es
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

Ir al canal en Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Mostrar más
1 705
Suscriptores
+124 horas
+67 días
+1830 días
Archivo de publicaciones
https://www.instagram.com/p/CJEfC-9sFPP/?igshid=121wr0e5h78nj این لینکُ یکی از دوستان برام فرستاد! نکات جالبش اینه که یه فن پیج اردلان نظرسنجی کرده و اردلان اول شده! بعد این که چند نفر از ادمین پرسیده‌ن که مثلا یغما کجاست؟ گفته: کی هست؟ ترانه‌سرا‌ست؟ و از اون جالب‌تر این که خیلی از اساتیدی که نظرسنجی وزن دنیا از نظرشون از بیخ غلط بود در نظرسنجی این فن‌پیج شرکت کرده‌ن!

«نوازش باران» خواننده: محمد نوری ترانه‌سرا: فریدون مشیری موسیقی: محمد سریر @LyricsNotes

این یادداشتم به مناسبت درگذشت «محمد نوری» در شماره‌ی شهریورماه ۸۹ ماهنامه‌ی «گزارش» منتشر شده است. طبیعتاً بسیاری از آرای من
این یادداشتم به مناسبت درگذشت «محمد نوری» در شماره‌ی شهریورماه ۸۹ ماهنامه‌ی «گزارش» منتشر شده است. طبیعتاً بسیاری از آرای من به نسبت ده سال پیش دچار تغییرات بنیادین شده است اما هم‌چنان بر توصیفم از هنر محمد نوری تأکید می‌کنم: فخیم و عامیانه @LyricsNotes

همیشه بعد از هر حرکتی در حوزه‌‌های مختلف به شکلی طبیعی عده‌ای هم در قامت منتقد در مقابل آن حرکت قرار می‌گیرند و منصفانه یا غیرمنصفانه و آگاهانه یا ناآگاهانه، چنان حرکتی را از ریشه یا از ساقه و شاخه، نادرست و ناراست اعلام می‌کنند. اما نکته‌ی مهم این است که انتقادات هم برای این که تأثیر لازم و کافی بر مخاطب داشته باشند باید در بستری متناسب با آن حرکت، شکل بگیرند. انتقادات پراکنده و درگوشی و یا مانند امروز در گروه‌ها و صفحاتی مجازی با سطح انتشار بسیار محدود (در حد صفر) اگر کم‌اهمیت نباشند اما تقریباً بیهوده‌اند. مشکل بسیاری از منتقدان، نقض غرض است. نقدهایی که به سطح حرفه‌ای یک حرکت می‌شود عموماً با فرمتی غیرحرفه‌ای و در فضایی غیرحرفه‌ای شکل می‌گیرد. یکی از مهم ترین دلایل این نقض غرض هم عدم توانایی بسیاری از این منتقدان در ورود به فضای حرفه‌ای است. از بیرون گود می‌شود هر افاضه‌ای را فریاد زد اما وقتی وارد گود می‌شویم در عمل ایده‌آل‌هایمان موبه‌مو اجرا نخواهند شد. آن چه در تاریخ می‌ماند آثار عملی کارورزانی است که در گودند و نه فریادهای پیرامون گود. اتفاقاً خیلی هم خوب است که این منتقدان هم وارد گودی شوند و در عمل، نقدشان را بر لوح تاریخ حک کنند. نقد را می‌شود بر همان بسترهایی که آن حرکت، شکل گرفته قرار داد و نتیجه‌های بهتری گرفت. این برای آن حرکت هم بهتر است. و مگر هدف از نقد، چیزی جز اصلاح جریان‌ها در مسیر سالم‌تر و مفیدتر است؟ @LyricsNotes

