es
Feedback
تولدی دیگر

تولدی دیگر

Ir al canal en Telegram

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد. ارتباط و هماهنگی: @ertebatshaerrin📬 «تولد این پناهگاه: ۱۴۰۰/۰۱/۲۵»

Mostrar más
2 326
Suscriptores
-124 horas
-97 días
+21830 días
Archivo de publicaciones
ای چشمه حیات من ،فرشته نجات من شوق نفسهای منی ،همیشه رویای منی
#سروش #موسیقی @shaerrin

ای چشمه حیات من ،فرشته نجات من شوق نفسهای منی ،همیشه رویای منی
#سروش #موسیقی @shaerrin

ای چشمه حیات من ،فرشته نجات من شوق نفسهای منی ،همیشه رویای منی
#سروش #موسیقی @shaerrin

آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند جور دیگری زندگی میکنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص. اما حقیقت ندارد. اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را میساختیم! @shaerrin

چیزی نیست. گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم دارم دیوانه می‌شوم. دارم راه می‌روم که یک‌دفعه احساس می‌کنم باید بایستم و تکه‌پاره‌ها را جمع کنم، تکه‌پاره‌های خودم را. دست‌ها و پاهایم را، و بعد نفس راحتی می‌کشم و می‌گویم چیزی نیست، به سرم زده! نمی‌دانی چقدر خوشحال می‌شوم وقتی تکه‌پاره‌هایم را پیدا می‌کنم. به هر حال آن‌ها را به هم می‌چسبانم و مدتی سر جایشان می‌مانند. خیال می‌کنم تا ابد سر جایشان می‌مانند، آن وقت دوباره از هم می‌پاشم. و دوباره جمع‌شان می‌کنم، آن‌ها را مثل پازل سرهم می‌کنم تا بعد چه پیش آید... وزارت درد #دوبراوكا_اوگرشیچ @shaerrin

-رؤیاهایت کجا هستند؟ سرت را تکان می‌دهی و می‌گویی: «سال‌ها چه زود می‌گذرند!» و باز هم از خودت می‌پرسی: «تو با زندگی‌ات چه کار کردی؟ بهترین سال‌های عمرت را کجا به خاک سپردی؟ زندگی کردی یا نه؟» ببین، به خودت می‌گویی: «دنیا چقدر دارد سرد می‌شود.» سال‌های بیشتری می‌گذرند و با خودشان تنهایی ملال‌آوری را می‌آورند و بعد، پیری تکیه‌زده به یک چوب زیر بغل، لرزان‌لرزان می‌آید و درست بعدش، بدبختی و خردشدن. دنیای خیالی تو تاریک می‌شود، رؤیاهایت پوسیده می‌شوند و مثل برگ‌های زرد می‌افتند. اوه، ناستنکا، آیا تنها ماندن، تنهای تنها، بدون اینکه چیزی برای تأسف خوردن داشته باشی، دردناک نیست؟ چون هرچه که من از دست می‌دهم، همه چیزهایی هستند که یک روز «هیچ» می‌شوند؛ یک هیچِ حرفِ احمقانه، هیچ‌چیز، به جز رؤیاها!» #تیکه_کتاب شب های روشن📚 #داستایفسکی @shaerrin

رؤیاهات کجا هستن؟ سرتو تکون میدی و میگی: سالها چه زود می گذرن! و باز هم از خودت می‌پرسی: تو با زندگیت چکار کردی؟ بهترین سالهای عمرتو کجا به خاک سپردی؟ زندگی کردی یا نه؟ ببین، به خودت میگی، دنیا چقدر داره سرد می شه. سالهای بیشتری می گذرن و با خودشون تنهایی ملال آوری رو میارن و بعد پیری تکیه زده به یک چوب زیر بغل لرزان لرزان می یاد و درست بعدش بدبختی و خرد شدن. دنیای خیالی تو تاریک میشه، رؤیاهات پوسیده میشن و مثل برگهای زرد می افتن. اوه ناستنکا، آیا تنها ماندن، تنهای تنها، بدون اینکه چیزی برای تأسف خوردن داشته باشی، دردناک نیست؟ چون هرچی که من از دست میدم، همه، چیزهائی هستن که یه روزی «هیچ» میشن، یه هیچ حرف احمقانه، هیچ چی به جز رؤیاها!»

