es
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Ir al canal en Telegram
1 150
Suscriptores
-224 horas
-117 días
-1630 días
Archivo de publicaciones
حقیقت همان است که دشمنان به آن شهادت می دهند آلون میزراحی، فوتبالیست اسرائیلی تحت عنوان « حماس پیروز شد» نوشت: آنچه در این لحظه تعیین کننده به طور فزاینده ای آشکار است این است که حماس، یک جنبش کوچک فلسطینی، نه تنها اسرائیل را شکست داده است، بلکه کل غرب را نیز شکست داده است. حماس هم از نظر نظامی و هم از نظر رسانه ای نیز پیروز شد. جنبش توانست از تیزهوشی خود به خوانش ذهنیت اسراییلی به طرز شگفت انگیزی بهره ببرد و از هر آنچه که در اختیار داشت با کارآمدی فراوان استفاده کرد. جماس توانست قلب و توجه مردم سراسر جهان را به نفع آرمان فلسطین جلب کند و به دست آورد. حماس نه از بین رفت و نه متلاشی شد و تقریباً همه ی اسرایی را که 6 ماه پیش دستگیر نمود ، نگه داشت و تسلیم هیچ فشاری نشد مقاومتش در یک بخش کوچک و محاصره شده که مدام بمباران می شود و تلی از خاک شده است ، مؤثر و کشنده باقی ماند. آینده به نبردهای شش ماه گذشته به عنوان یکی از درخشان ترین نبردهای تاریخ نظامی نگاه خواهد کرد. و باور این واقعیت بسیار سخت است. اسرائیل از طریق این جنگ به این شکل و بدون فکر و احساس، حماس را به اسطوره مقاومت تبدیل کرد که در تمام اعصار در حافظه جهانیان زنده خواهد ماند. هیچ کس باور نمی کرد که اعضای حماس توانایی دستیابی به این هدف را داشته باشند، اما آنها موفق شدند و تاریخ را برای همیشه تغییر دادند. مسئله فلسطین دیگر هرگز در خفا باقی نخواهد ماند . به تحقیق حماس پیروز شد.» از کانال د. وصفی ابوزید ترجمه : جمال سبحانی

♦️پاسخ به چند سوال شرعی 🔸خواهری پرسیده‌اند: اگر زن ها به مژه های شان رمل میزنند وضد آب است در وقت وضوء گرفتن آن مواد از سر مژه ها پاک نشود وضوء درست است؟ وسوال بعدی: زنی در ایام حیض میتواند به کتاب های حدیث دست بزند؟ وسوال بعدی: روزه شش روز شوال باید حتما بعد از ادای قرضی گرفته شود؟ وهمچنین آیا کسی نیت قرضی ونفل شش روز شوال را میتواند باهم جمع کرده وشش روز شوال را که میگیرد هم قرضی ادا شود هم ثواب نفل. 🔸الجواب: ۱-رمل، اگر جرم داشته و مانع رسیدن آب شود وضو درست نمی شود و اگر مانع وصول آب نشود برای وضو اشکالی ندارد. ۲-دست زدن یک خانم در عادت ماهوار تنها به قرآن کریمی که بدن پوش باشد ناروا است، به کتب حدیث و یا سایر کتابها اشکالی ندارد. ۳-در نیت، نمی‌توان بین روزه نفل و قضایی که فرض است جمع نمود و آن، تنها از قضایی درست می‌شود. ۳-کسی‌که نگران است روزه‌های قضایی را شاید در آینده نتواند قضا آورد بهتر است در این ماه بجای شش روز شوال، قضائی‌اش را بگیرد و اشکالی ندارد آن شش روز را در بقیه سال بگیرد، و اگر نگران نیست، اشکالی ندارد، نفل را الآن بگیرد و قضایی را در آینده. ✍ضیاءاحمد فاضلی

Repost from امروز...
ادهم شرقاوی: جایت را رها مکن؛ اگر چه جز تو بر تپهٔ تیراندازان کسی نباشد؛ اگر دیگران متوقف شدند، تو متوقف مشو و ادامه بده؛ اگر
ادهم شرقاوی:
جایت را رها مکن؛ اگر چه جز تو بر تپهٔ تیراندازان کسی نباشد؛ اگر دیگران متوقف شدند، تو متوقف مشو و ادامه بده؛ اگر دیگران سست شدند، تو سست مشو و با جدیت به پیش برو؛ طوری از اهل غزه بنویس که گویا این فقط تو هستی که از آنان می‌نویسی و مظلومیت‌شان را مستندسازی می‌کنی؛ بر آنان طوری گریه کن گویا اگر تو بر آنان اشک نریزی، هرگز کسی برای آنان عزادار نخواهد بود؛ عذر و تلاشت را به حد وسع و اندازهٔ استطاعت خویش به خداوند آشکار کن؛ چون هر کسی که به اندازهٔ توان خویش درین زمینه نمی‌کوشد، در حقیقت پشت‌شان را خالی کرده است.
اللهم انصر #نکته‌های_ناب @Dasetane_man

