es
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Ir al canal en Telegram
1 152
Suscriptores
-124 horas
+37 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
پاداش خیرخواهی برای دیگران 🔹 1. مژده به محبت خداوند: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾*همانا خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد. /البقرة: 195 🔸 2. همراهی خداوند: ﴿ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ﴾* بی‌گمان خدا (مرحمت و معونت و حفاظت و رعایت همه جانبه‌اش) همراه کسانی است که تقوا پیشه کنند و (با دوری از نواهی، خود را از خشم خدا به دور دارند، و با تمام نیرو و قدرت) با کسانی است که نیکوکار باشند و (با انجام اوامر الهی خویشتن را به الطاف ایزد نزدیک سازند)./النحل: 128 🔹 3. مشمول رحمت خداوند شدن: ﴿ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ﴾* بیگمان رحمت یزدان به نیکوکاران نزدیک است./الأعراف: 56 🔸 4. بدست آوردن احسان خداوند: ﴿ هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ﴾* آیا پاداش نیکی کردن جز نیکی دیدن خواهد بود؟/الرحمن: 60 🔹5. مشمول نصرت و یاری خداوند شدن: نبی رحمت فرمودند صلى الله عليه وعلی آله وسلم: خداوند در پی نصرت و کمک بنده اش ست تا زمانی که او در پی یاری رسانی به برادرش باشد./صحیح مسلم

🌹در کاروان دعوت! ✍️ترجمه: عبدالقاهر فقیری شایسته است بدانی که سمیه، یاسر، مصعب، أنس بن نضر، حمزه بن عبدالمطلب، عبدالله بن جحش، سعد بن ربیع و عمرو بن جموح هیچ نوع پیروزی و سر فرازی‌ای برای اسلام ندیدند. کشورگشایی‌های عمر و پیروزی‌های خالد را در نیافتند. آنان ربعی بن عامر را ندیدند که در برابر بزرگ‌ترین فرمانده‌ی سپاه ایران، به دینش افتخار و سربلندی می‌کرد. و نیز با هارون‌الرشید روبرو نشدند که خطاب به ابر می‌گفت: به هر جا می‌خواهی به بار، اما حاصل و خراجت به دولت من می‌رسد. آنان راه «اسلام» را آغاز کردند! و هنوز در پایان راه نرسیده و نتیجه تلاش و پیکارشان را ندیدند که مرگ به سراغ شان آمد و جام شهادت را سر کشیدند. (رضی‌الله‌عنهم‌اجمعین) آنان در هنگام ضعف و سختی، خسته‌گی کشیدند، تلاش و پیکار نمودند، شکنجه‌ها را به جان خریدند و صبر پیشه‌ی خویش کردند؛ چنان‌چه امروزه مسلمانان دچار سختی و ضعف‌اند و می‌بایست صبر پیشه کنند. مهم نیست که به پایان راه برسی و ثمره‌ی تلاشت را ببینی! مهم این است که در این راه روانه باشی! حتی اگر در اول و یا نیمه‌ی راه بمیری، باز هم زیان و ضرر نکرده‌ای؛ زیرا از جرگه‌ی کسانی می‌شوی که خداوند در وصف شان فرموده است: «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» (در میان مومنان مردانی هستند که با خدا راست بودند در پیمانی که با او بسته اند. برخی پیمان خود را بسر بردند "و شربت شهادت سرکشیدند" و برخی نیز در انتظار اند، آنان هیچ‌گونه تغییر و تبدیلی در پیمان خود نداده اند.) کار ما این است که در راه دعوت روانه باشیم و آرزوی پذیرفته شدن را از خداوند بخواهیم. هدف این نیست که نتیجه‌ی کارمان را ببینیم؛ بلکه هدف این است که در این راه جان خویش را قربان کنیم، خداوند خودش نگهدار دینش است. بایستی نیت خود را در هر کار و هر ساعت و هر لحظه تازه نماییم؛ زیرا نمی‌دانیم چه وقت رخت سفر بر می‌بندیم و طعم مرگ می‌چشیم! برادرم! اگر همسر فرعون منتظر می‌ماند تا قدرت شوهرش به پایان برسد، و یا حالش دگرگون شود، شایسته‌ی این