es
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Ir al canal en Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Mostrar más
2 069
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
معرفییی جدیدد داریمم؟

یک خبر خوب دارم براتون😈

کی معرفی جدید داریم؟

سلام به رزای عزیزم😁 معرفی جدید نداریم

سلاممم روزتون بخیر باشه رزا بوکی های عزیزمم😍

این کتاب چون چاپ اول هست با این قیمت میتونید خریداری کنید.... چاپ های بعدی کتاب افزایش قیمت داره🫠 @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

اعتراف به عشق کاره سختیه ولی قلب به اسونی همه چیز رو لو میده😶‍🌫
اعتراف به عشق کاره سختیه ولی قلب به اسونی همه چیز رو لو میده😶‍🌫

حال و هوای اشپزخونه هم به دقت توصیف شده🙂‍↔️
حال و هوای اشپزخونه هم به دقت توصیف شده🙂‍↔️

نگاه هایی که همه چیز رو ممکنه لو بده....😁
نگاه هایی که همه چیز رو ممکنه لو بده....😁

کتاب کارد،چاشنی و اندکی عشق🙂‍↔️❤️‍🔥 🔰ناشر:کوله پشتی 🔰چاپ اول ❇️۳۶۰صفحه/۳۶۹تومان❇️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام ده
کتاب کارد،چاشنی و اندکی عشق🙂‍↔️❤️‍🔥 🔰ناشر:کوله پشتی 🔰چاپ اول ❇️۳۶۰صفحه/۳۶۹تومان❇️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 همون لحظه بود که فهمید، هیچ‌چیزی توی این رابطه براش کافی نیست. نه دی، نه زندگی مرتبش، ن
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
همون لحظه بود که فهمید، هیچ‌چیزی توی این رابطه براش کافی نیست. نه دی، نه زندگی مرتبش، نه رستوران درجه‌ یکش… فقط چیزی که سال‌ها پیش از دست داده، الان برگشته و داره جلوی چشماش با یه پیش‌بند چروک کار می‌کنه.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 اون شب هم وقتی الکساندر رفت پیش دی، فکر کرد شاید بتونه ذهنش رو پاک کنه. شاید ایدن فقط ی
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
اون شب هم وقتی الکساندر رفت پیش دی، فکر کرد شاید بتونه ذهنش رو پاک کنه. شاید ایدن فقط یه حواس‌پرتی موقته. ولی وقتی دی بهش لبخند زد، وقتی کنارش نشست، تنها چیزی که توی ذهنش بود… صورت خسته و چشم‌های مهربون ایدن بود.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 زندگی‌ ایدن و الکساندر خیلی فرق داشت. ایدن هر شب باید حساب می‌کرد تا ببینه پول ناهار فر
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
زندگی‌ ایدن و الکساندر خیلی فرق داشت. ایدن هر شب باید حساب می‌کرد تا ببینه پول ناهار فرداش درمیاد یا نه. حتی نمی‌تونست یه کفش درست برای کارش بخره. ولی الکساندر؟ اون مردی بود که توی برج زندگی می‌کرد، ماشینش برق می‌زد، و دنیای اطرافش پر از نظم، پول و سکوت بود و با یه دختر همین شکلی به اسم دی دوست بود. دختری از طبقه‌ی خودش.
شیک، بی‌نقص. کسی که هر وقت الکساندر بخواد، با یه تماس میتونه بره پیشش. ولی فقط همین. بین‌شون هیچ حرفی نیست. هیچ نزدیکی‌ای که واقعی باشه. فقط فیزیک. فقط بدن هاشون.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 الکساندر خودش هم نفهمید دقیقاً کی جذبش شد. فقط فهمید که دیگه نمی‌تونه نگاه نکنه. نمی‌تو
+1
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
الکساندر خودش هم نفهمید دقیقاً کی جذبش شد. فقط فهمید که دیگه نمی‌تونه نگاه نکنه. نمی‌تونه وقتی می‌بینه لباس کارش پاره‌ست و دکمه‌هاش لق شده، بی‌تفاوت بمونه. بی‌سر و صدا رفت و براش یه لباس جدید خرید.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 الکساندر به ایدن یه حسایی پیدا کرده بود و بعد از چند روز، یه اتفاق افتاد. نگاه الکساندر
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
الکساندر به ایدن یه حسایی پیدا کرده بود و بعد از چند روز، یه اتفاق افتاد. نگاه الکساندر روی صورت ایدن مکث کرد. یه لحظه کوتاه. یه پلک زدن بیشتر نبود ولی توی اون لحظه، انگار چیزی روشن شد. اسمش، صداش، و اینجا بود که الکساندر اونو به خاطر آورد.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 ولی حالا؟ مردی بود جدی، خشک، بی‌حرف. همون اول معلوم بود که هیچ‌کس توی آشپزخونه جرأت ندا
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
ولی حالا؟ مردی بود جدی، خشک، بی‌حرف. همون اول معلوم بود که هیچ‌کس توی آشپزخونه جرأت نداره حتی نگاهش کنه، چه برسه به اینکه باهاش شوخی کنه. الکساندر دیگه اون پسر کمپ نبود؛ اون حالا تبدیل شده بود به یه فرمانده سخت‌گیر با چشمایی که هیچ‌کس رو نمی‌شناخت. ایدن فقط سعی کرد کار کنه، یاد بگیره، خراب نکنه.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 اونجا بود که دیدش. الکساندر چن، سرآشپز رستوران، کسی که سال‌ها پیش، توی یه مدرسه‌ی آشپزی
+1
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
اونجا بود که دیدش. الکساندر چن، سرآشپز رستوران، کسی که سال‌ها پیش، توی یه مدرسه‌ی آشپزی کنارش نشسته بود، باهاش تمرین کرده بود، و مهم‌تر از همه، همون کسی بود که وقتی همه بهش خندیدن، کنارش ایستاده بود. اون موقع اسمش شانگ بود، و لبخند ملایمی داشت. مهربون بود، دلگرم‌کننده، یه پسر آسون‌گیر که بیشتر به دوست بودن فکر می‌کرد تا رقابت.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 باید پول جمع می‌کرد، باید از پس اجاره، قبض، بدهی و یه فهرست بلند بالا برمی‌اومد. وقتی آ
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
باید پول جمع می‌کرد، باید از پس اجاره، قبض، بدهی و یه فهرست بلند بالا برمی‌اومد. وقتی آگهی استخدام توی یه رستوران سطح بالا رو دید، نمی‌دونست چه جهنمی در انتظارشه، فقط می‌دونست باید هرجوری شده اون شغل رو بگیره... رزومه‌ش رو کمی قلقلک داد، یه دوره‌ی آشپزی اضافه کرد که واقعاً نرفته بود، چندتا تجربه کاری جعلی چسبوند و با یه لبخند خجالتی رفت توی مصاحبه.

معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫 ایدن دنبال شغل بود. نه از اون مدل دنبال‌کردن‌های معمولی که رزومه می‌فرستی و منتظر می‌مو
معرفی روز دوم کتاب کارد،و اندکی عشق💫
ایدن دنبال شغل بود. نه از اون مدل دنبال‌کردن‌های معمولی که رزومه می‌فرستی و منتظر می‌مونی، نه… اون واقعاً به کار نیاز داشت.

خب خب امروز هم قراره وارد دنیای جذابه کتابمون بشیم😍
خب خب امروز هم قراره وارد دنیای جذابه کتابمون بشیم😍