نقد شبه علم، دكتر كيارش آرامش
Ir al canal en Telegram
مجالي براي تامل نقادانه و آزادانديشانه درباره تقابل علم با شبه علم و خرافات در حيطه پزشكي و سلامت. با تعهد بر پايبندي به خرد، دانش، اخلاق، و احترام به مخالفان و منتقدان.
Mostrar más1 615
Suscriptores
-124 horas
-47 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
#تقویم_آموزشی
تقویم آموزشی باشگاه پریفرونتال:
🔹 کارگاه مختصات و خطاهای تصمیمگیری
مدرس: دکتر محمدرضا سرگلزایی
یکشنبهها ۹ و ۱۶ آگوست ۲۰۲۶
هزینه: ۲۲۰ دلار کانادا
🔹 شروع دورهی بعدی گروهدرمانی گشتالتی
ظرفیت محدود
هشت جلسهای
با موضوع "آدمکهای درون من"
شنبه ۱۵ آگوست
هزینه: ۵۶۰ دلار کانادا
🔹 وبینار اخلاق گفتگوی سیاسی در زمانهی بحران و در میانهی سوگ و خشم
مدرس:
دکتر کیارش آرامش
یکشنبه ۲۳ آگوست ۲۰۲۶
هزینه: ۷۸ دلار کانادا
🔹 کارگاه سایکودرام (رواننمایش)
حضوری در ونکوور
یکشنبهها ۳۰ آگوست و ۱۳ سپتامبر
هزینه: ۶۴۰ دلار کانادا
🔹 شروع فصل هشتم درمانگاه آموزشی
پنج جلسهای رواندرمانی تلفیقی ویژهی رواندرمانگران
چهارشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۲۶
هزینه: ۳۰۰ دلار کانادا
🔹 نشستهای "پیشواز مهر"
دربارهی مولانا و حافظ
حضوری در ونکوور
دکتر کیارش آرامش
دکتر محمدرضا سرگلزایی
جمعه ۱۸- شنبه ۱۹ و یکشنبه ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
هزینه شرکت در هر برنامه: ۳۰ دلار کانادا
هزینه شرکت در هر سه برنامه: ۷۵ دلار کانادا
🔹 شروع باشگاه فیلم پریفرونتال فصل پاییز
شش جلسه - شش فیلم
با موضوع روانشناسی اجتماعی
شروع از یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶
هزینه: ۲۶۴ دلار کانادا
🔹 وبینار میراث یونگ برای درمانگران امروز
دکتر محمدرضا سرگلزایی
شنبه ۷ نوامبر ۲۰۲۶
هزینه اعلام خواهد شد
🔹 وبینار روان و زمانمندیهایش
دکتر محمدرضا سرگلزایی
یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۲۶
هزینه اعلام خواهد شد
@drsargolzaei
@prefrontalclub
Repost from دکتر محمدرضا سرگلزایی drsargolzaei
🔴 زیستسیاست و شبهعلم در پزشکی 🔴
🔹 کدام حکومتها با ترویج خرافههای شبهعلمی سلامت مردم را به خطر میاندازند؟
🔹 وقتی سلامت به پای ایدئولوژی قدرت قربانی میشود
🔴 گفتگوی دکتر محمدرضا سرگلزایی (روانپزشک) با دکتر کیارش آرامش (متخصص پزشکی اجتماعی و دکترای اخلاق در مراقبتهای بهداشتی-درمانی)
🔹 این گفتوگو در پاییز ۲۰۲۵ ضبط شده است
🟢 https://youtu.be/syjf0HPM1iI
@drsargolzaei
@prefrontalclub
☝️☝️ این نامه انجمن علمی روانپزشکان ایران است در اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت .
نامه در واکنش به نسخه جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت تر یا حجامت با شرط (تیغ)»، منتشر شده است. در این سند «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» از اندیکاسونهای حجامت عنوان شده است.
مقالهای که در منابع این سند مورد استناد قرار گرفته است نشان میدهد که شواهد موجود درباره اثر حجامت بر متغیرهای روانی عمدتاً مبتنی بر مطالعات با کیفیت روششناختی پایین است.