دعا نمی‌گردید؛ «رب ابن لی عندک بیتا فی‌الجنة» (پروردگارا در نزد خودت، خانه‌ای در جنت برایم بساز.) و اگر آن مرد مومنی که از دودمان فرعون بود، صبر می‌کرد تا زمانه تغییر کند و گشایش از راه برسد، بعد به نبرد می پرداخت، هرگز لقب مردِ مومن خاندان فرعون را به خود اختصاص نمی‌داد. دوست من! تو برای زمانه‌ی خودت آفریده شدی، و سال‌های عمرت دیگر تکرار نمی‌شوند، این سال‌ها را به امروز و فردا کردن هدر مده و کارهایت را به حالات سیاه وا مگذار! بسان گذشتگانت راه سازنده‌گی را در پیش بگیر، و مانند آنان در هنگام سختی و آسانی مسؤولیت خویش را به خوبی انجام ده. انسان‌های سازنده و اصلاح‌گر به فکر اختیار زمان برای خویش نیستند؛ ولی در هر زمانی که قرار گیرند، خوب می‌دانند چگونه صفحات تاریخ را از آن خود کنند. دوست من! اگر تمام دنیا بر علیه تو بودند، عظمت و بزرگی‌ات را در نزد خداوند، خودت رقم بزن، و با کارهای بزرگ و شایسته، کاخ آخرتت را بساز. و بدان‌که خداوند در هر زمانی که تو را آفریده باشد، اسباب مناسب همان زمان را برایت فراهم می‌کند، ورنه تو را بر آن‌چه که قدرت نداشته باشی محاسبه نمی‌کند. دوست من! اینجاست که زندگی معنا می‌گیرد! و با انجام این کارهاست که می‌توانی هدف خلقتت را بر آورده نمایی! خدایا ما را به شکلی زیبا به سویت بخواه! بار خدایا اسلام و مسلمانان را عزت بده!

🔅گزارش همایش هفته‌وار اصلاح‌البیان همایش اصلاح‌البیان این هفته با گردانندگی سیداعظم طالب‌العلم صنف نهم و تلاوت متین‌الله طال
+9
🔅گزارش همایش هفته‌وار اصلاح‌البیان همایش اصلاح‌البیان این هفته با گردانندگی سیداعظم طالب‌العلم صنف نهم و تلاوت متین‌الله طالب‌العلم صنف ششم مدرسه آغاز گردید. سپس به‌ترتیب احمد فیصل نوری طالب‌العلم صنف هشتم، محمد آصف طالب‌العلم صنف ششم، عین الدین طالب‌العلم صنف پنجم، و عبدالصبور طالب‌العلم صنف هشتم در جایگاه قرار گرفته و پیرامون مطالب محوله‌ی شان به‌ایراد سخن پرداختند. در ادامه، برنامه با دکلمه‌شعر مصطفی عثمانی طالب‌العلم صنف هشتم و سرود طلاب صنف نهم، ادامه یافت. سرانجام، این همایش هفته‌‌وار که به هدف ارتقای سطح فرهنگی و رشد قوه‌ی بیان متعلمین مدرسه برگزار گردیده بود، بعد از سخنان رهنمودی استاد عبدالرحمن عزام مسؤول بخش فرهنگی مدرسه پیرامون چگونگی آمادگی برای سخنرانی و روش‌های ایراد سخن، و توزیع جوایز سخن‌وران موفق این هفته با نشر کلیپ و اجرای مسابقه، به پایان رسید. #همایش_اصلاح‌البیان #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اعطای جوایز حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم
+9
اعطای جوایز حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اعطای جوایز حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم
+9
اعطای جوایز حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اعطای جوایز حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم
+9
اعطای جوایز حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

گزارش همایش اعلان نمرات و اعطای جوایز امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی بخش تعلیمی مدرسه احیاءالعلوم هرات، ضمن همایشی با
+9
