630
Suscriptores
+724 horas
+127 días
+2430 días
Archivo de publicaciones
دوست میدارم آن را که رواناش در زخمپذیری نیز ژرف است و پیشامدی کوچک او را نابود تواند کرد.
اینکه نیچه میگوید: «سخت شوید» منظورش پوستکلفت شدن یا لج کردن و سماجت ورزیدن در مسیرِ غلط نیست! هر چیزي را نباید تاب آورد! تحمّلِ بیپایان، بیمعناست! تحمّل هم آستانهاي دارد. دلیر کسيست که با ترس میآمیزد و از ترس بالا میرود، امّا «نترس» یک بیکلّه است که ارزشِ ترس را نمیشناسد. مقاومت آنگاه حماسهساز میشود که هر لحظه آمادهی شکست خوردن باشی! کسي که هیچ برای باختن ندارد، هرگز به پیروزی دست نمییابد. پیروزی آنجا شکل میگیرد که شکست را آغوش بگشایی شادمانه. ایستادگی مفهومي پیچیده است. هر کلامي به تنهایی، خود را توصیف نمیکند. اهلِ معنا باید بود و سفر به اعماق. میوهی سالم و رسیده از شاخه میافتد، امّا میوهی کرمخورده و پلاسیده به شاخه میچسبد. میوهی بر شاخه خشکیده که با هیچ تکاني از درخت جدا نمیشود، مقاوم نیست!
کسي که از سرِ بیچارگی هر بلایي را به جان میخرد و هر خفّتي را میپذیرد، نه تنها در حالِ مقاومت نیست، بلکه سر به تسلیم سپرده است! چه بسیار درماندگاني که تسلیمِ خود را مقاومت مینامند و شکستِ خود را پیروزی، تا که تسلّای خاطرشان باشد این وارونهنماییها! انسانها زیرِ بارِ زندگیِ ننگیني که در واقع خودشان به خودشان تحمیل کردهاند، هر روز خمیدهتر میشوند و ناگزیر همدیگر را دلداری میدهند که: ما داریم مقاومت میکنیم و قهرمانانه مشکلات را تاب میآوریم! امّا بهقولِ نیچه خوشا کسي که آزادهجان است و مقاومت را میفهمد و شرافتاش به او میآموزد که در برابرِ کدام زخم باید از پا درآید. خوشا کسي که فرو افتادناش زمینهسازِ برخاستنهاست. خوشا کسي که ظرافتاش با مقاومتاش همپایه است و به همان اندازه میتواند آسیبپذیر باشد که سرسختیاش میطلبد. آه، چه میگویم؟! چه انتظارها دارم من...
به قلمِ حامد حجت خواه
🔰انبارستان @anbar100
Repost from N/a
🚩 آزمایش رایگان و محرمانه اچ آی وی (HIV)
🗓 جمعه 22 / 03 / 1405
⌚️ ساعت 16:00 الی 19:30
📍 پارک دانشجو
⌚️ ساعت 19:30 الی 20:00
📍 پارک افرا [روبهروی تالار وحدت]
هماهنگی: 09033826345
تلگرام : @Dipa_pv
جهش ژنوم انسان در ۲ میلیون سال پیش منجر به گفتار و تفکر شد!
متن مقاله👇👇
https://goo.gl/FqcZxe
جهان می توانست به سادگی عاری از حیات و موجودات زنده باقی بماند، مثل گرد و غبار پراکنده انفجار کیهانی که باعث پیدایش زمان و فضا گردید. اینکه حیات از هیچ تکامل یافت، حدود ۱۰ میلیارد سال بعد از شکل گیری جهان از عدم، موضوعی سرگیجه آور است و به زبان آوردن کلماتی برای توصیف آن از دیدگاه من دیوانگی است. و البته این پایان کار نیست. نه تنها فرگشت به وقوع پیوست بلکه موجوداتی را هم با خود آورد که از قابلیت درک فرآیند های وقوع آن برخوردارند.
@ravananalyst
هراس از مرگ در تداوم هراس از زندگی است. انسانی که زندگیش را تماما زیسته باشد برای مرگ در هر زمانی آماده هست
(مارک تواین).
#هراس_از_مرگ
#روان_درمانی_اگزیستانسیال
#مارک_تواین
@ravananalyst
وقتی که درمان نیست، درد را باید پایان یافته دانست و آخرین امید را از آن برید. زاری از پس مصیبت گذشته نزدیکترین راه برای جلب بدبختی های دیگر است. آنچه روزگار مي ستاند نگهداریش محال است، اما شکیبایی لطمات سرنوشت را به بازی می گیرد.
کسی که مالش را دزیده اند و لبخند می زند، خود چیزی از کف دزد می رباید؛ و آن کس که بیهوده افسوس می خورد از مایه ی خود می دزدد.
📘 اتللو
✍🏻 ویلیام شکسپیر
💠
معدود مواردی در دنیا برایمان پیش می آید
بعضی آدم ها
هدیه های جهان برای تو هستند
سعی کن هرگز از دستشون ندی....
🌿🌿
"حتی بی اهمیت ترین تاثیر ردی ثابت بر جای می نهد که به طور نامحدودی قادر به احیاست."
#تفسیر_رویا
#زیگموند_فروید
هر ناخوشی و بیماری که وجودی را تجزیه میکند و میشکند، در عین حال فرایند مداوا نیز هست؛ یا به بیانی دیگر، آخرین مرحلهی آبستنی و نشانههای درد زایمان است.
- کارل گوستاو یونگ
آنها همیشه میگویند زمان چیزها را تغییر میدهد اما آنها در واقع باید خودشان را تغییر دهند !
- اندی وارهول
زمانی که کودکی می خندد ، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است ، و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای در می آورد ، گمان می برد که خستگی ، سراسر جهان را از پای درآورده است .
چرا ناامیدان ، دوست دارند که نا امیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچ گرایان ، خود را ، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن می جنگیم ، پاره پاره می کنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماری شان به تن و روح دیگران سرایت کند ، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست؟
من هرگز نمی گویم که در هیچ لحظه یی از این سفر دشوار ، گرفتار ناامیدی نباید شد . من می گویم:
به امید بازگردیم . قبل از آن که ناامیدی ، نابودمان کند ...
یک عاشقانه آرام
#نادر_ابراهیمی
@ravananslyst
«عشق از همه ی عواطف خودخواهانه تر است و از این روی همین که جریحه دار شد، شکوه و گرانمایگی خود را از دست می دهد.»
نیچه
_وضع واگنر، پاره 9
@ravananalyst
آدمیان در راه کسبِ ثروت هزار بار بیشتر میکوشند تا در کسب فرهنگ،
حال آنکه به یقین، «آنچه هستیم» بسیار بیشتر موجب سعادتمان میشود تا «آنچه داریم.»
#آرتور_شوپنهاور
از کتاب "در باب حکمت زندگی"
سال خوبی را برای خودتان خلق کنید، به فکر آمدن روزهای خوب نباشید، آنها نخواهند آمد به فکر ساختن باشید.
روزهای خوب را باید ساخت. اگر مانند گذشته باشید درجا خواهید زد. آدمی که درجا بزند مانند افکارش پلاسیده خواهد شد. پلاسیدهها محکوم به فنا هستند و دود میشوند و به هوا میروند.
امیدوارم خالق خوبی باشید برای ساختن روزهای خوب.
#مجتبا_هوشمندی
طبیعت معبدی است که ستونهای زندهاش
گاه میگویند کلمات گنگی را؛
آدمی میگذرد از جنگل انبوه تمثیلها
که او را مینگرند با نگاههای آشنا...
"#بودلر/#داریوش_شایگان"
یکی از دلایل ماندن در یک رابطه آسیب زا این است که «آشنا» است.انسانها نیاز شدیدی به امنیت دارند و یکی از راههای رسیدن به این حس (ولو نسبی) جستجوی امور آشنا است حتی اگر آسیب زننده باشند. ترس از ناشناخته ها در افراد آسیب دیده وجود دارد. پدری که تو را کتک می زند در همان حال می تواند در برابر محیط ترسناک بیرون نقشی حفاظتی داشته باشد. مشاهده شده که حیوانات آسیب دیده و کتک خورده به خانه خود باز میگردند.خانه ی آشنا هرچند آسیب زا بر محیط غریبه ناآشنا ترجیح داده می شود.
حتی اگر سه هزار سالِ دیگر هم زنده بمانی، یا حتی ده برابر آن، به یاد داشته باش که زندگیِ دیگری جز همین زندگی در کار نیست و جز همین زندگی که کمکم داری از دستش میدهی، دیگر نخواهی زیست!
زیاد عُمر کنی یا کم، آخر چه فرقی دارد؟ لحظهی اکنون برای همه یکجور است؛ از دست دادنش نیز برای همه یکجور است؛ پس اگر عُمرت تمام شود، تنها همین لحظهی اکنون است که از دستت رفته. نه گذشته و نه آینده، هیچیک را از دست نخواهی داد: آخر چطور امکان دارد چیزی را از دست بدهی که هرگز نداشتهای؟
شبی یک سرگذشت : امشب
قوز بالاقوز
درفرهنگ ایران زمین تنوع ضرب المثل و رسم ورسوم ، بسیارزیاد میباشد که دارای مفهوم و معانی زیادی میباشد ، امشب رامتفاوت باهرشب ریشه ضرب المثل قوزبالا قوز را برایتان میگویم .
شبى مهتابی ، مردی صاحب قوز از خواب برخواست ، گمان كرد سحر شده ، بلند شد و به حمام رفت.
از سر آتشدان حمام كه گذشت، صدای ساز و آواز به گوشش خورداعتنانکردوبه داخل رفت..
وارد گرمخانه كه شد ، جماعتی را ديد در حال رقص و بزم و پايكوبى هستند ، او نيز بنا كرد به آواز خواندن و رقص و شادى کردن در حال رقص چشمش به پاهاى جماعت رقصنده افتاد و متوجه سم آن ها شد و پى برد كه اين جماعت از اجنه هستند ، گرچه بسيار ترسید اما خود را به خدا سپرد و به روی آنها نيز نیاورد.
از ما بهتران نيز كه در شادى و بزم بودند از رفتار قوزی خوششان آمد و قوزش را برداشتند!...
فردای آن روز رفیق آن قوزى خوشبخت كه او نيز قوزی بر پشت داشت ، از او پرسید : چه كردی كه قوزت صاف شد؟
او هم ماوقع آن شب را شرح داد.
چند شب گذشت و رفیق به حمام رفت ، گرمخانه را دید كه اجنه آنجا جمع شدهاند.
گمان كرد همین كه برقصد ، اجنه نيز شاد شده و قوزش را برميدارند!
پس شروع به خواندن و رقصیدن کرد...
از قضا جنيان آن شب عزادار بودند، پس اوقاتشان تلخ شد و قوزى بالاى قوز اين بينوا افزودند!...
آن وقت بود كه فهمید چه خطا و قياس بى موردى كرد و كارى نابجا انجام داده و گفت:
ای وای دیدی چه به روزم شد ، قوزی بالای قوزم شد .
این بودسرگذشت کسیکه موقع شناس نباشد وشرایط دیگران درک نکند
کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود
ماخذ
کتاب ده هزارضرب المثل
دکتر ابراهیم شکورزاده
@ravananalyst
ریسمان پاره را میتوان دوباره گِره زد، امّا هر چه باشد ریسمان پارهای است!
شاید ما هم دوباره همدیگر را دیدار کنیم امّا در آنجا که ترکَم کردی هرگز دوباره مَرا نخواهی یافت...
- برتولت برشت
🍂🧡
چون رشته گسست میتوان بست
لیکن گرهایش در میان هست ...
- امیرخسرو دهلوی
🍂🧡
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