پرونده‌ی «ده ترانه‌سرای برتر قرن» در آخرین شماره‌ی «وزن دنیا» با همت حسن علیشیری عزیز به عنوان دبیر این پرونده و با تدبیر ستودنی سردبیر و تحریریه‌ی این نشریه‌ی تخصصی شعر منتشر شده است. هرچند به گمان من این پرونده و نظرسنجی می‌توانست در عنوان خود صفت «منتخب» را جایگزین «برتر» کند اما در نهایت آن‌چه که اتفاق افتاده برای جایگاه ترانه‌ی فارسی بسیار مهم و لازم جلوه می‌کند. چنین انتخاب‌هایی در برهه‌هایی مشخص مانند همین ابتدا و انتهای یک قرن در واقع نشان از اهمیت یک جریان هنری دارد که رسانه‌ را ترغیب می‌کند این‌گونه به آن بپردازد. بدیهی است که نتایج این چنین نظرسنجی‌هایی به راحتی و با استدلال‌هایی قابل تأمل می‌تواند زیر سؤال برود. مشخص است که برای صفاتی چون «برتر»، «بهتر»، «زیباتر» و حتی «منتخب» نمی‌شود در معیارهای متقن به اجماع رسید اما آن‌چه در این ماجرا مهم‌تر است برجسته‌سازی یک ژانر و چهره‌های شاخص آن در میان عوام و خواص است. این خاصیت رسانه است که برای جذب مخاطب از چنین فرمول‌هایی استفاده کند و چه بهتر که نتیجه‌ی این استفاده، بیشتر جدی‌گرفته ‌شدن ترانه در میان مردم باشد. این دقیقاً همان اتفاقی است که اعطای جایزه‌ی نوبل ادبیات به ترانه‌سرایی مانند «باب دیلن» رقم زد. می‌شود فرآیند انتخاب دیلن را در نوبل ادبیات هم با استدلالاتی کاملاً شبیه دلایل منتقدان برای کم‌ارزش جلوه‌دادن نظرسنجی وزن دنیا زیر سؤال برد اما نمی‌شود تأثیر مثبت آن انتخاب را در نگاه مردم به ژانری به نام «ترانه» نادیده گرفت. در این پرونده من هم با افتخار، فهرست منتخبینم را ارائه کرده‌ام و وظیفه‌ی تک‌نگاری برای بانو زویا زاکاریان را هم بر عهده داشته‌ام. در ایامی که قرار بود آن یادداشت را بنویسم مشغله‌های ذهنی بسیاری داشتم و امروز از کیفیت آن نوشته چندان رضایتی ندارم اما عمده‌ی آن‌چه می‌خواستم را در محتوای یادداشتم گنجانده‌ام. انتخاب شهیار قنبری به عنوان نفر اول این نظرسنجی هم دور از ذهن نبود. ایشان برای بار دوم در سال جاری روی جلد یک نشریه‌ی داخلی آمده‌اند و امیدوارم دیگر به این یقین رسیده باشند که دست کم از ایشان نوشتن قدغن نیست و ما کارورزان داخلی ترانه، تمام قد در حمایت از ایشان ایستاده‌ایم! و امید داریم که دیگر هنرهای ایشان نیز به زودی از دایره‌ی قدغن‌های وطنی خارج شود. ایشان انتخاب دوم من پس از ایرج جنتی‌عطایی است و همان گونه که قبلاً در یادداشتی توضیح داده‌ام، در کنار ایرج اثرگذارترین ترانه‌سرای این سرزمین در حفظ شأن و جایگاه ترانه‌ی ماست. عمرشان دراز باد و تبریک به وزن دنیا برای این حرکت تاریخی و مهم. @LyricsNotes

بعد از آن ماجرای کاندیدا شدن در جشنواره‌ی بسیج و‌ واکنش‌ها به قرار گرفتن نام چاووشی در کنار ذبیح‌پور و کریمی و ... منتظر یک حرکت این‌چنینی بودیم. اما چرا رجب‌پور؟ مگر قرار نیست باور کنیم؟! @LyricsNotes

«سبد خاطره‌ها» (منِ بی‌تو) خواننده: تورج شعبانخانی ترانه‌سرا: فرهاد شیبانی موسیقی: تورج شعبانخانی ریمیکس: ویگن داوودی آرشیو تورج شعبانخانی @vigendavoodi @LyricsNotes

«فال» خواننده: تورج شعبانخانی ترانه‌سرا: فرهاد شیبانی موسیقی: تورج شعبانخانی ریمیکس: ویگن داوودی آرشیو تورج شعبانخانی @vigendavoodi @LyricsNotes

به مناسبت اولین سالگرد درگذشت هنرمند خاطره‌آفرین «تورج شعبانخانی»، دو ریمیکس از آثار او را آماده‌ی انتشار کرده‌ایم. @vigendav
به مناسبت اولین سالگرد درگذشت هنرمند خاطره‌آفرین «تورج شعبانخانی»، دو ریمیکس از آثار او را آماده‌ی انتشار کرده‌ایم. @vigendavoodi @LyricsNotes