این مثال بارز دیگری از این است که شبهعلم چگونه تولید و منتشر میشود.
ابتدا پژوهشهایی با روششناسی ضعیف و مخدوش انجام میدهند. بعد آن را در مجلاتی که ادعا میکنند علمیاند اما جانبدار خودشاناند منتشر میکنند. تا اینجا توانستهاند کاری شبیه به علم، اما بیگانه با علم ، انجام دهند. یعنی تولید شبهعلم.
سپس، با تکیه بر حمایت سیاسی و دولتی آن شبهعلم را تحت پوشش علم معتبر مبتنی بر شواهد(!) وارد دستورالعمل بالینی کشوری میکنند و برایش تعرفه وضع میکنند و در سلامتکدهها تیغ حجامت به تن نحیف مردم و پول طبابت رندانه را به جیب
خود میزنند.
هر چندوقت یکبار هم بیانیه میدهند که اگر خیراندیش و روازاده و تبریزیان شارلاتان و نابکارند، ما خیمه زدگان در وزارت و دانشگاه، علمی و متفاوتیم.
افسوس که پریشانی این سلسله را پایان نیست
این نامه انجمن علمی روانپزشکان ایران است در اعتراض به تعیین اندیکاسیون روانپزشکی حجامت .
نامه در واکنش به نسخه جدید «شناسنامه و استاندارد خدمت حجامت تر یا حجامت با شرط (تیغ)»، منتشر شده است. در بخش سلامت روان این سند «بهبود برخی علائم روانی مثل اضطراب» از اندیکاسونهای حجامت عنوان شده است.
نامه توضیح میدهد که در این بند بدون تعریف عملیاتی، بدون ارجاع به معیارهای تشخیصی معتبر و بدون تعیین اینکه منظور کدام اختلال اضطرابی (در چارچوب طبقهبندیهای پذیرفتهشده بینالمللی) است، حجامت به عنوان درمانی برای اضطراب معرفی شده است.
«نیز مقالهای که در منابع این سند برای حوزه سلامت روان مورد استناد قرار گرفته است (مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۲)، بهروشنی نشان میدهد که شواهد موجود درباره اثر حجامت بر متغیرهای روانی محدود، ناهمگون و عمدتاً مبتنی بر مطالعات با کیفیت روششناختی پایین است. این مقاله خود نیز تصریح میکند که تنها تعداد اندکی کارآزمایی تصادفیشده وجود دارد و بیشتر آنها دارای کیفیت پایین هستند و برای تعیین اثربخشی حجامت در حوزه سلامت روان، انجام مطالعاتی با طراحی دقیقتر ضروری است. »
Repost from كانون نگرش نو
🟢 جلسه حضوری همراه با دکتر کیارش آرامش در کانون نگرش نو_تورنتو
💠از سلسله نشستهای: نگاهی به درسهای شاهنامه برای ایرانیان امروز
✔️جلسه دوم:
"داستان سیاوش: اخلاق جنگ و اخلاق صلح و نسبت آن با وطندوستی در شاهنامه"
💠روز: پنج شنبه چهاردهم ماه می
💠ساعت: هفت تا نه شب
💠مکان: کانون نگرش نو واقع در:
World On Yonge
7191 Yonge, Unit 706
ورودی 25$
💠تلفن ثبت نام در واتس اپ:
📞416-879-7357
@kanoonnegareshno
#کانون_نگرش_نو
#دکتر_کیارش_ارامش #جنگ #اخلاق #شاهنامه
بخشی از گفتگوی کیارش آرامش در برنامهی میدان صدای آمریکا دربارهی نقد اخلاقی حمله به افراد و زیرساختهای غیرنظامی.