گزارش همایش اعلان نمرات و اعطای جوایز امتحان ربع اول سال تعلیمی ۱۴۰۱ خورشیدی بخش تعلیمی مدرسه احیاءالعلوم هرات، ضمن همایشی با حضور اساتید و متعلمین مدرسه، صبحگاه امروز چهارشنبه ۲۵ جوزای سال روان از متعلمین حایز مقام در امتحان ربع اول سال تعلیمی ۴۰۱ تقدیر به عمل آورد. برنامه با تلاوت قاری نصیراحمد ماهر طالب‌العلم صنف دهم مدرسه آغاز گردید. سپس استاد مفتی عبدالجلیل محمدی استاد و مسؤول دارالإفتای مدرسه در جایگاه قرار گرفته و ضمن ابراز تشکر و قدردانی از پرسونل، اساتید، متعلمین و بخش تعلیمی مدرسه که در عرصۀ تعلیم و تعلم تلاش می نمایند، در باب سعی و تلاش در راه تعلیم علم به ایراد سخن پرداختند. در فرجام بعد از اجرای سرود گروه سرود مدرسه، و اعلان نمرات و توزیع جوایز به حایزین مقام‌های اول، دوم و سوم این امتحان، برنامه با دعائیۀ استاد مولوی عبدالولی سلیم استاد مدرسه پایان یافت. #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Alefba99

ما بـرای ســـعادتی آفـــریــده شـده‌ایم، که عبارت از قرب به خداست. سعادتی‌که بەوسیله‌ی شناخت او و اطاعت از او، و روی آوردن به ســوی او حاصل می‌شود. (دکتور محمد راتب نابلسی) 💌 #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت شصت‌وپنجم) 🏷️بیرون شدن حجاز از سلطه‏ی عبدالله بن زبیر با عبور از وقایع گذشته، اینک جز عبدالله بن زبیر رضی الله عنه خلیفه‎ای که در مکه به سر می‏برد، دشمنی دیگر در مقابل خلیفه‏ی عباسی عبدالملک بن مروان وجود نداشت. عبدالملک برای جنگ با عبدالله، سپاهی به سرکردگی حجاج بن یوسف ثقفی به مکه فرستاد. حجاج مکه را در محاصره‏ی خویش قرار داد و آن را توسط منجنیق‏هایی که بر کوه‏های اطراف شهر نصب نموده بود، به گلوله بست؛ تا مردم را به طلب امان و گردن نهادن به طاعت عبدالملک، مجبور نماید. گلوله‏های منجنیق بر خانه‏ی خدا نیز اصابت نمود و در آن مردم بسیاری کشته شد. عبدالله بن زبیر رضی الله عنه به مدت پنج ماه در مقابل این ارتش مقاومت نمود؛ و با وجود آن‎که به شمول دو پسرش، افراد زیادی از سپاه وی به حجاج تسلیم گردیده بود، او تسلیم نشد و همواره به نبرد و مقاومت پرداخت تا این‎که در جمادی الاولی سال ۷۳ هجری برابر با ۶۹۲ میلادی به شهادت رسید. با به شهادت رسیدن عبدالله بن زبیر رضی الله عنه، اوضاع و امور به نفع عبدالملک بن مروان، آرام شد؛ درین زمان همه‏ی شهرها و مناطق اسلامی بدون منازعه در زیر فرمان او در آمدند. عبدالملک بن مروان از سرلشکر خویش حجاج تقدیر نمود و به پاداش فعالیت‏های وی، او را عهده‏دار و والی عراق نمود. حجاج مردی جدی و خشن و سخت‏گیر بود. او توانست در عراق، سایر قیام‏ها و فتنه‏ها را خاموش نموده و از بین ببرد. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

در کاروان دعوت! شایسته است بدانی که سمیه، یاسر، مصعب، أنس بن نضر، حمزه بن عبدالمطلب، عبدالله بن جحش، سعد بن ربیع و عمرو بن جموح هیچ نوع پیروزی و سر فرازی‌ای برای اسلام ندیدند. کشورگشایی‌های عمر و پیروزی‌های خالد را در نیافتند. آنان ربعی بن عامر را ندیدند که در برابر بزرگ‌ترین فرمانده‌ی سپاه ایران، به دینش افتخار و سربلندی می‌کرد. و نیز با هارون‌الرشید روبرو نشدند که خطاب به ابر می‌گفت: به هر جا می‌خواهی به بار، اما حاصل و خراجت به دولت من می‌رسد. آنان راه «اسلام» را آغاز کردند! و هنوز در پایان راه نرسیده و نتیجه تلاش و پیکارشان را ندیدند که مرگ به سراغ شان آمد و جام شهادت را سر کشیدند. (رضی‌الله‌عنهم‌اجمعین) آنان در هنگام ضعف و سختی، خسته‌گی کشیدند، تلاش و پیکار نمودند، شکنجه‌ها را به جان خریدند و صبر پیشه‌ی خویش کردند؛ چنان‌چه امروزه مسلمانان دچار