es
Feedback
All wrong.

All wrong.

Ir al canal en Telegram
760
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
+930 días
Archivo de publicaciones
Can I learn to live with What's trapped inside?

It ain't that in their hearts they're bad They can comfort you, some even try They nurse you when you're ill of health They bury you when you go and die It ain't that in their hearts they're bad They'd stick by you if they could But that's just bullshit baby People just ain't no good People they ain't no good People they ain't no good People they ain't no good at all People they ain't no good People they ain't no good People they ain't no good at all

The Boatman s Call (2011 Remastered Version) CD 1 TRACK 3 (3.mp313.21 MB

10 Dariush - Booye Gandom.mp319.75 MB

زندگیش یه لحظه خالی؛ زندگیش یه لحظه پُر.

ای رها از رخوت تن، وقت پر کشیدن توست.

پهلوی‌ها همیشه خودشون رو به‌عنوان "مدرنیزاسیون" معرفی کردن، اما این مدرنیته از بالا، اقتدارگرا و عمیقاً ضدسیاست بود. مدرنیته‌ای که شهر ساخت، اما شهروند نساخت؛ دانشگاه ساخت، اما حق اعتراض نداد؛ زن رو از حجاب اجباری آزاد کرد، اما بدنش رو همچنان ملک دولت دونست. این همون تناقضیه که جمهوری اسلامی بعداً وارونه اما با همون منطق ادامه‌‌ش داد: یکی با چکمه و تاج، یکی با عمامه و شریعت اما هر دو با بی‌اعتمادی ریشه‌ای به مردم. رضا پهلوی امروز وارث همین تناقضه. اساساً چیزی ارائه نمی‌ده. نه برنامه‌ی مشخص، نه موضع شفاف در برابر گذشته، نه گسست واقعی از منطق سلطنت. دائماً می‌خواد "نماد" باشه، "پل" باشه، "چهره‌ی وحدت"؛ این تهی‌شدن سیاسته. سیاست به برند شخصی تقلیل پیدا می‌کنه. سلطنت‌طلبی با وسواس عجیبی از نقد گذشته فرار می‌کنه. وقتی صحبت از ساواک، سرکوب، زندان، حذف چپ و نیروهای مردمی می‌شه، یا انکار می‌کنه، یا توجیه، یا می‌گه "همه‌جا همین بوده". این "همه‌جا همین بوده" دقیقاً زبان قدرته، نه زبان رهایی. جنبشی که نتونه با گذشته‌ی خودش تسویه‌حساب کنه، محکومه همون گذشته رو بازتولید کنه. سلطنت‌طلب‌ها خودشون رو تنها آلترناتیو جا می‌زنن، اما دقیقاً به همین دلیل خطرناکن. چون افق رو می‌بندن. چون به مردم خسته می‌گن: "یا من، یا هرج‌ومرج." همون دوگانه‌ی جعلی که همه‌ی استبدادها باهاش زنده موندن.

حذف "زن زندگی آزادی" یک ژست ساده‌ی رسانه‌ای نیست؛ نشونه‌ی همون مالیخولیای سیاسیه: ناتوانی ساختاری نیروهای کهنه برای همزیستی با امر رادیکال. سلطنت‌طلبی، حتی توی نسخه‌ی بزک‌شده و "لیبرال"ش، به گذشته‌ای چنگ می‌زنه که قراره ناجی آینده باشه. اما زن، زندگی، آزادی نه بازگشته و نه نوستالژی؛ یک "نه" رادیکاله به هر شکلی از قدرت موروثی، چه عمامه باشه چه تاج. مشکل سلطنت‌طلبی فقط این نیست که غیر دموکراتیکه؛ مشکلش اینه که تخیل سیاسی رو عقیم می‌کنه. همون کاری که سرمایه‌داری متأخر می‌کنه: آینده رو می‌دزده و به ما می‌گه بین بد و بدتر انتخاب کن. زن، زندگی، آزادی دقیقاً علیه همین منطق ایستاد. علیه این ایده که آزادی رو باید از بالا، از یک نام خانوادگی، یا از یک چهره‌ی "مطمئن" قرض گرفت. حذف این شعار، اعترافی ناخواسته‌ست: این جنبش چیزی می‌خواست که سلطنت‌طلبی هرگز نمی‌تونه بده؛ زندگی بدون قیم، زن بدون سایه، آزادی بدون وارث.

زنده باد زن زندگی آزادی.

زنده باد مبارزه‌ی زنان.

Processor - Insomnia.mp311.58 MB

sticker.webp0.21 KB

Happiness doesn’t suit me i guess

... When I was feeding on the need for you to know me Devastated at the rate you fell below me What wasted unconditional love On somebody who doesn't believe in that stuff Oh, well

01. Storefront Church - I'M YOUR MAN.mp38.30 MB

Yes, I'm such a fool In my lithium pool.

Why every night pain comes from a different place

Love looks suspicious from here. Too volatile.Too dependent on moods I’m not allowed to have anymore. I can’t afford emotional extremes; I don’t have that kind of body anymore. Lithium makes me reliable. It also makes me distant from the version of myself who believed love was worth the damage. I’ve been chemically instructed not to romanticize it. Love wants intensity. Lithium demands regulation. These two don’t get along. Everything is provisional. I’m not numb. That’s the lie people tell about lithium. I feel things. If love ever comes close to me now, it will have to survive without fireworks, without extremes, Otherwise, it’s not worth destabilizing a life I fought chemistry itself to keep.

Everything is one missed dose away from changing shape.