شاید در جهانی دگر.
Ir al canal en Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/paym_nashenasBot?start=gfmyRJpa
Mostrar más1 257
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-330 días
Archivo de publicaciones
1 257
انقدر حرف نزدم و انقدر کسی نشنیده که اگر فشارم بدی کلمهها و جملهها رگباری به بیرون پاشیده میشن. شاید هم نشن. چمیدونم.
1 257
Bright are the stars that shine
Dark is the sky
I know this love of mine
Will never die
1 257
دلم میخواد بشینم و گریه کنم برای اینکه هیچوقت هیچچیز برای من و مال من نبود. نه تو و نه حتی خودم.
1 257
اسمت رو میارم و همهچیز از ذهنم میپره. تا بوده همین بوده و هیچوقتم که تو نبودی...
1 257
مستم و سرمو تکیه دادم به شیشهی ماشین و چه تعداد دفعاتی که میخواستم این سر و بدن تو مستیاش رو بدن تو لم بده. گردنت رو نفس بکشه و بدونم که توام منو میخوای بکشی تو وجودت، چون بالاخره همهچیز بهتره که متقابل و در تعادل باشه. حتی عشق...
1 257
دلم میخواد بشینم و گریه کنم برای اینکه هیچوقت هیچچیز برای من و مال من نبود. نه تو و نه حتی خودم.
1 257
اسمت رو میارم و همهچیز از ذهنم میپره. تا بوده همین بوده و هیچوقتم که تو نبودی...
1 257
مستم و سرمو تکیه دادم به شیشهی ماشین و چه تعداد دفعاتی که میخواستم این سر و بدن تو مستیاش رو بدن تو لم بده. گردنت رو نفس بکشه و بدونم که توام منو میخوای بکشی تو وجودت، چون بالاخره همهچیز بهتره که متقابل و در تعادل باشه. حتی عشق...
1 257
باید بزنم تو دهن خودمو احساساتم ولی اونوقت دیگه من نیستم. یکی دیگهست. یه منطقِ مطلق که سرکوب شده. یکی که خفه شده. یکی که نمیپرسته و دیگه برای هیچچیز و هیچکس نمینویسه.
1 257
تو دلم مونده بود یکبار زخمی که خودت زدی رو شفا ببخشی. حداقل یکی از این زخمهارو.
1 257
تو دلم مونده یکبار یکی خودمحوریش رو رها کنه، بشینه رو به روی من و فقط ازم در مورد روزهایی که گذروندم بپرسه و مچمو موقع پیچوندنام بگیره. اشکم رو پاک کنه و پناه شه که هیچ دردی بزرگتر از بیپناهی نبوده واسم و نیست...