سختی و ضعف‌اند و می‌بایست صبر پیشه کنند. مهم نیست که به پایان راه برسی و ثمره‌ی تلاشت را ببینی! مهم این است که در این راه روانه باشی! حتی اگر در اول و یا نیمه‌ی راه بمیری، باز هم زیان و ضرر نکرده‌ای؛ زیرا از جرگه‌ی کسانی می‌شوی که خداوند در وصف شان فرموده است: «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» (در میان مومنان مردانی هستند که با خدا راست بودند در پیمانی که با او بسته اند. برخی پیمان خود را بسر بردند "و شربت شهادت سرکشیدند" و برخی نیز در انتظار اند، آنان هیچ‌گونه تغییر و تبدیلی در پیمان خود نداده اند.) کار ما این است که در راه دعوت روانه باشیم و آرزوی پذیرفته شدن را از خداوند بخواهیم. هدف این نیست که نتیجه‌ی کارمان را ببینیم؛ بلکه هدف این است که در این راه جان خویش را قربان کنیم، خداوند خودش نگهدار دینش است. بایستی نیت خود را در هر کار و هر ساعت و هر لحظه تازه نماییم؛ زیرا نمی‌دانیم چه وقت رخت سفر بر می‌بندیم و طعم مرگ می‌چشیم! برادرم! اگر همسر فرعون منتظر می‌ماند تا قدرت شوهرش به پایان برسد، و یا حالش دگرگون شود، شایسته‌ی این دعا نمی‌گردید؛ «رب ابن لی عندک بیتا فی‌الجنة» (پروردگارا در نزد خودت، خانه‌ای در جنت برایم بساز.) و اگر آن مرد مومنی که از دودمان فرعون بود، صبر می‌کرد تا زمانه تغییر کند و گشایش از راه برسد، بعد به نبرد می پرداخت، هرگز لقب مردِ مومن خاندان فرعون را به خود اختصاص نمی‌داد. دوست من! تو برای زمانه‌ی خودت آفریده شدی، و سال‌های عمرت دیگر تکرار نمی‌شوند، این سال‌ها را به امروز و فردا کردن هدر مده و کارهایت را به حالات سیاه وا مگذار! بسان گذشتگانت راه سازنده‌گی را در پیش بگیر، و مانند آنان در هنگام سختی و آسانی مسؤولیت خویش را به خوبی انجام ده. انسان‌های سازنده و اصلاح‌گر به فکر اختیار زمان برای خویش نیستند؛ ولی در هر زمانی که قرار گیرند، خوب می‌دانند چگونه صفحات تاریخ را از آن خود کنند. دوست من! اگر تمام دنیا بر علیه تو بودند، عظمت و بزرگی‌ات را در نزد خداوند، خودت رقم بزن، و با کارهای بزرگ و شایسته، کاخ آخرتت را بساز. و بدان‌که خداوند در هر زمانی که تو را آفریده باشد، اسباب مناسب همان زمان را برایت فراهم می‌کند، ورنه تو را بر آن‌چه که قدرت نداشته باشی محاسبه نمی‌کند. دوست من! اینجاست که زندگی معنا می‌گیرد! و با انجام این کارهاست که می‌توانی هدف خلقتت را بر آورده نمایی! خدایا ما را به شکلی زیبا به سویت بخواه! بار خدایا اسلام و مسلمانان را عزت بده! ✍ترجمه: عبدالقاهر فقیری #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت شصت‌وچهارم) 🏷️عبدالملک بن مروان عبدالملک بن مروان در سال ۲۶ هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. او علم فقه را از علمای دین فراگرفت. وی حافظ قرآن‏کریم بود و در زمینه‏ی شعر و ادب نیز مهارت داشت. هنگامی‏که عبدالملک بن مروان بعد از وفات پدرش عهده‏دار خلافت گردید، برادرش عبدالعزیز به ولایت‏داری مصر مشغول بود. مصر در زمان او در امنیت و آرامش به سر برد و وی اصلاحات زیادی در آن به وجود آورد؛ از جمله مقیاس نیل را بنا نمود و مسجد جامع عمرو بن عاص را در شهر فسطاط توسعه داد و شهر حلوان را مرکز خویش قرار داد. در ابتدای امر، خلیفه عبدالملک بن مروان توجه و اهتمام خویش را به اصلاح امور داخلی مبذول داشت و با زیرکی و حکمت و خرد والای خود توانست فتنه‏ها و هرج و مرج‏های داخلی را از میان