All wrong.
الذهاب إلى القناة على Telegram
760
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
760
It ain't that in their hearts they're bad
They can comfort you, some even try
They nurse you when you're ill of health
They bury you when you go and die
It ain't that in their hearts they're bad
They'd stick by you if they could
But that's just bullshit baby
People just ain't no good
People they ain't no good
People they ain't no good
People they ain't no good at all
People they ain't no good
People they ain't no good
People they ain't no good at all
760
پهلویها همیشه خودشون رو بهعنوان "مدرنیزاسیون" معرفی کردن، اما این مدرنیته از بالا، اقتدارگرا و عمیقاً ضدسیاست بود. مدرنیتهای که شهر ساخت، اما شهروند نساخت؛ دانشگاه ساخت، اما حق اعتراض نداد؛ زن رو از حجاب اجباری آزاد کرد، اما بدنش رو همچنان ملک دولت دونست. این همون تناقضیه که جمهوری اسلامی بعداً وارونه اما با همون منطق ادامهش داد: یکی با چکمه و تاج، یکی با عمامه و شریعت اما هر دو با بیاعتمادی ریشهای به مردم.
رضا پهلوی امروز وارث همین تناقضه. اساساً چیزی ارائه نمیده. نه برنامهی مشخص، نه موضع شفاف در برابر گذشته، نه گسست واقعی از منطق سلطنت. دائماً میخواد "نماد" باشه، "پل" باشه، "چهرهی وحدت"؛ این تهیشدن سیاسته. سیاست به برند شخصی تقلیل پیدا میکنه.
سلطنتطلبی با وسواس عجیبی از نقد گذشته فرار میکنه. وقتی صحبت از ساواک، سرکوب، زندان، حذف چپ و نیروهای مردمی میشه، یا انکار میکنه، یا توجیه، یا میگه "همهجا همین بوده". این "همهجا همین بوده" دقیقاً زبان قدرته، نه زبان رهایی. جنبشی که نتونه با گذشتهی خودش تسویهحساب کنه، محکومه همون گذشته رو بازتولید کنه.
سلطنتطلبها خودشون رو تنها آلترناتیو جا میزنن، اما دقیقاً به همین دلیل خطرناکن. چون افق رو میبندن. چون به مردم خسته میگن: "یا من، یا هرجومرج." همون دوگانهی جعلی که همهی استبدادها باهاش زنده موندن.
760
حذف "زن زندگی آزادی" یک ژست سادهی رسانهای نیست؛ نشونهی همون مالیخولیای سیاسیه: ناتوانی ساختاری نیروهای کهنه برای همزیستی با امر رادیکال. سلطنتطلبی، حتی توی نسخهی بزکشده و "لیبرال"ش، به گذشتهای چنگ میزنه که قراره ناجی آینده باشه. اما زن، زندگی، آزادی نه بازگشته و نه نوستالژی؛ یک "نه" رادیکاله به هر شکلی از قدرت موروثی، چه عمامه باشه چه تاج.
مشکل سلطنتطلبی فقط این نیست که غیر دموکراتیکه؛ مشکلش اینه که تخیل سیاسی رو عقیم میکنه. همون کاری که سرمایهداری متأخر میکنه: آینده رو میدزده و به ما میگه بین بد و بدتر انتخاب کن. زن، زندگی، آزادی دقیقاً علیه همین منطق ایستاد. علیه این ایده که آزادی رو باید از بالا، از یک نام خانوادگی، یا از یک چهرهی "مطمئن" قرض گرفت. حذف این شعار، اعترافی ناخواستهست: این جنبش چیزی میخواست که سلطنتطلبی هرگز نمیتونه بده؛ زندگی بدون قیم، زن بدون سایه، آزادی بدون وارث.
760
... When I was feeding on the need for you to know me Devastated at the rate you fell below me What wasted unconditional love On somebody who doesn't believe in that stuff Oh, well
760
Love looks suspicious from here. Too volatile.Too dependent on moods I’m not allowed to have anymore. I can’t afford emotional extremes; I don’t have that kind of body anymore. Lithium makes me reliable. It also makes me distant from the version of myself who believed love was worth the damage. I’ve been chemically instructed not to romanticize it. Love wants intensity. Lithium demands regulation. These two don’t get along. Everything is provisional. I’m not numb. That’s the lie people tell about lithium. I feel things. If love ever comes close to me now, it will have to survive without fireworks, without extremes, Otherwise, it’s not worth destabilizing a life I fought chemistry itself to keep.
