1 150
Suscriptores
-624 horas
-127 días
-1530 días
Archivo de publicaciones
اندرز هفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
زاهدی را گفتند:
رساترین موعظه چیست؟گفت:
محلۀ مردگان.#اندرزها #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
سنوار احیای یک افسانه
• حیرت آور! شبیه یکی از سکانسهای فیلمهای حماسی هالیوود بود، ریزپرندهای وارد ساختمان نیمهویران میشود، قهرمان قصه، بی آنکه رمقی داشته باشد، به دوربین پهپاد خیره می شود، نه خودش را به مردن زد و نه تسلیم شد.
• دست راستش از ساعد شکاف بزرگی خورده بود اما یک تکه چوب در دست چپش داشت هنوز.
• مرد میدانست آخرین ثانیههای زندگیاش است و خودش پایان بدن خاکیاش را انتخاب کرد.
• اگر شالی که به صورت بسته بود، را باز میکرد و به دوربین آن ریزپرنده خیره میشد، احتمالا اپراتور از شوق پیدا کردن زندهی یحیی، به او شلیک نمی کرد.
اما سنوار انتخابش را کرده بود .
• دیگر نایی در بدن نداشت اما آخرین پیامش را برای کودکانی که در آن سرزمین به دنیا نیامدهاند و یا در گهوارهاند ارسال کرد؛ یحیی سنوار هیچ سلاحی در دست نداشت اما همان یک تکه چوب را به نمایندگی همهی نداشته هایشان در یک جنگ نابرابر ، پرتاب کرد و احتمالا چند ثانیه بعدش هم کار تمام شد.
آنکه انسوی دوربین نشسته بود نمیدانست به سر چه کسی شلیک کرد اما سنوار میدانست آخرین لحظات زندگیاش در حال ثبت و ضبط است.
• دیگر هیچ توانی برای بلند شدن نداشت اما چوب را پرتاب کرد تا به پسران سرزمینهای غصب شده پیامش را برساند ؛ ما چارهای نداریم جز جنگیدن ولو با چوب خشک در برابر پهپاد مسلح!
• او در یک ساختمان نیمهویران، با انتخاب نوع شهادتش، آخرین پیام را به عنوان فرمانده به بچههای سرزمینش مخابره کرد؛
تا لحظهی آخر تسلیم نشوید .
• یحیی سنوار با انتخاب نوع شهادتش، خودش را هزاران هزار بار در اذهان همهی آزادیخواهان تاریخ احیا کرد. نه تولد در اردوگاه و نه سالهای سال اسارت در زندان.
هیچکدام از اینها موجب نشد که او آرام شود، رام وضعیت نابرابر شود، تسلیم شود و همانند عرفات یک روز بگوید؛ خسته شدیم، جنگ دیگر بس است. برای او پایان جنگ روزی بود که زمین ازدسترفته به ساکنان اصلی آن سرزمین برگردد.
• سنوار از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ در غزه ماند. پا پس نکشید. فرار نکرد. فرماندهی کرد و لحظهی پایان را هم خودش به انتخاب خویشتن برگزید!
• یحیی سنوار را تاریخ به خاطر خواهد سپرد با دست قطع شدهاش. با نگاه خیره و شجاعانهاش به ریزپرندهی قاتل، با تکه چوبی که آخرین سلاحش بود، با آخرین حرکت بدنش که با همهی توان چوب را به سمت پهپاد پرتاب کرد.
با گلولهای که به شقیقهاش شلیک شد و تصویری جاودانه از او ساخت.
• او با این پایان، راه آغاز را به کودکان فلسطینی یاد داد. نترسید، تسلیم نشوید و تا آخرین قطرهی توانتان بجنگید. شاید برای بعضی از ما این واژهها از فرط تکرار تهی از معنی اولیه و آرمانیاش شده باشد اما برای آنانی که در خون خود غلتی زدند نه!
• یحیی سنوار تمام نشد، ارتش غاصب با پخش آن ویدئو بزرگترین خدمت را به کودکان فلسطینی کرد. آنها حالا میدانند وقتی از افسانهی سنوار برایشان میگویند دقیقا از چه چیزی حرف می زنند؛ مردی که یک رسانهی اسراییلی با نشان دادن این فیلم برایش نوشت؛ تا لحظهی آخر جنگید.
• شبیه دو امدادی بود، سنوار «چوب» را به نفر بعدی داد، اما حرملههای تلالسلطان رفح نفهمیدند و فاتحانه این فیلم را منتشر کردند.
• تاریخ با همین فیلم چندثانیهای به یاد خواهدآورد و شهادت میدهد که چگونه فرزندان فلسطین با یک تکه چوب، برابر ریزپرندهی قاتل، ایستادگی کردند و جنگیدند. این سند بماند برای روزی که قدس آزاد شد. روزی که تاریخ به یاد بیاورد چه کسانی همه آسایش و ۶۰ سال زندگی خویش را به پای این آزادی ریختند و شاید مولانا این صحنه را دیده بود که ۱۰ قرن پیش گفت:
• رقص و جولان بر سرِ میدان کنند
رقص اندر خونِ خود مردان کنند
چون رهند از دستِ خود دستی زنند
چون جهند از نقصِ خود رقصی کنند
• شبیه یک فیلم هالیوودی بود. حیرت آور و باورنکردنی و این کمترین مزد مجاهدتهای مرد جنگی اعراب بود؛ یحیی سنوار!
🔘بهراد رشوند
♦️گوش کنید صهیونیستهای کودککُش!
🔸شاعر: مولاداد رستمی، استاد مدرسه احیاءالعلوم
هر چه دارید از آن است که خاقان دارد
خطر مار زمانیست که دندان دارد
موش بودید ولی شیر صداتان کردند
آخر این باد شدن نقطهی پایان دارد
ای شما خط بر آبید نمیخوانَدِتان
هر که بر طاقچهاش مصحف قرآن دارد
ساده تعریف شده قاعدهی این بازی
کشتهای منتقمی نیز به میدان دارد
سینهبندیست پر از تیر و تفنگی بر دوش
راهکاری به جز از این مگر امکان دارد؟
خوش نباشید که از اسب بیفتاد یکی
ایل ما شکر خدا مرد، فراوان دارد
سرتان مثل سر گرگ عَلَم خواهد شد *
تا بدانید که این گله نگهبان دارد
#مولاداد_رستمی
* پ.ن. بین چوپانها رسمیست که هرگاه چوپانی گرگی را که به رمهاش هجوم آورده، گیر اندازد و بکُشد، سرش را بر سر چوبی میکند و در ده میگرداند، این رسم را کلهگرگی چرخ دادن میگویند.