«رؤیاهات کجا هستن؟ سرتو تکون میدی و میگی: سالها چه زود می گذرن! و باز هم از خودت می‌پرسی: تو با زندگیت چکار کردی؟ بهترین سالهای عمرتو کجا به خاک سپردی؟ زندگی کردی یا نه؟ ببین، به خودت میگی، دنیا چقدر داره سرد می شه. سالهای بیشتری می گذرن و با خودشون تنهایی ملال آوری رو میارن و بعد پیری تکیه زده به یک چوب زیر بغل لرزان لرزان می یاد و درست بعدش بدبختی و خرد شدن. دنیای خیالی تو تاریک میشه، رؤیاهات پوسیده میشن و مثل برگهای زرد می افتن. اوه ناستنکا، آیا تنها ماندن، تنهای تنها، بدون اینکه چیزی برای تأسف خوردن داشته باشی، دردناک نیست؟ چون هرچی که من از دست میدم، همه، چیزهائی هستن که یه روزی «هیچ» میشن، یه هیچ حرف احمقانه، هیچ چی به جز رؤیاها!» #تیکه_کتاب #شب های روشن #داستایفسکی @shaerrin

چای‌مان در استکان، کودکی‌مان در کوچهها، خوشی‌هایمان در سینه، عزیزانمان دردوردست، ولبخندهایمان در عکس‌ها جاماندند... #ناظم_حکمت @shaerrin

«هر شب به خودش می گفت فردا دیگر طاقتش تمام می شود. اما فردا که می آمد باز زندگی جریان داشت....»
امیلی و جست وجو؛ ال. ام مونتگمری.
@shaerrin

سری اول پلی لیست پاییز باز میزارم براتون منتظر باشید ایرانی هم میزارم البته>>>>

+5
Its Not so Bad Grailz Beni.mp35.42 MB

Phoebe-Bridgers-Scott-Street-128.mp34.73 MB

پاییز عزیزم لطفا زودتر به ملاقاتم بیا. @shaerrin
+7
پاییز عزیزم لطفا زودتر به ملاقاتم بیا. @shaerrin

پاییز عزیزم لطفا زودتر به ملاقاتم بیا. @shaerrin
+6
پاییز عزیزم لطفا زودتر به ملاقاتم بیا. @shaerrin

مرگ فراگیرتر از زندگی است؛ همه می میرند اما زندگی نصیب همه نمی شود. #آلبر_کامو @shaerrin

«گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست.» #ژوآن_هریس @shaerrin

رنج و شادی، گناه و بی‌گناهی، مانند دو دست‌اند که چنان در یکدیگر گره خورده‌اند که نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد. برای جدا کردنشان باید از گوشت و خون و استخوان عبور کرد. شاید انسان به همین دلیل است که نمی‌تواند خود را کاملاً بی‌گناه یا کاملاً گناهکار بداند؛ زیرا هرچه در او روشن است، سایه‌ای از تاریکی را نیز با خود دارد و هرچه در او تاریک است، هنوز چیزی از امکان نجات را در خود نگه داشته است.» #فرانتس_کافکا @shaerrin

«دوست دارم همه‌کس باشم؛ یک فرد معلول، یک مردِ در حال مرگ، یک روسپی، و بعد برگردم و دربارهٔ افکارم، احساساتم، از دیدگاه آن آدم بنویسم. اما من دانای کل نیستم. من باید زندگیِ خودم را زندگی کنم، و این تنها زندگی‌ای است که هرگز خواهم داشت. و تو نمی‌توانی به زندگیِ خودت با کنجکاویِ عینی و بی‌طرفانه نگاه کنی.» #سیلویا_پلات دفتر خاطرات کامل @shaerrin