نهايت آرزو🎲
Ir al canal en Telegram
@nahayetearezoo @nahayet 👩🏻💻 خوشبختي كوچكترين لحظه هاي حضور توست 🎲
Mostrar más228
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-330 días
Archivo de publicaciones
228
▫️▫️
_پرسیدم، اگه ماشینت پنجر باشه باهاش میری سرکار؟!
+گفت: خب معلومه، نه
_گفتم: اگه توجه نکنی بری و بیایی باهاش،چی میشه؟!
+گفت: خب میترکه، نابود میشه
_گفتم: ما با ماشینمون اینکارو نمیکنیم، ولی بارها با خودمون اینکارو کردیم
کیلومترها خود پنجرمونو بردیم!
سیلی واقعیت /راس هریس
228
هیچ راه درست و یا غلطی برای روبه رو شدن با درد از دست دادن عزیزانمان وجود ندارد اما چیزی که قابل انتظار خواهد بود روزهای دشوار پیش روست. تجربه سوگ تجربه ای ویژه فرد هست. در سوگواری روان ما فقط با "مرگ و نبود" عزیزانمان رو به رو نمیشود بلکه با تغییراتی که در زندگی ما به وجود خواهد آمد هم در تعامل هست.
اینکه چطور باید با تغییرات به وجود آمده و دردی که در حال تجربه اون هستید در زندگیتون کنار بیاید سوالی هست که شاید جوابی نداشته باشه! اما چند پیشنهاد هست که شاید بتونه در این مسیر برای شما کمک کننده باشه.
احساساتی مثل انکار، خشم و پذیرش، احساساتی نیستن که در سوگواری به صورت مرحله ای و یا نوبتی تجربه بشند، شما ممکن هست لحظه ای احساس خوبی داشته باشید و لحظه ای بعد اینطور نباشد، سوگواری یک فرآیند هست.
از درد ناشی از مرگ عزیزانتون اجتناب نکنید. رنج و غم بخشهای جدایی ناپذیر زندگی ما هستند، سعی نکنید احساس غم رو از خودتون دور کنید، پذیرش درد و رنجی که با اون روبه رو هستید میتونه کمک کننده باشه .در این مرحله شاید بهتر باشه کارهایی رو انجام بدید که به شما احساس بهتری میده مثلا در مورد احساساتتون بنویسید و یا با افراد دیگر در مورد احساساتتون صحبت کنید.
مراقب سلامت جسمی خودتون باشید ممکن هست در روزهایی که داغدار هستید کارهایی مثل غذا خوردن خوابیدن و اهمیت دادن به سلامت خودتون رو از یاد ببرین اما با توجه نکردن به سلامت جسمی خودتون به روان خودتون هم آسیب خواهید زد گرچه دشوار به نظر میرسه اما مراقب سلامت جسمی خودتون باشید. احتمالا این مراقبت همون چیزیه که عزیز از دست رفته شما برای شما میخواسته. در این فرآیند تنها نباشید با دیگران ارتباط برقرار کنید. اگر احساساتی که
تجربه میکنید طاقت فرسا و شدید هستند میتونید با دوستان و نزدیکانتون صحبت کنید. صحبت کردن در مورد احساساتتون میتونه به شما کمک کنه.
و اگر احساس میکنید نمیتونید با آدمهای اطرافتون صحبت کنید حتما از یک متخصص کمک بگیرید متخصصان برای کمک به شما در این زمینه آموزش دیدند.
مرضیه ناجی
228
همه ما از اين آدم ها در زندگیمان داريم
آدمهايی كه الكی و تكراری حالتان را می پرسند كه آخرِ تلفن آدرس فلان جا و
تلفن فلان دوست را بگيرند
و خلاصه دليل الو گفتنشان خودِ خودت نيستی
اما من عاشق آنهايی هستم كه شايد ماهی يكبار اسمشان روی موبايلت می افتد
اما وقتی اسمش را روی صفحه تلفنت می بينی ، خيالت از زندگی جمع می شود
آنهايی كه عمقشان با تو معلوم است
آنهايی كه قرار نيست بابتِ احوال نپرسيدن ها سوال پيچت كنند ، آنهايی كه وقتی بعداز هر چند وقت كه باشد وقتی می گويی الو اين را نمی شنوی :
نبايد يه حالی بپرسی !
آنها می گويند : گفتم حالت رو بپرسم ...
•صابر ابر
228
به قلب شکستهات نگاه کن.
او، تنها دوست واقعی توست، و سینهات تنها پناهگاه واقعیات.
هیچکس بیشتر از قلبت نمیتواند تصمیمها و رفتارها و حتی اشتباهات تو را درک کند و تو را ببخشد، و هیچ پناهگاهی امنتر از سینهای که قلبت را احاطه کرده نمیتواند بدون قضاوت به تو امان بدهد.
آدمها و موقعیتها فقط تو را به دوست و پناهگاهت نزدیکتر میکند.
پس هر آدم، نعمت است. نعمتی که تو را به خانه برمیگرداند.
پونه مقیمی
228
خیلیهایمان از اینروزها جان به در خواهیم برد، اما وقتی تمام شود نمیدانم چندتایمان روحش را از این تاریکخانه به سلامت عبور داده.
البت که تقصیر ما نیست. خب سخت است بارِ شیشهی گلاب از این سنگلاخ رد کردن. بالاخره میشکند چندتاییش. سخت است کودکِ مهر و عاطفه را در چکاچکِ شمشیرهای زمانه شیر دادن و لالایی خواندن، میپرد گاهی از خواب، گریه میکند گاهی...
ولی کاش این قحطسال که تمام شد - که بالاخره تمام میشود یکروز - سرمان بالا باشد از خودِ اینروزهایمان. که وقتی به خودِ اینروزهایمان نگاه میکنیم آدمی را ببینیم که رنجها و ترسها خیلی بر جانش تُک زده بودند ولی هیچگاه نتوانسته بودند تمام شفقتش را ببلعند.
در پایان هر عصرِ بلا، در جایی دفتری باز میشود. کاش آنروز ناممان در سیاههی آنهایی نباشد که بالای صفحهشان نوشتهاند "طوفان بود و فقط کلاه خودشان را چسبیده بودند در هوایی که هزار گردباد، هزار آدمِ خسته را توی خودش پیچیده بود"...
کاش اینروزها که تمام شد ناممان توی آن صفحهای از دفتر باشد که بالایش به خط خوش نوشتهاند: "امیدوار بودند در روزگارانی که امیدوار بودن سختترین کار دنیا بود. کریم بودند در سیاهسالی که سکهها چنان تنگ در آغوشِ مشتها بودند که تفنگها در دست تفنگدارانِ ترسیده. گوارایشان باد حظِ آسوده بر آینه نگریستنها"...
حمید باقرلو
228
زندگی سینما نیست
زندگی تئاتر زندهاست
کات نداره!
اگه خرابش کردی نباید ولش کنی!
فقط میتونی بقیهشو بهتر بازی کنی.
🍀
228
ث
نپرسیم و با خود بمانیم و درون خویش را آبپاشی کنیم و در آسمان خود بتابیم. و خویشتن را پهنا دهیم. و اگر تنهایی از نفس افتاد، در بگشاییم و یکدیگر را صدا بزنیم.
سهراب سپهری
228
در گذر از جاده ی زندگی آموختم که زندگی، طولانی ترین داستان دنیاست؛
که نمیشه زودتر صفحه آخرش رو خوند و برای دونستن آخر داستان، باید تمام
عمر و هستیت رو صرف خوندنش کنی؛
كه خدا عشقه و همیشه
باید به باران رحمتش امیدوار باشم.
آموختم از هر کسی تنها به اندازه ی شعورش انتظار داشته باشم اینطوری کمتر اذیت میشم
و اینکه آموختم كه زندگي سخته ولي من از اون سخت ترم...
@nahayetearezoo
228
یک شنبه ۰۵/۵/۱۱
« روزیِ صبح آسمان شما، قاصدکهای خوشخبر باشد..»
سلام ،صبح به خیر
@nahayetearezoo
228
مهم نیست وسعت وجودیات چقدر باشد و چه درجهای از شعور و شخصیت را داشته باشی؛ حتی مهم نیست به چه مقامهای ارزشمندی رسیدهای و چیزهایی را به دست آوردی که داشتنشان حسرتِ خیلیهای دیگر است؛
قانون پایدار زندگی همیشه این است: «چیزهایی که به آنها میرسی چند درجهای پایینتر هستند از توقعِ شخصیات.»
چرا؟
چون همیشه باید حداقل مقداری جا برای تنهایی و اندوه باقی بماند؛ در کنار بزرگترین لذتها هم همیشه باز مسائلی به جا میمانند که یک گوشهٔ مغزمان را درگیر کنند و عذاب بدهند.
شبیه اتاقی که همهجایش مرتب شده است و آدم از تماشایش حظ میبرد، اما یک گوشه از پتوی روی تخت چروک افتاده است و هربار نگاهش میکنی اعصابت را بهم میریزد؛ یا مثل ماشینی که همهجایش را تعمیر کرده باشی و بعد از کلی خرج، باز ببینی که دندهاش کمی بد جا میخورد.
همیشه و همیشه اندوه جایش را وسط اتفاقاتِ ما پیدا میکند تا زیاد هم بهمان خوش نگذرد!
شاید هم اگر نبود هیچوقت حظی واقعی از خوشیها نمیبردیم و از شر اندوه، مشتاقانه خودمان را در آغوش لذت نمیانداختیم.
امید نودهی
@nahayetearezoo
