es
Feedback
کانال چلاسر نوستالژیک

کانال چلاسر نوستالژیک

Ir al canal en Telegram

چلاسرمحلی باقدمتی ۴۰۰ساله است؛ و به نوعی مدرن ترین روستای معاصر که شکوه گذشته اش از یادها رفته... ارتباط با ادمین ها: @nima_moradkhani @Moslemmoradkhani @Chalasar59 @SKMoradkhani

Mostrar más
677
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+230 días
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+3
en 1 canales
junio '26
+4
en 1 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+3
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+18
en 4 canales
Get PRO
enero '26
+1
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+15
en 4 canales
Get PRO
noviembre '25
+6
en 3 canales
Get PRO
octubre '25
+8
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+9
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+10
en 4 canales
Get PRO
julio '25
+12
en 3 canales
Get PRO
junio '25
+6
en 4 canales
Get PRO
mayo '25
+19
en 4 canales
Get PRO
abril '25
+9
en 3 canales
Get PRO
marzo '25
+13
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+22
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+11
en 5 canales
Get PRO
diciembre '24
+31
en 4 canales
Get PRO
noviembre '24
+26
en 4 canales
Get PRO
octubre '24
+13
en 4 canales
Get PRO
septiembre '24
+12
en 2 canales
Get PRO
agosto '24
+30
en 5 canales
Get PRO
julio '24
+24
en 4 canales
Get PRO
junio '24
+21
en 2 canales
Get PRO
mayo '24
+9
en 1 canales
Get PRO
abril '24
+14
en 3 canales
Get PRO
marzo '24
+20
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+27
en 3 canales
Get PRO
enero '24
+15
en 2 canales
Get PRO
diciembre '23
+26
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+9
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+20
en 4 canales
Get PRO
septiembre '23
+28
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+20
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+36
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+10
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+13
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+7
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+10
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+13
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+5
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+7
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+10
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+5
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+9
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+6
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+5
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+12
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+10
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+7
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+6
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+9
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+21
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+11
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+20
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+15
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+35
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+21
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+21
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+6
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+18
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+15
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+5
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+428
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
11 julio+1
10 julio0
09 julio0
08 julio0
07 julio0
06 julio0
05 julio+2