@ml_rustami
🔸فواید ایمانی و تربیتی این حدیث:
1. اسلام دوست دارد که ما قوی ترین امت های روی زمین باشیم؛ تا بتوانیم برای بقیه الگو بوده و اهداف والای اسلام را در جهان محقق سازیم.
2. یک مسلمان همواره باید در تلاش باشد تا اسباب ضعف و ناتوانی را از خود دور کرده و روز تا روز بر قوت و توانایی¬هایش بیفزاید. ضعف و ناتوانی، گونه های زیادی دارد؛ مانند: ضعف در عقیده؛ ضعف در اخلاق و رفتار؛ ضعف در جسم و روان؛ ضعف در علم و دانش؛ ضعف در مهارت و تجربه و..
3. اسلام، آیین دلجویی و امیدبخشی است؛ از همین جهت، ضعیفان را تشویق کرده و نا امید شان نمی سازد؛ پس ضعیفان امت، به جای دلشکستگی و یأس، باید عزم شان را در تقویت خویش جزم ساخته و در این مسیر هرگز از پا ننشینند.
4. مسلمان هر چه ناتوان باشد باز در او ظرفیت های خیر –بالفعل و بالقوه- وجود دارد؛ پس نباید از ضعیفان، قطع امید کرد؛ باید دست آنان را گرفت و در مسیر نجات از ضعف و دست یابی به قوت و توانمندی کمک شان کرد.
5. سه چیز با برداشت از این حدیث از اسباب مهم رسیدن به قوت و توانمندی است:
اول: تقویت و بالابردن انگیزه های رشد و شکوهمندی در خویشتنِ خویش (احْرِصْ عَلَى مَا ينْفَعُكَ)
دوم: استمداد از اسباب معنوی که همانا روآوردن به الله و چشم دوختن به عنایات وی و دعا و مددجویی مداوم از او تعالی است (واستعن بالله)
سوم: صبر و پایداری در این مسیر و تن ندادن به شکست و دست نکشیدن از تلاش و کوشش (وَلاَ تَعْجَزْ)
6. مسلمان به جای این که همواره افسوس گذشته را بخورد و از آن، خویشتن را نا آرام؛ اندوهگین و افسرده سازد، باید فردی مثبتگرا بوده از گذشته پند گیرد؛ به آینده بیندیشد؛ قدم ها را دقیقتر و تندتر بردارد؛ تا هم گذشته را جبران کرده و هم خویشتن را به نقطة مطلوب برساند.
7. اگر اگر و کاشکی گفتن¬ها از واقعات تلخ گذشته و همواره در دنیای تخیلاتِ دست نیافتنی بسر بردن؛ نه تنها دردی را دوا نمی¬کند؛ بلکه باب وسوسه های ابلیسی را بر روی انسان گشوده، روان را مخدوش، اراده را ضعیف، روح را پژمرده و بسا وی را دچار بیماری های روانی و افسردگی می سازد.
8. بهترین درمان برای نجات از وسوسه های ابلیسی و ویرانگر، همانا تکیه بر تقدیر الله ذوالجلال و خویشتن را با آن، آرامش دادن است.
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین(21)
🔸عنوان: ارزش قوت و توانمندی در اسلام و راه های وصول به آن
ابوهریره (رض) روایت می کند که پیامبر (ص) فرمودند: المُؤمِن الْقَوِيُّ خيرٌ وَأَحبُّ إِلى اللَّهِ مِنَ المُؤْمِنِ الضَّعِيفِ وفي كُلٍّ خيْرٌ. احْرِصْ عَلَى مَا ينْفَعُكَ، واسْتَعِنْ بِاللَّهِ وَلاَ تَعْجَزْ. وإنْ أصابَك شيءٌ فلاَ تقلْ: لَوْ أَنِّي فَعلْتُ كانَ كَذَا وَكذَا، وَلَكِنْ قُلْ: قدَّرَ اللَّهُ، ومَا شَاءَ فَعَلَ، فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَان. [رواه مسلم]
🔸ترجمه: مؤمن قوي، نزد خداوند بهتر و محبوب تر از مؤمن ضعيف است. [البته] در هر کدام آن ها خير و خوبی وجود دارد. [حال که چنین است، پس] بر آنچه براي تو مفید و سودمند است حريص باش و از خداوند ياري بجوي و ناتوان مباش و اگر اتفاقي برايت افتاد مگو اگر من به فلان طريق عمل مي کردم، چنين و چنان مي شد؛ بلکه بگو: تقدير خداوند بود و هر چه او خواست انجام داد؛ زيرا "اگر" گفتن، راه فعالیت شيطان را مي گشايد.
🔸کلمات کلیدی
واسْتَعِنْ: یاری بخواه.
لاَ تَعْجَزْ: ناتوان مشو، به ضعف، تن مده!
لَو: اگر. منظور این است که برای آن چه واقع شده و برگشت ندارد، "کاشکی" گفتن درست نیست.
🔸تمهید:
1- قدرت مورد نظر در اين حديث، اعتماد به نفس، همت عالي، اراده استوار و ذکاوت درخشان است. داشتن چنين خصوصياتي لازمه بدني سالم مي باشد چه این که از قديم گفته اند: «عقل سلیم در بدن سالم است و روشن است که چنین قوت و قدرتی از ایمان و عقیدة راسخ به الله(ج) و باور مستحکم به قضا و قدر او تعالی سرچشمه می گیرد. تاریخ گواه است، صحابه و سلف صالحین ما با وجود ضعف امکانات شان؛ اما با داشتن چنین عقیده و ایمانی، قدرت های بزرگ زمان را به زانو در آوردند. در حدیثی آمده است که باری عبد الله ابن مسعود به خاطر گرفتن مسواکی برای نبی(ص) به درخت اراک بالا شده بود؛ در این حین، برخی چشم شان به ساقهای باریک او افتاد لذا خندیدند؛ نبی(ص) گفتند: «مِمَّ تَضْحَكُونَ؟.. وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، لَهُمَا أَثْقَلُ فِي الْمِيزَانِ مِنْ أُحُدٍ». [مسند أحمد مخرجا (7/ 99)] (از چه مي خنديد؟ قسم به آن که جانم به دست او است؛ اين ساق ها در ميزان الهي از کوه احد هم سنگين تر است).
اما قدرت جسماني که با روانِ شکست خورده، همت و اراده پست و ضعيف، عقل و شعور ناتوان همراه باشد مورد تأييد و تأکيد حديث نمي باشد، چون غير ممکن است خداوند افرادي با اين ويژگي ها را دوست داشته باشد؛ در حالي که ما مي بينيم بسا افراد قوي و نيرومندي در گذشته –چون قوم عاد- بوده اند که بر اثر نافرماني و پشت پا زدن به دستورات خداوند و اعتماد به زندگي دنيا مورد غضب وي قرار گرفته و نابود شده اند.
