es
Feedback
راوی

راوی

Canal cerrado

اینجا از مسیر وکالت، آدم‌های دوروبرم، اتفاق‌های کوچک روزمره و تلاش برای ساختن آینده می‌نویسم؛ در حالی که سعی می‌کنم زندگی کردنِ امروز رو هم یادم نره.

Mostrar más
437
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
کاش به اندازه‌ی اون شخصی که محتوای برنامه‌های "از لاک جیغ تا خدا" و "زندگی پس از زندگی" رو باور می‌کنه و حتی بهش استناد می‌کنه ز غوغای جهان فارغ بودم.

یکی از دواطلبین آزمون وکالت که بهش مشاوره می‌دم و براش برنامه می‌نویسم دیشب گفت چون داشتم یک دادخواست می‌نوشتم یک بخشی از برنامه‌م موند و نرسیدم بخونم. در این حرف تناقضات بسیار عجیبی وجود داره که زبانم رو قاصر می‌کنه.🫪

Repost from N/a
تو پاره می‌شی و کلی درس می‌خونی تا صلاحیت‌ها رو یاد بگیری و توی خیابون‌ رندوم‌ترین چیزی که از مردم موقع بحث می‌شنوی اینه که ببین، من اگه این رو تا دیوان عالی کشور نبرم اصغر نیستم.

منی که باید ۸ونیم سر کلاس باشم در همین حین، ترافیک:
منی که باید ۸ونیم سر کلاس باشم در همین حین، ترافیک:

یک‌سری عکس‌ها، یادآوری می‌کنند که یک روزهایی، چقدر مُرده بودم و الان کجای زندگی ایستاده‌م و نفس می‌کشم…

photo content

درسته که مدرسه نرفتن خیلی لذت‌بخشه ولی اون زمان زندگی جالب‌تر بود.

Repost from Mary's
راستش رو بخواید انتظار نداشتم انقدر ناجالب پیش بره همه چیز!

مو كوتاه كردن واقعا اعتيادآوره يه بار كه تو دامش بيوفتى ديگه نجات پيدا نمی‌کنی و من این رو نمی‌دونستم.

راستش من خیلی وقتا در حالیکه تمیزم، برای سلامت روانم میرم حموم.

پیدا کردنت مثل «عشق در نگاه اول» و دلباختن با یک سلام نبود. مثل رسیدن به اون دوست صمیمی بود که همه عمر می‌شناختمش، یا اون آشنایی که وسط غریبه‌ها وقتی خیلی معذبی یهو می‌بینیش و می‌گی: اااا تویی؟ همیشه تو بودی. از این به بعد هم همیشه فقط تویی.

photo content

خداحافظ تابستون عجیب و غریب ۱۴۰۵.

به مناسبت اینکه این چند روز خیلی درگیر بودم می‌خوام فردا رو به خودم استراحت و تماشای بی‌وقفه‌ی سریال هدیه بدم.

مگر به تو نگفته‌ام که «یاد، انسان را بیمار می‌کند؟»

شاید شما به صرف تی‌شرت پوشیدن خانم‌ها فکر کنید به به چه شرایط گل و بلبلی و آزادی و غیره. ولی خانه از پای‌بست ویران است عزیزم.

کلا اکثر حرف‌ها و رفتارهایی که قشر مذهبی با افراد غیرمحجبه دارن انقدر وقیحانه‌ست که حتی صرف "تصور کردن" حالت برعکسش هم برات سخته.

فکر نمی‌کنم اصلا همچین چیزی برعکسش ممکن باشه اتفاق بیفته. فکر کن یک کارآموز محجبه باشی و بری پیش یک وکیل سرپرست صحبت کنی و اون بهت بگه" راستی من روی محجبه بودن خیلی حساسم بهتره وقتی میاین اینجا چادر نپوشین"

این رو درحالی گفت که من یک کت و شلوار رسمی پوشیده بودم به همراه مقنعه.

فکر کنید تا چه حد توی ایران قشر مذهبی به خودشون اجازه می‌دن کار به کار شما داشته باشن که من دیشب با یک وکیل برای انتخاب وکیل سرپرست صحبت کردم و آخرش این رو ضمیمه کرد که "راستی من روی حجاب خیلی حساسم و بهتره پوشش سنگین‌تری داشته باشین".