04 julio0
03 julio0
02 julio0
01 julio0
Publicaciones del Canal
😄من ومیشتی جعفرو فیلم تگزاسی شادبام سینما خوشتره بگوتم امی باغبان مِشتی جعفرم خوشته همره بابِرم صواب داره... فیلمم تگزاسی گاو و اسب وگوسوند دره حتما وره خوش هانه... وره بوگوتم سینما هانه ؟؟ مره نیا بوکورده بوگوته سینما !!!! آها هانم چره نیانم ...... بلیط هگیتیم بوگوته :ایی زنکه چِته بوشا اون لوکا دل (بلیط فروش) مِرم باگوتم وقتی کوچئه با وره دوکوردن دورون هوجه وره غذا هدن هَموته گته وَکت !!!!! بوشیم دورون کنترلچی چراغ قوه بزه ! جعفر بوگوته بیه کنار بده موتور بوشه !!!! خلاصه فیلم شروع بوبا و پیش پرده نشان بدن ... اصن پلک نزه هموته نیا کورده ..‌‌ هی تاب منه بوفه چی بومه !!! ادامس تخمه ساندویچ .‌‌‌‌‌‌... میشتی جعفر ساندویچ خواری ؟ :سانده بیج !!!! آها بعد از چند دقیقه بگوتم :تی کاغذه هدن مره سینما دل وره ننگِن !!! بوگوته چی چی کاغوذ !!! : ای ساندویچ وره وفیت داشته ' !!! باگوته میشی خا هیچی ندشته پسر'!!!! بفهمستم با کاغذ بَل هده همین مِنَه فیلم دل یه گاوه دومال هدن ‌‌‌‌.... گاو بوروت بوما به سمت دوربین یا تماشاگر !!! مِشتی جعفر سینما دل یه جِره دنه بووروت باشا درگا !!! می آبرو باشا ‌‌‌‌‌.... اصغریان خدابیامرز باگوته اینو از کجا پیدا کردی ،!! شب وره باگوتم مشتی جعفر تو امی آبرویه بابوردی ! اون گاو فیلم با سینما با !!! با جدیت بوگوته :: تودانی سینمایه مو دانم سینمایه !!!! اون بیصحب کلگایه چی هلیه !!!!!! شیمه قربان ✍ هلر شمسی @chalasar2050

2
✅از گاودزدی تا خالی کردن خانه‌ها؛ زنگ خطر برای امنیت منطقه اگر در همین کانال جست‌وجو کنید، دست‌کم ۲۱ مطلب درباره سرقت در منطقه منتشر شده است. این یعنی موضوع دیگر یک اتفاق پراکنده نیست؛ به یک روند نگران‌کننده تبدیل شده است. من تا به این سن رسیده‌ام، اما هرگز نشنیده بودم در منطقه ما خانه‌ای را آن‌چنان جارو کنند که فقط اسکلتش بماند؛ از فرش و تلویزیون گرفته تا لباس بچه، ظروف، و حتی آبگرمکن ایستاده را ببرند. یا خبر سرقت کفش و کتانی مردم را بشنویم. این‌ها دیگر سرقت‌های معمولی نیست؛ نشانه یک آسیب اجتماعی است که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا ابعاد بزرگ‌تری پیدا خواهد کرد. برادر من؛ اگر این مطلب را می‌خوانی و دستت به مال مردم دراز شده، فقط یک جمله با تو دارم. بدان و آگاه باش که بردن دست‌رنج دیگران، اگر برای تأمین هزینه خماری و فرار از درد بدن باشد، نه دردت را درمان می‌کند و نه آرامشی برایت می‌آورد؛ فقط درد را بیشتر می‌کند. اگر هم از سر نیاز چنین کاری می‌کنی ــ که بعید می‌دانم مردم نجیب این منطقه به چنین راهی تن بدهند ــ باز هم بدان مالی که با اشک و آه دیگران به دست بیاید، هیچ برکتی ندارد و هیچ عایدی واقعی نصیب صاحبش نخواهد کرد. نگاهی به چند سال گذشته بیندازیم. یک روز حرف از دزدی محصولات کشاورزی و «بیا گنلک» بود، بعد نوبت گاودزدی رسید. مدتی آرام شد، اما بعد سرقت سیم و کابل آغاز شد و امروز به جایی رسیده‌ایم که خانه‌های مردم را از فرش تا آبگرمکن خالی می‌کنند. این تغییر الگو نشان می‌دهد که سرقت در منطقه به شکل موج‌های سینوسی ظاهر می‌شود؛ مدتی فروکش می‌کند و دوباره با شکل و شیوه‌ای تازه برمی‌گردد. اگر ریشه‌های این مسئله بررسی نشود، ممکن است فردا با نوع دیگری از سرقت یا آسیب اجتماعی روبه‌رو شویم. این موضوع فقط وظیفه یک نهاد یا یک روستا نیست. لازم است همه با هم برای آن فکری کنیم؛ از دستگاه‌های مسئول در شهرستان گرفته تا شوراهای اسلامی و دهیاری‌های روستاهای منطقه. افزایش گشت‌های انتظامی، هماهنگی بیشتر بین روستاها، نصب دوربین در نقاط حساس، آگاه‌سازی مردم و پیگیری جدی پرونده‌های سرقت، بخشی از اقداماتی است که می‌تواند امنیت را به منطقه بازگرداند. امنیت، مطالبه همه ماست. امیدوارم قبل از آنکه خبر تلخ بعدی منتشر شود، همه مسئولان و خود مردم دست به دست هم بدهند تا دوباره آرامش به چلاسر، خشکرود، کوده، میانرود، تیکش و همه روستاهای منطقه برگردد. @chalasar2050
200
3
