مدرسه طبیعت باغ
Ir al canal en Telegram
1 163
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-230 días
Cargando datos
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+266
en 0 canales
septiembre '260
en 2 canales
Get PRO
agosto '260
en 0 canales
Get PRO
julio '260
en 0 canales
Get PRO
junio '260
en 0 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 0 canales
Get PRO
enero '260
en 1 canales
Get PRO
diciembre '250
en 0 canales
Get PRO
noviembre '250
en 0 canales
Get PRO
octubre '250
en 1 canales
Get PRO
septiembre '250
en 0 canales
Get PRO
agosto '250
en 0 canales
Get PRO
julio '250
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 4 canales
Get PRO
mayo '250
en 0 canales
Get PRO
abril '250
en 1 canales
Get PRO
marzo '250
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '250
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+21
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+43
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+44
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+31
en 0 canales
Get PRO
agosto '240
en 1 canales
Get PRO
julio '240
en 0 canales
Get PRO
junio '240
en 0 canales
Get PRO
mayo '240
en 0 canales
Get PRO
abril '240
en 0 canales
Get PRO
marzo '240
en 0 canales
Get PRO
febrero '240
en 0 canales
Get PRO
enero '240
en 0 canales
Get PRO
diciembre '230
en 0 canales
Get PRO
noviembre '23
+1
en 0 canales
Get PRO
octubre '23
+18
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+21
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+15
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+28
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+25
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+40
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+31
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+10
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+11
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+9
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+8
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+10
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+2
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+8
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+5
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+17
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+17
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+8
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+4
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+4
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+4
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+14
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+4
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+4
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+5
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+7
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+12
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+11
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+15
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+12
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+8
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+11
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+9
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+797
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 16 octubre | +1 | |||
| 15 octubre | 0 | |||
| 14 octubre | 0 | |||
| 13 octubre | 0 | |||
| 12 octubre | 0 | |||
| 11 octubre | 0 | |||
| 10 octubre | 0 |
Publicaciones del Canal
🌿🤍
برای مینا و ساسان؛ بهمناسبت آغاز یک همراهی زیبا
بعضی آدمها فقط در یک مسیر حضور ندارند؛ با مهر، تلاش و باورهایشان، بخشی از آن مسیر میشوند.
مینا برای ما در مدرسه طبیعت باغ، از همان سالهای آغازین، یکی از همین آدمها بوده است؛ همراهی اثرگذار در ساختن و زنده نگهداشتن فضایی برای کودکی، طبیعت، تجربه و رشد. کسی که برای ارزشهایی که به آنها باور داشته، وقت گذاشته، تلاش کرده و بخشی از زندگیاش را به آنها گره زده است.
حالا مینا و ساسان، فصل تازهای از زندگی مشترکشان را آغاز کردهاند؛ و ما از صمیم قلب برایشان آرزو میکنیم این همراهی، مثل ریشههای درختان، عمیق و استوار باشد و مثل طبیعت، سرشار از زندگی، تازگی و امکانِ رشد.
آرزو میکنیم در کنار هم، فرصت کشف جهان، ساختن رؤیاها، عبور از روزهای دشوار و لذت بردن از لحظههای ساده و ناب زندگی را داشته باشند؛ و خانهشان جایی باشد برای آرامش، دوستی، آزادی و بالیدن.
مینا و ساسان عزیز، آغاز این فصل زیبا مبارک! 💚
با مهر و بهترین آرزوها، از طرف همهی همراهان و همکاران مدرسه طبیعت باغ 🌱
| 2 | به مناسبت روز جهانی کودک، آیقصه شما را به تماشای «ماموریت غیرممکن» به کارگردانی پیمان فاطمی دعوت میکند.
.
پنجشنبه ۱۶ مهر
سانس ۱۷:۱۵
و سانس ۱۸:۱۵
تالار هنر (سمت میدان هفتتیر تهران)
.
تئاتر ویژه کودک و خردسال
لطفا رابطین موسسات برای رزرو بلیط سانس مورد نظر و تعداد کودک و همراه را به تلگرام آیقصه ارسال کنید.
@ighe3_crm | 255 |
| 3 | 📌کودکی، کیپاپ و زیستجهان فرهنگی
📎گروه جامعهشناسی کودکی انجمن جامعهشناسی ایران
به مناسبت روز ملی کودک برگزار میکند:
🔹 عناوین ارائهها
▫️ بیتیاس: یک مطالعه انتقادی
🎙 احسان شاهقاسمی
هیئتعلمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران
▫️ کیپاپ؛ از موسیقی تا زیستجهان نوجوان
🎙 متین سیدحسینی
دانشآموخته دکترای جامعهشناسی دانشگاه الزهرا
👤 مدیر نشست: علیرضا کرمانی
مدیر گروه جامعهشناسی کودکی انجمن جامعهشناسی ایران
📅 چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵
⏰ ساعت ۱۸ تا ۲۰
( آنلاین در بستر Google Meet)
🔗لینک برگزاری وبینار:
https://meet.google.com/yxh-ihnk-upt
ورود برای علاقهمندان آزاد و رایگان است.
