es
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Ir al canal en Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Mostrar más
2 006
Suscriptores
-124 horas
-67 días
-2130 días
Archivo de publicaciones
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ با حوصله رفتم و نشستم روی موتور جیمی رت، موتوری که زرق و برقش از بقیه بیشتر بود.🏍✨️ به
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
با حوصله رفتم و نشستم روی موتور جیمی رت، موتوری که زرق و برقش از بقیه بیشتر بود.🏍✨️ بهش گفتم اصلاً جلوه‌ی قشنگی نداره مردم همچین صحنه‌ای رو ببینن؛😏😌🤌 این‌که من آدم‌هاشرو لت‌وپار کردم و بعد روی موتورش لم دادم و اون هم هیچ‌کاری نکرده، عملاً ابهت پوشالیش از بین می‌رفت و همه می‌فهمیدن که چه‌قدر بی‌عرضه‌ست. 😏 و فقط یه راه داشت که کوتاه بیام، باید بهم می‌گفت که انگشتر رو از کی گرفته!👀💍✨️ بالاخره به حرف اومد، گفت انگشتر رو از صاحب یه رخت‌شورخونه سلف‌سرویس توی رپید سیتی گرفته؛ 🫠❤️‍🔥✨️ اسمش آرتور اسکورپیو هست و راحت می‌تونم پیداش کنم. ✨️ بعد از شنیدن حرف‌هاش رضایت دادم و از موتورش پایین اومدم. 😌🤌 همون موقع دوباره سر و کله‌ی گشت محلی پیدا شد.🚓✨️ با دیدنِ آدم‌هایی که زخمی روی زمین افتاده بودن و درد می‌کشیدن، اخم‌هاش رو توی هم کشید و بهم گفت بهتره هرچه‌ سریع‌تر این‌جا رو ترک کنم.☠️🚓✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ ازم خواست سوار ماشینش بشم و برای نجات جونمم که شده از این‌جا برم. 👀🚓✨️ اما قبول نکردم
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
ازم خواست سوار ماشینش بشم و برای نجات جونمم که شده از این‌جا برم. 👀🚓✨️ اما قبول نکردم و بابت هشدارش ازش تشکر کردم. 💖 وقتی که پلیس گشت محلی رفت، درگیری بینمون شروع شد.🚓✨️ از پا درآوردنشون خیلی ساده بود، حرکات کاملاً قابل پیش‌بینی داشتن و با همدیگه هماهنگ نبودن.🤌 چیزی نگذشت که شیش‌تا آدم نقش زمین شده بودن و جیمی رت با نگاهی پر از وحشت بهم زل زده بود.😌❤️‍🔥