🔵 این چند جمله تاریخی که عباس میرزا (ولیعهد ایران) نوشته است، بخوانید تا ببينيد تاريخ چگونه تكرارميشود وملت چگونه ازيك سوراخ چندين بارگزيده ميشود :* سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم ما با روس ها شروع شد. من هم دیگر آن جوان خام و ناآزموده نبودم که به راحتی وارد کشمکش شوم ... در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید می‌آمد، با رفت‌ و آمد آدم‌ و کاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته می‌شدند ... عامل جدیدی که بهانه‌ای برای آغاز نبردی دیگر باشد، رخ نداده بود و تنها بهانه، زخم‌های باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئه‌های اشراف قاجار بود که برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از روحانیون و علما بود .... بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیانِ کافر بالا گرفت و مراجع و علما، در رأس آنان  آیت‌الله سید محمد مجتهد، برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند ... من به اتفاق قائم مقام فراهانی و میرزا معتمد الدوله نشاط، به ملاقات آقایان رفتیم و سعی کردیم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهیم ... آیت‌الله  سید محمد مجتهد (مجاهد)، آیت الله ملا احمد نراقی وآیت الله جعفر کاشف الغطاء ، در صدر اتاق نشسته بودند، با جمعی از نزدیکان و منصوبان شان.بی آنکه نگاهی به ما کنند، در سکوت به سخنان من گوش میدادند و گاهی آیت الله سید محمد مجتهد (مجاهد) نفسی از قلیان میگرفت، عرض کردم: آقایان البته میتوانند با چرخش قلم، فتوای جهاد صادر کنند، ولی اجرای آن مشکل است. از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتاده‌ اند در برابر یک لشکر عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری از ما ساخته نیست.... جنگ، جنگاور و سلاح کامل می‌خواهد!!! جنگ، جیره و مواجب می‌خواهد!!! جنگ پول می‌خواهد!!!. سربازها پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهند !! کل مالیاتی که در سال اخذ میکنیم، حدود پنج کرور تومان است و روسیه پانصد کرور تومان از مردمش در سال مالیات اخذ میکند ... یکی از آقایان گفت : چرا دولت پول ندارد ؟! چه بر سر جواهرات نادری آورده‌اید ؟! گفتم : آن جواهرات در خزانه است، ولی جواهرات را به راحتی نمی‌توان به پول تبدیل کرد... اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمی‌خرند و اگر یکایک بفروشیم، عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است ... تصور شما آقایان از جنگ، مانند غزواتِ صدر اسلام و بَدر و اُحُد است . ولی زمانه خیلی عوض شده!!! در جنگ قبلی به قدر کافی مردان‌مان به خاک افتادند ... چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم ؟ !! در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیح من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان وچهره ی عبوس گفت: حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرف‌ها دوباره به عتبات بازگردیم ... این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در  اسلامخواهی ولیعهد بود،مع الاسف تقویت میکند !! به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت می‌کنند ؟ ! پای فرنگی به ایران باز شود، که چه شود؟ این تنبان‌های تنگ و چسبان چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟ به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپخانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قَصَصُ الانبیاء با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند؟؟ و..... سرانجام اِصرار علما و روحانیون مجتهد، و صدور فتاوای جهاد کار را بر من تنگ کرد ... و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر ناخواسته وارد شدیم .. این جنگ هم چند ماه طول کشید، به رغم پیروزی‌هایی که در ابتدا به خاطر غافل گیری و درگیری لشکر روس با عثمانی کسب کردیم ولی در نهایت ایران شکست خورد ..   در ناحیه‌ای میان زنجان و میانه که روس‌ها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید ... مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران رامشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانستند، حق کاپیتولاسیون را روس ها برای خود گرفتند و ... من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم ... لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روس‌ها فرستاد و خودش به فرمانده روس‌ها که تبریز را محاصره کرده بودند گفت : *ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !* 📕تاریخ معاصرایران 🖊️بازنشر: حسین شاه اویسی @chalasar2050
280
4
✅ به اطلاع همراهان گرامی می رساند مراسم اولین سالگرد درگذشت مرحوم مغفور شادروان مشهدی منصور یوسف عینی و یادبود همسر گرامیشان
✅ به اطلاع همراهان گرامی می رساند مراسم اولین سالگرد درگذشت مرحوم مغفور شادروان مشهدی منصور یوسف عینی و یادبود همسر گرامیشان مرحومه مشهدی سلطان کوده آقابراری روز پنجشنبه ساعت ۱۵ الی ۱۶ در مسجد کندسر برگزار می گردد. روحشان شاد یادشان گرامیباد🥀🌹 @chalasar2050
517
5
⚽️🏟⚽️ 💣 فوتبال، بی‌رحمانه‌ترین معلم زندگی است. ✍ ـ ابراهیم ناصر فوتبال، فقط نود دقیقه دویدن دنبال یک توپ نیست؛ کلاس درسی است که هر هفته روی چمن برگزار می‌شود و میلیون‌ها نفر بی‌آنکه متوجه باشند، شاگرد آن هستند. چند شب پیش بازی سنگال و بلژیک بهترین یادآوری این حقیقت بود. تا دقیقه ۸۶، سنگال با دو گل پیش بود. خیلی‌ها نتیجه را تمام‌شده می‌دانستند، اما فوتبال قانونی نانوشته دارد؛ تا وقتی داور سوت پایان را نزده، هیچ نتیجه‌ای قطعی نیست. چند دقیقه کافی بود تا ورق برگردد و پیروزی، جای خود را به شکست بدهد. زندگی هم دقیقاً همین‌گونه است. اگر امروز جلو هستی، مغرور نشو؛ اگر عقب افتاده‌ای، ناامید نشو. هنوز زمان باقی مانده است. در فوتبال، تکل از پشت کارت قرمز دارد؛ یعنی از پشت به کسی ضربه نزن، خیانت نکن و اعتماد دیگران را نشکن. آفساید یادآور این است که جلوتر از زمان خود حرکت کردن، همیشه موفقیت نیست؛ هر کاری، زمان مناسب خودش را می‌خواهد. داور برای خطا سوت می‌زند؛ یعنی هیچ اشتباهی بی‌پاسخ نمی‌ماند و هر عملی، نتیجه‌ای دارد. کارت زرد هشدار است؛ زندگی هم پیش از مجازات، بارها فرصت اصلاح می‌دهد. پنالتی یادآور لحظه‌هایی است که یک تصمیم می‌تواند سرنوشت را تغییر دهد؛ باید با آرامش و دقت انتخاب کرد. پاس دادن یعنی هیچ موفقیت بزرگی حاصل تکروی نیست. بهترین تیم‌ها، بهترین همکاری‌ها را دارند. تعویض بازیکن نشان می‌دهد گاهی برای ادامه مسیر باید روش، عادت یا حتی همراهان خود را تغییر داد. و سرانجام، سوت پایان... روزی برای همه به صدا درمی‌آید. آنچه می‌ماند، نتیجه تابلوی زندگی است؛ نه هیاهوی سکوها. فوتبال به ما می‌آموزد تا آخرین ثانیه بجنگیم، در پیروزی فروتن باشیم، در شکست دوباره برخیزیم و هرگز امید را پیش از سوت پایان از دست ندهیم. 🌹🌹🌹 @chalasar2050
406
6
كسی كه بسيار می‌خواند و می‌داند؛ اما به هر دليل وارد مبارزه برای "تغییر" نمی‌شود؛ مانند فروشگاهی بزرگ است كه در ورودی آن نوشت
كسی كه بسيار می‌خواند و می‌داند؛ اما به هر دليل وارد مبارزه برای "تغییر" نمی‌شود؛ مانند فروشگاهی بزرگ است كه در ورودی آن نوشته باشند: «تعطيل است» #آبراهام_لینکلن @chalasar2050
335
7
Sin texto...
367
8
دنیا الاکلنگه، هرچی را برداری، چیزی را باید بندازی. انسان موجودی زیستی-روانی-اجتماعی- معنویه: زیست را بر می‌داری، روان جا می‌افته روان سنگین میشه، جامعه سبک میشه جامعه پررنگ میشه، معنا کمرنگ میشه معنا پرنور میشه، زیست کم‌نور میشه در نهایت به جبر بازی، همه‌ی ما بازنده ایم. 👤 دکتر روح الله صدیق @chalasar2050
371
9
طبق اخبار رسیده از منطقه کشور مستقل چلاسر از زمین و هوا به #امپراطوری_خشکرود حمله ور وکت. چلاسر و خشکرود سال‌های سال سر #برنج
طبق اخبار رسیده از منطقه کشور مستقل چلاسر از زمین و هوا به #امپراطوری_خشکرود حمله ور وکت. چلاسر و خشکرود سال‌های سال سر #برنج_خوار بان یا #نان_خوار بان درگیر هسن و در این بین اعزام نفراتی به عنوان #زاما بر تشدید درگیری‌ها تاثیر فراوانی داشته، فرماندهی #امپراطوری_خشکرود خبرهای مرتبط با جمله را جعلی و کار عوامل #کرک_دوز از طریق هوش مصنوعی اعلام هکرده. @nedayekhoshkrod
321
10
🔵🔴سقوط‌ اصفهان به روایت کروسینسکی*     سقوط اصفهان کتابی است درباره حوادث منجر به یورش محمود افغان به پایتخت حکومت صفوی.این کتاب بر پایه گزارش‌های تادوش‌کروسینسکی،کشیش مسیحی لهستانی است که آن سالها در اصفهان حضور داشته و مشاهدات و تحلیل‌های خود را درباره یورش افغانان ثبت کرده است. سیدجوادطباطبایی از میان گزارش‌های دقیق این راهب لهستانی، بخش‌هایی را بازنویسی کرده و در کتاب سقوط اصفهان آورده است. این کتاب، فقط یک روایت تاریخی ساده نیست بلکه به دلایل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی که منجر به ضعف حکومت صفوی شد اشاره می‌کند از جمله ضعف شاه، رقابت‌های درونی دربار، فساد، وخامت اوضاع اقتصادی، فشارهای مذهبی... به عبارت دیگر، سقوط حکومت صفوی، دلیلی نداشت جز ضعف و اشکالات درونی. مرور این حوادث در کتاب، آنقدر تلخ است که خواننده چاره‌ای جز آه کشیدن بر این همه درد تاریخی ندارد. نویسنده یورش افغانان را با حمله اعراب و مغولان مقایسه می‌کند، با این تفاوت که حمله افغانها یک حمله خارجی نبود، بلکه شورشی داخلی علیه حکومت مرکزی به حساب می‌آمد. بخشهایی کوتاه از کتاب سقوط اصفهان: ● ‏اراده شاه بر آن تعلق گرفته بود که عمارت‌های او چیزی کم نداشته باشند اما اهمیتی نمی‌داد که سپاه فاقد همه چیز باشد. ● در زمان شاه عباس (عکس دوره شاه سلطان حسین) مجازات اعمال خلاف بزرگان، اعدام و در مورد عامه مردم، جریمه‌ی مالی بود. زیرا جریمه مالی در مورد بزرگان به سبب توانگری آنان کارساز نیست، در حالی که مجازات اعدام نیز در مورد عامه مردم کارساز نمی‌تواند باشد. ● فساد اداری و رشوه‌خواری از دربار سرچشمه می‌گرفت و در همه سطوح کشور جریان پیدا می‌کرد...داروغه‌ها به جای محاکمه دزدان، از آنان جریمه می‌گرفتند و اگر برخی از آنان قادر به پرداخت جریمه نبودند، شبانه آنان را آزاد می‌کردند تا از راه دزدی، جریمه پرداخت کنند! ● ‏کروسینسکی بر آن است که در کشورهایی که تاثیر دیانت و اخلاق بسیار اندک باشد، تنها ترس می‌تواند عامه مردم را در محدوده رعایت وظایف خود نگاه دارد. در آستانه یورش افغانان ترس نیز که یگانه عامل حفظ خانه‌ی از پای‌بست ویران نظام خودکامه بود،از میان رفت. ● ‏پیش از بر تخت نشستن شاه سلطان حسین نیز تباهی در رفتارهای ایرانیان راه یافته بود اما وخامت وضع اقتصادی، سقوط اخلاقی بی‌سابقه‌ای را بدنبال آورده بود...تنها ملاک تصدی شغل، پرداخت پول بود. همه امور دربار، دائرمدار اخاذی و رشوه‌خواری شد و رشوه جای صناعت و تجارت را گرفت.کسی که با سکه ده شاهی می‌خوابید، اگر حاکم شهر، شب عوض می‌شد، فردا صبح صاحب تنها پنج شاهی بود. ● ‏کینه یا در بهترین حالت، نوعی وحشت نسبت به هرچیزی که به فرقه مخالف تعلق داشت، با شیر در جان کودکان وارد می‌شد. ● ‏اعلام مذهب رسمی که در آغاز و در دوره شکوفایی فرمانروایی صفویان در رویارویی با خلافت عثمانی، نقطه قوتی برای نظام حکومتی ایران به شمار می‌آمد، با چیره شدن ضعف بر ارکان قدرت به نقطه ضعفی جدی تبدیل شد. ● وصیت میرویس افغان: ‏اگر ایرانیان بخواهند به شما حمله کنند، به هر قیمتی با آنان صلح کنید اما اگر جرات و توان حمله به شما را پیدا نکردند،خود شما به آنان حمله کنید. ● ‏محمود در دو سال نخست با بهره گرفتن از بی‌حرکتی دربار، سرزمین‌های هزاره‌نشین را که اهالی آن شیعی مذهب بودند تصرف کرد. اگرچه هزاره‌ها به حکومت مرکزی تمایل داشتند اما حکومت ایران روی خوشی به آنان نشان نداد و آنان به ناچار زیر فشار محمود افغان با او متحد شدند. ● در زمان شاه سلطان حسین بر اثر سختگیری و تعصب شریعت‌مداران قشری، مدارای دینی که از زمان شاه عباس موجب شده بود تا معتقدان همه ادیان و مذاهب با صلح و آرامش کنار هم زندگی کنند از میان رفت و مومنان بسیاری از ادیان و مذاهب در تنگنای نخوت رقیبان خود گرفتار شدند. ● در ولایاتی که مومنان مذاهبی غیر از تشیع سکونت داشتند، آن شهرها آسانتر به تصرف افغان‌ها در می‌آمد. در کرمان زرتشتیان چنان مورد آزار و اذیت متولیان شریعت رسمی بودند که ورود افغانان را همچون پیام رهایی‌بخش تلقی کردند و محمود افغان به آسانی شهر را به تصرف خود در آورد. ● در هر شهر و روستا دودستگی حاکم بود و مردم آنها نمی‌توانستند در برابر دشمن مشترک متحد شوند. ‏کروسینسکی می‌نویسد: در شاه حسی ،دربزرگان غیرتی، در مردم اعتمادی و در وزیران تدبیری باقی نمانده بود...بی‌نظمی چنان عمومیت داشت که گویی همه بخش‌های شاهنشاهی ایران در آستانه فروپاشی است./مدرسه علوم انسانی ✍زنده یاد سید جواد طباطبایی *این کتاب را می توان از بهترین کتابهایی دانست که طی دوسال اخیر در ایران منتشر شده و متاسفانه چاپ جدید آن پس از مرگ استادطباطبایی متوقف شده در صورت چاپ مجدد کتاب پیشنهاد ویژه دیپلماسی مطالعه این کتابست و از خواندن آن و آگاهی بخشی آن لذت بسیار خواهید برد T.me/chalasar2050
408
11
+2
Sin texto...
445
12
#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آب
#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آباد روحش شاد و نامش گرامی
443
13
#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آب
#سالگرد اولین سالگرد آسمانی شدن دایی عزیزمان شادروان 🖤ولی الله افشاریوسفی🖤 پنج شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲ الی ۴ مسجد سلیمان آباد روحش شاد و نامش گرامی
3
14
انالله‌و‌انا‌الیه‌راجعون متاسفانه مطلع شدیم 🖤جناب آقای محمد فروزش🖤 :(همسر گرامی استاد و معلم عزیزمان تابنده خانم قاسمبیگی)
انالله‌و‌انا‌الیه‌راجعون متاسفانه مطلع شدیم 🖤جناب آقای محمد فروزش🖤 :(همسر گرامی استاد و معلم عزیزمان تابنده خانم قاسمبیگی) بعد تحمل یکدوره بیماری به رحمت خدا رفت... ضمن تسلیت به خانواده همسر ،آقا امید و دختران، علو درجات را برای آن عزیز از دست رفته از خدای بزرگ مسئلت مینماییم
410
15
هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل و تعصب نیست، تا وقتی جهل حاکم بر اندیشه آدمیان است بت ها تغییر میکنند اما بت پرستی، همچنان ادامه دارد… @chalasar2050
487
16
در تاریکی خواهی فهمید ستاره‌هایت چه کسانی هستند. @chalasar2050
534
17
شوهری که قبل ازدواج میگفت فقط ۵ دقیقه بیا پایین صورتت و ببینم الان میگه ۱ ساعت حرف نزنی بهت پول میدم :) 》Lili《 @chalasar2050
546
18
بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت مرحومه دوشیزه فاطمه خانم حسنی،
بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت مرحومه دوشیزه فاطمه خانم حسنی، فرزند مرحوم حاج حسن حسنی ،خواهر بزرگوار مرحوم قربان و محمدصادق حسنی و خواهران داغدارش را به اطلاع عموم دوستان، آشنایان و اهالی محترم می‌رساند. ضمن عرض تسلیت به خانواده بزرگ حسنی، به آگاهی می‌رساند مراسم تشییع و تدفین آن مرحومه، فردا سه شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۹، ساعت ۱۰ صبح از وادی تنکابن به سمت آرامگاه ابدی ایشان در گلزار شهدای روستای کندسر برگزار خواهد شد. حضور سروران گرامی موجب تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود. روحش شاد و یادش گرامی. @nedayekhoshkrod
483
19
پشتِ همه‌ی تیم‌های بزرگ، ملتی ایستاده که خودش را در آن تیم می‌بیند. داستایوفسکی، در «برادران کارامازوف»، از «رنجِ جمعی» می‌گوید؛ اینکه یک جامعه، وقتی بخشی از آن رنج می‌کشد، تمامِ جامعه، رنج می‌کشد، حتی اگر نخواهد بپذیرد. تیمِ ملی، این رنجِ جمعی را بر دوش کشید، اما نتوانست آن را به شادی تبدیل کند، این را نباید با بی‌احترامی به تلاشِ بازیکنان اشتباه گرفت. اتفاقاً بسیاری از آنها با تمامِ وجود جنگیدند. بغضِ رامین رضاییان، واقعی بود؛ همان‌قدر واقعی که حسرتِ میلیون‌ها هواداری که دوست داشتند این داستان، پایانِ دیگری داشته باشد. اما فوتبال، مثلِ زندگی، فقط حاصلِ تلاشِ فردی نیست. گاهی نتیجه را رابطه‌ها تعیین می‌کنند؛ رابطه‌ی میانِ یک تیم و مردمش، میانِ یک نماد و جامعه‌ای که باید خودش را در آن بازشناسد کامو، در پایانِ «سیزیف»، جمله‌ای می‌نویسد که شاید برای امروزِ ما هم معنا داشته باشد: «باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد.» نه به این دلیل که سنگ دیگر سقوط نمی‌کند، بلکه چون انسان تصمیم می‌گیرد با وجودِ همه‌ی پوچی‌ها، دوباره آن را به دوش بگیرد؛ با آگاهی از اینکه شاید باز هم سقوط کند، اما این بار، برای انتخاب‌های خودش و نه برای تقدیرِ تحمیل‌شده شاید برای فوتبال ایران، مهم‌ترین پرسش، دیگر این نباشد که چرا سه سانتی‌متر کم آوردیم. پرسشِ مهم‌تر این است که چگونه فاصله‌ای را که میانِ تیمِ ملی و بخشی از مردم ایجاد شده، کم کنیم. این، یک کارِ تاکتیکی نیست؛ یک کارِ فرهنگی است. کاری که نیاز به بازسازیِ پل‌هایی دارد که سال‌هاست فرسوده شده‌اند؛ پل‌هایی که به اندازه‌ی همین سه سانتی‌متر، باریک و شکننده شده‌اند. اگر آن فاصله ترمیم شود، شاید سه سانتی‌متر دیگر نتواند سرنوشتِ یک ملت را تغییر دهد. اما اگر آن شکاف باقی بماند، حتی سه متر هم برای عبور از آن کافی نخواهد بود. چون مردم، در آن سویِ میدان، با چشمانی که دیگر نمی‌خواهند به VAR خیره شوند، نگاه می‌کنند و می‌پرسند: آیا این تیم، واقعاً مالِ ماست؟ و پاسخ به این سوال، نه در زمینِ فوتبال، که در دوباره‌سازیِ اعتماد پیدا خواهد شد؛ همان اعتمادی که کامو، در همان یک جمله، آن را «اخلاق و تعهد مینامند.. @chalasar2050
504
20
سه سانتی‌متر؛ فاصله‌ای که فقط روی خط آفساید نبود بغضِ رامین رضاییان را دیدید؟ بعد از سوتِ پایان، آن‌قدر در گلو داشت که کلمات را می‌بلعید. می‌گفت بدشانس بودیم. می‌گفت اگر فقط چند سانتی‌متر... اگر آن توپ کمی آن‌طرف‌تر بود، اگر آن گلِ مردود نمی‌شد، اگر... و ما می‌دانستیم که او، راست می‌گوید. فوتبال پر از همین «اگر»هاست. گاهی همه‌چیز به یک نوکِ کفش بند است، به یک برخورد، به یک تصویرِ فریزِ شده روی مانیتورِ VAR. همین جمله، مرا انداخت به یادِ آلبر کامو؛ فیلسوفی که پیش از آنکه جایزه‌ی نوبلِ ادبیات را بگیرد، دروازه‌بان بود. جمله‌ای از او همیشه در ذهنم مانده: «همه‌ی آنچه درباره‌ی اخلاق و تعهدِ انسانی می‌دانم، از فوتبال آموخته‌ام.» شاید در نگاهِ اول عجیب باشد که نویسنده‌ی «افسانه‌ی سیزیف» چنین حرفی بزند. اما کامو، فوتبال را یک «آموزشگاهِ اخلاق» می‌دانست. زمینِ فوتبال، آزمایشگاهِ زندگی بود؛ جایی که انسان یاد می‌گیرد همیشه میانِ شایستگی و نتیجه، رابطه‌ی مستقیمی وجود ندارد. ممکن است بهترین بازیِ عمرت را انجام بدهی و بازنده باشی، و گاهی با یک اتفاقِ کوچک، برنده از زمین بیرون بیایی. او دروازه‌بان بود و می‌دانست که یک ثانیه، یک تصمیم، یک حرکتِ غریزی، می‌تواند معنای تمامِ یک مسابقه را تغییر دهداز امروز صبح و بعد از حذف ایران از جام‌جهانی، مدام به همان جمله‌ی کامو فکر می‌کردم. این بار، احساس کردم آن سه سانتی‌متر فقط یک اندازه‌ی هندسی نیست. برای من، سه سانتی‌متر، نمادِ فاصله‌ای بزرگ‌تر بود؛ فاصله‌ای که سال‌هاست میانِ تیمِ ملی و بخشِ مهمی از جامعه شکل گرفته است. فاصله‌ای که در آمارِ فیفا دیده نمی‌شود، اما در واکنشِ مردم، در شورِ ازدست‌رفته، در سکوتِ بعضی‌ها و حتی در شادیِ برخی دیگر، خودش را نشان می‌دهد. تیمِ ملی فقط یازده بازیکن نیست. تیمِ ملی، زمانی «ملی» است که میلیون‌ها نفر احساس کنند بخشی از آن هستند؛ وقتی گلش، گلِ مردم باشد و شکستش، شکستِ مردم. وقتی این پیوند آسیب ببیند، تیم چیزی را از دست می‌دهد که هیچ مربی، هیچ اردو و هیچ برنامه‌ی تاکتیکی قادر به جبرانش نیست. کامو، در همان جمله‌اش، به «تعهدِ انسانی» اشاره می‌کند؛ تعهدی که در فوتبال، به معنایِ دوندگی و جنگیدن است، اما در سطحِ جامعه، به معنایِ با مردم بودن و برای مردم بودن. کامو در «افسانه‌ی سیزیف» از انسانی حرف می‌زند که محکوم است سنگی را تا قله‌ی کوه بالا ببرد و درست در آستانه‌ی رسیدن، سنگ دوباره به پایین سقوط کند. اما عظمتِ سیزیف در همین است که دوباره از پایین شروع می‌کند؛ با لبخند، با آگاهی، با شورش. روایتِ فوتبال ایران هم سال‌هاست بی‌شباهت به همین نیست. هر نسل، سنگ را تا نزدیکیِ قله می‌رساند؛ یک بار با پنالتی، یک بار با تیرِ دروازه، یک بار با قرعه‌ی سخت، و این بار، با سه سانتی‌متر. انگار که تقدیر، عاشقِ تکرارِ این بازیِ سیزیفی است. اما مسئله فقط بدشانسی نیست. بدشانسی، همیشه در خلأ اتفاق نمی‌افتد. کامو می‌گوید که در دلِ پوچی، باید شورید؛ اما شورش، وقتی معنا دارد که ساختارِ شوریدنی، قابلِ تشخیص باشد. اینجا، ساختار، چیزی فراتر از یک تصمیمِ داوری است. مارتین هایدگر اصطلاحی دارد به نام «پرتاب‌شدگی». انسان در جهانی پرتاب می‌شود که خودش آن را انتخاب نکرده است. تیمِ ملی ایران هم سال‌هاست در موقعیتی بازی می‌کند که همه‌ی آن را خودش نساخته؛ از فشارهای سیاسی و محدودیت‌های بین‌المللی گرفته، تا مهم‌تر از همه، شکافی که میانِ بخشی از جامعه و نمادهای رسمیِ کشور ایجاد شده است. بازیکنان، الزاماً سازنده‌ی این وضعیت نیستند، اما ناچارند بارِ آن را بر دوش بکشند. هایدگر، از «حقیقتِ پنهان» می‌گوید؛ این سه سانتی‌متر، حقیقتی را افشا کرد که هیچ‌کس نمی‌خواست ببیند: که ابزارهایِ مدرنِ تصمیم‌گیری (VAR، آفسایدِ میلی‌متری) وقتی در بسترِ یک جامعه‌ی شکاف‌خورده قرار می‌گیرند، خودشان به ابزارِ طرد تبدیل می‌شوند. نه به این دلیل که اشتباه می‌کنند، بلکه به این دلیل که در یک بسترِ بی‌اعتماد، هر تصمیمی، «بی‌عدالتیِ از پیش‌ساخته» تعبیر می‌شود. در چنین شرایطی، حتی سه سانتی‌متر هم دیگر فقط سه سانتی‌متر نیست. آن لحظه، همه‌ی آن شکاف‌های انباشته‌شده، خودشان را در یک تصویر خلاصه می‌کنند. مثلِ یک نمایشنامه‌ی چخوفی که در سکوتِ پایانی‌اش، تمامِ تنش‌هایِ پیشین، معنا می‌شوند شاید به همین دلیل بود که بعد از حذف ایران، بحثِ اصلیِ مردم نه آرایشِ دفاعی بود و نه تعویض‌های مربی. بسیاری، درباره‌ی رابطه‌ی تیمِ ملی و مردم حرف می‌زدند. درباره‌ی اینکه چگونه سرمایه‌ای که سال‌ها با نامِ «همدلیِ ملی» ساخته شده بود، آرام‌آرام فرسوده شد.اعتماد، شبیهِ اکسیژن است؛ تا وقتی هست، کسی متوجهٔ حضورش نمی‌شود، اما وقتی کم شد، همه‌چیز سخت می‌شود. فوتبال هم از این قاعده مستثنا نیست. هیچ تیمِ ملیِ بزرگی فقط با تمرین و استعداد بزرگ نشده است. @chalasar2050
408