𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'
Ir al canal en Telegram
-وجود کلماتی اما، خودت وجود نداری. Gl & Bl novels☀️ - چنل دیلی؛ @el6hell
Mostrar más2 733
Suscriptores
-124 horas
-17 días
-4230 días
Archivo de publicaciones
2 735
خیال کن که من مردهام.
میتوانی هرچه خواستی زار بزنی، اشک بریزی و گریه کنی، اینها من رو برنمگردونن2 735
اینکه روزی کسی رو برای همیشه از دست بدی و دیگه هیچوقت نبینیش از درک و منطق من خارجه.
بدون هیچ خداحافظیای، بدون هیچ خبر و هشداری.
اون مسافرت نرفته، مهاجرت نکرده، قطع ارتباط و قهری در کار نبوده، فقط دیگه نیست.
هرجای دنیارپ که بگردی پیداش نمیشه.
قرار نیست هیچوقت شمارش رو بگیری و بتونی حالش رو بپرسی.
2 735
ادم گاها بعضیهارا فقط به این دلیل دوست دارد که خیال میکند میتوانند روی زخمهایش مرحم بگذارند.
2 735
تو روزی خواهی مرد و با این وجود خورشید مثل همیشه طلوع خواهد کرد، باد از حزن نبود تو متوقف نمیشود، و مردم از خندیدن دست برنمیدارند.
تو نقش اول فیلمی هستی که بینندهای ندارد.
2 735
اما چیزی که مرا میترساند افتادن و زخمی شدن نیست، من میترسم که تا ابد راه بروم و به چیزی نرسم.
2 735
اما تو زیبا و غمگین هستی، مثل ماهی قرمزی در تنگ، گلی در گلدان، قناریای در قفس و دختری در اتاق کوچک با دیوارهای سفید.
2 735
نقش تو در زندگی من فقط به اندازه بیست دقیقهی قبل از خواب است و این به تمام ساعتهای بعد از خواب با ادمهای دیگر میارزد.
2 735
ادمها برای ازادی جان میدهند.
بیمارها برای رهایی از درد، اعدامیها برای رهایی از زندان، مقتولین برای گریختن از دست قاتل و زندهها برای فرار از کالبد کوچک رقت انگیزشان.
ادم وقتی زنده است احساس ازادی نمیکند.
2 735
اما چه میشود اگر بیدار شوم و بفهمم که نداشتنت کابوسی بود و به انتها رسید؟
احتمالا احساس تشنگی کنم، چند لیوان اب بخورم و تو مرا دلداری دهی.
و من تورا خواهم بوسید و انقدر این کار را تکرار خواهم کرد تا دوباره از خواب بپرم و کابوس بعدی را زندگی کنم.
2 735
من دوست ندارم که ادمها از زندگیام بروند، هر اتفاقی که بیوفتد این حقیقت که زمانی برای من مهم بودند را تغییر نمیدهد و کسی که یکبار برای من مهم شود تا اخر عمر مهم خواهد ماند.
به نظر من رد ادمها برای همیشه روی یکدیگر باقی میماند، هرچقدر که از هم دور شوند، جایی در گذشته وجود دارد که در ان هنوز با هم هستند.
روزها میگذرد، فاصلهها بیشتر میشود، خاطرهها کمرنگ میشوند و بعضی قسمتهایشان از یاد خواهد رفت اما اتفاقی که افتاده هیچگاه فراموش نمیشود و حقیقت از بین نخواهد رفت.
2 735
ادم اگر یک خرابه داشته باشد که راهش را بلد است بهتر از این است که قصری داشته باشد و نداند کجاست.
2 735
ادمیزاد بزرگ میشود و همهچیز را به جز طاقت اوردن فراموش میکند.
اتفاقا به همین دلیل است که خیال میکنم خودم را گم کردهام، تلاش میکنم بفهمم که چه هستم.
یک نویسنده؟ یک بازیگر؟ یا شاید هم یک فاحشه.
گاهی خیال میکنم که هیچ نیستم و این حتی از فاحشه بودن هم بدتر است.