2- استدلال یک انسان گنهکار بر تقدیر در برابر اشتباهات گذشته اش بدین سان که مسؤولیت عمل خویش را به عهده نگرفته و از این طریق آن را توجیه کند هر گز منظورِ این حدیث نبوده؛ بلکه از نوع کار ابلیس است؛ چنان¬که وی برای توجیه عصیانش نزد پروردگار بدان متوصل شده گفت: {فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي..} [الأعراف: 16] (به خاطر آن که مرا گمراه کردی..) و بدین¬گونه اشتباه خویش را به دوش نگرفته به الله نسبت کرد. نوع دیگر که مطلوب این حدیث است آن است که بعد از قبول مسؤولیتِ اشتباه خویش و توبه از آن، برای آن که حین یاد آوری از گناه گذشته، روحش آزار ندیده و دچار عذاب وجدان نشود روا هست تا آن را به تقدیر نسبت کرده و به خویشتن آرامش ببخشد؛ لذا استدلال به تقدیر در چنین صورتی شرعاً و عقلاً روا می¬باشد.
Repost from برگهای سبز
کتاب خوب
کتاب خوب زیاد خواندم. میتوانم بیش از ده کتاب خوب را نام ببرم که آرزو دارم برای چندمین بار آنها را بخوانم اما در مورد تاریخ اسلام، کتابی به این زیبایی نخوانده بودم.
از وقتی که یاد میدهم تاریخدوست و تاریخخوان بودم. در مکتب، مدرسه و دانشگاه کتابهای تاریخ را با شوق تمام میخواندم اما تاریخ اسلام را بیشتر از تاریخ هر دین و آیین و هر خطه و سرزمینی دوست دارم.
فارسی و عربی کتابهای زیادی در مورد سیرت پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم و تاریخ امت اسلامی خواندم؛ #تاریخاسلام را زیباتر از هر کتابی در حوزهی تاریخ اسلامی یافتم.
چهل روز قبل، چهارده سنبله سال جاری کتاب تاریخ اسلام را از دستان پرمهر مترجم کتاب؛ استاد عبدالرحمن عزام، دریافت کردم. فردای آن روز مطالعهی کتاب را شروع کردم، از آن دم تا اینک برای دهها دوست و آشنا مطالعهای این کتاب را توصیه کردم.
این کتاب از آن کتابهای است که باید باربار خوانده شود.
در مورد محتوای کتاب، نویسنده و مترجم آن، ان شاء الله به تفصیل خواهم نوشت.
#کتابشناسی
منیب غوری
سه شنبه ۱۴۰۳/۷/۲۴
#برگهایسبز
https://t.me/barghhaysabz0093
♦️ نماز استخاره و دعای آن
💓به نام الله و با درود بر رسول الله و آل و اصحاب شان.
🔸جابر بن عبد الله رضی الله عنهما مىگويد: رسول الله صلی الله علیه و سلم استخاره را در هركارى همانند سوره اى از قرآن به ما مى آموخت و ميفرمود: هرگاه يكى از شما خواست كارى انجام دهد، غير از نماز فرض، دو ركعت نماز (نافله) بخواند، سپس [این دعا را]بخواند:
🔸اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ العَظِيمِ؛ فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلاَ أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلاَ أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلاَّمُ الغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الأمْرَ - وَيُسَمِّي حَاجَتَهُ - خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي – أَوْ قَالَ: عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي ثمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي – أَوْ قَالَ: عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ – فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ وَاقْدُرْ لِيَ الْخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ أَرْضِنِي بِهِ)
🔸ترجمه:
اى الله! به وسيله ى علمت از تو طلب خير مى كنم، و بوسيله ى قدرتت از تو توانايى مى خواهم، از تو فضل بسيارت را مسألت مى نمايم، زيرا تو توانايى و من ناتوان، و تو مى دانى و من نمى دانم، و تو داننده ى امور پنهان هستى. الهى! اگر در علم تو اين كار 《این جا حاجت خود را نام ببرد》 باعث خير من در دين و آخرت است [يا مى گويد: در حال و آينده ى كارم] آن را برايم مقدور و آسان بگردان، و در آن بركت عنايت فرما، و چنانچه در علم تو اين كار برايم در دنيا و آخرت باعث بدى است [يا مى گويد: در حال و آينده ى كارم] پس آن را از من، و مرا از آن، منصرف بگردان، و خير را براى من هر كجا كه هست مقدّر نما، و آنگاه مرا به آن راضی بگردان.
🔶چند تذکر:
۱- استخاره در کارهایی مانند: سفر، ازدواج، معامله و مثل آن انجام می شود، نه در اموری که فرض است، مانند: نماز، دادن زکات و.. و نه هم در اموری که ناروا است، زیرا فرائض باید انجام شود و امور ناروا ترک گردد.
۲- نتیجه استخاره -بر خلاف باور عوام الناس- خواب دیدن نیست، بلکه اگر مورد قبول الله قرار گیرد (که شرط آن: اخلاص، عاجزی کردن به بارگاه الله و یقین داشتن به موثریت استخاره است) در دلش روشنی انداخته می شود، مثلا اگر آن کار به نفعش باشد، دلایلش برای وی روشن می شود تا جایی که با خود میگوید: آها! این کار که فلان و فلان فایده را هم داشته که من قبلا متوجه آن نمی شدم و آنگاه به آن شوق پیدا می کند..و اگر به ضررش باشد نیز به همین گونه برایش علم حاصل شده و برایش نفرت از آن کار پیدا می شود.
۳- اگر نتیجه به یک بار معلوم نشد، علما گفته اند که با بار بخواند تا نتیجه برایش معلوم گردد.
✍ضیاءاحمد فاضلی، مدرسه احیاءالعلوم هرات
Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
جملهی من؛ هر روز، یک جمله
جملههای این هفته...