بردارد؛ گر چه درین باب در آغاز به مشکلات عدیده‎ای روبرو شد؛ اما به زودی بر آن‏ها فایق آمد و پایه‏های دولت را مستحکم نمود که به همین منظور به عنوان مؤسس دوم دولت اموی شناخته می‏شود. به زیر فرمان آوردن کوفه بعد از تنظیم امور شام و مصر، عبدالملک بن مروان فراغت یافت تا سپاهی تجهیز و برای بازپس‏گیری ولایت‎هایی‎که عبدالله بن زبیر رضی الله عنه بر آن‏ها حکم می‏راند، به سوی وی بفرستد، بربرهای آفریقا را رام نماید و قیام خوارج و علوی‏ها را در عراق خاموش کند. در آن زمان مختار بن ابی‎عبید ثقفی با افراد عبدالله بن زبیر رضی الله عنه در عراق بر سر قدرت، در جدال بود و هم در همین زمان در پی قاتلان حضرت حسین بن علی رضی الله عنهما و پیروان اموی‏ها بود، در ابتدای امر بر همه دشمنانش چیره شد؛ از جمله در جنگی به نزدیکی موصل در سال ۶۷ هجری بر سپاه اموی‏ها به قیادت عبدالله بن زیاد پیروز گردید که در آن نبرد عبدالله بن زیاد به دست ابراهیم بن اشتر نخعی که از قائدین مختار بود، کشته شد. عبدالله بن زیاد در زمان خلافت یزید والی کوفه بود و هنگامی‎که حضرت حسین بن علی رضی الله عنهما به شهادت رسید، او خود دستور داد تا سر حضرت حسین رضی الله عنه بریده شود، سپس سرش را برای یزید به دارالخلافه‏‌ی وی فرستاد. عبدالله بن زبیر رضی الله عنه بر از دست دادن قدرتش در کوفه، می‏‌ترسید؛ لذا سپاهی به رهبری برادرش مصعب بن زبیر به سوی کوفه فرستاد و در میانه‏ی راه بصره، مهلب بن ابی‎صفره نیز با او یک‎جا شد. سپاهیان مصعب و ارتش مختار در نزدیکی‏های کوفه با هم درگیر شدند که در نتیجه مختار شکست خورد و به داخل شهر پناه برد؛ مصعب او را دنبال کرد و همراه با تعدادی دیگر از سپاهیان‎اش او را کشتند. مدت‎زمانی اندک بعد از استقرار مصعب در کوفه، عبدالملک بن مروان خود در رأس سپاهی، از شام عازم عراق گردید. و بعد از پیروزی بر نیروهای مصعب بن زبیر که تسلیم وی نگردیده بودند، به شهر کوفه داخل شد. مصعب و فرزندش عیسی و ابراهیم اشتر و تعدادی دیگر از افرادش تا پای جان در مقابل سپاه عبدالملک بن مروان ایستادگی نمودند. بعد از کشته شدن مصعب بن زبیر، سلطه و حکومت عبدالله بن زبیر رضی الله عنه در کوفه پایان یافت. این واقعه در سال ۷۱ هجری روی داد و بعد از آن عبدالملک بن مروان از مردم کوفه بیعت گرفت. قائد مشهور مهلب بن ابی‎صفره به نیروهای عبدالملک بن مروان پیوست و خلیفه او را به جنگ با خوارج که اینک خطر شان بزرگ گردیده بود، فرستاد و وی نیز در چندین نبرد علیه خوارج، پیروز گردید. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مردی نزد عبدالله بن مبارک عطسه کرد و الحمد لله نگفت. ‏ عبدالله بن مبارک برایش فرمود: وقتی شخص عطسه می کند چه باید بگوید؟ آن شخص گفت: الحمد لله ‏عبدالله بن المبارك فرمود: يرحمك الله کسانیکه در مجلس حاضر بودند از ادب عبدالله بن مبارک تعجب کردند. ‏📚 (تاريخ بغداد) 388/11 #مدرسه_دینی_شهدای_غیبتان @shohadaghaibatan

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت شصت‌وسوم) 🏷️رقابت بر سرِ خلافت بعد از مرگ یزید در سال ۶۴ هجری برابر با ۶۳۸ میلادی، رقابت بر سر خلافت میان اموی‏ها و عبدالله بن زبیر رضی الله عنهما که توانسته بود مردم حجاز را با خود داشته باشد، به سختی گرایید. یزید بعد از خود پسرش معاویه را به‎جا گذاشت؛ وی جوانی پرهیزگار و دوستدار بنی‏هاشم بود. خلافتش بیش از چهل روز دوام نیاورد و وی مریض و خانه‏نشین گردید و کسی را بعد از خود نه از بنی امیه و نه دیگران، به عنوان ولی‏عهد انتخاب ننمود؛ بلکه امر خلافت را به شورای مسلمانان سپرد تا خود سرنوشت خویش را رقم زنند. معاویه بن یزید هم‎چنان در خانه ماند تا اینکه بعد از ده روز، چشم از جهان فروبست. بیعت اهل حجاز با عبدالله بن زبیر عبدالله بن زبیر رضی الله عنهما در خانواده‎ای با اصل و نسب به دنیا آمده بود. پدرش زبیر بن عوام رضی الله عنه از بزرگان صحابه و مادرش اسماء دختر ابوبکر صدیق بود. زبیر مردی پرهیزگار، عالم و شجاع بود. همگان به عبدالله بن زبیر رضی الله عنه محبت ورزیده و به او گرایش داشتند و بعد از مرگ یزید، اهل حجاز با او بیعت کردند. نفوذ و قدرت عبدالله بن زبیر رضی الله عنه افزایش یافت. جز شام، دیگر مناطق عراق و مصر و یمن و فارس نیز با او بیعت نمودند؛ در شام نیز عبدالله اتباع و انصاری داشت که او را تایید می‏کردند. وی نیز جهت انجام بیعت، علاقمند سفر به شام بود؛ اما می‏ترسید مبادا با این سفر خویش نتواند به بیعت همگانی دست یابد و در عوض، ممکن با افراد مسلحی از جانب اموی‏ها روبرو گردد؛ لذا در حجاز ماند و آن را به عنوان مرکز خلافت خویش برگزید. خلافت عبدالله بن زبیر رضی الله عنه که از سال ۶۴ آغاز گردیده بود، تا سال ۷۳ هجری و به مدت نه سال ادامه یافت. بیعت اهل شام با مروان بن حکم هم‎زمان با بیعت اهل حجاز با عبدالله بن زبیر رضی الله عنه اموی‏ها فرصت عدم حضور وی را به شام، غنیمت شمردند و در سال ۶۴ هجری برابر با ۶۸۴ میلادی اطراف مروان بن حکم گرد آمدند و وی را به عنوان خلیفه برگزیدند. مروان بن حکم با قحطانی‏های اردن و حوران که از زمره‏ی موالی و هم‏پیمانان اموی‏ها شمرده می‏شدند، متفق شد و از ایشان سپاهی شش هزار نفری آماده نمود و به نبرد یاران عبدالله بن زبیر رضی الله عنه که تحت قیادت ضحاک بن قیس فهری قرار داشتند، فرستاد. دو سپاه در منطقه‏ی مرج راهط در شرق دمشق با هم در آمیخته و پیکار نمودند. پیروزی این نبرد که بیست روز ادامه یافت، از آنِ مروان و سپاهیانش بود. با شکست طرفداران عبدالله بن زبیر رضی الله عنه [به قیادت ضحاک که خود نیز در این نبرد کشته شد] جایگاه مروان در شام تثبیت شد و این خطه در حیطه‏ی حکومت وی قرار گرفت. سپس مروان سپاهی آماده نمود و مصر را از سلطه‏ی عبدالله بن زبیر رضی الله عنه بیرون کرد و والی وی عبدالرحمن بن حجدم را از مقامش عزل نمود. مروان بن حکم با این کارکردهای خویش توانست هیبت و نفوذ اموی‏ها را دوباره در مصر و شام برای شان باز گرداند. و هنگام نزدیکی مرگ، فرزندانش عبدالملک و عبدالعزیز را به عنوان ولی‏عهد تعیین نمود و از مردم برای‎شان بیعت گرفت تا به ترتیب عبدالملک و سپس عبدالعزیز به عنوان خلیفه به امور خلافت بپردازند. مروان بن حکم با گذشت چند روز از وصیتش، در سال ۶۵ هجری برابر با ۶۸۵ میلادی در دمشق بدرود حیات گفت. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

پیام اصلاح مهم‌ترین عامل تقوا، ایمان به حضور خداوند و یقین به آگاهی خداوند متعال و باور به احاطه‌ی او به گفتار و کردار ماست. 💌 #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

از صفحه ریاست حج و اوقاف: از تمام ائمه بزرگوار تقاضا مندیم که حاجی صاحب هایی که امسال به حج می‌روند را خبر کنند که از امروز جمعه ازساعت هشت بجه تعلیم مسائل حج درداخل مسجدجامع پارک بغل ریاست حج واوقاف شروع می‌شود علاقمندان وحاجی صاحبان اشتراک نمایند