@sociology_of_childhood_studies
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
@iran_sociology | 230 |
| 4 | 👇
نتایج مطالعات بینالمللی یادگیری، از جمله تیمز، پرسشهای جدی دربارهٔ وضعیت آموزش ریاضی و علوم دانشآموزان ایرانی پیش روی ما میگذارند. این نتایج تمام حقیقت مدرسه نیستند، اما بخشی از حقیقتاند که نمیتوانیم نادیده بگیریم. البته هیچ نمرهای نیز بهتنهایی نمیتواند کنجکاوی، مهربانی، تخیلیا احساس تعلق یک کودک را اندازه بگیرد.
ما هم به عدد نیاز داریم و هم به روایت؛ هم به پژوهشگرانی که دادهها را تحلیل میکنند و هم به معلمانی که میدانند چرا کودکی در ردیف آخر، چند هفته است دستش را برای پاسخدادن بالا نمیبرد.
دربارهٔ چهار مفهوم اخلاق، مسئولیت، پاسخگویی و سودمندی که در یادداشتتان مطرح کردهاید نیز پرسشهایی دارم.
اینها افقهای ارزشمندی برای اندیشیدن به تربیتاند، اما چگونه میتوانیم آنها را به تصمیمهای واقعی مدرسه پیوند بزنیم؟ اگر میان کارآمدی و عدالت تعارض پیش آمد، کدام را باید مقدم بدانیم؟ اگر آنچه برای میانگین دانشآموزان مفید است، به زیان کودکانی تمام شود که بیشترین نیاز را به حمایت دارند، چه باید کرد؟
شاید پیش از جستوجوی تعادل میان این مفاهیم، لازم باشد تعارضهایشان را جدی بگیریم. مدرسه همیشه محل هماهنگی ارزشها نیست؛ گاهی جایی است که ارزشهای عزیز ما در برابر یکدیگر قرار میگیرند و تازه آنجا دشواری تربیت آغاز میشود.
آقای دکتر عزیز،
در یادداشتتان نوشتهاید که باید بهجای ترسیم نقشهای تازه برای مقصدی دوردست، شجاعت کشیدن کروکی جایی را داشته باشیم که اکنون در آن ایستادهایم.
این بخش از نوشتهتان را بسیار دوست داشتم.
فقط دلم میخواهد هنگام کشیدن آن کروکی، از خود کودکان هم کمک بگیریم. از دختری در روستایی دورافتاده، از پسری که هر روز با اضطراب به مدرسه میرود، از آموزگاری که با کمترین امکانات درس میدهد و از خانوادهای که میان هزینههای زندگی و آیندهٔ فرزندش گرفتار است.
مدرسه برای همهٔ این آدمها یک معنا ندارد. حتی دو کودک که کنار یکدیگر مینشینند، لزوماً تجربهٔ یکسانی از آن ندارند.
و شاید به همین دلیل، هیچ نسخهٔ واحدی نتواند تمام مشکلات مدرسه را درمان کند.
من نیز مانند شما آرزو دارم مدرسه جایی برای گفتوگو، یادگیری و تجربهٔ زندگی مشترک باشد. جایی که کودک در آن فقط برای امتحان آماده نشود؛ فرصت پیدا کند جهان را بشناسد، دیگران را بفهمد و گاهی حتی آنچه را ما بزرگترها بدیهی میدانیم، با یک پرسش ساده به تردید بیندازد.
اما برای نزدیکشدن به چنین مدرسهای، به چیزی بیش از آرزوهای مشترک نیاز داریم: به تعریف دقیق مسئله، به شنیدن صداهای متفاوت، به شواهد قابل اعتماد و به شجاعت آزمودن و اصلاحکردن راهحلهایمان.
اجازه بدهیم پژوهشها گاهی خلاف آرزوهایمان سخن بگویند. اجازه بدهیم معلمان از طرحهایی که نتیجه ندادهاند انتقاد کنند و کودکان از مدرسهای که دوستش ندارند حرف بزنند، بیآنکه احساس کنند کسی را ناامید کردهاند.
شاید یکی از نشانههای بلوغ یک نظام آموزشی همین باشد که بتواند حقیقتهای ناخوشایند را بشنود، بدون آنکه امیدش را از دست بدهد.
و اما فردا، اول مهر...
دوباره درهای مدرسه باز میشوند. دوباره کودکانی با کیفهایی بزرگتر از شانههایشان راهی کلاس درس میشوند. بعضی مشتاقاند، بعضی نگران، بعضی خسته و بعضی هنوز نمیدانند چرا باید صبح به این زودی از خواب بیدار شوند.
ما بزرگترها باز هم از آیندهٔ آنها سخن خواهیم گفت.
شاید امسال، پیش از آنکه زنگ اول را بزنیم، بد نباشد از خودشان بپرسیم چه آیندهای میخواهند. شاید هم بهتر باشد برای یک بار، بهجای آنکه مدرسه را برای کودکان تعریف کنیم، از آنها بخواهیم مدرسه را برای ما تعریف کنند.