شنبه:
همیشه پیش از بیرون کردنِ سخن از دهان، آن را خوب بجویم تا اگر خواسته باشیم، دوباره در دهان گذاشته بتوانیم.یکشنبه:
حسابهای مالیتان را همیشه زودازود بررسی کنید و هیچوقت نگذارید کهنه شوند؛ مرحوم پدربزرگم میگفت: هیچگاه کارت را نمد به آب نگذار...دوشنبه:
به جای قضاوت دیگران، آنها را درک کنیم و به جای ایراد گرفتن به راهرفتنشان، با کفشهای آنان و در زمینی که راه میروند، راه برویم؛ چه بسا ما از آنان لنگانتر باشیم و خود ندانیم و قضاوت کنیم.سهشنبه:
علت اکثر جدالها، نزدیک شدن به اسباب و عوامل این جدالهاست؛ اگر بتوانیم خود را از اسباب و عواملشان دور کنیم، در حقیقت از افتادنِ در دام جدل دور ماندهایم.چهارشنبه:
اعتدال و میانهروی در همۀ امور راهگشاست؛ حالانکه افراط و تفریط همیشه انسان را یا از اینبَرِ بام میاندازد و یا از آنبَرِ بام.پنجشنبه:
هیچگاه امروز خود را برای آیندهای که مبهم است و گذشتهای که تاریک است، فدا نکن؛ زندگی همین امروز و همین اکنون است که نباید نادیدهاش بگیری.جمعه:
روزی به هدف و خواستۀمان خواهیم رسید و آنگاه به همۀ مسیری که آمدهایم، نگاه خواهیم کرد و لبخند خواهیم زد؛ اما مشروط به اینکه اینک که در مسیر و در حال ترسیم آن مسیر هستیم، گذشتۀ درستی برای خود بسازیم تا در وقت رسیدن به هدف، آن نگاه و آن لبخند را از دست ندهیم؛ درست است؟!#جملهی_من #هرروز_یکجمله @Alefba99 | الفباء
از سهل بن عبدالله مروی پرسیدند:
چرا زیاد صدقه میدهی؟گفت:
اگر کسی خواسته باشد از یک خانه به خانهای دیگر کوچ کند، آیا در خانۀ اول چیزی باقی میگذارد؟!#اندرز #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
این پارهای از مواردی بود که در دل تاریخ و لابلای کتابها ثبتاند؛ اما اگر به خونریزی و کشتارِ امروزین این ترقیمآبان متمدن اشاره کنیم، قتل میلیونها انسان در افغانستان، عراق، فلسطین، سوریه، ویتنام، جاپان و... مواردی است که میبایست از آنها چشمپوشی صورت نگیرد.
این بود مقایسهای اندک بین جنگهای چندینسالۀ اسلامی و نسلکشی دنیای متمدن امروز، در حالیکه «همین تعداد اندکی که در مبارزات اسلامی کشته شدهاند، سبب حفظ و صیانت خونهای بیشماری گردید. در نتیجۀ این خونهای اندک، جانهای بیشماری نجات یافتند. امنیت سراسر شبهجزیرۀ عربی را فراگرفت؛ طوریکه یک زن، سوار شتر شده تنها از حیره حرکت نموده به طواف بیتالله میرود و از احدی جز خدا نمیترسد. زنی دیگر از قادسیه به خانۀ کعبه میرود و از هیچکس واهمهای ندارد. در صورتیکه قبلا جزیرةالعرب مرکز فسادها و خونریزیها و جنگها و غارتگریها بود؛ طوریکه کاروانهای دولتهای بزرگ، جز با نگهبانیهای دقیق و تدابیر امنیتی شدید، نمیتوانستند حرکت کنند.
همۀ این جنگها، بر اساس دو اصل حکیمانۀ قرآنی برنامهریزی شد؛ یکی {الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ} و دیگری {وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ} به همین دلیل، این جنگها در زمینۀ تغییر اوضاع و دفع خطرها کمک شایانی به بشریت نمود و از به هدر رفتن بسیاری از نیروها و اوقات جلوگیری به عمل آورد. ضمن اینکه تمام این جنگها با رعایت آداب اخلاقی و تعالیم رحیمانه توأم بود که در واقع میتوان گفت اینها جنگ و تعذیب نبودند؛ بلکه اقدامهای تأدیبی و تربیتی بودند. موفقیتهایی که بهدست آمد و سرعت عملی که به خرج داده شد، طوری بود که روزانه مقدار ۲۴۷ میل مربع در قلمرو مسلمانان داخل شد. میزان تلفات مسلمانان یک نفر در ماه بود و تلفات دشمن ماهی ۱۵۰ نفر. سرانجام بیش از یک میلیون میل مربع در قلمرو مسلمانان داخل گردید.
هرگاه رسول خدا لشکری را اعزام میفرمود، آنها را هنگام تودیع چنین توصیه میکرد: «من شما را به تقوی و ترس از خدا توصیه میکنم، بامسلمانانی که همراه شما هستند، به نیکی رفتار نمایید. بروید به نام الله باکسانی که به خداوند کفر ورزیدهاند جهاد کنید. غدر و پیمانشکنی نکنید. خیانت نکنید. از کشتن کودکان، زنان، پیرمردان سالخورده برحذر باشید. به کسی که در عبادتگاه خود گوشه گرفته، تعرض نکنید. نزدیک نخلستان نروید. درختان را قطع نکنید و ساختمانها را منهدم نسازید.» [نبی رحمت، ۳۷۵]
جان کلام اینکه پیامبر اسلام، پیامبر و پیامآورِ مهرورزی و مهربانیها است که توانست برای بشرِ غرق در ذلت، عزت آورد و برای انسانیت در شرفِ نابودی، زندگی بخشد.
پایان
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشت:
(۱). آمار کشتهشدگان در غزوات اسلام، سید محمد علی رضایی به نقل از آدرس انترنتی http://seyedrazaee.persianblog.ir
• فروغ جاویدان، علامه شبلی نعمانی و سید سلیمان ندوی؛
• فیظلالالقرآن، شهید سید قطب؛
• پیامآور رحمت، دکتور راغب سرجانی؛
• نبی رحمت، علامه سیدابوالحسن ندوی؛
• سایت: http://seyedrazaee.persianblog.ir
#پیامبر_مهربانی
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
«برای توضیح بیشتر و آشکار شدن بیشتر قضیه، به سرشماری تعداد کشتهشدگانی که در جنگ جهانی دوم جان باختهاند، نیز به عنوان یکی از نبردهای تمدن جدید پرداختهام، سپس نسبت کشتهشدگان را به تعداد لشکرهای شرکت کننده در جنگ مقایسه کردهام و با امری شگفتانگیز روبهرو شدم؛ زیرا نسبت کشتهشدگان در این نبردهای مدرن و متمدن به % ۳۵۱ رسیده است. در جنگ جهانی ۱۵۶۰۰۰۰۰ سرباز شرکت کردهاند و با این حال تعداد کشتهشدگان ۵۵۸۰۰۰۰۰ نفر یعنی بیش از سه برابر لشکرهای شرکت کننده بودهاند. تفسیر این مطلب این است که بدون استثنا همۀ لشکرهای شرکت کننده برای نابودی شهروندان میجنگیدهاند و هزاران تُن مواد منفجره بر شهرها و آبادیهای آرام و در امان ریخته شده و بشریت به نابودی کشیده شده و بنینوع انسانی تباه گشته است؛ علاوه بر اینکه منابع زیرساختی از بین رفته و اقتصاد نابود و ملتها بیخانمان گشتهاند و نیز برای کسی مخفی نماند که شرکت کنندگان در این کشتارها، کشورهایی از قبیل بریتانیا، فرانسه، آمریکا، آلمان، ایتالیا و جاپان بودهاند که آن روز به عنوان کشورهای مترقی و پیشرفته تلقی میشدند.» [پیامآور رحمت، ص. ۳۰۳]
و اگر به جنگهای صلیبی و خونریزی و قتل و کشتارشان نگاهی بیندازیم، میبینیم آمار کشتههای مبارزات اسلامی، با آمار مقتولان جنگهای صلیبی، مسیحیان و دیگر سردمداران جهان قابل مقایسه نیست. آیا میتوان گفت پیامبر، اسلام را به وسیلۀ شمشیر و زورِ سرنیزه در قلب مردم جای داده است؟ آیا این تعداد جنگها و مدتزمان فتح سرزمین حجاز برای گسترش اسلام و تعداد کشتهشدگان در مقایسه با جنایتی که صلیبیها در جنگهای فراوان انجام دادهاند، و یا فتح اندلس که با پول رباخواران یهودی و سردمداران مسیحی اروپا انجام شد که منجر به تفتیش عقاید مردم و در نتیجه به نابودی سه میلیون مسلمان شد، باعث شرم تاریخ و یهود و مسیحیت نمیشود؟!