📌هشت دلیل تاخیر پیروزی امتِ اسلامی #بخش_اول: 1️⃣ گاهی پیروزی به تاخیر می‌افتد؛ زیرا هنوز بنیان‌ها و ساختارهای ایمانی امت اسلامی به پختگی لازم نرسیده است و هنوز نیاز به پرورش بیشتر داشته و ضرور است، تا تمام تلاش و نیرویش را گِرد آوَرَد و شکاف‌های ساختاری و ظاهری‌اش را درمان نماید؛ زیرا بدون رسیدن به پختگی ژرف و مُمتد، اگر به پیروزی دست یافت، خیلی زود پیروزی را از دست می‌دهد و شکستی عمیق‌تر بدو وارد می‌آید. 2️⃣ گاهی پیروزی به تاخیر می‌افتد؛ زیرا هنوز امت اسلامی تمام داشته‌ها و نیرومندی‌هایش را در راه پیروزی و آزادی به‌خرج نداده است، می‌بایست هر آنچه از ارزان و گران، کوچک و درشت، سبک و سنگین در دست دارد، در مسیر پیروزی تقدیم نماید. شاید هنوز برخی از اهل حق، از مال‌شان چیزی ایثار نکرده‌اند و شاید گروهی هنوز تمام تلاش‌شان را به‌خرج نداده‌اند و شاید هنوز بخشی از امت اسلامی، کل توان خویش را در راه الله نگذاشته‌اند، ضرورت است، تا همه‌ی این موارد انجام شود و سپس پیروزی به تحقق بنشیند. 3️⃣ گاهی روند پیروزی با آنکه امت اسلامی تمام سازوبرگ و نیرویِ خویش را بکار می‌بندد، به تاخیر می‌افتد؛ چرا؟ تا با گوشت و استخوانش درک که این سازوبرگ‌های نظامی بدون یاری و کمک خداوند هیچ پیروزیِ را رقم نمی‌زند؛ چون پیروزی زمانی از جانب خداوند فرا می‌رسد، که مومنان تمام تلاش‌شان را در راه آن انجام دهند و سپس نتیجه را به خداوند واگذار نمایند. 4️⃣ گاهی پیروز به تاخیر می‌افتد؛ تا امت اسلامی پیوندش را با خداوند محکم و استوار نماید، و در اوج خستگی‌ها، دردها، ایثارها، و ازخودگذری‌ها، جز خداوند هیچ کسی را یاریگر و درمان‌گر نداند. در نابسامانی‌ها، پراکندگی‌ها و چالش‌ها فقط نگاهش به او باشد. این پیوندِ استوار و عمیق، نخستین پشتوانه‌ی محکمی است تا بعد از پیروزی نلغزد و راه کج نکند و از حقی که خداوند به سبب آن، او را به پیروزی رسانده است، منحرف نگردد. ✍️نوشته: شهید سید قطب 📝ترجمه: عبدالقاهر فقیری، فارغ مدرسه‌ی احیاءالعلوم هرات @foroqh_Andishah

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from امروز...
از میان مجموعه کتبی که طی ده سال خوانده‌ایم، در خلال چند یادداشت در کانال، بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب مهم و مفید را در زمینه‌های م
از میان مجموعه کتبی که طی ده سال خوانده‌ایم، در خلال چند یادداشت در کانال، بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب مهم و مفید را در زمینه‌های مختلف به همراهان معرفی کردیم. اینک و در این فرسته به عنوان ختام مسکی بر این یادداشت‌ها، آمدیم همه را دسته‌گلی کنیم و تقدیم‌تان داریم تا آسان‌تر به این سلسله دسترسی داشته باشید. برای مرور هر بخش، روی عنوان آن کلیک کرده لیست کتاب‌های مندرج آن را ببینید و برای خوانش برگزینید؛ همچنان ما مستعد و آماده‌ایم تا در مورد هر عرصه و هر کتاب، به اندازهٔ توان و حد استطاعت، گفتگو کرده و راهنما باشیم! «دعوت، فکر، بیداری و اندیشۀ اسلامی»، «تاریخ، سیرت و زندگی»، «تربیت، تزکیه و عرفان»، «مهارت و آیین زندگی» و «ادبیات نویسندگی و داستانی» 📩برای ارتباط با ما، روی کلمهٔ «پیام‌خانهٔ‌ما» کلیک کنید و پیام‌تان را بگذارید! #روزنوشت #داستان_من #یادداشت_های_آزاد @Dasetane_man

بیست‌وچهارم اپریل در چنین روزی از سال ۸۱۴ میلادی، «وکیع بن جراح رحمه‌الله» دیده از دنیا فروبست. وکیع بن جراح رحمه‌الله از فقهای بزرگ زمان خویش بود. ایشان حافظ، زاهد و پرهیزگار بوده و از محضر امام مالک بن انس، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه و امام اوزاعی رحمهم‌الله علم و دانش فراگرفت و هم‌چنان دانش‌آموزان زیادی از جمله امام شافعی، امام احمد بن حنبل، اسحاق بن راهویه و عبدالله بن مبارک رحمهم‌الله از نزد وی کسب فیض نمودند. امام ذهبی رحمه‌الله در سیر أعلام‌النبلاء به نقل از علی بن خشرم رحمه‌الله می‌گوید:
وکیع را در حالی دیدم که هیچ کتابی به دست نداشت؛ اما بیشتر از ما حفظ داشت و چیزهایی به خاطر می‌سپرد که ما حفظ نمی‌کردیم. این امر مایۀ شگفتی‌ام شد و از وی پرسیدم: شما نه کتابی به دست دارید و نه خطی به کاغذ می‌کشید؛ اما بیشتر از ما حفظ دارید. وکیع سرش را کنار گوشم آورد و آهسته گفت: ای علی! اگر تو را به دوای غفلت و فراموشی رهنمایی کنم، آن را انجام خواهی داد؟! گفتم: بله؛ حتما! گفت: سرّ این امر، ترک معاصی است. به خدا سوگند من برای حفظ، دوایی بهتر و پرسودتر از ترک معاصی ندیده‌ام.
به نظر می‌رسد این توصیۀ وکیع به همۀ شاگردان و دانش‌آموزانی بوده است که دچار فراموشی بوده‌اند؛ اما در این میان امام شافعی رحمه‌الله این توصیۀ استادش را در قالب شعری جاودانه ساخت؛ آن‌جا که سرود:
شَكَوتُ إلى وكيعٍ سُوءَ حِفظي فأرشَدَني إلى تركِ المَعاصي وَ أخبَرَنِی بأنَّ العِلمَ نُور وَ نُورُاللهِ لا یُهدی لعاصی
یعنی:
(از فراموشی و سوء حافظه به وکیع شکایت کردم، مرا به ترک گناه رهنمایی فرمود و گفت: علم، نور است و نور خداوند به اشخاص گناهکار داده نمی‌شود.)
چه راست و درست فرموده است وکیع رحمه‌الله! به خدا سوگند هیچ چیزی همانند طاعت و بندگی موجب رزق و حفظ و سعادت نمی‌شود؛ هم‌چنان هیچ چیزی هم همانند گناه و معصیت مایۀ اندوه و پریشانی و فراموشی نیست. پروردگارمان راست و درست فرموده آن‌جا که در قرآن‌کریم می‌فرماید:
{وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ}
یعنی:
«اگر مردمان این شهرها و آبادی‌ها (به خدا و انبیاء) ایمان می‌آوردند و (از کفر و معاصی) پرهیز می‌کردند، (درگاه خیرات و) برکات آسمان و زمین را بر روی آنان می‌گشودیم (و از بلایا و آفات به دورشان می‌داشتیم).» [اعراف: ۹۶]
سخن صریحی است که هیچ چیز بسان ایمان و تقوا، مایۀ برکت و هیچ چیز مانند کفر و معصیت مایۀ بی‌برکتی نیست. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