چه میدانیم؛ شاید پاسخ یکی از همان کودکان، نقطهٔ آغاز بهسازی واقعی آموزش باشد.
با مهر و احترام،
محمدعلی شامانی | 289 |
| 5 | به مناسبت شروع سال تحصیلی سه دیدگاه در مورد مدرسه و کودکی در خور تاملاند
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-65/1129627-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7
مدرسه را از چشم کودکان هم ببینیم
یادداشتی دوستانه در پاسخ به دکتر محمدرضا سرکارآرانی، به بهانهٔ آغاز سال تحصیلی
جناب آقای دکتر سرکارآرانی عزیز،
یادداشت مهرماه شما را خواندم. در میان سطرهایش، دغدغهٔ آشنای کسی را دیدم که هنوز به مدرسه دل بسته است؛ به معلم، به گفتوگو و به آن اتفاق کوچک و شگفتانگیزی که گاهی میان یک پرسش و یک پاسخ، در گوشهای از کلاس درس رخ میدهد.
من هم مدرسه را دوست دارم. شاید به همین دلیل است که دلم میخواهد کمی بیشتر با شما گفتوگو کنم؛ نه برای مخالفت با آرزوهایتان، بلکه برای آنکه ببینیم چگونه میتوانیم این آرزوهای زیبا را به زندگی واقعی کودکان نزدیکتر کنیم.
شما از بازگشت به معلمی، اعتماد به آموزگاران و بهسازی آموزش سخن گفتهاید. من نیز با بسیاری از این دغدغهها همراهم. اما در تمام مدتی که یادداشتتان را میخواندم، پرسشی کوچک رهایم نمیکرد: در این گفتوگوی بزرگ دربارهٔ مدرسه، خودِ کودک کجاست؟
ما سالها دربارهٔ معلم، مدیر، کتاب درسی، امتحان، بودجه و اصلاح ساختار حرف زدهایم. شاید بد نباشد این بار از پشت یکی از همان نیمکتهای چوبی به مدرسه نگاه کنیم.
کودکی که دوازده سال از زندگیاش را به مدرسه میسپاریم، در پایان این سفر چه چیزی با خود به خانه میبرد؟ آیا بهتر میاندیشد؟ میتواند آنچه را میخواند بفهمد؟ جرئت پرسیدن دارد؟ میتواند با کسی که شبیه او فکر نمیکند زندگی کند؟ آیا مدرسه چیزی به کنجکاوی نخستین او افزوده، یا فقط به او آموخته است چگونه پاسخهایی را به خاطر بسپارد که بزرگترها از پیش برایش آماده کردهاند؟
و مهمتر از همه، آیا از این دوازده سال، سهمی هم برای زندگیکردن برایش باقی گذاشتهایم؟
به گمانم هر طرح ملی برای بهسازی آموزش، پیش از آنکه دربارهٔ شیوهٔ تدریس سخن بگوید، باید پاسخ روشنی برای چنین پرسشهایی داشته باشد.
شما بهدرستی بر اهمیت آن پنجاه دقیقهٔ کلاس درس تأکید کردهاید. اما من کمی نگرانم که مبادا بار دیگر، تمام مسئولیت نجات مدرسه را بر شانههای معلم بگذاریم.
معلم مهم است، بسیار هم مهم است؛ اما معلم در خلأ زندگی نمیکند. آموزگاری که نگران اجارهٔ خانه است، در کلاسی شلوغ درس میدهد، با بخشنامههای متناقض روبهروست و فرصت کافی برای مطالعه و بازاندیشی ندارد، چگونه میتواند تمام توان و خلاقیت خود را به شاگردانش هدیه کند؟
نمیتوانیم از معلم بخواهیم پنجرههای کلاس را به روی جهان باز کند، اما دربارهٔ دیوارهایی که پیرامون او ساختهایم سکوت کنیم.
از همین رو، با تعبیر پایانی شما دربارهٔ تغییر گفتمان معیشت معلم به بهسازی معلمی، کمی فاصله دارم. به نظرم معیشت و بهسازی حرفهای دو سوی یک انتخاب نیستند. کرامت معلم، هم در احترام به اندیشه و استقلال حرفهای او معنا پیدا میکند و هم در امنیت اقتصادی، فرصت یادگیری و شرایط انسانی کارش.
البته افزایش حقوق بهتنهایی معلم بهتری نمیسازد؛ همانطور که هیچ دورهٔ آموزشی و هیچ کارگاه درسپژوهی نمیتواند بهتنهایی مشکلات معیشتی و ساختاری مدرسه را حل کند.
شاید بهتر باشد بهجای عبور از گفتمان معیشت، آن را در کنار بهسازی حرفهای بنشانیم و رابطهٔ این دو را جدیتر بررسی کنیم.