ویل دورانت در تاریخ تمدن ضمن تأکید بر حس جاهطلبی مسیحیان به عنوان یکی از علل اصلی و مستقیم برپایی جنگهای صلیبی، در مقام ارایه آمار جنگ اول صلیبی (۱۰۹۵-۱۰۹۹ میلادی) مینویسد: «سرانجام در هفتم جولای ۱۰۹۹ میلادی بعد از یک جنگ سهساله – که قوای صلیبی را (از سی هزار نفر) به دوازده هزار نفر کاهش داده بود – سرداران صلیبی با دلی خوش و تنی کوفته به مقابل دیوارهای اورشلیم رسیدند.»
دورانت در ادامه از قول «رمون کشیش» که شاهد وقایع پشت پادگانهای مسلمانان بود، چنین نقل میکند: چیزهای بدیعی از هر سو به چشم میخورد. سرهای گروهی از مسلمانان را از پیکر جدا کردند... گروهی دیگر را با تیر کشتند یا مجبور کردند خود را از برجها به زیر افکنند. پارهای را چندین روز شکنجه دادند و آنگاه سوزانیدند... در کوچهها تودههایی از سرها و دست و پای کشتگان دیده میشد. هر سو اسب روان میکردی، در میان اجساد کشتگان و لاشۀ اسبان بودی.
دربارۀ جنگ چهارم صلیبی (۱۲۰۲-۱۲۰۴ میلادی) مینویسد: سربازان صلیبی که مدتها بود در انتظار لقمهای چنین چرب و شیرین به سر میبردند، اینک در اثنای هفتۀ عید فصح، چنان قسطنطنیه را مورد تاراج قرار دادند که حتی رم در یورش واندالها و گوتها نظیرش را ندیده بود... اصیلزادگان لاتین، کاخها را بین خود تقسیم کردند. لشکریان وارد خانههای مردم، دکانها و... شدند و آنچه پسندِ خاطرشان افتاد، به عنوان غنیمت برداشتند. اینوکنتیوس سوم شاکی بود که سپاهیان لاتین در برابر سرکشی نفس اماره، به سن، جنس، حرفۀ دینی و هیچ چیز دیگر اعتنا نداشتند... در میان این چپاولها، کتابخانهها به یغما رفت و کتابهای خطی گرانبها خراب یا ناپدید شد... [ویل دورانت، تاریخ تمدن (عصر ایمان)، ج۴، ص. ۷۸۷-۸۲۱] نویسندهای دیگر در توصیف جنگ صلیبی اول میگوید: در واقع در روز جمعه ۲۲ شعبان سال ۴۹۲ هجری، مصادف با ۱۵ ژوئیه سال ۱۰۹۹ میلادی بوده است که فرنگیان، بیتالمقدس را پس از محاصرهای چهلروزه تسخیر کردند. هنوز فراریان هر بار که از این واقعه یاد میکنند از ترس به خود میلرزند و نگاهشان به نقطهای نامعلوم خیره میشود. گویا منظرۀ جنگجویان سراپا زرهپوش را که با شمشیرهای آخته در کوچههای شهر، مردان و زنان و کودکان را سر میبرند و خانهها را غارت میکنند و مساجد را ویران میسازند، پیش چشم دارند. دو روز بعد که کشتار متوقف میشود، در میان حصارهای شهر حتی یک مسلمان نیز نمانده است. تنی چند از آنان با استفاده از آشفتگی موجود از دروازههایی که مهاجمان شکستهاند، به خارج شهر گریخته و بقیه هزار هزار در گودالهایی لبریز از خون یا در آستانۀ منازل و یا هم در اطراف مساجد افتادهاند... (ملعوف، جنگهای صلیبی از دیدگاه شرقیان). (۱)
🗒️ بررسی تلفات انسانی در نبردهای پیامبر و جنگهای امروزی دنیای متمدن
✍️ نوشتهٔ عبدالرحمن عزام؛ استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات
با آنکه اسلام دین مهربانی و مهرورزی است، برخی نسبت به ساحتِ مقدسش زبان تهمت و توهین گشوده میگویند: اسلام دین نیزه و زور است و به وسیلۀ شمشیر توانسته است به سرزمینها نفوذ کند. این عده برای عامسازی این پندارِ نادرست خویش در تلاشاند تا به هر قسم و از هر راهی که شده، با استفاده از وسایل دنیای مدرنِ امروز و به خدمتگیری رسانهها و شبکههای اجتماعی، چهرۀ اسلام را تشویه و آن را مسبب قتل و جنگ و غارت و انسانکشی قلمداد نمایند.
جهتِ رفع و دفع این پندارِ نادرست، اینک ورقی از تاریخ جنگها و مبارزات پیامبر را میگردانیم تا کید و مکر این عده از نامردمانِ ستمکیش را به درستی ببینیم و اهداف شومشان را باز شناسیم.
