را کنار دلم حس میکنم.
خداحافظ... نه از آن خداحافظی هایی که آدم فراموش میکند؛ از آنهایی که میگویی و میروی، اما بخشی از دلت همانجا، پیش کسی میماند که دیگر سهم تو نیست.
خداحافظ ای غریبه محبوب...
کاش میدانستی بعضی آدمها نمیروند؛ فقط از کنارمان دور میشوند و در عمیقترین جای دلمان تا همیشه میمانند.
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
این روزها، درد فقط یک واژه نیست؛
گاهی صبح که چشم باز میکنیم، سنگینی غم را روی سینهمان حس میکنیم،
گاهی دلتنگی آنقدر آرام و عمیق در جانمان مینشیند که حتی حوصله حرف زدن هم نداریم.
شبها دیرتر میگذرند، سکوت خانه سنگین تر میشود
و بعضی نبودنها، بیشتر از همیشه به چشم میآیند.
در میان این همه خستگی و رنج،
دلمان خوش است به آدمهایی که خدا سر راه مان میگذارد؛
آدمهایی که وقتی از درون شکسته ایم،
لازم نیست چیزی بگوییم تا بفهمند حالمان خوب نیست.
گاهی فقط یک پیام،
یک تماس،
یک «حواسم بهت هست»،
یا دستی که بیصدا کنار دستمان مینشیند،
میتواند چند لحظه از سنگینی این روزها کم کند.
شاید بعضی آدمها واقعاً از طرف خدا میآیند؛
نه برای اینکه دردهایمان را تمام کنند،
بلکه برای اینکه در میان این دردها،
تنهایمان نگذارند.
و چه نعمت بزرگی است
داشتنِ کسی که در روزهای بیپناهی،
پناه دل خسته ات میشود.
دلنوشته های همراز
تقدیم به تویی که محبتی از
جنس خدا هستی
۱۴۰۵/۰۶/۲۲
http://t.me/razgah1
این روزها، درد فقط یک واژه نیست؛
گاهی صبح که چشم باز میکنیم، سنگینی غم را روی سینهمان حس میکنیم،
گاهی دلتنگی آنقدر آرام و عمیق در جانمان مینشیند که حتی حوصله حرف زدن هم نداریم.
شبها دیرتر میگذرند، سکوت خانه سنگین تر میشود
و بعضی نبودنها، بیشتر از همیشه به چشم میآیند.
در میان این همه خستگی و رنج،
دلمان خوش است به آدمهایی که خدا سر راه مان میگذارد؛
آدمهایی که وقتی از درون شکسته ایم،
لازم نیست چیزی بگوییم تا بفهمند حالمان خوب نیست.
گاهی فقط یک پیام،
یک تماس،
یک «حواسم بهت هست»،
یا دستی که بیصدا کنار دستمان مینشیند،
میتواند چند لحظه از سنگینی این روزها کم کند.
شاید بعضی آدمها واقعاً از طرف خدا میآیند؛
نه برای اینکه دردهایمان را تمام کنند،
بلکه برای اینکه در میان این دردها،
تنهایمان نگذارند.
و چه نعمت بزرگی است
داشتنِ کسی که در روزهای بیپناهی،
پناه دل خسته ات میشود.
دلنوشته های همراز
تقدیم به تویی که محبتی از
جنس خدا هستی
http://t.me/razgah1
سوزش چشمهایم از لذت زیبایی
تو نیست؛ از دلتنگی عمیقی است که
با دیدنت دوباره زنده میشود...
خیره ماندهام به تو،
آنقدر که پلک زدن یادم رفته؛
میترسم چشم ببندم
و وقتی بازشان کنم،
تو دیگر نباشی...
چشمهایم میسوزند،
اما دلم بیشتر؛
چون سالهاست میان این همه نگاه،
فقط چشمهای توست
که دلم هنوز برای دیدنش
بیقرار میشود.
دلنوشته های همراز
تیر ماه سال ۱۳۹۹
http://t.me/razgah1
هر چقدر که میتوانی صبور باش.
آرام و صبور.
نه اینکه غصه ها را رج به رج، ردیف به ردیف، بچینی توی دلت و دم نزنی و غمباد بگیری و آنوقت بگویی که صبورم...!
صبور باش یعنی:
آنقدر فیتیله چراغ توکلت را بالا بکشی که نور آرامش حضور خدا تمام دلت را روشن کند...
تمام دلت را به امید فردا که نه،
به امنیت همین لحظه
به شیرینی همین الان
روشنِ روشن کند...
بگذار گریه هایت که تمام شد،
آفتاب مهربانی اش بتابد به گوشه گوشه دل و جانت...
آرام بگیر که خدا همیشه به موقع و
سر وقت از راه می رسد...
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
تا باران نباشد، رنگین کمانی نیست
تا تلخی نباشد، شیرینی نیست
تا غمی نباشد، لبخندی نیست
تا مشکلات نباشند، آسایشی وجود نخواهد داشت
پس همیشه به خاطر داشته باش:
هدف این نیست که هرگز اندوهگین نباشی
هرگز مشکلی نداشته باشی، هرگز تلخی را نچشیده باشی...
همین دشواریها هستند که از ما
انسانی نیرومندتر و شایستهتر میسازند،
و لذت و شادی را برای ما معنا میکنند ...
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
بعضیها رفتارشون باعث میشه دیگه هیچوقت مثل قبل دوسشون نداشته باشیم اما همیشه دلمون واسه
اون موقع که دوسشون داشتیم تنگ میشه ...
دلنوشته های همراز
http://t.me/razgah1
