𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Ir al canal en Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Mostrar más2 280
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-3930 días
Archivo de publicaciones
2 280
آزمودن صحت ایمان دیگران، وظیفهی ما انسانها نیست!
بنده نمیتواند ایمان بندهی دیگری را بسنجد!
— ملت عشق / الیف شافاک
2 280
آزمودن صحت ایمان دیگران،
وظیفهی ما انسانها نیست!
بنده نمیتواند ایمان بندهی دیگری را بسنجد!
— ملت عشق / الیف شافاک
2 280
هیچچیز با سرکوب از بین نمیرود، برعکس، قویتر میشود.
سرکوب کردنِ هر چیز، سببِ تشدیدِ جاذبه آن میشود.
آنچه را سرکوب کردهایم، وارد لایههای عمیقترِ آگاهی ما میشود و به نحو دیگر سر بر میآورد.
📕 الماسهای آگاهی — اُشو
2 280
از مردم ایران میترسم!
چند سال پیش که استان گیلان و شهر رشت برف سنگینی بارید و شهر چند روزی دچار بحران شده بود، از دوستی شنیدم که نان لواش هر بسته تا بیست هزار تومان فروخته شد.
قبل از زلزله کرمانشاه، قیمت کانکس حدود یک و نیم تا دو میلیون بود و پس از زلزله قیمت کانکس به حدود هفت میلیون رسید.
با یک برف که شهر تهران به بحران رسیده، قیمت کرایه تاکسی از فرودگاه امام تا شهر تهران به یک میلیون رسیده است.
اینکه مسٸولین مدیریت بحران بلد نیستند، عجیب نیست، چون مدیریت یک تخصص آموختنی است که این عزیزان نیاموختهاند.
اما چه بلایی بر سر انسانیت آمده است. خیلی دوست دارم کسانی که در شهر رشت نان لواش را بستهای بیست هزار تومان به مردم فروختهاند را از نزدیک ببینم، برایم جالب است فروشنده کانکس هفت میلیونی خانواده دارد یا نه؟ راننده تاکسی که کرایه یک میلیونی از مسافرش طلب میکند، به کدام خدا اعتقاد دارد؟
حتماً فیلم دوربین مخفی ایرانی که اخیراً منتشر شد دیدهاید که مردم عادی کوچه و خیابان چگونه پولهای یک نابینا را با وقاحت تمام میدزدند!
من از مردم ایران میترسم!
از خودم بعنوان یک معلم دانشگاه خجالت میکشم که در تربیت این نسل مسٸولیت داشتهام و درست تربیت نکردهام، معلمان مدرسه، روحانیون و وعاظ، صدا و سیما، آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد و ... همه کسانی که به هر نحو سهمی در فرهنگسازی داشتهایم باید خجالت بکشیم.
وقتی شنیدم در بحران هستهای و سونامی شهر فوکوشیما، پنجاه نفر داوطلب شدند برای خنک نگهداشتن رآکتور هستهای (مرگ) تا مردم شهر فرصت پیدا کنند از شهر خارج شوند، درجه شرمساریام بیشتر میشود.
وقتی شنیدم در زمان تخریب برجهای دوقلو در یازده سپتامبر تاکسیهای شهر نیویورک مردم را رایگان جابجا میکردند، از شدت خجالت آب میشوم.
من از مردم ایران میترسم!
من بخاطر تمام کوتاهیهایم در عرصه فرهنگ اجتماعی از تاریخ ایران شرمسارم.
✍ دکتر امید هاشمی
2 280
در دنیا کسانی موفق میشوند که به انتظار دیگران ننشینند و همه چیز را از خود بخواهند.
— فردریش شیلر
2 280
در دنیا کسانی موفق میشوند که به انتظار دیگران ننشینند و همه چیز را از خود بخواهند.
— فردریش شیلر
2 280
خرافاتی که آنها به شما آموختهاند برای آن نیست که شما را از خدا بترسانند، بلکه برای آن است که شما از خود آنها بترسید...
— فرانسوا ولتر
2 280
آخرین ماموت
گاهی به آخرین ماموت فکر میکنم. آخرین ماموتی که توی یه روز برفی توسط یکی از نیاکان ما شکار شد. اون روز نه اون ماموت میدونست آخرین ماموته، نه اون شکارچی میدونست دیگه هیچوقت کسی چنین جاندار باشکوهی رو نخواهد دید.
2 280
حقیقت این است که بیسوادی از میان نرفته، فقط اینروزها، بیسوادها خواندن و نوشتن فرا گرفتهاند...!
— آلبرتو موراویا
2 280
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم!
بهترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بیآلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بیآزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند…
و بدترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند غیر از خودشان، بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج میزد!
— ماهاتما گاندى
2 280
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم!
بهترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بیآلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بیآزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند…
و بدترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند غیر از خودشان، بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج میزد!
— ماهاتما گاندى
2 280
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت...
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد، بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند، اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت: نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم!
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم.
فروانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن!
این سختترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و
عادلانه خودت رو محاکمه کنی.
— شازده کوچولو
— آنتوان دوسنت اگزوپری
2 280
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت...
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد، بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند، اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت: نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم!
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم.
فروانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن!
این سختترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و
عادلانه خودت رو محاکمه کنی.
— شازده کوچولو
— آنتوان دوسنت اگزوپری
2 280
بودن در رابطههای طولانی تمرین میخواهد.
تمرین درست گوش دادن، درست نگاه کردن به تمام غمها و دردهایی که در رابطه بالا میآید و بعد "استفاده نکردن" از تمام نقطه ضعفهایی که دوستمان به ما نشان میدهد.
درست رفتار کردن را تمرین کنیم و مهمتر از همه "درک کردن".
درک اینکه تمام ما گمشدگانی هستیم که به رابطهها پناه میآوریم تا آرامتر شویم. تا دیده شویم تا دوستداشتنی باشیم و ستایش شویم. تا همدلی داشته باشیم که ما را در آغوش بکشد و به ما امنیت بدهد. بودن در رابطههای طولانی مدت "گذشت" میخواهد. آدمها که به ما نزدیک میشوند، میخواهند دیده شوند و به ما اعتماد میکنند…
2 280
من از وقتی یادمه منتظرم اوضاع درست بشه
لحظه لحظه زندگیم تا به امروز...
زندگی یه پایان خوش به هممون بدهکاره...🥀