اولین سالگرد درگذشت «تورج شعبانخانی» است و من ترجیح می‌دهم به همین مناسبت به جای مرثیه‌سرایی‌های نمایشی، نکات مهمی را با شما در میان بگذارم: من به واسطه‌ی حرفه‌ی روزنامه‌نگاری و تجربه‌های ترانه‌سرایی از سال‌ها پیش با تورج شعبانخانی نازنین ارتباط نزدیک داشتم. ارتباطی که در حضور دوست مشترکی مانند آرش قاسمی عزیز (وکیل فریدون فروغی) بسیار نزدیک، دوستانه و‌ مدام بود. در تمام این سال‌ها تلاش می‌کردیم که همانند دیگر دوستی‌ها با هنرمندان قدیمی، این ارتباط یک‌طرفه نباشد و به مزاحمت‌های مداوم بدل نشود. بارها به بهانه‌ی حضور در محافل ادبی و هنری او را از کنج عزلت بیرون می‌کشیدیم، جشن تولد می‌گرفتیم، دورهمی‌های دوستانه شکل می‌دادیم و به هر بهانه‌ای به منزلش سر می‌زدیم. زمانی که دفترم را به خیابان کریم‌خان بردم هم می‌گفت که دیگر همسایه شدیم! و بسیار منت می‌گذاشت و به من سر می‌زد. در این مدت به دوستان ترانه‌سرا بارها پیشنهاد دادم که ترانه‌هایشان را به ملودی‌های تورج بسپارند و عجیب این که جز یاشار هاشم‌زاده ‌عزیز هیچ کس از این پیشنهاد در عمل استقبال نکرد! زیرا باید حقوق مادی تورج را می‌پرداختند! با این حال هم من و هم یاشار افتخار پیدا کردیم که چند ترانه‌مان به ملودی‌های تورج‌خان بپیوندند. ترانه‌هایی که یکی دوتای آن‌ها رسماً در زمان حیات او منتشر شده‌اند. ترانه‌ی «از توشکفتن» آخرین اثر اوست که در زمان حیاتش منتشر شد. همه‌ی کسانی که در جریان مراحل اجرای ترانه بودند از خرسندی او بابت کیفیت اجرای ترانه و لطفی که به همه‌ی مجریان و من داشتند مطلعند. شبی که راهی همدان بود با او تماس گرفتم تا در مورد صفحه‌‌ی اینستاگرامی که به نام او مطلب و عکس منتشر می‌کرد و مطلبی که در همین موضوع منتشر کرده‌ بودم حرف بزنیم. با جدیت می‌گفت که هیچ صفحه‌ای در فضای مجازی زیر نظر او نیست. با این حال از من خواست تا با ادمین یک صفحه که به نام ایشان فعالیت می‌کرد تماس بگیرم و از آن‌جا که ایشان هم ترانه‌سراست فکری به حال سر و سامان دادن به این وضع کنیم. از ایشان خواستم هر زمان که برگشتند سراغ این موضوع برویم. همان جا هم باز با شعف از ترانه‌ی «از تو شکفتن» گفتند و این که بعد از سفرشان باید بیشتر همکاری کنیم. اما جسم بی‌رمق تورج از آن سفر با آمبولانس برگشت و چند روز بعد پرکشید. در زمان تشییع در تالار وحدت همان کسانی که دل تورج بیش از هرکسی از آن‌ها خون بود زیر تابوت و عکس او را چسبیده بودند و در رژه‌ مقابل عکاس‌ها جلوداری می‌کردند. از شوآف‌های هنگامه‌ی تشییع و تدفین که بگذریم با فاصله‌ی کمی تلاش‌ها برای مصادره‌ی اعتبار از تورج آغاز شد. عکس‌ها منتشر کردند که ما تنها حواریون تورج بوده‌ایم! و گویی اگر نبودند تورج دو دهه قبل رفته بود! آن زمان بود که یادشان آمد به صفحاتی که به نام تورج فعالیت می‌کنند در قالب بیانیه‌های شدید‌الحن حمله کنند! یادشان آمد که حالا صفحه‌‌ی اینستاگرامی با تأیید خانواده باید داشته باشد! یادشان آمد که باید از دستگاه‌های صوتی حرفه‌ایش درآمدزایی شود! یادشان آمد که آرشیوش نه به دوست صدابردار هم‌دوره و کاربلدش که تا آخرین لحظات در کنارش بود بلکه باید به آن‌ها که خواب چنین مجموعه‌ای را هم نمی‌دیدند سپرده شود! تازه بیانیه‌ای هم ساطع کردند که کارهای منتشر نشده را با هماهنگی آن‌ها باید منتشر کرد! خبر از وجود خیل ترانه‌هایشان با همراهی ملودی‌های تورج هم داده‌اند! مرده‌خوری‌ها هیچ! چرا در این یک سال یک بار هم به آخرین ترانه‌ی تورج اشاره نکرده‌اند؟ با من مشکل دارند! چرا کار تورج را در صفحه‌ای که مدعی‌اند برای اوست معرفی نکرده‌اند؟ غیر از این است که هدفشان نه محافظت از نام و شأن و هنر تورج‌خان بلکه بهره‌برداری حقیرانه از نام بلند اوست؟ اگر غیر از این است چرا در سالگرد درگذشت تورج، به جای آن همکاری‌هایی که یک سال است وعده‌اش را می‌دهند و عرضه‌ی به سرانجام رساندن یکی را هم نداشته‌اند یک دکلمه با صدای تورج منتشر می‌کنند که بافته‌ی ناسازشان را روخوانی می‌کند؟ چرا صفحه‌ای که به نام تورج است را بهانه‌ی شهرت‌طلبی خود کرده‌اند و خاشاک خود را به آثار ارکسترال موجود برای انتشار ترجیح می‌دهند؟ حقارت از این بیشتر؟ من هرگز سراغشان نرفته و‌ نمی‌روم! آن چه که از اعتبار تورج نصیب من شده حاصل دوستی صادقانه و همکاری حرفه‌ای با اوست. همین چند گفت‌وگو در نشریات و رسانه‌ها و همین ترانه‌هایی که کارنامه‌‌ی مشترک من و اوست و هیچ کدام از این موجودات در زمان حیات تورج به دستش نیاوردند از سر من هم زیاد است. فقط این‌ها را باید می‌نوشتم نه به خاطر خودم که به خاطر تورج و برای ثبت در تاریخ. @LyricsNotes