دربارهٔ درسپژوهی نیز با شما همدلم. چه چیزی دلپذیرتر از آنکه چند معلم کنار هم بنشینند، از تجربههایشان بگویند و بدون ترس از قضاوت، دربارهٔ اشتباهات و آموختههایشان گفتوگو کنند؟
اما حتی این تصویر دوستداشتنی نیز به پرسشی دشوار نیاز دارد: از کجا میفهمیم چنین گفتوگوهایی واقعاً به یادگیری بهتر کودکان انجامیده است؟
ممکن است معلمان از یک برنامهٔ حرفهای بسیار راضی باشند، بیآنکه تغییر معناداری در یادگیری دانشآموزان رخ داده باشد. پژوهشهای آموزشی نیز نشان میدهند که اثربخشی برنامههای توسعهٔ حرفهای یکسان نیست و به طراحی، کیفیت اجرا و شرایط مدرسه بستگی دارد.
این پرسش، بیاعتمادی به معلم نیست؛ برعکس، به رسمیت شناختن پیچیدگی کار اوست.
اصلاً گمان میکنم یکی از مشکلات قدیمی ما همین است که اندیشههای تربیتی را خیلی زود به نسخههای اجرایی تبدیل میکنیم. هنوز بهدرستی نمیدانیم مسئله چیست که برایش راهحل مینویسیم. هنوز نپرسیدهایم کودکان در کدام مهارتها عقب ماندهاند، چرا فرصتهای یادگیری نابرابرند و کدام مداخله واقعاً مؤثر بوده است که از تحول سخن میگوییم.
من دوست دارم پیش از هر طرح ملی تازهای، یک بار با شجاعت به وضع موجود نگاه کنیم؛ بیآنکه از اعداد نامطلوب بترسیم یا پشت واژههای امیدوارکننده پنهان شویم. | 231 |
| 6 | برگزیدگان دوره سوم جایزه معین؛ مستندسازی و تقدیر از پروژهها و ابتکارات اجتماعی
🥇برگزیده در مستندسازی و نوآوری
🌼انجمن پیشگیری از آگفتهای روانی و اجتماعی
برای پروژه «سامانه طعم گیلاس»
🥈برگزیده در نوآوری
🌼جمعیت خیریه حمایت دارویی قطره
برای پروژه «طرح ساماندهی داروهای تک نسخهای»
🥈برگزیده در مستندسازی
🌼توسعهدهندگان فردای بهمان
برای پروژه «دامان»
🎖شایسته تقدیر در مستندسازی و نوآوری
🌼کانون هموفیلی ایران
برای پروژه «یک هفته کافی است»
🎖شایسته تقدیر در نوآوری
🌼موسسه سبزکاران بالان
برای پروژه «رادیو سبزکاران»
🎖شایسته تقدیر در مستندسازی
🌼موسسه کودک و طبیعت دامون
برای پروژه «مدل یکپارچه یادگیری تجربهمحور در طبیعت برای کودکان و خانوادهها»
🙌از همه فعالان مدنی، پژوهشگران، داوطلبان، مشاوران، همکاران، حامیان، هنرمندان، تسهیلگران، خبرنگاران و علاقمندانی که در مراسم امروز همراه ما بودند صمیمانه سپاسگزاریم. گزارش و عکسهای این مراسم به زودی منتشر خواهد شد.
با همدلی و همبستگی،
همه ما در موسسه نیکوکاری مجتبی معین
🌱🌀
www.moin.ngo
#جوانه_که_میزنیم
موسسه معین؛ تقویتکننده تلاشهای اجتماعی
@moinngo | 231 |
| 7 | 🎯 گوشیهای هوشمند رشد کودکان زیر دو سال را مختل میکند
♦️ گاردین، سالی ویل — بر اساس پژوهش مهمی که اخیراً منتشر شده، استفاده از گوشیهای هوشمند در کودکان زیر دو سال با پیامدهای منفیِ بلندمدتی برای سلامت و کیفیت زندگی آنها ارتباط دارد. این مطالعه هشدار میدهد که استفاده از گوشیهای هوشمند، تبلتها و دیگر دستگاههای دیجیتال در این سن ممکن است با مشکلات و نگرانیهای گستردهای در روند رشد کودکان همراه باشد.
♦️این پژوهش طیف وسیعی از آسیبهای احتمالیِ مرتبط با زمانِ استفاده از صفحهنمایش را برای نوزادان و کودکان نوپا آشکار میکند. یکی از مهمترین پیامدها، کاهش فرصت برقراری پیوند عاطفی با والدین و مراقبان است؛ استفاده از صفحهنمایش همچنین ممکن است زمان بازیهای فیزیکی با کودکان دیگر را کاهش دهد، بازیهایی که برای رشد جسمی، اجتماعی و روانی کودک اهمیت ویژهای دارند. آسیب دیگر، محدود شدن رشد زبانی کودک است؛ زبان عمدتاً از طریق تعامل زنده و دوسویه با والدین، مراقبان و دیگران شکل میگیرد، نه از طریق تماشای منفعلانهٔ محتوای دیجیتال.
♦️با وجود این هشدارها و گسترش استفاده از صفحهنمایش در میان کودکان، هنوز سیاستها و دستورالعملهای روشن و بازدارندهای برای محافظت از کودکان خردسال در برابر استفادۀ زودهنگام و بیشازحد از گوشیهای هوشمند و دیگر ابزارهای دیجیتال وجود ندارد.
🔗 گاردین | ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶ | Screen time can damage under-twos’ development, landmark study suggests
🔗 سالی ویل، خبرنگارِ حوزۀ آموزش در گاردین است.
@tarjomaanweb | 363 |
| 8 | @tarjomaanweb 👇 | 329 |
| 9 | توسعه در قامت کودکی
سخنرانان:
دکتر عبدالحسین وهابزاده
دکتر ثریا عزیزپناه
دکتر حسن عشایری
چهارشنبه ۱۸ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ | 1 875 |
| 10 | باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه
«اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عالیترین کوشش خود را صرف تربیت فرزندان کند»
محمود صناعی
کمکم به مهرماه و فصل باز شدن مدارس نزدیک میشویم؛ زمانی از سال که برای بسیاری سرشار از خاطرات شیرین و دلچسب است. برای من اما، مهرماه همیشه نفرتانگیز و عذابآور بوده است. من هرگز از مدرسه و کلاس خوشم نیامد و همیشه از آن گریزان بودم. خاطرات کودکی من چیزی نیست جز نُه ماه عذاب و شکنجۀ مدرسه و سه ماه رهایی و خوشی در تعطیلات تابستان. در تمام این سالها، دائماً اینطور القا میشد که مدرسه بخشی طبیعی و گریزناپذیر از زندگی کودکی است؛ جایی که باید در آن نشست، گوش داد، آموخت، اطاعت کرد و خود را با نظمی از پیش تعیینشده وفق داد. اما هرچه بیشتر درباره کودکی و مبانی تکاملی یادگیری در حیوان انسانی میخوانم، این پرسش برایم جدیتر میشود که آیا آنچه ما «آموزش» مینامیم، واقعاً با طبیعت کودک و نیازهای اساسی او سازگار است؟
از قرار، دو هفتۀ پیش از من خواسته شد تا آخرین اثر روانشناس شهیر امریکایی، پیتر گری (Peter Gray)، با عنوان Restoring Childhood: How to Set Kids Free in the Age of Anxiety را مطالعه کنم و اگر نظر مساعد داشتم اعلام کنم تا کتابخانۀ موزه آن را تهیه نماید. کتاب قرار است دو هفتۀ دیگر منتشر شود و نسخهای که من در دست دارم، نسخۀ پیش از انتشار است. هرچند این نخستین اثر نیست که از گری میخوانم، اینبار هنگام مطالعۀ کتاب، شباهت ایدهها و استدلالهای او با صحبتهایی که آقای عبدالحسین وهابزاده طی چند دهۀ اخیر بارها بر آن تأکید و ظاهراً در کتاب «امپراتوری کودکی» به شکلی منسجم مطرح کردهاند، توجهم را جلب کرد.
در اینجا میخواهم نشان دهم که بررسی آراء پیتر گری و عبدالحسین وهابزاده در کنار هم، دیدگاه یکپارچهای را در نقد نظام آموزش مدرن آشکار میکند. این دو اندیشمند، با وجود خاستگاههای جغرافیایی و فرهنگی متفاوت، در یک پروژه فکری همگرا به یکدیگر میپیوندند که عبارت است از افشای ماهیت اسارتبار مدارس جدید و ضرورت بازپسگیری حق حاکمیت و آزادی طبیعی کودکان.
یکی از بنیادیترین نقاط تلاقی این دو متفکر، صورتبندی ماهیت فیزیکی و روانی مدرسه به مثابۀ نهادی سلبکنندۀ آزادی است. پیتر گری، با تکیه بر معیارهای روانشناسی حیاتوحش (wildlife psychology)، استدلال میکند که مدارس اجباری تمام مؤلفههای یک محیط اسارتبار یا حتی یک زندان امنیتی را داراست؛ محیطی غیراختیاری که در آن حرکت بدنی محدود میشود، نیازهای اولیه بقا مدیریت میگردد و هویت فردی در فرآیند دائمی نظارت و رامسازی مستهلک میشود. گری معتقد است در چنین بستری، مدارس به جای پرورش عاملیت، «درماندگی آموختهشده» را به کودکان دیکته میکنند. وهابزاده نیز شرایط کودکان تحت سلطۀ آموزش رسمی را به وضعیت «شیری در قفس تنگ باغوحش» تشبیه میکند؛ شیری که اگرچه پوست زرد و یال و کوپال ظاهری خود را حفظ کرده، اما غرش، پویایی و غرایز وحشی خود را زیر بار مراقبت افراطی و نظارت تام بزرگسالان از دست داده است. هر دو متفکر بر این باورند که بزرگسالان به بهانۀ تربیت، «امپراتوری یله و آزاد کودکی» را غصب کردهاند.
این اسارت ساختاری، پیامدهای آسیبشناختی عمیقی بر سلامت روان و جسم نسل جدید بر جای گذاشته است. گری پیوند مستقیمی میان کاهش فرصتهای بازی آزاد و بحرانهای روانی نظیر اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کودکان ترسیم میکند. او با استناد به شواهد آماری نشان میدهد که نرخ تروماهای روانی نوجوانان با شروع سال تحصیلی به شدت افزایش مییابد و «مدرسهگریزی» را نه یک اختلال روانی، بلکه واکنشی طبیعی و دفاعی از سوی یک ارگانیسم پویا در برابر قفسِ مدرسه میداند. او حتی برچسبهایی چون بیشفعالی را محصول تلاش مدرسه برای پاتولوژیکسازی رفتارهای طبیعی و پرتحرک کودکان در محیطی ناسازگار میداند. وهابزاده نیز اصرار زودهنگام بر محفوظات علمی، دغدغۀ تستزدن، المپیادها و رقابتهای نفسگیر مدارس تیزهوشان را سموم مهلک برای سلامت روان نسل جدید میداند. افزون بر این، او معتقد است وسواس والدین امروزی در استریلسازی همه چیز و محروم کردن کودک از بازی با خاک و گِل، سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و راه را برای بروز آلرژیها و بیماریهای خودایمنی هموار ساخته است.
تضاد اصلی سیستم مدارس نوین با طبیعت انسان، در نحوۀ تعریف یادگیری نیز آشکار میشود. گری، بر پایۀ روانشناسی تکاملی، معتقد است کودکان به طور غریزی مجهز به موتورهای محرکی چون کنجکاوی، بازیگوشی و جامعهخواهی هستند تا بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان، خود را آموزش دهند. مدرسۀ رسمی، با اجبار کودکان به یادگیری محتوای یکسان در زمان واحد، این غرایز را سرکوب کرده و شوق دانستن را به «کار اجباری و نتیجهمحور» تقلیل میدهد. وهابزاده نیز روش رسمی آموزش را مصداق بارز «سرنا را از سر گشاد باد زدن» میداند. از نظر او، مدرسۀ کلاسیک بیآنکه پرسش یا نیازی را در ذهن کودک بکارد، صلبترین پاسخها را به او تحمیل میکند. او معتقد است کودک تا سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی نباید تحت آموزش رسمی مستقیم قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا آزادانه در جهان فیزیکی کاوش کند تا پرسش در ذهنش بجوشد و سپس خود برای یافتن پاسخ به سراغ کتاب و خواندن و نوشتن برود. در واقع، هر دو اندیشمند بر این اصل صحه میگذارند که چیزهای ارزشمند زندگی آموختنی نیستند، بلکه دریافتنی و تجربیاند و آموزش تحمیلی، خلاقیت ناب کودکان را سرکوب میکند.
این فرآیند تجربی و اکتشافی، در کانون فلسفۀ هر دو نظریهپرداز و در بستر بازی آزاد تحقق مییابد. گری بازی را فعالیتی داوطلبانه و فرآیندمحور میداند که در آن «حق شکست خوردن بدون هزینه» بستری برای خلاقیت ایجاد میکند. او به ویژه از بازیهای پرخطر دفاع میکند و آنها را ابزاری تکاملی برای مدیریت ترس و تنظیم هیجانات میداند. کودکی که با بالا رفتن از درخت با ترس از ارتفاع مواجه میشود، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ترسهای خود خواهد داشت. به همین ترتیب، وهابزاده بازی را «شغل اصلی کودک» میداند و اصرار دارد بستر آن طبیعت و تعامل با عناصر طبیعی، یعنی خاک، سنگ، گِل، آب و درختان باشد. از دیدگاه او، مفاهیمی چون وطندوستی یا حفاظت از محیط زیست، با کتابهای درسی و درون چهار دیواری کلاس به کودک القا نمیشوند؛ عشق عمیق به سرزمین زمانی شکل میگیرد که کودک در خرابههای باستانی بگردد، بدنش گِلی شود، دستش را زنبور نیش بزند و آواز باد را در برگهای درختان بشنود. این تجربههای حسی و لمسی، مبنای آگاهیهای بعدی خواهند بود.
یکی دیگر از خطاهای ساختاری مدارس مدرن از نظر هر دو متفکر، جداسازی سِنی کودکان است؛ پدیدهای مصنوعی و غیرتکاملی که با نحوۀ طبیعی رشد انسان سازگار نیست. گری توضیح میدهد که در طول تاریخ تکاملی انسان، بازی در گروههایی با سنین مختلط رخ داده است. این همزیستی چندسِنی، بستر بروز طبیعی پدیدۀ «داربستبندی» را فراهم میسازد؛ یعنی هنگامی که کودکان بزرگتر به عنوان سرمشق عمل کرده، سطح بازی و زبان کودکان کوچکتر را بالا میکشند و خود نیز مهارتهای رهبری و مراقبت را تمرین میکنند. در مقابل، کلاسهای همسن به تشدید رقابت سمی و قلدری میانجامند. وهابزاده نیز بر اساس همین منطق، ساختار مطلوب مدارس طبیعت را بر حضور کودکان در ردههای سنی مختلف، از ۳ تا ۱۲ سال، در یک فضای واحد بنا میکند. به باور او، در تعامل چندسنی، قلدری کاهش مییابد؛ زیرا حضور خردسالان، غرایز حمایتی و شفقت را در نوجوانان بیدار میکند و بسیاری از تعارضات نیز بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان حل میشوند.
در نهایت، پذیرش این اصول به بازتعریف نقش بزرگسالان میانجامد؛ یعنی تغییر از یک ناظم اقتدارگرا به یک ناظر بیمداخله. گری نقش بزرگسال را در احیای بازی آزاد به «نجاتغریق» تشبیه میکند؛ کسی که تنها امنیت فیزیکی را زیر نظر دارد، اما در فرآیند بازی، وضع قوانین و حل اختلافات دخالت نمیکند تا کودکان خود سازگاری اجتماعی را تمرین کنند. به همین ترتیب، وهابزاده جایگاه معلم سنتی را با مفهوم «تسهیلگر» جایگزین میکند. اصل طلایی تسهیلگری از نظر او، قانون «حداقل عمل و حداقل کلام» است. تسهیلگر درس نمیدهد، سخنرانی نمیکند و بازی را مدیریت نمیکند؛ بلکه بستر امن را فراهم میسازد تا کودک خود تجربه کند، بیازماید، شکست بخورد و بیاموزد. او معتقد است تسهیلگر باید واجد ویژگی «کودکبودگی» باشد؛ یعنی هنوز شور شگفتی در وجودش زنده مانده باشد تا بتواند جهان را از دریچۀ چشم یک کودک لمس کند.
تبیین همزمان این دیدگاهها نشان میدهد که هر دو اندیشمند، با زبانی متفاوت اما با شالودهای یکسان، ما را به بازنگری در نسبت میان کودکی، آموزش و آزادی فرامیخوانند. شاید نزدیک شدن مهرماه، فرصتی باشد برای آنکه پیش از پذیرفتن بدیهیِ آنچه سالها «آموزش» و «تربیت» نامیدهایم، لحظهای درنگ کنیم و از خود بپرسیم: ممکن است آنچه امروز بدیهی میپنداریم، تنها یکی از شیوههای ممکن برای پرورش کودک بوده باشد؟
✍️ عارف عبادی
📱 اشتباهِ میمون | 296 |
| 11 | اگر بعد از دیدن این گفتگو👆 علاقمند بودید کتاب «امپراتوری کودکی» را تهیه کنید، به آیدی زیر پیام دهید:
@Monirkamyab
▪️باما همراه باشید !
[طبیعت؛ نخستین مدرسه]
کتابخانهمدرسهطبیعت
▫️@cnbooks
▫️https://www.instagram.com/cn.books
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت | 308 |
| 12 | در این قسمت از مجموعه گفتوگوهای علمی شهر کتاب مرکزی، عرفان خسروی میزبان دکتر عبدالحسین وهابزاده، بومشناس، مترجم و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» است.
به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی».
در این گفتگو خواهید شنید:
• امپراتوری کودکی یعنی چه؟
• چرا کودک باید آزاد باشد؟
• مدرسه طبیعت دقیقاً چه تفاوتی با مدرسه کلاسیک دارد؟
• تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
• چرا بازی مهمترین کار کودک است؟
• آیا کنترل بیش از حد، خطرناکتر از تنبیه بدنی است؟
• چرا رابطه عاطفی با طبیعت باید پیش از آموزش شکل بگیرد؟
• مفهوم نئوتونی (Neoteny) چیست؟
• آیا بزرگسالان هم میتوانند دوباره کودک شوند؟
این گفتگو علاوه بر معرفی کتاب امپراتوری کودکی، تصویری جامع از اندیشههای دکتر وهابزاده درباره آموزش، رشد کودک، طبیعت و فلسفه یادگیری ارائه میکند.
برای تماشای نسخه باکیفیتتر به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://youtu.be/5ii3y4mK3oY?si=aIAVBuhMwU_JRzoX | 308 |
| 13 | 🎯 رشد در کنار خواهر و برادر برای کودکان بهمراتب بهتر است
♦️نیویورک تایمز، کاترین روث پاکالوک — هماکنون در بیشتر کشورهای اتحادیۀ اروپا خانوادههای تکفرزندی به رایجترین شکل خانواده تبدیل شدهاند و احتمالاً بهزودی این الگو در آمریکا نیز به روند استاندارد تبدیل خواهد شد.
♦️امروزه فرزندپروری دشوارتر شده، زیرا والدین مدرن دیگر از حمایتها و کارکردهای طبیعیِ خانوادههای پرجمعیت بهرهای نمیبرند. در خانوادههای بزرگ، بچهها معمولاً اتاق مشترک دارند، یاد میگیرند اختلافات کوچک را خودشان حلوفصل کنند و فرزندان بزرگتر بهطور طبیعی مسئولیت مراقبت از کوچکترها را بر عهده میگیرند.