زمانی که انقلاب یمن علیه علی عبدالله صالح در سال 2011م. آغاز شد، الزندانی از جوانان انقلابی حمایت کرد و از منبر "میدان تغییر" اعلام کرد که تحصن‌ها نوعی امر به معروف و نهی از منکر است. وی از دست‌گاه‌های امنیتی خواست تا از معترضان محافظت کنند و نیز معترضان را به تظاهرات آرام دعوت کرد. پس از اشغال شهر صنعا، در 20 مارس 2015م. شبه نظامیان حوثی به خانه الزندانی حمله کردند و دو تن از نگهبانان وی را دستگیر کردند. آثار و تألیفات شیخ عبدالمجید زندانی کتابخانۀ عربی و اسلامی را با آثار فراوانی غنا بخشید و نوارها و سخنرانی‌های زیادی داشت که در آن به جزئیات اعجاز علمی قرآن کریم پرداخت. کتاب‌های: تأصيل الإعجاز العلمي، علم الإيمان، طريق الإيمان، نحو الإيمان، التوحيد و البينة العلمية في القرآن الكريم، از برجسته‌ترین آثار او هستند. وفات شیخ عبدالمجید زندانی روز دوشنبه 22 آوریل 2024م. در بیمارستانی در استانبول، در سن 82 سالگی درگذشت. گردآوری و ترجمه: عبدالناصر امینی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

معرفی شیخ عبدالمجید زندانی عالم نستوه روز (دوشنبه ۱۴۰۳/۲/۳ مطابق با ۱۴۴۵/۱۰/۱۳) امت اسلامی یکی از بزرگ‌ترین علما و دانشمندان خود، شیخ عبدالمجید الزندانی را از دست داد. رحلت این عالم بزگوار، سیاست‌مدار، مجاهد و دعوتگر نستوه، ضایعۀ بزرگی برای جهان اسلام است. خداوند متعال وی را بیامرزد و در بهشت برین، با صالحان و شهدا محشور دارد. در ذیل، مطالبی دربارۀ شخصیت، خدمات و آثار ایشان خدمت شما تقدیم می‌گردد: تولد و تربیت شیخ عبدالمجید بن عزیز الزندانی، در سال 1942م. در قریۀ "الظهبی" از توابع ولسوالی "الشعر" ولایت "اِب" - یکی از ولایت‌های جمهوری یمن - به دنیا آمد. اما ایشان اصالتاً اهل "زندان" از نواحی محلۀ "ارهاب" در ولایت صنعا بود. آموزش و پرورش شیخ زندانی تحصيلات اوليۀ خود را در آموزشگاه‌ها و مکاتب زادگاهش کسب کرد. سپس برای تحصيل مدارج عالی‌تر به "عدن" رفت و نیز برای تحصيل در دانشكدۀ داروسازی، به مصر سفر کرد و دو سال در آن‌جا تحصيل نمود. سپس به دليل علاقه به علوم شرعی، دانشکدۀ داروسازی را رها كرده و جهت فراگیری علوم شرعی، به دانشگاه مشهور الأزهر پیوست و توانست با برجسته‌ترین علمای "الازهر الشریف" ملاقات نموده و از محضرشان کسب فیض نماید. سپس شیخ زندانی مدتی به عربستان سعودی رفت و در مقطع کارشناسی ارشد علوم اسلامی، از عالمان برجسته‌ای همچون شیخ عبدالله بن باز و شیخ محمد بن صالح العثیمین بهره گرفت و بعدها دکترای خود را از دانشگاه اسلامی "ام‌درمان" سودان به‌دست آورد. وی با مطالعات عمیق و پژوهش‌هایی که در علوم اسلامی داشت، توانست در زمینۀ اعجاز علمی قرآن‌کریم در پرتو زندگی معاصر، مهارت خاصی کسب نماید و این موضوع به یکی از مشغله‌های علمی وی تبدیل شد. وظایف و مسئولیت‌ها شیخ زندانی مدتی که در عربستان اقامت داشت، به تدریس پرداخت و پس از بازگشت به یمن، مشاغل و مسئولیت‌های مختلفی از جمله مدیریت مؤسسه علمی "النور" و تدریس در برخی مؤسسات آموزشی را به عهده گرفت. پس از برکناری عبدالرحمن الاریانی از ریاست جمهوری یمن در سال 1967م. توسط جنبش 5 نوامبر، شیخ زندانی به صنعا بازگشت و مدیریت امور علمی وزارت معارف را به عهده گرفت و سپس در سال 1354ه.ق. به ریاست اداره دعوت و ارشاد پیوست. تجربۀ فکری اعجاز علمیِ قرآن‌کریم و سنت پیامبر اسلام، از مهم‌ترین دغدغه‌های علمی و فکری شیخ عبدالمجید زندانی بود و او را به یکی از برجسته‌ترین علمای معاصر در این حوزه تبدیل کرد. وی همچون سایر علمای اعجاز، به اثبات تقدم اکتشافات علمیِ قرآن در بسیاری از زمینه‌ها مانند پزشکی، آفرینش انسان و زمین‌شناسی می‌پرداخت. در سال 2004م. اعلام شد که وی با مخلوط عصارۀ گیاهان، دارویی برای HIV کشف کرده است که به گفتۀ او بر روی سایر ویروس‌ها و برخی از سلول‌های سرطانی نیز تأثیر دارد. همچنان شیخ زندانی در تأسیس مؤسسۀ بین‌المللی اعجاز علمیِ قرآن و سنت در عربستان سعودی مشارکت داشت و آن را رهبری کرد. اما اختلاف او با دولت عربستان، منجر به بازگشت او به یمن شد. فعالیت‌های سیاسی شیخ عبدالمجید زندانی یکی از نمادهای نهضت اسلامی به شمار می‌آید. وی حین اقامتش در مصر، از جنبش بین‌المللی "اخوان المسلمین" متأثر شده و همواره با آن‌ها ارتباط داشت که منجر به دستگیری وی توسط مقامات مصری و اخراج وی از کشور مصر شد. وی با تلاش فراوان و همسویی با فعالان سیاسیِ مسلمان همانند شیخ عبدالله احمد، موفق شد بندی به قانون اساسی یمن اضافه کند که در آن شریعت اسلامی منبع همه قوانین است. شیخ زندانی در کارزارهای حفاظت از انقلاب یمن در سال 1962م. مشارکت داشت و در طول کار خود در وزارت معارف، با آوردن تعدادی از متفکران ارشد عرب و مسلمان به یمن، برای ایجاد تعاملات فکری گسترده تلاش کرد. او همچنان از جهاد مردم مسلمان افغانستان، علیه نیروهای روسیه در دهه 1980م. حمایت کرد. در سال 2004م. ایالات متحده او را در شمار افراد تحت تعقیب سرویس‌های امنیتی خود معرفی کرده و به حمایت از آنچه "تروریسم" می‌نامید متهم کرد. در بیانیۀ دولت وقت ایالات متحده آمده بود که شیخ زندانی "پدر معنوی" اسامه بن لادن، رهبر القاعده است. همچنان او را به تأمین مالی گروه‌های تروریستی متهم کرد و در سال 2011م. از دولت یمن خواست تا او را دستگیر کند. اما شیخ زندانی این اتهامات را رد کرده و از دولت آمریکا خواست که مدارک خود را به قوۀ قضائیه یمن ارائه دهد. شیخ زندانی در سال 2006م. از کاندیداتوری علی عبدالله صالح در انتخابات ریاست جمهوری یمن، علیه فیصل بن شملان کاندیدای مجلس شورای حزب "التجمع الوطني" حمایت کرد.

