رویایـــــــ 👈❤👉زندگیـــــــ
Ir al canal en Telegram
همه چشم اندازها🍃 وقتی زیباست🍃 که نمره ی عینک مهربانی شما🍃 بیست باشد 🌸🍃 مهرتون ماندگار❤ 🌸🍃 فقط لفت ندین لطفابیصداکنید🔇
Mostrar más411
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
آرزو میکنم....
یکی باشه که
باهم اینجوری باشید:
بههم شبیه،
بههم مبتلا،
بههم محتاج،،،،،،
اسطوره بی بدیل استاد محمد_نوری
"بی تو"
گفته بودی که: بیایم
چو به جان آيي تو
من به جان آمدم، اينک تو چرا مينايي؟
#عراقي
گله دارم ازین دنیای وارونه
𝄞⃝⃭ 🐚
یادت باشه، کسی که ۲۴ ساعت ازت بیخبره
و بهت پیام نمیده، هیچکس تو نیست ؛))
احساس میکنم همیشه، همهچیز برای من خیلی بیشتر از دیگران طول میکشه و زمان میبره.
گذشتن، دلبستن، عاشق شدن، عادت کردن، رشد کردن، رها کردن، قبول کردن، تصمیمگرفتن، فراموش کردن، فراموش کردن، فراموش کردن.
و وقتی میبینم برای اونها اینطور نیست، برام سخت و رنج آوره.
کاش کمی آرام ورق می خورد آن خاطرات کودکی.
هر چه بزرگتر می شویم، یادش بخیرها درونمان غوغا می کنند، و خاطرات کودکی و بوی کتاب نو و مدرسه، که ما را یاد گذشته میاندازد.
کاش هنوز هم همان کودکی بودیم که
ذوق خرید کفش نو و کیف شکلک دار و لیوان فانتزی و دفترهای قشنگ گل گلی را داشتیم.
شهریور همیشه بوی دلتنگی میدهد.
تو مجازی طوری رفتار کنید ک تو واقعیت بتونید جوابگو باشید🫵🫵
@royaezendgi
" ردپای دلتنگی "
«باز هم همان کوچه؛ همانجا که گویی زمان میان دیوارهایش حبس شده است. ماه، بیتفاوتتر از همیشه، سایهها را بر سنگفرش سرد میکشد و من، مسافرِ همیشگیِ این مسیرِ متروک، بازگشتهام تا دوباره در سکوت، با خاطراتی که بوی پیراهنت را میدهند، ملاقات کنم.
هوا سنگین است؛ انگار تمامِ آن شبهایی که گذشت، در هوای این کوچه ذخیره شده باشد. هر قدمی که برمیدارم، صدایِ پژواکِ گامهای خودم، در گوشم به صدایِ تو تبدیل میشود. به پیچِ کوچه که میرسم، ناخودآگاه میایستم؛ چشم میدوزم به همان نقطهای که آخرین بار، نگاهت در مهتاب محو شد. ستارهها هنوز همانقدر دورند و آسمان هنوز همانقدر بیگانه، اما اینجا، در این کنجِ خلوتِ دنیا، من هنوز «آنجا» هستم. هنوز منتظرِ معجزهای که دوباره مهتاب را از چشمان تو وام بگیرد و این کوچه را از طلسمِ بیتو بودن، رها کند.
افسوس که شب، تنها به تماشایِ تنهاییِ من نشسته است و کوچه، رازداری است که بغضهایش را در پسِ هر پنجرهی بسته پنهان میکند.»
✍️حمید پناهی
@royaezendgi
بگو تمامــــــ تــــــو
مال من است..😍
میخواهم حسادت کنم به خودمــــــ
عشق جان❤
«آرام باش عزیز من... آرام باش.»
گاهی یک صدا، یک شعر، یک خاطره را دوباره زنده میکند...
از بوی کسی که هنوز در جان مانده،
از قدمهایی که رفتهاند اما نشانهشان همهجا پخش است،
از واژههایی که صبحها از خواب برمیخیزند تا از او سخن بگویند...
و شاید شعر، همان گنجشک بخارآلودی باشد که در سرمای نبودن،
هنوز روی بام دل ما ایستاده است.
🎙️ شمس لنگرودی