Repost from يك بيت مهمان حافظ با كيارش آرامش
نوروز آن خنیاگر سیستانی است
وقتی که سپاهیان «قتیبة بن مسلم»، سیستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ نواز، در کوی و برزن شهر که غرق خون و آتش بود، از کشتارها و جنایات «قتیبه» قصه ها می گفت و اشک خونین از دیدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری می ساخت و خود نیز، خون می گریست ... و آنگاه بر چنگ می نواخت و می خواند:
با این همه غم در خانه دل
"اندکی شادی باید که گاه نوروز است" (برگرفته از تاریخ سیستان)
از پی چهارده قرن، امروز هم بر صفحهی ایران، چه خاک ایران باستانی و چه هر جا ایرانیان، مهر و یاد ایران را با خود بردهاند، دو صف بزرگ پیداست:
صف میراثداران خنیا گر سیستانی: یعنی تمامی آنهایی که ایران را آزاد و آباد و شاد میخواهند. ایران را سرزمین «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد» میدانند. فرهنگ ایران را « با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» میانگارند. و آبادی و شکوفایی ایران را در آزادی در عین یکپارچگی سرزمینی و دوستی با جهان در عین میهندوستی میدانند.
در برابر، صف میراثخواران قتیبه است: صف رژیم ویرانگر و خونریز اسلامی که بنایش بر بیداد و فساد در داخل و ستیزهجویی و دشمنسازی در داخل است. رژیمی که سالها استبداد و عقبماندگی و خرافاتپروری و فرصتسوزی را بر کشور تحمیل کرده است و آخرین دستآورد سیاست متوهمانه و دشمنخویانهاش جنگی تلخ و ویرانگر است که به کشور تحمیل کرده است. همان قتیبه، همان چنگیز، اما در ابعادی بزرگتر و زیانبارتر.
میراثداران خنیاگر سیستانی، امسال با دلی خونین از آنچه بیداد و بیسیاستی اخلاف قتیبه بر سر ایران آورده و میآورد، نوروز را گرامی میدارند. و امید میپرورند که ایران فردا، ایرانی آزاد و آباد و شاد خواهد بود.
همیدون باد!
بهار آمد ولی شادی نهان است
نشسته در عزا، ایرانِ جان است
ز شمشیر قتیبه غرق در خون
سراسر زاد و بوم سیستان است
ببین این لالههای سرنگون را
به دلشان داغ جانهای جوان است
چه سازی سر کند این مطرب امروز؟
که در دلها غمان روی غمان است
بزن مطرب بگو «بر دست شب» چیست؟
بگو این سرخی از «خون جوان» است
بهرغم میل دیوان تبهکار
ولی، نوروز رسمی جاودان است
چهها زین کاروانسالار دیدیم
که دیگر از رسیدن ناامیدیم
به جان همسفر افتادهایم و
ز جنگ رهزنان پا وابریدیم
به جای پرچم ننگین دشمن
گریبان برادر را دریدیم
کنون نزدیکی پنجاه سال است
کزاینان عشوه و افسون خریدیم
فریب ورد اصلاحات خوردیم
ولی جز غدر و بیشرمی ندیدیم
از اینان ملتی آتش به جان است
ولی نوروز رسمی جاودان است
بیا خنیاگر خوشخوان نوروز
بیاور خرمی بر خوان نوروز
بیاور هدیه از گنج نیاکان
که ایرانی شود مهمان نوروز
که ایران سرزمین مهر و نور است
به جسم خسته دارد جان نوروز
بخوان در ظلمت قهر و جدایی
تو از پیوند و از پیمان نوروز
بیاور مژدهی پایان ضحاک
فریدون باش در میدان نوروز
که ایران گرچهاش آتش به جان است
ولی نوروز رسمی جاودان است
ایران عزیزمان درگیر جنگی ویرانگر شده است و صدالبته که جنگ و ویرانی غمانگیز و دهشتناک است.
این روزها، برانگیختگی و اندوه ناشی از رنج بیکران هموطنان ممکن است ما را به پرخاشگری بیفایده سوق دهد که البته خلاف عقل است.
به هم پرخاش میکنیم و یکدیگر را وطنفروش و خائن خطاب میکنیم
آنچه برای من، به عنوان یکی از میان بیش از نود میلیون ایرانی نگران، روشن است این که :
نخست، انگ وطنفروشی و بیوطنی زدن به هرکدام از طرفهای این بحث ( در میان مخالفان رژیم حاکم بر ایران) ناروا و غیرمنصفانه است. در استفاده ابزاری از واژهی وطن نباید پیرو جمهوری وطنوبرانگر اسلامی شد.
دو دیگر این که تمامی ملامت این جنگ و ویرانی و تباهی دردناک و دهشتناک بر عهده رژیم و سیاستهای متوهمانه و خونبار و آخرالزمانی آن است. انگ و اتهام زدن به روشنفکران و فعالان رقیب، نهایت بیانصافی است. آنها هیچ دخلی و تاثیری در شروع یا پایان احتمالی جنگ نداشتهاند. حتی اگر با تلخکامی، جنگ را تنها راه نجات تلقی کرده باشند.
سه دیگر این که سخن گفتن از اصلاح از درون و مانند آن برای ما که جوانیمان در این امید واهی بر باد رفت و عمر را در صف رأی دادن به خاتمی و موسوی و روحانی گذراندیم و برایشان دل سوزاندیم و خطرکردیم و کتک خوردیم و ….دیگر طنزی تلخ و خندهآور است.
در آیینهی دریای خونی که در دیماه به راه افتاد، تباهی امید به حتی اندکی اصلاح و عقبنشینی دیکتاتور و رژیمش را دیدیم.
برخی البته از سکوت آن روزهایشان پیداست که چشمشان را بسته بودند و ندیدند
و آخر این که با وجود اختلاف نظرها، همگی وطن را دوست داریم و برای سرنوشت تلخش سوگواریم. صفتی را که شایستهی رژیم خونریز و تبهکار و اصلاحناپذیر اسلامی است، به هم خطاب نکنیم.
در انتها این وطن ویران را باید با هم و در کنار هم دوباره بسازیم.
گفتاری در ضداخلاقی بودن برگزاری مراسم ترحیم در مساجد و پیشنهاد برگزاری بزرگداشت زندگی
نویسنده: کیارش آرامش
Rethinking Funeral Rituals in Iran: Moral Concerns and Alternative Forms of Commemoration
Abstract: In this paper, I argue that, in the current political and social context of Iran, holding funeral ceremonies in mosques raises serious ethical concerns. I contend that many mosque institutions and segments of the clergy have become deeply entangled with, and in service of, an oppressive political system. For example, mosques are often used to host or support state-aligned armed forces, which makes financial support of these institutions through funeral services morally problematic.
As an alternative, I propose the adoption of “celebration of life” ceremonies held in homes or other private spaces. These gatherings can offer more meaningful and ethically coherent forms of mourning by allowing families and communities to design personalized programs that reflect the values and preferences of the deceased, such as sharing memories, storytelling, or musical performances. In this way, mourning practices can become more authentic, humane, and aligned with the moral convictions of participants.
این روزها فضای مجازی پر است از تصاویر گونهای دیگر از سوگواری: خانوادههای جاویدنامان با موسیقی و رقصهای آیینی و شعر و سرود، عزیزانشان را تا مزار بدرقه میکنند یا بر سر مزارشان به سوگ مینشینند.
یادآور صدای مظلوم آن اسیری که با دستهای شکسته گفت که به خانوادهاش پیام داده است که بعد از اعدام، برایش شادی کنند.
یک حقیقت روشن دربرابر چشمهای ماست. به دلیلهایی واضح، برگزاری مراسم سوگواری در مسجدها و به شیوهی سنتی ضداخلاقی است.
روش اخلاقی این است که سوگواری را چه دینی و چه غیردینی در جایی غیراز مسجد برگزار کنیم.
دلیل این که برگزاری مراسم در مسجد متضمن رونق دادن و از آن مهمتر، پول دادن به دو نهاد فاسد است:
نخست، نهاد مساجد که تبدیل شدهاند به لانهی تبلیغات برای رژیم و مرکز نیروهای سرکوب. پایگاههای بسیج در مساجد قرار دارند. مساجد در زمان سرکوب، به طور کامل در اختیار سرکوبگرانند. و نیز برنامههای مساجد با هدف تبلیغ و ترویج رژیم برگزار میشوند.
دوم، نهاد روحانیت که اعضایش در این مراسم با دریافت پول به سخنرانی و نوحهخوانی میپردازند و نیز تمامی نوحهخوانان و مداحان،. این نهاد چنان توسط حکومت فاسد شده است که به عنوان ابزار توجیه و تبلیغ ستم و سرکوب عمل میکند.
البته این درست نیست که تمامی و تک تک روحانیون افرادی ستمکار یا یاریگر ستم یا ساکت در برابر ستم باشند. بسیاری از روحانیون انسانهایی پاک و منزه از سیاهکاریهای رژیماند. اما سلطهی سامانیافته و سازمانی رژیم بر نهاد روحانیت، از مدارس تا مساجد و انجمنها، این نهاد را تبدیل به جزئی از سرکوب و ستم کرده است. صداهای مخالف یا مجبور به خاموشی میشوند با به زور خاموش میگردند. بودجه و توان سازمانی این نهاد به تمامی در خدمت سرکوب و فساد است.
بنابراین تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی برقرار است، برگزاری مراسم در مساجد که متضمن رونق دادن یا پول دادن به این نهادها باشد، عملی غیراخلاقی است. چه برای دینداران و چه برای نادینداران.
به جای آن میتوان در منازل و هر مکان مناسب دیگری مراسم را برگزار کرد و از افراد سخنور یا هنرمند دعوت کرد که در «بزرگداشت زندگی» عزیز از دست رفته شرکت کنند.
بزگداشت زندگی را میتوان بر اساس باورها و ارزشهای فرد از دست رفته یا خانوادهاش برگزار کرد. به جای تکرار کلیشههای نخنما که ابزار کاسبی آخوندها و مداحان شدهاند، میتوان کارهایی زیباتر و معنا دارتر انجام داد. برای مثال: (۱) گفتن خاطرههایی از عزیز از دست رفته. در بسیاری از کشورها، در این بخش حتی خاطراتی بانمک و طنزآمیز گفته میشوند که کمی هم اندوه حاظران را تسکین دهد. (۲) سخنرانی با موضوع و محتوایی متناسب و در عین حال همراستای ارزشها و سلیقهی صاحبان سوگ. مانند خواندن اشعاری از مولوی یا خیام یا از شاهنامه با موضوع مرگ و قدردانی از زندگی. (۳) اجرای مراسم هنری که بازتاب سلیقه و ارزشهای مورد نظر باشد، مانند یک قطعهی موسیقی یا آواز که میتواند اجرای زنده یا حتی ضبط شده باشد.
این روش بسیار اخلاقیتر و معنادارتری برای بدرقه و بزرگداشت عزیز از دست رفته است.
Repost from پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)
▪️ اعدام دکتر علیرضا گلچینی را متوقف کنید!
▪️ Stop the Execution of Dr. Alireza Golchini
از همه مردم ایران و خصوصا کادر درمان برای امضای این پتیشن دعوت میشود!
از طریق این لینک امضا کنید
https://c.org/wcFfDgxVns
پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)
@pezeshkanghanon
Repost from مسیح علینژاد
+5
در دل تاریکی و در میان خون و درد، قهرمانانی سفیدپوش ایستادهاند که تنها سلاحشان دانش پزشکی و سوگند بقراط است.
آنها به نجات جان انسانها، بدون تبعیض فکر میکنند.
اما حالا، بسیاری از این پزشکان و کادر درمان که در جریان خیزش اخیر به مجروحان انقلاب ملی ایران کمک کردند، خود قربانی شدهاند.
تروریستهای جمهوری اسلامی با دستگیری پزشکان و کادر درمان، اصول انسانی و پزشکی را به مسلخ میبرند. برخی از این قهرمانان سفیدپوش حالا حتی با تهدید اعدام روبرو هستند.
دکتر علیرضا گلچینی، جراح عمومی در بیمارستان دهخدا قزوین، تنها به خاطر یک استوری ساده در اینستاگرام و اعلام آمادگی برای کمک به مجروحان به صورت رایگان، حالا در خطر اعدام قرار دارد.
دکتر آمنه سلیمانی، پزشک و مدیر کلینیک پوست در اردبیل، برای درمان مجروحان اعتراضات دستگیر شد. دکتر فرهاد نادعلی، جراح ارتوپد در گرگان، پس از اعتراض به کشتار مردم و درمان زخمیها توسط اطلاعات سپاه ربوده شد.
دکتر صابر دهقان جراح مغز و اعصاب در سیرجان به خاطر کمک به مجروحین بازداشت شد. دکتر بابک پورامین متخصص اورژانس بیش از یکهفته است که بازداشت است.
صدای پزشکان و کادر درمان باشیم.
Repost from پادکست هشیوار
اخلاق پزشکی در سایه سرکوب وکشتار: مسئولیتی که نمیتوان از آن چشم پوشید.
یکی از بنیادیترین اصول اخلاق پزشکی، پاسداشت جان و کرامت انسان است؛ بهویژه در لحظات آسیبپذیری، بیماری و جراحت. بیمارستانها، کادر درمان و خدمات پزشکی باید حتی در شرایط تعارضات سیاسی، جنگ یا ناآرامیهای اجتماعی، فضاهایی بیطرف، امن و مصون باقی بمانند. این اصل نهتنها یک تعهد حرفهای، بلکه هنجاری تثبیتشده در اسناد بینالمللی همچون اعلامیه ژنو و قواعد بیطرفی پزشکی است. اما آنچه امروز در ایران رخ میدهد، نقض سیستماتیک همین اصول بنیادین است. گزارشهای متعدد از داخل کشور، الگویی نگرانکننده و مستند را نشان میدهند:
حمله به بیمارستانها؛ بازداشت معترضان مجروح از تختهای درمان؛ کشتهشدن بیماران در حین دریافت خدمات پزشکی؛ تهدید، بازداشت، زندانیکردن یا حتی جانباختن پزشکان، پرستاران و دانشجویان پزشکی؛ استفاده از آمبولانسها برای جابهجایی نیروهای امنیتی بهجای انتقال بیماران؛ و در مواردی، تبدیل مراکز درمانی و آمبولانسها به ابزارهای عملیاتی امنیتی.
چنین اقداماتی صرفاً نقض حقوق بشر نیستند؛ بلکه حملهای مستقیم به بنیانهای اخلاق پزشکی و اعتماد عمومی به درمان بهشمار میآیند. هنگامی که بیمارستان، که باید پناه جان انسان باشد، به مکانی ناامن بدل میشود، جامعه نهتنها با بحران سیاسی، بلکه با بحران اخلاقی عمیقی روبهروست.
متأسفانه جامعه اخلاق پزشکی در داخل ایران تا حد زیادی خاموش و ناتوان شده است. این سکوت، نشانه رضایت نیست؛ بلکه نتیجه سرکوب ساختاری است: کنترل گسترده دولتی، وابستگی نهادهای حرفهای به حکومت، فقدان جامعه مدنی مستقل، نفوذ نیروهای امنیتی در ساختارهای دانشگاهی و حرفهای، نظارت فراگیر، و قطع ارتباطات که متخصصان را از جامعه جهانی جدا میکند. در چنین شرایطی، سکوت تحمیل میشود. در این میان، مسئولیتی اخلاقی متوجه جامعه بینالمللی بیواتیک و اخلاق پزشکی است. زمانی که بیطرفی پزشکی آشکارا نقض میشود، وقتی بیمارستانها به امتداد خشونت بدل میشوند و کادر درمان به دلیل انجام وظیفه حرفهای خود تحت فشار قرار میگیرند، نهادهای اخلاقی جهانی نمیتوانند منفعل یا بیتفاوت باقی بمانند.
اخلاق پزشکی صرفاً یک رشته دانشگاهی نیست؛ کنشی اخلاقی است که بر دفاع از جان، کرامت و عدالت استوار است. اگر در برابر چنین نقضهای نظاممند سکوت شود، خطر آن وجود دارد که خودِ بیواتیک به خطابهای توخالی تقلیل یابد؛ گفتمانی جدا از واقعیتهای انسانی که ادعای دفاع از آنها را دارد.
این یک فراخوان به اقدام است. سازمانهای بینالمللی بیواتیک، انجمنهای حرفهای پزشکی، مراکز دانشگاهی، نشریات تخصصی و چهرههای برجسته این حوزه باید سکوت را بشکنند. لازم است بیانیههای عمومی صادر شود، موارد نقض مستند سازی گردد، از کادر درمان در معرض خطر حمایت شود، و از مسیرهای اخلاقی، حقوقی و نهادی، مطالبه پاسخگویی صورت گیرد. در این زمینه، سکوت بیطرفی نیست؛ چشمپوشی از مسئولیت است. اعتبار اخلاق پزشکی جهانی اکنون در گرو آن است که آیا حاضر است در زمانی که اصول بنیادین آن بهگونهای آشکار و خشونتبار نقض میشوند، از این اصول دفاع کند یا خیر.
قسمتی از این متن توسط آقای دکتر کیارش آرامش-مهمان برنامه-به صورت انگلیسی در LinkeIn منتشر شده است. در این جلسه در مورد اینموضوع مهم با ایشون گفتگو کردم.
https://youtu.be/Vyitw2e0T1k?si=_0HpFLlmj2_bHl9o
Repost from پادکست هشیوار
سلام و درود بر همراهان هشیوار،
در این اپیزود با حضور دکتر کیارش آرامش، پزشک و متخصص اخلاق پزشکی، در مورد «طب اسلامی» و موضوع «شفا» گرفتن صحبت کردیم.
«طب اسلامی» نه یک شاخه درمانی، بلکه یک جریان ضدعلم است که بهجای شواهد تجربی بر ایمان و تقدس متون دینی مثل قرآن و احادیث تکیه میکند. در جایی که پزشکی مدرن مبتنی بر کارآزمایی بالینی، متاآنالیز و نظام خوداصلاحگر علم است، طب سنتی به دلیل تکیه بر نظریههای مزاج و اخلاط بدون آزمونپذیری مدرن در رده شبهعلم قرار میگیرد و طب اسلامی هم با مصونکردن خود از نقد علمی و برتر دانستن خود از علم، اساساً ضدعلم محسوب میشود.
یکی از خطرناکترین پیامدهای گرایش به طب اسلامی، از دست رفتن «زمان طلایی درمان» در بیماریهایی مانند سرطان، سکته و عفونتهای حاد است؛ جایی که هر روز تأخیر میتواند به پیشرفت غیرقابل بازگشت بیماری، متاستاز و مرگهای کاملاً قابل پیشگیری منجر شود. بسیاری از قربانیان این جریان نه بهدلیل لاعلاج بودن بیماری، بلکه بهعلت تأخیر در مراجعه به درمان مبتنی بر شواهد جان خود را از دست دادهاند.
در این اپیزود همچنین پدیده «تجارت شفا» را تحلیل کردیم؛ جایی که باورهای مذهبی مردم به ابزار کلاهبرداری مالی تبدیل شده و درمانهای بیپایه با قیمتهای گزاف فروخته میشوند. سکوت یا حمایت غیرمستقیم نهادهای رسمی از این جریان، به معنای مشارکت ساختاری در تولید مرگهای قابل پیشگیری است.
🔔 برای حمایت از علم و مبارزه با خرافات، کانال هشیوار را سابسکرایب کنید و زنگوله را فعال نمایید.
https://youtu.be/Mw7Y9sv_5mc?si=IsU2da2dnd2aQiYO
📻این هفته در پرگار: نظام درمانی در اروپا و آمریکا
🔻سیستمهای پزشکی و درمانی بر چه اصول اخلاقی استوارند؟ مضرات و مزایای هر یک از این سیستمهای درمانی چیست؟ مثلا کدام نظام برای دسترسی بیمار به داروهای گرانتر کارآمد است؟
میهمانها:
شهرام کردستی، متخصص ایمنیشناسی سرطان
کیارش آرامش، مدرس اخلاق پزشکی
@BBCPersian
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