به‌مناسبت روز کتاب بارقه‏‌ی امید مایه‏‌ی امید و در خور بشارت است اینک که موج بیداری امت اسلام دوباره به تلاطم در آمده و نسیم فهم و فکر و اندیشه دوباره وزیدن گرفته است؛ و این امت باری دیگر برای نجات بشریت از غرقابه‏‌ی زندگی جاهلانه، عَلَمِ دانشوری بلند نموده و از هر نقطه و مکانی در پی رهایی از اوضاع آشفته‌‏ی کنونی به میدان‏‌های فکر و اندیشه و... روی آورده‌اند. و یگانه راه به‌روزی و پیروزی شان که همانا در آمدن بر قله‏‌های سعادتمندانه‏‌ی زندگی سرفراز، در برگ‌‏ها و ورق‏های پر عظمت کتاب نهفته است، در پیش گرفته اند. لذا بر ماست که باجدیت بیشتر و تلاش هر چه تمام‏‌تر، با چنگ و آهنگ به کتاب و کتاب‏‌خوانی، دانش‌‏ورزی و اندیش‏‌وَری برگشته، شعار پرافتخار إقرأ را دوباره زنده کنیم. به مطالعه روی بیاوریم و با برگ‏‌های زرین کتاب بر فراز آسمان دانش به پرواز در آمده و مجد و عظمت دوباره‏‌ی خویش را به تماشا نشینیم. وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ! #بخوانیم #بدانیم #بسازیم #روز_کتاب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

به‌مناسبت روز کتاب پس چه باید کرد؟! در این زمان کنونی که از طرفی امت اسلامی با گذشت زمان، دستاوردهای به دست آورده‏‌ی خویش را فراموش و به دانش پشت نمود، و با دوری از علم و فرهنگ، اندوخته‏‌های خویش را در دستان باد یغما داد و با رها نمودن و خالی گذاشتن میدان رهبری و راهبری، بزرگ‌ترین خسارت را به انسان و انسانیت پدید آورد، و از جانبی هم، تمدن نوزای غرب که خود را یکه‌تاز میدان تکنولوژی و فناوری دید، عنان انانیت را کشیده و مرکب سرکش خودخواهی را به هر سوی به جولان در آورد و در این تاخت و تاز، حریم هیچ حرمتی را رعایت ننمود و با عبور از همه خط سرخ‏‌ها به هیچ حد و مرزی ارج نگذاشت تا در نتیجه انسان را از مقام اوج عزت خلیفةاللهی به پست‌‏ترین جایگاه ذلت و زندگی تهی از انسانیت کشانید و قلاده‌‏ی برده‌‏گی زندگی مادی بر گردنش نهاد؛ یگانه راه رهایی‏‌بخش این انسان هویت‌باخته از بند بندگی و قید برده‏‌گی، بازگشت او به مسیر درست فطرت و دست انداختن به ریسمان سرشت درون اوست تا با پشت پا زدن به هواهای نفسانی و هوس‌‏های شیطانی، انقلابی ارزش‌گرا به وجود آورده و به قوانین الهی که از فراز هفت آسمان برای به‌‏سازی و به‌بودی زندگی او فروفرستاده شده دست آویزند و دوباره و برای باری دیگر، به جریان درست و چرخش صحیح چرخه‏‌ی روزگار بپیوندند و بر روند زندگی فطری و طبیعی خویش برگردند. و این درست زمانی است که او در سایه‏‌ی فهم و دانش، به چنین عملی اقدام نموده و با محک و سنجش خویش بر معیارهای علم و دانش و قلم و کتاب، رو به چنین انقلابی آورده و همواره به قواعد، اصول و ضوابط آن پای‏بند باشد. #بخوانیم #بدانیم #بسازیم #روز_کتاب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

