محتوای دعواهای ذهنی نیک تو حموم
Ir al canal en Telegram
این چنل دقیقا چیزیست که در عنوان آن نوشته شده. -Gender fluid http://t.me/HidenChat_Bot?start=1467699674
Mostrar másIrán167 616La categoría no está especificada
595
Suscriptores
+224 horas
+37 días
-230 días
Archivo de publicaciones
سزایم نیست این زندان و حرمانهای بعد از آن جهان گر عشق دریابد، جزای دیگری دارم صباحی چند از صیف و شتا هم گرچه در بندم ولی پاییز را در دل ، عزای دیگری دارم غمین باغ ِ مرا باشد بهار ِ راستین : پاییز گه با این فصل ، من سر ّ و صفای دیگری دارم من این پاییز در زندان ، به یاد باغ و بستانها سرود ِ دیگر و شعر و غنای دیگری دارم هزاران را بهاران در فغان آرد ، مرا پاییز که هر روز و شبش حال و هوای دیگری دارم چو گرید های های ابر ِ خزان ، شب ، بر سر ِ زندان به کنج ِ دخمه من هم های های دیگری دارم -من این پاییز در زندان... مهدی اخوان ثالث(م.امید)
هروقت به یک نفر کتاب قرض میدم همیشه بهش میگم هرچی خواست توش بنویسه و گل یا بوک مارک یا هرچیزی که خواست لاش بذاره. دلم میخواد وقتی اون کتاب رو به کسی میدم احساس کنه که خونده شده و وقتی به من برش میگردونه من هم احساس کنم که کتابم خونده شده و یک ردی از اون آدم دیگهای که این رو خونده برای همیشه توش هست.
+3
دیروز با دوستان رفتیم عمارت عالیقاپو، دربارهی آثار باستانی و هنر ایرانی صحبت کردیم، به گربهها غذا دادیم، دوغ و گوشفیل محشری خوردیم، و در نهایت روی چمنها دراز کشیدیم و از آسمان لذت بردیم. روز پرباری بود.
آدم اگر به خودش، به حریم شخصیش و به حد و مرزهای زندگی خودش احترام نگذاره هیچکس دیگهای هم احترام نمیذاره.
این بیاحترامی و بیحرمتی به خود میتونه خودش رو در موارد سطحی، مثل نوع پوشش و تمیزی لباس و بهداشت شخصی و زبان بدن، نشون بده یا در موارد عمقیتری مثل حرفهایی که میزنیم، این که چقدر از افکارمون رو به اشتراک بگذاریم و چهطور بگذاریم، در چه جمعهایی چه حرفهایی مناسبن و چه حرفهایی نیستن و مهمتر از همه-به عقیدهی بنده-این که در رابطه با موضوعاتی که به ما مربوط هستن چقدر حرف مفید و مناسب برای گفتن داریم و آیا تلاشی برای رفع عیوب و پیشرفت انجام میدیم یا نه.
یکسری مسائل-مثل مسائل خانوادگی-در اکثر جمعها یا نباید بیان بشن و یا باید به شدت با ظرافت و زبان خاصی بیان بشن که فرد دچار زیادهگویی و شکسته شدن حرمتها نشه.
انجام یکسری رفتارها هم در یکسری محیطها به شدت اشتباه و حتی خجالتآورن. مثل نداشتن حد و مرز و معیارهای شخصی مشخص برای مراوده و برقراری ارتباط با آدمهای دیگه. شما نمیتونی یک روز حد و مرزت یک چیز باشه و روز دیگه یک چیز دیگه. یک روز بگی فلان مدل آدم برای من جالب نیست و فردا بگی دقیقا همون مدل آدم برای من جالبه.
تمامی این کاستیها تا حدی در همهی ما هست؛ اوضاع از اونجایی رو به وخامت میگذاره که شخص نه تلاشی برای درست کردنشون و یادگیری دربارشون بکنه و نه حتی براش اهمیت داشته باشه. در این صورت کمکم به خودش میاد و میبینه شخصیتش از ده جهت شده سوار باد حرف و نظر هر آدمی که توی زندگیش میاد و میره.
دارم "ربکا" اثر دفنی دو موریه رو میخونم و از همین چپتر اول عاشق و میخکوب تصویرپردازیش شدم. محشر.
سلام. شبتون به خیر.
بنده اولین باره چنین چیزی رو میشنوم. ممنون میشم اگر دوستتون لطف کنن و منبعشون رو در اختیار ما بذارن که ما هم مطالعه کنیم.
https://t.me/Nicoladamnedproblems/12480
دوستم، من این شرق بهشت رو خریدم و بعد دوستم اومد گفت این مثل اینکه اثر رو از یک خانمی دزدیده عملا=)))
یعنی ایده و اینا مال یه خانومی بوده این زده به اسم خودش😭
خیلی غمگین شدم
اون روز که نشسته بودم و با ذوق برای خواهرم بحث سموئل و لی و ادام راجع به "Timshel" رو تعریف میکردم فقط تا وسط کتاب رو خونده بودم و نمیدونستم قراره چه بلایی سرم بیاد.
سپاس فراوان از جان استاینبک عزیز که هیچوقت ناامیدت نمیکنه.
تمام شد. الان نیاز دارم دست کم دو روز برم فکر کنم ببینم این چه خاکی بود که به سر خودم ریختم.
من امشب یا شرق عدن رو تمام میکنم یا خودم رو تمام میکنم. از این دو حالت خارج نیست.