«ویژگی جنگهای پیامبر در این است که جنگهای خونینی نبودهاند، به این مفهوم که در آنها نسلکشی، چیزی که امروز به جنایت نابود کردن ملتها مشهور است، وجود ندارد؛ چنانکه ما در آنچه تمدنهای جهان معاصر نامیده میشود، میبینیم که برخی از رهبران تصمیماتی را اتخاذ میکنند که آمار قابل ملاحظهای از انسانها را در یک شهر یا کشور و یا یک قاره به کلی نابود میکند. اما جنگهای نبوی به این شکل نبود؛ زیرا آنحضرت تا حد توان سخت تلاش میکرد تا جنگ و نبردی روی ندهد و اگر چارهای جز نبرد نبود، سعی میکرد زود آن را پایان دهد و در حین نبرد از خون شهروندان پاسداری میکرد و از ریختن خون افرادی که به زور به این جنگ کشانده شدهاند، حفاظت مینمود، و پس از پایان جنگ، کسی را که اسیر میشد، معاف میکرد و در حالت پیروزی، ترحم و چشمپوشی میکرد. بنابراین، جنگهایش در بالاترین سطح و مترقیترین وضع پیشرفتهای قرار داشتند که ما هرگز نمونۀ آن را در تمدنهای جدید نمیشناسیم.» [پیامآور رحمت، ص. ۳۰۰]
بانگاه به تاریخ صدر اسلام، در مییابیم که در طول مدت دهسالۀ مبارزات و غزوات و لشکرکشیهای اسلامی که چندین غزوه و جنگ را در بر میگیرد، بنا به آماری که امام سید ابوالحسن ندوی در کتاب نبی رحمت بیان میدارد، تعداد کشتهشدگان دو طرف جنگ، متجاوز از ۱۰۱۸ نفر نبوده است که از این میان، ۲۵۹ نفر متعلق به مسلمانان و ۷۵۹ نفر نیز از سپاه دشمن بوده است.
اما دكتر راغب سرجانی، پژوهشگرِ تاریخ اسلام در مورد تعداد کشتههای غزوات پیامبر صلیالله علیه و سلم مینویسد:
«... من آمار کسانی را جمعآوری کردهام که در همۀ جنگهای نبوی جان باختهاند، اعم از اینکه شهدای مسلمانان بودهاند یا از کشتهشدگان دشمن. سپس به تحلیل این آمارها پرداختهام و آنها را با آنچه در جهان معاصر ما روی داده است، مقایسه کرده، و به نتیجهای شگفتانگیز رسیدهام. تعداد شهدای مسلمانان در تمام جنگهایشان در زمان رسول خدا در مدت ده سال کامل، ۲۶۲ نفر و تعداد کشتهشدگان دشمن ۱۰۲۲ نفر بوده است. همچنین در این سرشماری تلاش کردم تا همۀ افرادی را که از دو گروه کشته شدهاند، حتی مواردی که در حوادث فردی کشته شدهاند غیر از آنانیکه در جنگهای رودررو کشته شدهاند نیز جمعآوری کنم، همانگونه که سعی نمودم صرف نظر از اعداد مذکور، این آمار را از روایات مؤثقی جمعآوری نمایم تا از مبالغههایی که برخی از پژوهشگران با استناد از روایات ضعیف، آمار کمتری را ارایه کردهاند تا نتایج جنگهای نبوی را بیارایند و زیبا جلوه دهند، بپرهیزم. از این رو عدد اجمالی کشتهشدگان هر دو گروه فقط ۱۲۸۴ نفر به ثبت رسیدهاند.
به خاطر اینکه کسی دلیل این تعداد اندک را این ذکر نکند که در آن زمان چون تعداد لشکرها اندک بوده است، تعداد کشتهشدگان اندک است، از اینرو، من آمار لشکرهای مشترک در جنگها را نیز ذکر کردهام و سپس نسبت کشتهشدگان را نسبت به تعداد لشکرها بررسی کردهام و به نتیجهای شگفتآور رسیدهام. همانا نسبت شهدای مسلمانان از میان لشکرهای اسلامی فقط %۱ بوده است؛ در حالیکه نسبت کشتهشدگان دشمنانشان نسبت به شمار لشکرهایشان %۲ بوده است. از اینرو نسبت متوسط کشتهشدگان دو گروه، فقط %۱.۵ بوده است.
این آمارهای ناچیز در جنگهای فراوان، در ۲۵ یا ۲۷ غزوه و ۳۸ سریه یعنی در بیش از ۶۳ نبرد، دلیل روشنی برای کسانیاست که دلایل خونریز نبودن جنگهایی که در عهد نبوی روی داده است را تصدیق میکند.» [پیامآور رحمت، ص. ۳۰۱]
Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚 معرفی کتاب
📖 کتاب: تاریخ اسلام
👤 مؤلف: محمد ابراهیم شریقی
✍️ مترجم: عبدالرحمن عزام
🖨️ ناشر: نشر الفباء
🗒️ موضوع: بررسی مختصر تاریخ اسلام
🎐 نوبت چاپ: اول، تابستان ۱۴۰۳
🏷️ تعداد صفحات: ۴۵۸ صفحه
مطالعه و پژوهش تاریخ، نگاه و نگرش انسان را به زندگی دگرگونه میسازد و او را در پست و بلند روزگاری که در امتداد تاریخ بر انسانها گذشته است، درس عبرتی داده و مایۀ تذکر و یاددهانی خواهد شد. در این میان مطالعۀ تاریخ اسلام، انسان را با گذشتن از مسیر ابتلا و آزمایشی که خداوند متعال سر راه آفرینش وی نهاده است، کامیاب و سعادتمند گذر داده و ضمن برخورداری از زندگی زیبا و حیات طیبه، به سرمنزل مقصود سعادت خواهد رسانید؛ زیرا او درین راه به مطالعه و نگرش فراز و فرودهای فراوانی دست خواهد یافت که تاریخ اسلام از نخستین ایام عصر رسالت نبوی تاکنون از سر گذرانده است. در این باب، کتاب «تاریخ اسلام» اثر دکتور محمد ابراهیم شریقی نوشتۀ نیکویی است که با وجود برخورداری از گزینۀ اختصار و دوری از اطناب ممل و ایجاز مخل، از ویژگیهایی برخوردار است که آن را برای بهرهوری هر چه بهتر و بیشتر در زندگی آماده نموده است.
این کتاب، مرور مختصری است بر فراز و فرود تاریخ پردامنۀ اسلام که در قالب چهارده فصل از عصر رسالت تا کنون، به بیان فرازهایی از تاریخ اسلام پرداخته و خواننده را با آن آشنا میسازد تا خود به اساس ذوق خویش، برای مطالعۀ بیشتر، به مطولات این علم مراجعه کرده و عطش خواهش خویش را با خوانش کتابهای قطور و حجیم این دانش، برطرف نماید.
فصل اول کتاب حاوی اوضاع عرب پیش از ظهور اسلام است که به دیانت و اوضاع اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و بازرگانی این قوم به عنوان طلایهداران این اندیشه میپردازد. سپس نویسنده در فصل دوم با عنوان تابشِ بامدادِ اسلام به زندگانی پیامبر اسلام از تولد تا وفات میپردازد و فصل سوم را به فتوحات اسلامی در دوران خلفای راشدین اختصاص داده است. فصل چهارم به دولت امویان میپردازد که با بیعت حضرت حسن با حضرت معاویه به عنوان نخستین خلیفۀ اموی آغاز میگردد و با سقوط دولت امویان پایان مییابد. دولت عباسیان عنوان پنجمین فصل این کتاب است که به بیان دولت عباسی از فراخوان تاسیس دولت تا تحکیم پایههای آن و تکیۀ خلفای عباسی بر مسند خلافت از اقتدار تا آغاز فروپاشی و سپس سقوط این دولت میپردازد.