به‌مناسبت روز کتاب تمدن اسلامی؛ پرچمدارِ دانش‏وری با برگشتاندن ورق‏‌های زرین و صفحات سیمین تاریخ پر افتخار تمدن اسلامی، به این حقیقت دست خواهیم یافت که مسلمانان نخستین، با فرمان‌پذیری از دستور إقرأ، به خواندن و آموزش روی آوردند و در زودترین فرصت توانستند بنای تمدن اصیل، پایدار و استوار اسلام را بر پایه‌‏های پیریزی شده‏‌ی الهی، بنیان نهند که در مدت زمانی کوتاه، بر افق تا افق دنیا سیطره یافته و تا قرن‌‏ها، رهبریِ بخش بزرگی از عالم را به دوش گرفته و صاحب‌اختیار تمدنی روشنی‌بخش و نورآفرین شوند که مسیر تمدن‌های دیگر که زمان، آبستن شان بود را نیز روشن نمایند. و این، "ویل دورانت" تاریخ‌دان بزرگ را بران داشت تا بر رشادت‌‏ها و خلاقیت‏‌های شان گواهی داده و زایش تمدن امروز غرب و نوپایی اروپای جدید را از برکت آن‌‏ها دانسته و سر اصله‏‌ی سلاله‏‌ی وجود شان را از تبار آنان بداند؛ جایی‌که می‌گوید: «اگر مسلمانان نبودند، اروپا به اینجا نمی‌رسید». آری! اقتدار و عظمت تمدن اسلامی با به اهتزاز در آوردنِ پرچم دانش‌‏ورزی و علم اندوزی، به‌جایی رسید که دیگران را بران داشت تا در فکر فروروند و بر خود و اوضاع اسفناک خویش، دست افسوس به هم زنند و آوه‌‏ی دریغ بر آورند و در پیِ کشف راز موفقیت تمدن اسلامی شوند، تا بدانند با در پیش گرفتنِ چه راهی و پیمودن چه مسیری می‌‏توانند به روشنایی رسند و از تاریکی به در آیند و هم‌چون مسلمانان بر اریکه‏‌ی علم و مسند دانش تکیه زنند؛ لذا «شارلمانی پادشاه بريتانيا در قرن هفتم وزير يهودي خود را به قلمرو حکومت اسلامی می‌فرستد تا بداند دليل اين همه پيشرفت مسلمانان در آن دوران چيست. وزير يهودی پس از بازگشت از سرزمين‌‏های اسلامي، در پاسخ شارلماني مي‌گويد: مسلمانان از کوچک و بزرگ و زن و مرد را مشغول مطالعه و سوادآموزی ديدم. مکتب‌‏خانه‌‏ها پر بود و عالمان و دانشمندان را بسيار محترم می‌داشتند. شارلمانی دستور می‌‏دهد تمام مردم کشورش خواندن و نوشتن را آغاز کنند و خود نيز علی‌رغم گذشت هفتاد سال از عمرش، شروع به سوادآموزی می‌کند.» [مطالعه چرا و چگونه؟! قباد کاکاخانی، ص. 6]. و همین بود که آن‌ها بر روند فعالیت خویش تسریع بخشیدند و همه وقت و کار، سعی و تلاش شان را در این راه قرار دادند تا قدمی در پیِ مسلمانان گزارند و از مسیری که ایشان پیموده اند، به جاه و جلالی برسند. غرب؛ در پس‌منظرِ تاریخ خود روزگار سیاهی را پشت سر گذاشته و زمان زیادی را با جهل و نفهمی سپری نموده است. نمونه‏‌ی واضح آن را می‌توان در اوضاع فلاکت‌‏بار و تاریک قرون وسطایی به نمایش گذاشت؛ حالانکه در همان زمان امت مسلمه در اوج شکوفایی علم و دانش قرار داشته و درفش رسالت نجات‏‌بخش انسان و انسانیت را که در هاله ای از مصیبت و اندوه قرار داشت، بردوش گرفته بودند. «ملت‌های اروپايیِ ساکن شمال و غرب در تاريکی‌های جهل کامل، بی‌سوادي گسترده و جنگ‌‏های خونين دست و پا می‌زدند، تا آن زمان نور تمدن و علم در جامعه‏‌ی آنان ندرخشيده بود، هنوز اندلس مسلمانان، جهت ادايِ رسالت خويش در علم و تمدن به صحنه نيامده بود و اين سرزمين تا آن هنگام در کوره‏‌های حوادث گداخته نشده بود، بدين‌جهت از کاروان تمدن بشری به دور بود، نه از جهان خبری داشت و نه جهان متمدن - جز به مقدار اندکی - از آن خبر داشت. اروپا در جرياناتی‌که در شرق و غرب رخ ميی‌داد، هيچ نقشی نداشت؛ بلکه در بين مسيحيت تازه تولد و الحاد ديرينه‌‏پا به سر می‌برد، نه در دين رسالتی داشت و نه پرچمدار سياستي خاص بود.» [ماذاخسرالعالم بانحطاط المسلمین، ابوالحسن ندوی، ص. 93] غرب بعد از سپری نمودن روزگار سیاه و روزهای تاریک با شعار علم و در دست گرفتن مشعل دانش، و چنگ‌آویختن به ریسمان معرفت، توانست خود را از باتلاق جهل و ظلمت برهاند و با پویندگی مسیر فهم و دانش، پرچم عزتمندی خویش را به اهتزاز در آورد. #بخوانیم #بدانیم #بسازیم #روز_کتاب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