عمل‌كرد یک تاجر مسلمان در پیوند به عمل‌کرد نامسلمانان هند علی حسان الجمل تاجر مسلمان یمنی در صفحه‌اش از واکنش خود در برابر عم
عمل‌كرد یک تاجر مسلمان در پیوند به عمل‌کرد نامسلمانان هند علی حسان الجمل تاجر مسلمان یمنی در صفحه‌اش از واکنش خود در برابر عمل برخی نامسلمانان هندو نوشت: اقامۀ همه كارگران هندي غير مسلمان را كه نزدم كار مي‌كردند لغو نمودم؛ حقوق شان را پرداختم و همه آنان را با تهیه نمودن تكت‌هاي يك طرفه واپس به هند فرستادم. از اين پس تمام داد و ستد با كمپني هاي هندی و خريد اجناس هندی را متوقف مي‌نمایم و اين عمل، ضعيف ترين درجۀ ايمان است! سر و جان ما فدایت یا رسول الله @YAK_SADA

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت شصت‌ودوم) 🏷️تجاوز بر مدینه و محاصره‏‌ی مکه کشتار و قتل عام کربلا، موجی از نارضایتی و خشم و اندوه و حس انتقام‏‌جویی را در تمامی ولایت‏های اسلامی علیه یزید برانگیخت. و این زد و بندها بر جایگاه و نفوذ وی تاثیر گذاشت؛ خاصتا در حجاز که گروهی از مردم بعد از مرگ پدرش حضرت معاویه رضی الله عنه با او بیعت ننموده بودند. یزید تلاش نمود تا رضایت مردم مدینه را به دست آورد؛ به همین منظور برای والی خویش در مدینه، نامه‎ای فرستاد و در آن از او خواست تا وفد وگروهی از بزرگان و آبرومندان منطقه را گرد آورده و نزد وی به مقر دارالخلافه بفرستد. والی مدینه گروهی از مردم را به ریاست عبدالله بن حنظله رضی الله عنه برای دیدار با خلیفه، به دمشق فرستاد؛ اما ایشان نسبت به برخورد و عمل‏کردی که از یزید دیدند، نارضایتمندانه به مدینه برگشتند. اهل مدینه در مقابل دستگاه خلافت قیام نمودند و خلع و سبک‏دوشی یزید را اعلان و کارگزار وی را از مدینه بیرون کردند. یزید در پی این عمل، سپاهی متشکل از ده هزار نفر به قیادت مسلم بن عقبه مرّی به سوی ایشان فرستاد و سپاه به مدینه آمده و آن را از ناحیه‏‌ی حرّه محاصره نمود و برای مردم سه روز مهلت داد تا دوباره به اطاعت خلیفه در آیند؛ مردم این امر را نپذیرفتند و محاصره‏‌ی مدینه را توهینی برای شهر پیامبر صلی الله علیه و سلم دانستند. ارتش یزید بر مدینه و مردم‎اش که به مردانگی از شهر دفاع می‏‌نمودند، یورش برد و در نتیجه توانست با از پای در آوردن جوانان برومند و رهبران بزرگ‏مرد شان، شهر را به تصرف خویش در آورده و مردم را با استفاده از زور، به زیر فرمان خویش آورد. سپس مسلم بن عقبه شهر مدینه را به مدت سه روز به اختیار لشکریان خویش گذاشت تا در خلال آن هر کاری خواستند، از انجام آن دست باز نگیرند؛ لذا ایشان نیز به تبهکاری و چور و چپاول اموال و قتل خون و کشتار و فساد دست یازیدند. این روی‎داد که در سال ۶۳ هجری برابر با ۶۸۳ میلادی رخ داده بود، به «واقعه‏‌ی حرّه» در تاریخ معروف گردیده است. بعد از انجام تخریب مدینه توسط سپاه اموی‏ها، جهت خاموش نمودن قیام عبدالله بن زبیر رضی الله عنه به مکه رفتند. عبدالله بن زبیر رضی الله عنه خود بعد از شهادت حضرت حسین رضی الله عنه در کربلا، ادعای خلافت نموده بود. قائد ارتش یزید در میانه‏ی راه مکه مرد و به‎جای او، حصین بن نمیر به عنوان رهبر سپاه گماشته شد. ایشان به مسیر خویش ادامه دادند تا به مکه رسیدند. شهر را به منجنیق بستند و گلوله‏‌های منجنیق به خانه‏ی کعبه اصابت نمود و کعبه آتش گرفت و قسمت بزرگی از آن تخریب گردید. عبدالله بن زبیر رضی الله عنه و اهل مکه از شهر دفاع و در مقابل سپاه اموی‏ها ایستادگی کردند. در همین اثنا یزید وفات کرد. هنگامی‎که خبر مرگ یزید به حصین بن نمیر رسید، با گذشت #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