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ وقتی یکی از آدم‌هاش سعی کرد بهم حمله کنه، در کسری از ثانیه چنان ضربه‌ای بهش زدم که نقش
+2
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
وقتی یکی از آدم‌هاش سعی کرد بهم حمله کنه، در کسری از ثانیه چنان ضربه‌ای بهش زدم که نقش زمین شد.☠️✨️😌 صاحب‌بار که نمی‌خواست به‌خاطر درگیری ما بلایی سر وسایلش بیاد، گفت بهتره دعوامون رو ببریم بیرون.👀✨️🫠 ماهم بدون حرف اضافه‌ای از بار خارج شدیم. 🤌 حالا مقابلِ من هفت‌نفر ایستاده بودن، اون‌ها من رو نمی‌شناختن، این‌که می‌تونستم از پس همه‌شون بر بیام و نابودشون کنم.☠️👀✨️ اما قبل از این‌که درگیر بشیم، سر و کله‌ی ماشین پلیس محلی پیدا شد.🚓✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ پس به دنبال راننده‌ی موتور وارد بار شدم. 🏍✨️ فضا به شدت گرفته و سنگین بود و بوی آبجو م
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
پس به دنبال راننده‌ی موتور وارد بار شدم. 🏍✨️ فضا به شدت گرفته و سنگین بود و بوی آبجو می‌اومد، و پر بود از نگاه‌هایی که می‌خواستن بفهمونن این‌جا جای آدم غریبه نیست. 🍻✨️ موتور سوار رفت و سر یه میز نشست. 🏍✨️ بانگاهم همه‌شون رو از نظر گذروندم. همه‌شون هیکل‌های درشت داشتن، اما یکی‌شون کمی کوچیک‌تر بود، کمتر جلب توجه می‌کرد و دقیق‌تر نگاه می‌کرد؛🫠🤌 تجربه بهم می‌گفت معمولاً رئیس‌ها همین‌طورن.😌 پس رفتم سر میزشون نشستم، خیلی سراغ حاشیه نرفتم👀✨️
مشتم رو روی میز کوبیدم و انگشتر رو به جیمی رت که چشم‌هاش دو دو می‌زد و سرخ بود نشون دادم و گفتم می‌خوام بدونم که کی این انگشتر رو بهش داده. 💍🫠✨️
پوزخند زد، هم خودش و هم آدم‌هاش، گفت جواب سوالم رو نمیده. و خب می‌دونستم که این شروع یه درگیری هست.👀☠️✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ اولش خیلی طفره رفت، سعی داشت من رو بپیچونه و گفت که از طریق خیریه این انگشتر و اجناس دی
+2
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
اولش خیلی طفره رفت، سعی داشت من رو بپیچونه و گفت که از طریق خیریه این انگشتر و اجناس دیگه به دستش رسیده. 🥀✨️ اما من نمی‌تونستم باور کنم که یک نفر به سادگی از انگشتر وست‌پوینت 2005 ش گذشته باشه.👀💍✨️ پس بهش گفتم که من هم توی دانشکده وست‌پوینت بودم.🏤👀✨️ وقتی فهمید که سابقه ارتش دارم و قرار نیست هیچ‌جوره از خواسته‌ام پا پس بکشم، بالاخره کوتاه اومد. 😌✨️🤌 گفت این انگشتر و تعداد زیادی از اجناس موجود توی مغازه‌اش رو از مردی به اسم جیمی رت گرفته.🫠
گفت اگر می‌خوام پیداش کنم، فقط کافیه سراغ باری برم که بیشتر از شش‌تا هارلی دیویدسون جلوش پارک شده باشه. 🏍👀✨️
حالا یه هدف پیدا کرده بودم، برای موندن این‌جا. ❤️‍🔥🤌✨️ انگشتر رو ازش خریدم و شروع کردم به چرخ زدن توی شهر، عجله‌ای نداشتم، بار به بار گشتم تا این‌که جلوی یک بار، هفت‌تا هارلی دیویدسون دیدم.🏍👀✨️ و درست همون لحظه که داشتم جزئیات رو آنالیز می‌کردم، یه موتور هارلی دیویدسون دیگه سر و کله‌اش پیدا شد. 🏍✨️ مطمئن شدم که جیمی رت این‌جاست.🤌👀✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ وست پوینت2005 اون انگشتر یه انگشترِ ساده نبود💍👀✨️🤌 2005 سالِ خیلی سختی برای اعضای وس
+2
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
وست پوینت2005 اون انگشتر یه انگشترِ ساده نبود💍👀✨️🤌 2005 سالِ خیلی سختی برای اعضای وست‌پوینت بود؛🚬🥀✨️ چون هم جنگِ عراق بود و هم جنگ افغانستان. ☠️🩸🥀✨️ هیچ‌کس به سادگی از این انگشتر یادگاری که با زحمت و خون دل خوردن به دست آورده بود نمی‌گذشت. 💍🥀✨️ یکم که بیشتر توجه کردم، فهمیدم که انگشتر زنانه‌ست. 💍✨️ حالا سوال‌هایی توی ذهنم بود که نمی‌تونستم ساده ازشون بگذرم. 💭🧠✨️ وارد امانت‌فروشی شدم و شروع کردم به سوال پرسیدن از مرد فروشنده. می‌خواستم بفهمم انگشتر رو از چه کسی خریده.👀💍✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ پذیرفتن این مسئله واسم راحت بود. ✨️ پس وسایلم رو جمع کردم و به ایستگاه اتوبوس رفتم، اول
+2
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
پذیرفتن این مسئله واسم راحت بود. ✨️ پس وسایلم رو جمع کردم و به ایستگاه اتوبوس رفتم، اولین بلیطی که می‌تونستم رو گرفتم، به مقصد ناکجاآباد.🎫✨️🧳 نمی‌دونستم می‌خوام کجا برم و چیکار کنم، فقط دنبال یه اتفاق، یه مکان یا یه موضوع کنجکاوکننده بودم که من رو متوقف کنه.🫠🧳✨️🥀 بعد از این‌که اتوبوس مسیری طولانی رو طی کرد، بالاخره توی یه استراحتگاه توقف کرد.🧳✨️ بدنم حسابی خشک شده بود پس تصمیم گرفتم پیاده شم و یکم قدم بزنم.🫠 همون موقع بود که یه امانت فروشی توجهم رو به خودش جلب کرد.✨️🤌 جلوتر رفتم و به ویترینش نگاه کردم؛ تا این‌که چشمم به اون انگشتر افتاد👀💍✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ بعد از پایان خدمتم، از ارتش خارج شدم و تصمیم گرفتم ادامه ندم.🚬✨️ سیستم دیگه با چیزی که
+2
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
بعد از پایان خدمتم، از ارتش خارج شدم و تصمیم گرفتم ادامه ندم.🚬✨️ سیستم دیگه با چیزی که من بهش باور داشتم هم‌راستا نبود. الان شغل مشخصی ندارم. 🥀✨️🚬 دائم در سفرم و هر جا مشکلی ببینم که کسی حاضر نیست بهش رسیدگی کنه، وارد ماجرا می‌شم.✈️🧳✨️ این کاریه که بلدم و هنوز انجامش می‌دم، فقط بدون درجه و یونیفرم. 🚬✨️ اون روز وقتی از خواب بیدار شدم، میشل چانگ رو روی تخت کنارم ندیدم. اون من رو رها کرده و رفته بود🥀✨️
و فقط یه نامه واسم گذاشته بود با این مضمون که "تو مثل نیویورکی، خیلی دوست‌دارم بهش سفر کنم، ولی هیچ‌وقت نمی‌تونم اون‌جا زندگی کنم‌." اون حق داشت📜🫠🤌
هیچ‌کس نمی‌تونست با مردی مثل من که جا و مکانی برای زندگی نداشت و مدام در حالِ سفر بود، زندگی کنه.🥀✨️

معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️ من جک ریچر هستم. قبلاً افسر پلیس نظامی ارتش آمریکا بودم 🇺🇸✨️ که توی دانشکده افسری وست
+2
معرفی روز اول کتاب_صف نیمه شب📚🇺🇸✨️
من جک ریچر هستم. قبلاً افسر پلیس نظامی ارتش آمریکا بودم 🇺🇸✨️ که توی دانشکده افسری وست‌پوینت آموزش دیده بود؛ 🏤✨️ من از بچگی توی پادگان‌های خارج از کشور بزرگ شده بودم و بعد به پایگاه‌های نظامی خارجی اعزامم کرده بودن. 🫠 کارم رسیدگی به پرونده‌های جنایی داخل ارتش بود؛📑🩸✨️ از قتل و فساد گرفته تا تخلف‌های رده‌بالا. ☠️🥀✨️ عملاً مسئول تحقیق و بازجویی بودم و مستقیم با فرماندهی کار می‌کردم؛🫠 همین‌هم باعث شده بود که علاوه بر مبارزه کردن و داشتن قدرت بدنیِ بالا، یاد بگیرم که به جزئیات ریز توجه کنم!👀✨️

داستان فقط یه جنایی ساده نیست؛ 🫠🔪✨️ به یکی از بحران‌های اجتماعی آمریکا می‌پردازه.🚬🇺🇸✨️ اعتیاد، سوءاستفاده سیستم‌های درما
+1
داستان فقط یه جنایی ساده نیست؛ 🫠🔪✨️
به یکی از بحران‌های اجتماعی آمریکا می‌پردازه.🚬🇺🇸✨️ اعتیاد، سوءاستفاده سیستم‌های درمانی، رها شدن کهنه سربازها بعد از جنگ و مواد مخدر.🚬🥲👀✨️

نویسنده این کتاب جک ریچر هست📚😍✨️ مجموعه کتاب‌های جک ریچر، توی دنیا خیلی معروف هستن و طرفدارهای زیادی دارن.😌🤌 هر جلد این م
+2
نویسنده این کتاب جک ریچر هست📚😍✨️
مجموعه کتاب‌های جک ریچر، توی دنیا خیلی معروف هستن و طرفدارهای زیادی دارن.😌🤌 هر جلد این مجموعه یه داستان مستقل رو دنبال می‌کنه و نیازی به خوندن جلدهای قبلی نیست.👀✨️

این شما و اینم از کتاب خفنمون😍📚❤️‍🔥 کتاب اکشن ، جنایی مون 🔪🩸✨️ لی چایلدصف نیمه شب📚✨️ از نشریه جذابمون تندیس❤️‍🔥😍
این شما و اینم از کتاب خفنمون😍📚❤️‍🔥
کتاب اکشن ، جنایی مون 🔪🩸✨️ لی چایلدصف نیمه شب📚✨️ از نشریه جذابمون تندیس❤️‍🔥😍