به‌مناسبت روز کتاب ارزِ ارزنده‏‌ی دانش‏وری در اسلام بنیاد تمدن اسلامی را خداوند متعال بر زیرساخت‏‌های علم ودانش اساس گذاشته و در متن متین دستورالعمل آن در نخست، واژه‌‏ی ناب «إقرأ- بخوان» کارگزاری شده تا همین‏‌گون، بنای آن را امتداد داده و تمدنی به عظمت اسلام، بر پایه‏‌های آن بنیان گذاشته شود. میزان ارزش‏‌دهی به این پدیده‌‏ی گران‌ارج را از آن‌جایی به وضاحت در می‌یابیم که آغازین تلنگرهای وحیانه بر پیامبر، با گل‏واژه‌‏های ملکوتی «بخوان» آغاز می‌شود. و خداوند به قلم به عنوان ابزار نویسندگی و وسیله‌‏ی دانش‌اندوزی، سوگند یاد می‌‏نماید؛ «وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ/ سوگند به قلم! و قسم به چيزي‌که مي‌نويسند!» [قلم"1] و پیام‌آورِ پیام الهی نیز آنگاه که عده ای از جنگاورانِ ستیز و کارزار بدر را از میدان جنگ با شمشیرهای آخته و آبدار به اسارت می‌‏گیرد، و درست در همین زمان که می‏‌تواند با گذشت و بخشش، از ایشان درگذرد و راه رهایی شان را رها نموده و آزاد شان بگذارد و یا هم، با گذاشتن مهر مرگ، بر زندگی شان پایان دهد، مرگ و زندگی شان را به پاس ارزنده‌‏گی علم و دانش، در گرو تعلیم و آموزش قرار داده و هر یک را در ازای یاددهی علم، سواد و نویسندگی، آزاد می‌‏نماید. در کتاب خورشید نبوت پیرامون موضوع چنین آمده است: «هر يک از اسيران که اموال براي تأمين مبلغ فديه‌ی خود نداشت، ده تن از پسران نوجوان مدينه را به او تحويل مي‌دادند تا به آنان نوشتن بياموزد، و زماني‌که در نوشتن مهارت پيدا مي‌‏کردند، آن اسير، آزاد بود.» #بخوانیم #بدانیم #بسازیم #روز_کتاب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

به‌مناسبت روز کتاب کتاب؛ شالوده‏‌ی تمدن‏‌ها با نگرشِ هر چند گذرا بر ادوار زندگی انسان در می‏‌یابیم که در درازای زمان، کتاب و دانش یگانه راه درست به سوی تعالی و رشد، و تنها ستون استوار و پایه‏‌ی پایدار تمدن بوده و هر گامی که انسان به سوی رشد و بالندگی، پیش‌رفت و پیش‏‌گامی و سازندگی برداشته است؛ از مجرای کتاب و مسیر اندیشه‌‏ی کتاب‌خوانی ره پیموده است. بنابراین، اساس و بنیاد پایه‌‏های تمدنی که بر کتاب و فکر و اندیشه گزارده نشده باشد، محکوم به فنا و در انتظار شکست خواهد بود. و بر خلاف، سرنوشت میمون و روزگار فرخنده، و اوج اعتلای پرچم سربلندی و سرافرازی، با پیوست آن به کتاب و کتاب‌خوانی گره خورده است. سقراط حکیمِ یونان باورداشت: «جامعه وقتى فرزانگى و سعادت مى‌یابد که مطالعه کار روزانه‌اش باشد». لذا امت و نسل و مردمی که با کتاب قهر و از آن رخ برتابند و بر آن چهره در هم کشند، هرگز روی روزِ خوبی را نخواهند دید؛ بلکه به‌جای آن، همواره خوار، زبون و فرومایه و در اوجی از ذلت و قهقرایی با سرشکستگی و سرافکندگی، به سر خواهند برد. #بخوانیم #بدانیم #بسازیم #روز_کتاب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

به‌مناسبت روز کتاب كتاب؛ آیینه‏‌ی روزگار کتاب و کتاب‏‌خوانی، فکر و فهم و دانش و اندیشه از پدیده‌‏های هم‌زاد بشر بوده و پیشینه‏‌ی آن به قدمت آفرینش انسان بر می‌گردد و هیچ‌گاه انسان از هم‌راهی و هم‌گامی با این پدیده‌‏ها بی‌بهره نبوده بلکه هم‌واره و در همه زمان‏‌ها، روزگارش با کتاب عجین و برای پویایی زندگی و شکوفایی شکوفه‏‌های خوش‏بختی، دست به دامان دانش و اندیشه بوده است. کتاب سفینه‏‌ی زمان پیمایی‌است که با آن می‏‌توان دل تاریخ را شکافت و بر قلمرو گذشتگان قدم زد. باپیشینیان هم‌گام و با دانشمندان و فرهیخته‏‌گان، پژوهش‌گران و نویسنده‏‌گان، تاریخ‌سازان، رهبران و... هم‌رکاب شد. با ایشان ارتباط گرفت و با استفاده از زبانِ مشترکِ دانش، از اندیشه‏‌ها، بیانات، تجارب و سخنان حکیمانه‏‌ی شان بهره‏‌ها برد. زندگی شان را در ترازوی نقد کتاب، سنجش نمود و از کارکردهای پسندیده، جرعه‏‌ی نابی برای خویش برگرفت و روح و روان، و جان و جهان خویش را با آن جلا داد و از زشتی‌‏ها، نارسایی‌‏ها و نابسامانی‏‌ها دوری نموده و از دست یازیدن بدان، دست نگه‏داشت. #بخوانیم #بدانیم #بسازیم #روز_کتاب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

هفدهم اپریل در چنین روزی از سال ۶۲۴ میلادی، «حسن بصری رحمه‌الله» دیده به گیتی گشود. حسن بصری شرف دیدار پیامبر را در نیافت؛ زیرا وی دو سال قبل از پایان خلافت حضرت عمر بن خطاب به دنیا آمد؛ اما آن‌قدر عُمر کرد که با بزرگان صحابه دیدار و ملاقات داشته باشد و از آنان بیاموزد؛ به ویژه وی مجلس حضرت انس بن مالک را بر خود لازم گرفت و از او علم و حدیث آموخت. حسن بصری شاگردی داشت حبیب نام که به خدمت و همراهی‌شان مشغول بود. شبی در آوردنِ غذای شام تأخیر کرد. حسن بصری به وی گفت: «چه شد این غذای ما؛ از گرسنگی مردیم؟!» حبیب به ایشان گفت: «ببخشید سرورم! مسکینی آمد و من هر چه داشتیم، به وی دادم؛ چون از شما شنیده بودم که فرمودید ایمان این است که شما به آن‌چه به نزد خداوند متعال است، اطمینان بیشتری داشته باشید نسبت به آن‌چه به نزد خودتان است.» حسن بصری به وی گفت: «ای حبیب! تو از یقین زیاد و علم کمی برخوردار هستی؛ چه می‌شد اگر نصفش را به وی می‌دادی و نصف دیگرش را برای ما می‌گذاشتی تا ما هم با قوت لایموت و لقمۀ بخور و نمیری سد رمق می‌کردیم؟!» در حالی این دو به این گفتگو مشغول بودند، کسی دروازۀ خانه را زد. حبیب دروازه را باز کرد و پسربچه‌ای با ظرفی مملو از غذاهای لذیذ بر آنان وارد شد و گفت: این هدیه از جانب سرورم برای حسن بصری است. حبیب با دیدن این امر، تبسم کرد و از روی شوخی به حسن بصری گفت: «شما هم ای امام، علم زیاد و یقین کمی دارید!» حسن بصری هم تبسم کرد و گفت: «ای حبیب! ما پیش از تو آمدیم و تو بر ما پیشی گرفتی!» این همان‌چیزی است که ما امروزه کم داریم؛ یقین و اطمینان بیشتر به آن‌چه به نزد خداوند متعال است از آن‌چه خود در دست داریم. من نمی‌خواهم بگویم شما هم همانی را انجام دهید که حبیب کرد؛ یعنی همۀ آن‌چه به دست دارید، صدقه کنید؛ بلکه برعکس، من هم همان دیدگاه حسن بصری را تأیید می‌کنم که گفت: «چه می‌شد اگر نصفش را به وی می‌دادی و نصف دیگرش را برای ما می‌گذاشتی تا ما هم با قوت لایموت و لقمۀ بخور و نمیری سد رمق می‌کردیم؟!» اما آن‌چه در این میان بر آن تأکید می‌کنم، این است که باور و یقین داشته باشیم پاداش و عوضی که خداوند برای‌مان می‌دهد، زیباتر و بهتر و ارزشمندتر از آن چیزی است که در راه او به مصرف رسانده‌ایم، و طوری از اسباب و وسایل استفاده نماییم که گویا چیزی جز آن نجات‌مان نمی‌دهد و هم‌چنان طوری به خداوند یقین و باور و اعتماد و اتکاء داشته باشیم که گویا اسباب هیچ نفع و ضرری در پی نخواهند داشت. هرگاه بیمار گشتید، به معالجه و مداوای خود بپردازید؛ اما فراموش نکنید که شفادهنده خداوند است و طبیب و دوا و درمان، وسیله‌ای بیش نیست. کار و تلاش و تقلا و تجارت کنید؛ اما فراموش نکنید که روزی‌دهنده خداوند است و کار و تجارت، فقط دروازه‌ای است که خداوند از خلال آن روزی‌مان می‌دهد. عارفان باور دارند کسی که یقین و باور خویش را بر اسباب متمرکز سازد، خداوند امر وی را به همان اسباب محول می‌دارد و هر کس هم که باور و اعتماد خویش را به خداوند متعال متوجه سازد، خداوند متعال اسباب و وسایلی را برای تحقق اهداف و نیازهای وی آماده می‌سازد که خود هرگز آن را گمان نکرده و انتظار نداشته است. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

🏷️ علم جنین و ثبوت آن از قرآن ✍️ عزیزاحمد محمدی از زمانی‌که در روی زمین زندگی انسان شروع شده، از همان وقت تحقیق و تتبع در مورد نظام طبیعت آغاز شده است. این سعی و کوشش‌ها روان و جاری‌است تا به انسان معلوم شود که درین کارخانه‌ی طبیعت، او دارای چه مقام و مرتبه‌‌ای است و در پشت پرده‌ی زندگی انسان چه رازی نهفته است. در باب اعجاز علمی قرآن ثابت شده است که قرآن‌کریم دریافت‌ها و پژوهش‌هایی طبی و علمی در خصوص علم جنین‌شناسی متذکر گردیده و بیان نموده است؛ بنابراین خلق انسان و کیفیت این خلقت و محل نطفه در جنین و غشاء جنین و تطورات و دگرگونی‌های شکل و هیئت آن در همه‌ی این موارد، قرآن‌کریم قبل از رسیدن علم جدید به آن، بیان نموده است. خداوند در سوره‌ی مؤمنون آیات ۱۲ تا ۱۴ می‌فرماید:
"ثم جعلناه نطفة فی قرار مکین ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشأناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین"
ترجمه:
(باز ساختیم آدمی را نطفه در قرار گاه محکم و استوار، سپس ساختیم آن نطفه را خون بسته، سپس آن خون بسته را تکه گوشتی ساختیم، سپس آن تکه گوشت را استخوان ساختیم، سپس پوشانیدیم استخوان را گوشت، پس از آن ساختیم آن را خلقی دیگر، پر برکت است خداوند که بهترین خلق کننده‌گان است).
درین آیه‌ی شریفه چنین گفته شده که انسان از یک قطره مایع پیدا شده که در جایی مصئون و محفوظ در حرز محرز که به نام "قرار مکین" یاد شده قرار داده شده است و برای حفاظت رحم مادر استخوان کمر انتخاب شده، بعد خود جنین در کیسه‌ی خاصی جابجا شده که در آن مایع وجود دارد و جنین در درون همین مایع شناور است و این کیسه با بدن وابسته است که بدین قسم برای جنین سه محفظه گذاشته شده است. در سال ۱۱۶۶۷ م. هام اولیدن هاک اولین ساینس‌دانی بود که حجره‌ی مایع جنسی نر "اسپرم" را تحت مایکروسکوپ مشاهده نمود. او چنین تصور کرد که در اسپرم یک انسان جابجا شده است که در رحم مادر رشد و نمو می‌کند و از آن طفل به وجود می‌آید. این خیال و نظریه perforation theory گفته می‌شود. بعدا فهمیده شد که تخمه‌ی زن نسبت به اسپرم بزرگ‌تر است و اصلا جنین به بسیار شکل کوچک در بین تخمه جا می‌گیرد. پروفیسور مارشل جانس مدیر بخش اناتومی پوهنتون تامسن در ایالات متحده امریکا که از جمله‌ی ساینس‌دانان بزرگ امریکاست، وقتی که در مورد پیدایش انسان در قرآن از وی سوال شد، او گفت: در مورد مراحل مختلف تکامل جنین آن‌چه آیات قرآنی می‌گوید، آن یک سخن احتمالی و ناگهانی نیست؛ یقینا در زمان محمد کدام مایکروسکوپ قوی و ذره‌‌بین وجود داشت؛ اما وقتی که به وی گفته شد که قرآن‌کریم ۱۴۰۰ سال قبل نازل شده و مایکروسکوپ دستاورد صنعت امروزی‌است، او در جواب گفت: مایکروسکوپ‌هایی که در زمان ما ساخته می‌شوند، اشیا را آن‌قدر بزرگ نمایش داده نمی‌توانند که چنین معلومات کاملی ارائه کرده بتوانند. بعدا گفت: من با این حقیقت هیچ اختلافی ندارم که محمد که قرآن می‌خواند، یک قوای الهی با او بوده که به او مدد می‌کرده است. این بدیهی‌است که تمام دانشمندان و عالمان به علم جدید به این اعتراف دارند مراحلی که در قرآن در مورد جنین و مراحل پیدایش‌ آن آمده، یقینا همان مراحلی‌است که در واقعیت، علم و دانش توسط دانشمندان ثابت شده است. پس با این دیدگاه، در حقیقت قرآنی که ما در دست داریم، یقینا از نزد الله عالی مرتبه آمده و توسط انسان هیچ دخل و تصرفی در آن نشده است. #پیام_طالب‌العلم #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

تحلیل فقهی: 1- در تفسیر این حدیث بر این که منظور از "تفرُّق" در حدیث مبارک چی¬است و به تبع آن، خیار فسخ چه زمانی پایان می¬یابد، در این باره فقهاء به دو دسته تقسیم می¬شوند: امامان ما: شافعی، احمد و مالک رحمهم¬الله را نظر بر آن¬است که منظور از "تفرُّق"، "تفرق فی الأبدان" است؛ یعنی: بعد از انعقاد عقد مادامی که مجلس عقد به هم نخورده و از هم جدا نشده اند اختیار برای هر یک از بایع و مشتری باقی است؛ اما به محض این که از هم جدا شدند اختیار فسخ از هر یک شان باطل می¬شود. از نظر امام ابوحنیفه(رح) منظور از تفرّق مذکور در حدیث "تفرق فی¬الأقوال" است؛ پس در این صورت، نتیجه چنین می¬شود که هر گاه بایع یا مشتری، عبارت اول در عقد را که به اصطلاح فقه به آن "ایجاب" می¬گویند به کار گرفت؛ مثلا: بایع گفت: این مالم را به صد افغانی برایت فروختم و یا مشتری گفت: مالت را به صد افغانی خریدم؛ بناء بر تفسیر امام ابوحنیفه(رح) از حدیث، مادامی که جانب مقابل نگفته است: خریدم یا فروختم؛ که به آن در اصطلاح فقه، "قبول" می¬گویند تا این زمان خیار فسخ باقی می¬باشد؛ یعنی: هر کدام که ایجاب را مطرح کرده اند، قبل از مطرح شدن قبولِ جانب مقابل، می¬توانند سخن شان را پس گرفته و بگوید که نه، من نه فروختم یا نخریدم که با این گفته¬اش، ایجاب، باطل می¬شود و چنان نیست که به محض آن که ایجاب از دهانش بر آمد اختیار از دستش رفته و نتواند آن را فسخ کند و همین است منظور از "خیار" در حدیث مذکور؛ و اگر از این حقش کار نگرفت و جانب مقابل، "قبول" را اجرا کرد؛ یعنی در جوابش گفت: خریدم یا فروختم، در آن صورت، بیع تکمیل شده و خیار مورد بحث در حدیث، پایان یافته است. البته تفصیل دلایل دو طرف و نظر راجح از حوصله این مقال بیرون است و باید آن¬ها را در کتاب¬های فقه جستجو کرد.