فصل ششم کتاب به بحث دولت امویان در اندلس تعلق گرفته است که موازی با دورۀ خلافت عباسی، در اندلس پایهگذاری شده و تا سالیان درازی بر مسند قدرت میماند؛ همچنان در قسمت دیگری از این فصل، دولتهای ادریسیان مراکش، مرابطین و موحدین به بحث گرفته میشود. در ادامه، فصلهای هفتم تا دهم کتاب نیز به مباحث ملوکالطوایفی اختصاص مییابد و در آن دولتهای طولونیان مصر، اغلبیهای شمال آفریقا، اخشیدیها، فاطمیان، حمدانیان، غزنویان، آل بویه، سلجوقیان، ایوبیان و ممالیک به بحث گرفته میشود. فصل یازدهم به اسباب و علل جنگهای صلیبی و اثر آن بر شرق و غرب میپردازد و در آن اهداف، خواستهها و مراحل هشتگانۀ جنگهای صلیبی علیه امت و عالم اسلام را روشن میسازد. دوازدهمین فصل کتاب، حاوی حملات مغول علیه عالم اسلام است که از یورش این قوم بر سرزمینهای اسلامی آغاز گردیده و با بیان سقوط خلافت عباسی ادامه یافته و با شکست مغول در عین جالوت و آزادی شام پایان مییابد. سپس سیزدهمین فصل به دولت عثمانی اختصاص مییابد که مباحث مربوط به این دولت را از امارت کوچک تا دولت بزرگ با بیان نظام حکومتداری و اوج اقتدار تا سقوط دنبال میکند.
چهاردهمین و آخرین فصل کتاب نیز زیر نام گسترش اسلام در جهان به بیان انتشار اسلام در قارههای آسیا و آفریقا میپردازد و نقش تمدن اسلامی در نهضت اروپا را با بیان شخصیتهای مسلمان، تبیین مینماید و سپس آماری در باب دنیای اسلام در عصر حاضر ارایه میدهد و بعد از بررسی آماری گسترش اسلام در جهان، نگاهی به اوضاع فرهنگی، اقتصادی، صنعتی و نظامی کشورهای اسلامی انداخته و کتاب را به پایان میبرد.
✍️ عبدالرحمن عزام
📖 ماهنامهٔ معرفت؛ شمارهٔ ۲۶۰
#کتابستان
#معرفی_کتاب
#کتاب_خوب_بخوانیم
@Alefba99 | الفباء
🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین(20)
♦️عنوان: دونعمت بسیار قابل قدر.
عبد الله بن عباس (رض) روایت می کند که پیامبر(ص) فرمودند:
🔸«نِعْمتانِ مغبونٌ فيهما كثير من الناس: الصحة والفراغ» [رواه مسلم]
🔸ترجمه: دو نعمتاست که بسیاری از مردمان قدر آنها را ندانسته و در برابر آنها دچار زیان می شوند: یکی صحت¬مندی و دیگری فراغت.
♦️کلمات کلیدی
مغبونٌ: زیانرسیده؛ فریبخورده.
الفراغ: فراغت (رهایی از گرفتاریهای دستوپاگیر).
♦️فواید ایمانی و تربیتی حدیث:
این حدیث مبارک، فواید آتی را افاده می کند:
1. تندرستی و رهایی از بیماریهای جسمی و روانی، نعمتی از نعمتهای بزرگ الله متعال است؛ لذا باید قبل از آن که آن را از دست دهیم قدر آن را دانسته و از آن به نفع دین و دنیای خود به نیکویی کار بگیریم؛ نبی(ص) این نعمت را با دو نعمتِ "امنیت و اقتصاد" مساوی با تمام دنیا خوانده فرمودند: «منْ أَصبح مِنكُمْ آمِناً في سِرْبِهِ، معافى في جَسدِه، عِندهُ قُوتُ يَومِهِ، فَكَأَنَّمَا حِيزَتْ لَهُ الدُّنْيَا بِحذافِيرِها». [سنن ترمذي؛ بدرجة حسن]. (هر کس از شما روزش را آغاز کند در حالي که از امنیت جانی و صحتمندی بدنی برخوردار بوده و غذای آن روزش را داشته باشد چنان است که گویي تمام دنيا را به او داده باشند).
2. فراغت و نجات از گرفتاریهای دستوپاگیر هم نعمتی بزرگ از نعمتهای الله متعال است. بیتردید گرفتاریهایی که هم و غم، و تمام وقت و نیروهای انسان را تسخیر و صرف خویش کند هر گز به نفع انسان نیست؛ زیرا هر گاه چنین حالتی -چه حسب دلخواه و یا از جبر روزگار- دامنگیر وی شود، بسا او را از انجام طاعت و عبادت الله متعال و توجه به آخرت و از رسیدگی به ادای حقِ نفس خویش، خانواده و جامعه باز داشته و حتی او را از آسودگی و راحتی زندگی دنیا نیز محروم میسازد؛ لذا باید قدر اوقات فراغت خویش را –قبل از آنکه دچار چنان گرفتاریهایی شویم بدانیم و این از ما میطلبد تا وقت و برنامه-های زندگی خویش را درست نظم بخشیده و در بهترین امور به کار اندازیم تا به چنان حالتی گرفتار نشده و در کنار وقت دادن به کار و بار، و تأمین معیشت، فرصتهای کافی دیگری نیز داشته باشیم تا در آن، به عبادت و بندگی الله بپردازیم و نیز به مصالح شخصی خود و رسیدگی و مهر ورزی با فامیل و فرزندان، و برقراری روابط حسنه با جامعه رسیدگی نماییم.
3. حفظ صحتمندی از واجبات شرعی است؛ لذا ما حق نداریم بدون موجبی، صحت خویش را به مخاطره رو برو سازیم. پس باید همواره در حفاظت صحتمندی خویش کوشا باشیم. بی تردید، آنچه ما را در حفظ نعمتِ صحتمندی کمک میکند عبارت است از: تغذیة مناسب، تحرک کافی یا ورزش منظم، استراحت لازم، وقایة خویش از اسباب بیماریها و نیز تقویت توکل به الله و ایمان به قضا و قدر الهی. نبی(ص) فرمودند: «اغْتَنِمْ خَمْسًا قَبْلَ خَمْسٍ: شَبَابَكَ قَبْلَ هِرَمِكَ، وَصِحَّتَكَ قَبْلَ سَقَمِكَ، وَغِنَاءَكَ قَبْلَ فَقْرِكَ، وَفَرَاغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ، وَحَيَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ». [مستدرک حاکم، حدیث 7845 باتصحیح امام ذهبی] (پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت شمار! جوانيت را قبل از پيري؛ تندرستيت را قبل از بيماري؛ توانگريت را قبل از تهي دستي؛ فراغتت را قبل از گرفتاري و زندگيت را قبل از مرگ).
4. توصیه اسلام به قدرگذاشتن بر نعمت صحتمندی به معنای مقدم بودن طب قایوی بر طب معالجوی است. امروز دنیای علم هم به همین نتیجه رسیده است که باید وقایه را بر علاج مقدم داشت. و البته به هر علتی اگر مریض شدیم باز به واجب شرعی دیگری مواجه میشویم که عبارت است از علاج و درمان. به هر حال، قدر مشترک این است که باید همواره به صحتمندی خویش ارزش قایل بوده و در حفاظت آن کوشا باشیم.
5. اگر بسیاری از مردم قدر دو نعمت: صحتمندی و رهایی از مشغولیتهای دست¬وپاگیر را ندانسته و این دو نعمت از نزد ایشان ضایع و حیف و میل میشود؛ اما از آن سو، همواره عدهای از خواص جامعه هستند که به خوبی قدر این دو نعمت را میدانند؛ پس بکوشیم آنها را برای خویش الگو قرار دهیم.
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
♦️شکایت خواهری از خسر خشوی خویش
🔸خواهری از خسر و خشوی شان شکایتی را مطرح کرده و از شوهر شان که او را فردی صالح می بینند نیز گلایه مند شده اند که گویا جانب والدینش را می گیرد و خواستار مشوره در حل این مشکل شده اند. من در جواب شان نکات زیر را نوشتم:
الجواب:
از آن چه خواندم تذکر چند نکته را لازم می بینم:
اول: این که زندگی شما دو زوج همواره الگو و مورد غبطه بوده و ان شاء الله چنین خواهد ماند.
دوم: اظهاراتِ حین بگومگو، موقف اصلی ما انسان ها نیست؛ مانند: ابر بهاری، زود می گذرد و حالت اصلی جایش را باز می یابد پس نباید در چنین حالتی، آسمان زندگی را سراسر و همیشه ابری تلقی کرد.
سوم: وقوع گهگاهی چیزی از این گونه اختلافات در زندگی زناشویی امری طبیعی است؛ و حتی اگر دو زوج، علی و فاطمه رضی الله عنهما هم باشند خویشتن را از این امر که طبیعت انسانی است تجرید ساخته نمی توانند، لذا نباید زیاد نگرانِ آن شد و اجازه داد که بر ضمیر و عواطف، اثر گذارد و خود را در چهره، زبان و رفتار نشان دهد؛ بلکه در عوض، آن را در دل هموار باید ساخت و در آینده در یک فرصت مناسب، به صورت یک گیلة دوستانه، از دل بیرون کرد.
چهارم: برای یک شوهر که مدیون حق والدین است و عمری تحت رعایت و حمایت شان قرار داشته است باید حق داد و یا لا اقل او را معذور شمرد که در برابر توقعات و ذوق والدین، هر چند با ذوق و مصالح وی برابر نباشد –تا آن جا که معصیتی در میان نبوده و حرج شدیدی را به بار نیاورد- تمکین کند؛ ورنه به اقتضای شرع و فطرت، عمل نکرده است.
پنجم: باید پذیرفت که والدینِ کم سواد و از تبار قدیمی ها، دارای ذوق و سلیقه و معیار و طرز دیدِ متفاوت -و بسا عجیب و غریب- خاص خویش اند؛ اموری که در روح و روان شان تنیده و تقریباً جدای ناپذیر گشته است؛ پس به جای تلاش در جهت تغییر و تقابل با آن که تکر و تنافر را به بار می آورد باید سیاست مدارا و مرور کرام را در پیش گرفت و اندکی عواقب تلخ آن در طبع خویش را پذیرفت و این قاعدة قرآنی را در پیش گرفت و به نتایج آن چشم دوخت: {ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ} [فصلت: 34] ترجمه: بدی را با بهترین شیوه پاسخ ده! در آن صورت [خواهی دید که چگونه کسی که] میان تو و او دشمنی است به دوست صمیمی مبدل خواهد شد.
ششم: هر چه حب و وفا میان دو زوج بیشتر باشد به همان اندازه کسان یکدیگر را بیشتر دوست خواهند داشت و برای آن ها ایثار خواهند کرد و یا اقلاً تحمل و رعایتش شان خواهند نمود. نبی(ص) همواره دوستان خدیجه (رض) را قدر می کردند و نیز در حدیث بخاری است: بدانگاه که حسان بن ثابت نزد عایشه صدیقه بار یافت، کسی بعداً نزد ام المومنین، زبان به طعن و ذمّ وی گشود و به مادر گفت: او را به خانه ات راه مده؛ زیرا او در حادثة افک سهم گرفته بود؛ ولی عایشه(رض) ناراحت شد گفت: می دانی او با شعر آتشین خویش از پیامبر(ص) دفاع می کرد. بدین گونه آن دو زوجِ با وفا، عواطف خویش را به پای شریک زندگی خویش قربانی می کردند.
هفتم: بهتر است اموری این چنین که میان زوجین پیش می آید تا جای ممکن بین خود زوجین محدود مانده و پای دیگران به میان کشیده نشود؛ چرا که تجربه نشان داده است که دخالت دیگران، گاهی موضوع سطحی را عمق بخشیده و حل آن را دشوارتر می سازد؛ مگر زمانی که -خدای نخواسته- کار به باریکی های کشد و چاره ای جز دخالت بیرونی باقی نماند. والله اعلم
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات
✍: ادهم شرقاوی
💓سنتهای خداوند در نبرد بین حق و باطل اینگونه است:
هیچ پیروزیای بدون آزمایش نیست، و هیچ امنیتی نیست، مگر اینکه پیش از آن ترس و اضطراب بوده است.
در جنگ خندق، دلهای صحابه به گلوگاه رسید؛ احزاب از بیرون و یهود و منافقان در داخل مدینه، مسلمانان را محاصره کرده بودند...
همه شرط بسته بودند که این، آخرین روزهای اسلام است! اما دهسال بعد از جنگ خندق، صحابه درحال فروپاشی دو امپراتوری روم و فارس بودند.
این دین باقیست، پس نگران آن نباش. تنها چیزی که باید نگرانش باشی این است: جایگاه تو در این نبرد کجاست؟!
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