داستان این کتاب فقط یه جنایی ساده نیست؛🔪🩸📚👀✨️ و به یکی از بحران‌های اجتماعی آمریکا می‌پردازه.🫠 اعتیاد، سوءاستفاده سیستم‌
+1
داستان این کتاب فقط یه جنایی ساده نیست؛🔪🩸📚👀✨️
و به یکی از بحران‌های اجتماعی آمریکا می‌پردازه.🫠 اعتیاد، سوءاستفاده سیستم‌های درمانی، رها شدن کهنه سربازها بعد از جنگ و مواد مخدر.🚬🥀✨️

قیمت این کتاب به شدت باورنکردنیه 👀😌✨️ نسبت به خودت کتاب ✨️ چون تعداد صفحات کتاب ۴۰۰ خورده ای صفحه است📚✨️ بعد اگه بفهمید که
قیمت این کتاب به شدت باورنکردنیه 👀😌✨️
نسبت به خودت کتاب ✨️ چون تعداد صفحات کتاب ۴۰۰ خورده ای صفحه است📚✨️ بعد اگه بفهمید که قیمت این کتاب چقدر هست🫠❤️‍🔥 از تعجب شاخ در میارین👀🤌

یک کتاب آوردیم براتون📚🤌😍 از نوع جناییش🔪🩸❤️‍🔥 یک کتاب جذاب با امتیاز بالا👀❤️‍🔥📚 ولی قیمتش، قیمت قدیمه😌🤌
یک کتاب آوردیم براتون📚🤌😍 از نوع جناییش🔪🩸❤️‍🔥 یک کتاب جذاب با امتیاز بالا👀❤️‍🔥📚 ولی قیمتش، قیمت قدیمه😌🤌

سلامممم چطورین

بخشی از کتاب که به اتون ثابت میکنه چقدر این کتاب خفنه❤️‍🔥📚✨️ و یک کتاب روانشناسی ساده نیست📚🧠✨️ میتونم قول بدم به اتون که
بخشی از کتاب که به اتون ثابت میکنه چقدر این کتاب خفنه❤️‍🔥📚✨️
و یک کتاب روانشناسی ساده نیست📚🧠✨️ میتونم قول بدم به اتون که اگه تمرینات این کتاب انجام بدین چقدر میتونه تو زندگیتون مؤثر باشه😍😌🤌💖

همه ما ادما بخاطر نشخوار فکری که داریم🧠👀✨️ از زندگی کردن افتادیم🫠 منزوی تر شدیم و همه اش تو استرس و آشوب هستیم🥀⛓️✨️ اینا
همه ما ادما بخاطر نشخوار فکری که داریم🧠👀✨️
از زندگی کردن افتادیم🫠 منزوی تر شدیم و همه اش تو استرس و آشوب هستیم🥀⛓️✨️ اینا حتی فقط به بیماری ها روحی منتهی نمیشه حتی 🥲💔✨️ به بیماری جسمی هم مبتلاتون میکنه🥀✨️ ولی این کتاب قرار کمکتون کنه📚❤️‍🩹 قرار کمک کنه که بتونید کنترلش کنید و به جای افکار منفی افکار مثبت تو ذهنمون راه بدیم💭💖✨️

شما از ما یک کتاب روانشناسی خفن میگیرین📚👀🧠✨️
ما به شما یک پلنر جذاب به ارزش ۲۵۰ هزار تومن هدیه میدیم🎁🎉✨️

کتاب رام کردن ماموت📚✨️ یک کتاب جذاب روانشناسی که قرار مارو با ترس ها و کاری هایی که بخاطر ترسیدنمون از آدما و خیلی چیزای دیگ
+2
کتاب رام کردن ماموت📚✨️
یک کتاب جذاب روانشناسی که قرار مارو با ترس ها و کاری هایی که بخاطر ترسیدنمون از آدما و خیلی چیزای دیگه که انجام نمیدیم کمکمون کنه یک کتاب به شدت پیشنهادی😍❤️‍🔥🤌
🧠✨️ناشر:نشر میلکان✨️ 🧠✨️ژانر:روانشناسی ، خودیاری ✨️ 🧠✨️۲۵۴صفحه/همراه با هدیه جذاب✨️ ‼️قیمت مخصوص رزا بوکی ها:۳۵۵تومان‼️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin