es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

«Kooch | کوچ»

«Kooch | کوچ»

Ir al canal en Telegram

مجموعه‌ای از بعضی چیزهایی که دوست دارم. 🕯️

Mostrar más
312
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
K o o c h | 238

آه اگر مادرم را نداشتم، تاحالا نیست و نابود شده بودم!

آدم نمی‌تواند تا ابد کلیدی را در جیبش حمل کند که به هیچ‌چیز نمی‌خورد.
نغمه‌ی غمگین و داستان‌های دیگر | جی دی سلینجر
K o o c h.

photo content

K o o c h | 237

کاش میشد سند بذاریم فکرمون آزاد بشه. •ارسطو عامل

None of my work is done; But i sure am.

K o o c h | 236

وقتی که دیگر به قدر کافی دیوانه نیستی، کجا باید بروی؟

وقتی برای مدتی طولانی بی‌انگیزه می‌مانی، کم‌کم به شکلی ناسالم وجود خودت را زیر سؤال می‌بری؛ همه‌چیز به پرسشی شبه‌روشنفکرانه بدل می‌شود که اساسا هیچ علاقه‌ای به پاسخ‌دادنش نداری. تمام این فرایند، کم‌کم پوست تنت می‌شود؛ و دیگر فقط بر تو اثر نمی‌گذارد، بلکه واقعا تو را تعریف می‌کند. و این‌گونه خودت را همچون شبحی تاریک می‌بینی؛ کسی که شایسته‌ی آن نیست که چیزی در او علاقه‌ای برانگیزد، شایسته‌ی آن نیست که درباره‌ی جهان کنجکاو باشد؛ کسی که عمیقا، از هر نظر، شایسته نیست و حتی در خود حضورش نیز عمیقا غایب است. K o o c h | اینگمار برگمان

sticker.webp0.23 KB

K o o c h | 235

برای شروع کارها بارها تصمیم می‌گیرد و پشیمان می‌شود. این موضوع آنقدر در روحیاتش تاثیر منفی می‌گذارد که دامنه سرخوردگی عدم اعتماد به‌ نفس‌ا‌ش به زندگی خصوصی کشیده می‌شود.
یادداشت‌های روزانه | سیلویا پلات
K o o c h.

Repost from iVjairy Tales ✶
به معنای واقعی کلمه عکس گرفتن ازشون سخت بود.
به معنای واقعی کلمه عکس گرفتن ازشون سخت بود.

Repost from OFF
‏خیلی ناراحتم، نمی‌خوام زندگیم اینجوری بگذره.

بچه ها جدی قراره زندگیو چطوری سر کنیم؟

Staying somewhere you don't belong will destroy you.

بدتر از همه این است که از خودت می‌پرسی فردا چطور قدرتی پیدا می‌کنی که دوباره همان کاری را که دیروز کرده‌ای و از مدت‌ها پیش هم غیر از آن کار نکرده‌ای، ادامه بدهی، از کجا قدرتش را پیدا می‌کنی که این کارهای پوچ، این هزاران هزار نقشه را که به هیچ کجا نمی‌رسند، این تقلاها برای بیرون آمدن از فلاکت خردکننده، تلاش‌هایی را که همیشه مرده‌زاد به دنیا می‌آیند، پیش ببری، و این همه به خاطر اینکه یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است، که هر شب باید پای دیوارت و زیر دلشوره فردا که هر بار شکننده‌تر و کثیف‌تر از روز پیش است، سقوط کنی.
سفر به انتهای شب | لویی‌فردینان سلین
K o o c h.

sticker.webp0.20 KB

در زمانه‌ی ما نگاه کردن نیاموخته‌اند.
هنوز در سفرم | سهراب سپهری
K o o c h.