ترانه
Ir al canal en Telegram
برای شنیدن موسیقی همراه ما باشید. برای شما با وسواس انتخاب میکنیم.
Mostrar más3 044
Suscriptores
-1024 horas
-197 días
+9030 días
Archivo de publicaciones
3 043
Repost from ترانهبازی
در کانال یوتیوب پادکست «شبانهی دوم» منتشر شد:
برنامهی «به این بایستگی روزی، به این شایستگی جشنی»
قسمت اول:
«از افق جیرینگجیرینگ صدای زنجیر میاومد»
https://youtube.com/@hoseinassaran
* نسخهی شنیداری هم به زودی در «کستباکس» و «اسپاتیفای» در دسترس قرار خواهد گرفت.
—-
دست همهی رفقایم را که در ساخت و عرضهی این برنامه در کنار هم بودیم، به مهر و سپاس میفشارم.
تدوین و پردازش: محدثه گلچین
سپاسگزاری و قدردانی از
مهران رحمانی: بابت ساخت عنوانبندی
عباس بهارلو: بابت اهدای تصویر اسناد
علیرضا مهیجی: بابت طراحی نشانهها و تصاویر گرافیکی
رضا خانزاده: بابت اهدای عکسهای داریوش از مجموعهی شخصی
پارسا غرویزاد: بابت اهدای نسخهی شنیداری برنامهی «به این بایستگی روزی، به این شایستگی جشنی»
فرانک فتحی: بابت اجرای نسخهی شنیداری
و
وحید حسینی: بابت همکاری در تولید
و
سپاسگزاری و قدردانی از
امیدخاکپورنیا- علی کاظمی- آناهیتا بهرامیان- پگاه بهرامیان- علی بختیاری- سالار حقگو- حامد اسدی
محمد انصاری- نسیم تهرانی- مانی رضایی- وحید صالحی
و محمود احمدیان
3 043
«باور»
اجرا: گروه کر بهار
آهنگساز، تنظیم برای گروه کُر
شاعر: سیاوش کسرایی
باور نمیکند دل من مرگ خویش را
نه!
نه!
من این یقین را
باور نمی کنم
باور نمی کنم
باور نمی کنم
تا همدم من است نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
دمی سر نمی کنم
دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می شود
در من چه وعدههاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
در من چه وعدههاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
@Grouptarane
3 043
Repost from ترانهبازی
دربارهی پادکست/ویدیوکست
«شبانهی دوم»
که در آستانهی تولد است.
کانال یوتیوب:
https://youtube.com/@hoseinassaran
در اسپاتیفای:
Shabaneye Dovom
3 043
صبحت بخیر عزیزم سرودهی زنده یاد هما میرافشار هنوز هم مضمونی منحصر بهفرد دارد و لحظهی ویژه ای را روایت میکند که عموما به طرز صحیحی درک نشده است. مضمونی که در یک نگاه سطحی صبح بخیریست عادی به عزیز و مبالغی اظهار عشق و علاقه به او!.
این عدم درک کار را بدانجا رسانیده است که برخی داستان سراییها که هیچگونه ارتباطی با مفهوم ترانه ندارند، در مورد دلایل و انگیزههای سرایش این ترانه بوجود بیاید.
کلامی که به نظر میرسد بیشتر روایتی شخصی باشد.
اما سوژه اصلی این ترانه لحظه مواجهه دو همدم در یک صبح است که راوی به معشوق «صبح بخیر» میگوید.
اما در پس این «صبح بخیر» به ظاهر عادی رخدادهایی بوده که شاعر با هنرمندی تمام در ادامه از آن پرده میدارد.
بخشهایی مانند:
«با آنکه گفته بودی دیشب خدانگهدار»
«با آنکه در نگاهت حرفی برای من نیست»
«میخوانم از دو چشمت تن خستهای ز تکرار»
اشارهایست به آنچه در گذشته رخ داده است. رخدادی که طرف مقابل را تا خدانگهدار برای همیشه هم پیش برده است. در صبح روز بعد راوی از ماندن و نرفتن معشوق علیرغم تمام آنچه پیش آمده شادمان است و «صبح بخیری» از سویدای جان نثار او میکند.
همچنین درادامه یادآوری میکند که درک میکند او تا چه حد دلگیر است.
«با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـهی تـو
گویـد حدیث بـسـیـار»
«با آنکه در نگاهت حرفی برای من نیست»
در این میان مدام یاد آوری میکند همچنان به عهد و پیمان مابین خودشان پایبند است.
«عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست
این رشته تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست»
در بخشی دیگر از معشوق میخواهد تا در غمهای خودش او را شریک بداند.
«این بارِ غصـه ها را از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به مـن بگـو نـگـه دار»
این ترانه در زمان انتشار از اقبال عمومی کم نظیری برخوردار شد. محمد حیدری آگاهانه مفهوم نو و ترو تازه این ترانه را دریافته بود (ترانهای که گویا آهنگسازی دیگر اصلا نپسندیده بود) و کلام را با ملودی دلچسبی همراه و به زیور تنظیم منوچهر چشم آذر آراسته نمود و با صدای زیبای معین به همیشه خاطرهها پیوند زد.
«یاد بانو هما میرافشار به نیکی»
@Grouptarane
✍🏻:وحید صالحی3 043
«صبحت بخیر عزیزم»
ملودی: محمد حیدری
کلام: هما میرافشار
خواننده: معین
تنظیم: منوچهر چشم آذر
@Grouptarane
3 043
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد
به می بفروش دلق ما
کز این بهتر نمیارزد
به کوی می فروشانش
به جامی بر نمیگیرند
زهی سجاده تقوا
که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب
چه افتاد این سر ما را
که خاک در نمیارزد
شکوه تاج سلطانی
که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما
به ترک سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول
غم دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان
به صد گوهر نمیارزد
تو را آن به که روی خود
ز مشتاقان بپوشانی
که شادی جهان گیری
غم لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر
که یک جو منت دونان
دو صد من زر نمیارزد
3 043
Ahmet Kaya - Beni Tarihle Yargıla احمد کایا-درمورد من با تاریخ قضاوت کن Söz: Ersin Ergün شعر:ارسین ارگون Müzik: Ahmet Kaya موزیک : احمدکایا @Grouptarane