مختصری از تاریخ اسلام (قسمت شصت‌ویکم) 🏷️خلافت یزید فرزند حضرت معاویه رضی الله عنه بعد از وفات حضرت معاویه رضی‌الله عنه، از جانب مسلمانان با یزید بیعت صورت گرفت؛ مگر تعدادی از شخصیت‏های حجاز به شمول فرزندان صحابه و خلفای راشدین و تعدادی دیگر، از بیعت با یزید، ابا ورزیدند. هنگامی‏که یزید از عدم بیعت ایشان مبنی بر خلافت خویش اطلاع حاصل نمود، به ولید بن عتبه کارگزار خویش در مدینه دستور داد تا هر طور شده از این افراد برای خلافت وی بیعت بگیرد؛ و او توانست از عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر رضی الله عنهم درین باب بیعت بگیرد؛ اما عبدالله بن زبیر رضی الله عنه این درخواست را رد نموده و به سوی مکه رفت. هم‌چنان حضرت حسین رضی الله عنه نیز بیعت یزید را نپذیرفت و برای والی وی گفت: «کسانی مثل من، به شکل مخفیانه و پوشیده بیعت نمی‏کنند؛ هرگاه تو به سوی مردم رفته و آنان و ما را به بیعت با یزید فراخواندی، یک‎جا این امر انجام خواهد شد، سپس مدینه را به قصد مکه ترک نمود و راهی دیار مکه گردید. فاجعه‏ی کربلا و سرانجام آن برای حضرت حسین رضی الله عنه از جانب شیعیان عراق، نامه‏هایی رسید که با اصرار از ایشان خواسته بودند تا جهت انجام بیعت، به عراق بروند؛ لذا حضرت حسین رضی الله عنه با معیت اهل بیت خویش در رأس افراد اندکی از پیروانش که شمار شان از هشتاد مرد تجاوز نمی‏نمود، راهی عراق شد. هنگامی‏که به کربلا رسید، سپاهی به سرکردگی عمر بن سعد که توسط عبیدالله بن زیاد والی یزید بر کوفه فرستاده شده بود، جلو حرکتش را گرفت و حضرت حسین رضی الله عنه و هم‌راهانش را به سختی در محاصره قرار داد و ایشان را از رسیدن به آب و پر نمودن مشک و ظروف برای قافله، باز داشت. درین هنگام حضرت حسین رضی الله عنه از عمر بن سعد خواست تا جهت حفظ خون مسلمانان با یکی از شرایط پیشنهادی وی موافقت نماید؛ او را اجازه دهد تا برای جهاد در راه خدا و مقابله با کفار به مرزهای شرقی مملکت اسلامی برود، یا این‎که برای وی اجازه‏ی بازگشت به مدینه داده شود، و یا هم او را اجازه دهند نزد یزید برود. عمر بن سعد هر سه پیشنهاد را رد نمود و سوارکاران خویش را که چهار هزار جنگجو بودند، دستور داد تا اردوگاه و خیمه‏های شان را بر چینند. حضرت حسین رضی الله عنه و هم‌راهانش هم سلحشورانه تا پای جان و سرکشیدنِ جرعه‏ی ناب جام شهادت، مبارزه نمودند؛ همه به شهادت رسیدند و جز زنان و طفل خردسالی به نام علی بن حسین زین العابدین، کسی از ایشان باقی نماند. از زمره‏ی کشته‏شدگان، شانزده مرد از اهل بیت حضرت حسین رضی الله عنه و شصت و چهار مرد از یارانش بود. سر حضرت حسین رضی الله عنه را بریدند و به نزد یزید در دمشق بردند، یزید دستور داد تا سر به زینب خواهر حسین تسلیم داده شود؛ و سپس همراه با جسد وی در کربلا به خاک سپرده شد. این واقعه را واقعه‏ی کربلا نامیدند؛ به‎راستی این روی‎داد، کرب (اندوه و مشکل) و بلایی (مصیبت) بود. حادثه‏ی کربلا در دهم ماه محرم سال ۶۱ هجری برابر با ۶۸۰ میلادی رخ داد. #مختصر_تاریخ_اسلام #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

پیام اصلاح بدون اخلاص و للهیت، تمام تلاش‌ها و فعالیت‌ها بی‌فایده هستند. (مفتی‌قاسم‌قاسمی) 💌 #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa