es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

ناتالیا استپانوونا

ناتالیا استپانوونا

Ir al canal en Telegram
292
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+430 días
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+9
en 2 canales
septiembre '26
+4
en 2 canales
Get PRO
agosto '26
+9
en 2 canales
Get PRO
julio '26
+17
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+18
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+5
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+8
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+8
en 2 canales
Get PRO
noviembre '25
+24
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+11
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+20
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+66
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+42
en 1 canales
Get PRO
junio '25
+10
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+9
en 0 canales
Get PRO
abril '25
+25
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+13
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+17
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+25
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+21
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+22
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+35
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+5
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+38
en 1 canales
Get PRO
julio '24
+45
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+36
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+42
en 1 canales
Get PRO
abril '24
+5
en 2 canales
Get PRO
marzo '24
+27
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+27
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+33
en 5 canales
Get PRO
diciembre '23
+142
en 2 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
18 octubre0
17 octubre+1
16 octubre0
15 octubre0
14 octubre0
13 octubre0
12 octubre0
11 octubre+2
10 octubre0
09 octubre+1
08 octubre0
07 octubre+2
06 octubre+2
05 octubre+1
04 octubre0
03 octubre0
02 octubre0
01 octubre0
Publicaciones del Canal
Repost from N/a
این صفاست، اونی هم که پشت سرش داره با تلفن حرف میزنه ممد پسرعموی صفاست. صفا رو یه سال نشده که میشناسم، پسرعموشو یه ماه. صفا ج
این صفاست، اونی هم که پشت سرش داره با تلفن حرف میزنه ممد پسرعموی صفاست. صفا رو یه سال نشده که میشناسم، پسرعموشو یه ماه. صفا جز رفیق‌های باقی مونده افشین از دوران دبیرستانه که اگه مادر افشین بفهمه هنوز باقی مونده یا سکته میکنه یا به پلیس تحویلش میده. یه تایمی لقبش ساقی بود. رفیق‌های خودش تو گرمسار ابول صداش میزنن مابقی که بشیم ما، صفا صداش میزنیم، بعضی وقتا به اون ویژنی که وسط جنگل زده بود فک میکنم، که یه گله آدم شبیه سرخپوست‌ها میخواستن قربانیش کنن. چرا یه گله آدم باید صفا رو وسط جنگل قربانی کنن؟ مهم نیست به هرحال صفا زنده‌ست به همون اندازه که کنت قرمز دوست داره و همیشه به یاد اون یدونه مورفین داخل بیمارستانه.

2
بالاخره یه خبر خوب شنیدیم؛ نارین خانم دختر15 ساله سنندجی که تا سر حد مرگ توسط پدر و نامادریش شکنجه میشد زیر نظر پزشک تحت درما
بالاخره یه خبر خوب شنیدیم؛ نارین خانم دختر15 ساله سنندجی که تا سر حد مرگ توسط پدر و نامادریش شکنجه میشد زیر نظر پزشک تحت درمان قرار گرفت و بالاخره حال روحیش و جسمیش بهبود یافت. @Worldsmoments
131
3
Sin texto...
1
4
حالا دیگه هوا به جایی رسیده که باز بنویسیم: زنی تنها، در آستانه‌ی فصلی سرد.
157
5
نمی‌دانم چرا هر روز فاصله‌ی من با دیگران زیاد‌تر می‌شود. بین ما درّه‌ای آمده است که من این درّه را ستایش می‌کنم. از نامه‌های احمدرضا احمدی
287
6
Sin texto...
438
7
چه مهارت عجیبیه این که واقعا پذیرفته باشی آدما فکرشون با ما ممکنه فرق داشته باشه. حتی وقتی حس می‌کنی آدمی که داری باهاش حرف میزنی واقعا احمقه؛ باز هم حرص نخوری از اینکه چرا بدیهیات رو متوجه نمیشه. به این فکر کنی که خب قرار نیست همه مثل من فکر کنن. من یکی که این مهارت رو ندارم.
249
8
از آدم‌هایی که میخوان دوران دانشجویی رو نزدیک خانواده بگذرونن هیچ خوشم نمیاد ( اونایی که مجبورن نه، اونایی که کصخلن ). پاستوریزه‌های رو مخ اه اه.
290
9
من وقتی چندتا چیز گرون سفارش دادم و میخوام بگم مهم نیست:
118
10
Mensaje de video
118
11
این فیلم کوتاه راجع به گیتاریستی ئه که با هربار گیتار زدن پیر میشه و میخواد اجرای آخرشو روی صحنه ببره، اینو سجاد عزیزم وقتی ۱۵-۱۶ سالش بود نوشت و یه گروهی به این شکل ساختنش، فیلم کم ایرادی نیست احتمالا و مال ۴-۵ سال پیشه، دوست داشتید ببینید و داخل لترباکسد هم میتونید اد کنید نظر بدید یا هرچیزییییی Watch Letterboxd
386
12
دلتنگی اتفاق عجیبی‌ست… گویی که خواهی مُرد، ولی نمی‌میری! جال ثریا
319
13
شاهرود ۹ و ۱۰ مهر+2
شاهرود ۹ و ۱۰ مهر
301
14
۱۴۰۵/۷/۹
۱۴۰۵/۷/۹
310
15
انقدر وسط گه گیر کردم که باورم نمیشه
305
16
https://www.ensani.ir/fa/article/download/182424 اگر دوست داشتید بعد از خوندن نمایشنامه سراغ این مقاله کوتاه از بیضایی هم برید. مشخصاً مفصل‌تر و دقیق‌تر به همه‌چیز پرداخته.
316
17
در مقایسه با سه تا نمایشنامه‌ای که تا امروز از اکبر رادی خوندم، «روزنه‌ی آبی» برای من ضعیف‌ترین بود. رادی توی این نمایشنامه ب
در مقایسه با سه تا نمایشنامه‌ای که تا امروز از اکبر رادی خوندم، «روزنه‌ی آبی» برای من ضعیف‌ترین بود. رادی توی این نمایشنامه بیشتر از هر چیز سراغ تفاوت نسل نو و نسل کهنه و رویارویی این دوتا با هم می‌ره. همچنین فضای رشت رو توی نمایشنامه کاملاً حس می‌کنیم، ولی این بار رادی بیشتر از اینکه شکوه رشت رو نشون بده، غم رشت رو نشون می‌ده؛ غم شهری که آدم‌هاش مدام به رفتن و ترک کردنش فکر می‌کنن. فضای خونه، آدم‌ها و رابطه‌هاشون همچنان جذابه. اما بزرگ‌ترین مشکلی که با نمایشنامه داشتم این بود که خیلی از چیزهایی که مطرح می‌کنه، فرصت کافی برای بسط پیدا کردن ندارن. ما یه سری آدم‌ها رو در حد نسبتاً سطحی می‌شناسیم و کلی سؤال برامون ایجاد می‌شه، ولی تقریباً هیچ‌کدوم از این سؤال‌ها جواب درست و کاملی نمی‌گیرن. همین باعث شد ارتباط من با متن اون‌قدر که انتظار داشتم لذت‌بخش نباشه. حتی به نظرم نتیجه‌ای که خود نمایشنامه از مطرح کردن این مسئله می‌خواد بگیره، در پایان اون‌طور که باید حاصل نمی‌شه. با این حال، نمی‌تونم بگم خوندن «روزنه‌ی آبی» خالی از لطفه.
321
18
همین باعث شد ارتباط من با متن اون‌قدر که انتظار داشتم لذت‌بخش نباشه. حتی به نظرم نتیجه‌ای که خود نمایشنامه از مطرح کردن این مسئله می‌خواد بگیره، در پایان اون‌طور که باید حاصل نمی‌شه. با این حال، نمی‌تونم بگم خوندن «روزنه‌ی آبی» خالی از لطفه.
1
19
در مقایسه با سه تا نمایشنامه‌ای که تا امروز از اکبر رادی خوندم، «روزنه‌ی آبی» برای من ضعیف‌ترین بود. رادی توی این نمایشنامه بیشتر از هر چیز سراغ تفاوت نسل نو و نسل کهنه و رویارویی این دوتا با هم می‌ره. همچنین فضای رشت رو توی نمایشنامه کاملاً حس می‌کنیم، ولی این بار رادی بیشتر از اینکه شکوه رشت رو نشون بده، غم رشت رو نشون می‌ده؛ غم شهری که آدم‌هاش مدام به رفتن و ترک کردنش فکر می‌کنن. فضای خونه، آدم‌ها و رابطه‌هاشون همچنان جذابه و بعضی از شخصیت‌ها برای من اون‌قدر کشش داشتن که دلم می‌خواست تا پرده‌ی سوم بیشتر بشناسمشون. اما بزرگ‌ترین مشکلی که با نمایشنامه داشتم این بود که خیلی از چیزهایی که مطرح می‌کنه، فرصت کافی برای بسط پیدا کردن ندارن. ما یه سری آدم‌ها رو در حد نسبتاً سطحی می‌شناسیم و کلی سؤال برامون ایجاد می‌شه، ولی تقریباً هیچ‌کدوم از این سؤال‌ها جواب درست و کاملی نمی‌گیرن. همین باعث شد ارتباط من با متن اون‌قدر که انتظار داشتم لذت‌بخش نباشه. حتی به نظرم نتیجه‌ای که خود نمایشنامه از مطرح کردن این مسئله می‌خواد بگیره، در پایان اون‌طور که باید حاصل نمی‌شه. با این حال، نمی‌تونم بگم خوندن «روزنه‌ی آبی» خالی از لطفه.
10
20
Sin texto...
12