به مناسبت چهلم پدر تنها ميتوان نوحه اي از خود او خواند كه بهترين شرح حال است: نوحه ای از پدرمان برای پدرمان و به یاد او شاعر: استاد حبیب الله بیگناه خواننده: غزل بیگناه انتخاب شعر و دکلمه و ملودی: آرش بیگناه اهنگساز و تنظیم کننده: محمد مهدی قوام تنبک: نیما افشار شاهرودی سه تار و پیانو : محمد مهدی قوام بوی گل نمی آید، روز روز پاییز است خنده در شفق مرده است، آسمان غم انگیز است فصل فصل مردن ها، سر به جیب بردن ها وقت جان سپردن ها، روز و شب بلا خیز است هر چه می زند فریاد، از غم جهان فرهاد چون همیشه ها شیرین، کام جان پرویز است بانگ چنگ و عودی نه، نغمه و سرودی نه این صدا که می بینی، نوحه ی شباویز است @avzghazal

«بر فراز آسمان‌ها» سه قطعه از موسیقی متن فیلم اثری از «واروژان» ضبط و ریمیکس موقت از نوار مولتی‌تراک: ویگن داوودی @vigendavoodi @LyricsNotes

بارها از موسیقی متن فیلم «بر فراز آسمان‌ها» گفته‌ایم اما چند نکته‌ی مهم لازم به یادآوری است: واروژان ضبط عمده‌ی سازهای این موسیقی را با نظارت دقیق خود انجام داده است. صدای او پیش از اجرای هر قطعه، مؤید این موضوع است. درگذشت واروژان پیش از ضبط یکی دو ساز از این ارکستر بزرگ اتفاق افتاد. ضبط سازهای باقی‌مانده هم در همراهی ویگن داوودی و ناصر چشم‌آذر شکل گرفته و در نهایت میکس شده است. با این حال میکس آنالوگ آن سال‌ها کاستی‌هایی دارد که ویگن داوودی در تلاش برای برطرف‌کردن آن‌هاست. نسخه‌ای که می‌شنوید ریمیکس موقت از سه قطعه‌ی این اثر است و امیدواریم در آینده کل موسیقی متن این فیلم به میکس نهایی برسد و در شرایط مناسبی منتشر شود. این قطعات برای اولین بار و به مناسبت هشتاد و چهارمین زادروز واروژان منتشر می‌شود. یاد و‌نامش گرامی @LyricsNotes @vigendavoodi

به مناسبت هشتاد و چهارمین زادروز واروژان، امشب ریمیکس یکی از آثار این هنرمند بزرگ را از نوار مولتی‌تراک منتشر خواهیم کرد. @Ly
به مناسبت هشتاد و چهارمین زادروز واروژان، امشب ریمیکس یکی از آثار این هنرمند بزرگ را از نوار مولتی‌تراک منتشر خواهیم کرد. @LyricsNotes

نکته‌ی مهم دیگری که فراموش کردم این که بدیهی و مشخص است که اجرای رامش در این اثر، تمرینی و ناقص است و این نکته‌ای پنهان نیست و مثل بی‌شمار اجراهای تمرینی دیگر بزرگان، شامل ایراداتی در کوک، هماهنگی با ریتم و دیگر موارد است. بی‌شک کسی امروز و در آینده، ایرادات فنی اجرای خواننده‌ی توانایی مانند رامش را در یک اجرای تمرینی، لکه‌ی سیاهی در کارنامه‌ی او نخواهد دید و مطرح کردن چنین تأویل‌هایی صرفاً برای گروکشی و سوء‌استفاده از احساسات مخاطب عام است. در این نسخه فقط یک بند از ترانه اجرا شده و بند دوم موجود نیست. همین موضوع باعث شده که برای تکمیل اثر، بند اول بر ورس دوم موسیقی قرار داده شود و از این رو مشکلاتی در ریتم و سینک اتفاق بیافتد. جناب داوودی آگاهانه و برای جلوگیری از دفرمه شدن وکال در بند دوم از ملوداین کردن آن چشم‌پوشی کرده است. به هر شکل با توجه به تمرینی بودن این اجرا طبیعتاً این ایرادات هم توجیهات منطقی دارد. @LyricsNotes

بعضی واکنش‌ها به انتشار ترانه‌ی ناشنیده‌ی «ما به انتها رسیدیم» با صدای زنده‌یاد رامش قابل پیش‌بینی بود. این که دون‌کورلئونه‌ی ترانه‌ی ایران زمین با آن اسم کوچک زیبا باز هم موضع «چرا از من اجازه نگرفتین» بگیرد یا یکی از شرخرهای هنر ایران‌زمین این بار با نقاب صمدآقا و شعار «هیشکی مثل مو نمیتونه آرشیو منتشر کنه» با ادبیاتِ «یادگزاری از» هنرمندان با این شیوه بد است! به جنگ ادبیات فارسی برود دور از ذهن نبود. اما باز هم برای رفع ابهام برخی دوستان یادآوری می‌کنم که انتشار پشت صحنه و اجراهای تمرینی در قالب «اجرای خارج از برنامه» یا outtake امری بسیار مرسوم در دنیاست. در این مورد هم به دلیل مشخص نبودن خالقین اثر و برای از بین نرفتن آن و مشخص شدن احتمالی خالقانش اقدام به انتشار نسخه‌ی موجود کردیم. شرخرهای محترم هم طبیعی است که ناآگاهی عمیقشان از هنر و دنیای هنر وادارشان می‌کند که با دست‌آویز قراردادن نک‌وناله‌های شبه‌اخلاق‌مدارانه به توبیخ دیگران بپردازند. فضای مجازی پر است از پشت‌صحنه‌های این‌چنینی موسوم به Studio Bloopers از هنرمندان بزرگ و هیچ کس هم معتقد نیست که شأن هنرمند زیر سؤال رفته و ساحتش خدشه‌دار شده است! این‌ها نشانه‌ی سوختگی‌های عمیق در نواحی حساس است. عجالتا این لینک از بلوپر‌های بیتلز را داشته باشید: @LyricsNotes https://youtu.be/BSWchSdJrFw

«ما به انتها رسیدیم» ترانه‌ای منتشرنشده با صدای «رامش» سازنده‌ی ملودی: ؟ ترانه‌سرا: ؟ تنظیم: ناصر چشم‌آذر ضبط و ریمیکس از نوار مولتی‌تراک: ویگن داوودی @vigendavoodi @LyricsNotes

«ما به انتها رسیدیم» ترانه‌ای منتشرنشده با صدای «رامش» سازنده‌ی ملودی: ؟ ترانه‌سرا: ؟ تنظیم: ناصر چشم‌آذر ضبط و ریمیکس: ویگن داوودی اجرای پشت صحنه @vigendavoodi @LyricsNotes