♦️من بهعنوان اقتصاددان در دورانی تحصیل کردم که همه خانوادههای کوچک را ترجیح میدادند. منطقِ رایج ساده بود: داشتن فرزند کمتر یعنی امکان سرمایهگذاری بیشتر روی هر فرزند؛ یعنی ترجیح کیفیت بر کمیت. این دیدگاه به فرهنگ عمومی راه یافت و به باوری همگانی تبدیل شد. والدین امروزی نیز این منطق را کاملاً پذیرفتهاند و مدام میگویند میخواهند بهترین امکانات را برای فرزند خود فراهم کنند. پس از سالها گفتوگو با خانوادههای بزرگ به این نتیجه رسیدهام که این محاسبات ناقص است. بخش مهمی از ویژگیهای شخصیتیِ کودکان به دست والدین پرورش نمییابد؛ مهم نیست والدین چقدر ثروتمند یا فداکار باشند، این ویژگیها تنها از مسیرِ رشد در کنار خواهر و برادر شکل میگیرند.
♦️در این مصاحبهها دریافتم که در خانوادههای بزرگ رشد و تربیت اخلاقی، مانند گرمایی که موتور خودرو تولید میکند، بهعنوان یک محصولِ جانبی و طبیعی به دست میآید. اما در خانوادههای کوچک، والدین مجبورند اینجور تجربهها برای پرورش شخصیت بچهها را از طریق کلاسهای تابستانی، باشگاههای ورزشی و فعالیتهای فوقبرنامه فراهم کنند، تجاربی که روزگاری در خانوادههای بزرگ بهشکل طبیعی و رایگان شکل میگرفت.
♦️نمیخواهم برای آدمها نسخه بپیچم که باید چند فرزند داشته باشند، اما پیشنهاد میکنم والدین در تصمیم خود برای بستن پروندۀ فرزندآوری تجدیدنظر کنند. بر اساس گفتوگو با مادران مختلف دریافتهام که حضورِ انسانهای بیشتر هرگز برای یک خانواده، یک کشور یا خودِ فرزندان مشکلی ایجاد نمیکند؛ وقتی صحبت از انسانهاست، خودِ کمیت نوعی کیفیت است.
🔗 نیویورک تایمز | ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ | Life Is Better With Siblings
🔗 کاترین روث پاکالوک؛ اقتصاددان و استاد دانشگاه است
@tarjomaanweb | 412 |
| 14 | 🎯 فقر میتواند ژنتیک ما را هم تغییر دهد
📌 کریستین کوپر یکی از آدمهایی است که موفق شدهاند از تلۀ فقر فرار کنند. او میگوید «وقتی تپانچۀ شروع مسابقه به صدا درمیآید، افراد فقیر هنوز تا خط شروع خیلی راه دارند. پس من چگونه از این وضع خلاص شدم؟ اتفاقی». کوپر حالا فردی ثروتمند است، بااینحال همچنان نگرانی و دلهرۀ آینده را دارد. تحقیقات نشان میدهند که استرس ناشی از فقر چطور در بزرگسالی و حتی در نسلهای بعد هم خودش را نشان میدهد.
📌 برگرفته از مطلب «چرا فقر شبیه نوعی بیماری است؟» که در نوزدهمین شمارۀ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
🎬 تدوینگر: علی حاجی سالم
🎤 گوینده: رضا مداح
© کاری از ترجمان علوم انسانی
📍لید را ببینید، دنبال کنید و به دوستانتان معرفی کنید.
🔗 مشاهده در آپارات:
https://B2n.ir/hz8131
لید | در جستوجوی نقشههای ذهنی
@tarjomaanweb | 489 |
| 15 | ▪️مجموعه چهار جلدی«یادگیری آزاد»
پیتر گری در کتاب یادگیری آزاد نشان میدهد که کنجکاوی، بازی، تجربه و ارتباط با دیگران، از مهمترین پایههای یادگیری طبیعی کودکاناند.
در کنار چاپ چهارم این کتاب، مجموعۀ چهارجلدی تازهای از آثار پیتر گری نیز منتشر شده است:
▫️مدرسۀ مادر طبیعت
▫️آسیبهای آموزش اجباری
▫️یادگیری بیمدرسه
▫️کودکان بدون آموزش رسمی
این چهار کتاب، موضوعات اصلی «یادگیری آزاد» را دقیقتر بررسی میکنند؛ از سازوکار طبیعی یادگیری و پیامدهای آموزش اجباری تا تجربههای واقعی آموزش خودراهبر .
مجموعهای برای والدین، معلمان و مربیانی که میخواهند آموزش را از زاویهای متفاوت ببینند؛ زاویهای که در آن، کودکان بیش از کنترل دائمی، به آزادی، فرصت، بازی و اعتماد نیاز دارند.
▫️قیمت مجموعه ۴جلدی: (۱.۸۵۰.۰۰۰تومان) با ۱۰٪ تخفیف به قیمت ۱،۶۶۵،۰۰۰ تومان ارائه میشود.
▪️سفارش:
@Monirkamyab
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت | 470 |
| 16 | ▪️به مناسبت انتشار کتابِ «امپراتوری کودکی»
جلوه هایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده
▫️در عصر سه شنبههای بخارا
▫️تهران | شهر کتاب نیاوران | سهشنبه ۲۰ مرداد | ساعت ۵ بعدازظهر
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت | 431 |
| 17 | هر چه درخت در ابتدا
آرامتر رشد کند تنه سالمتری دارد
به نظر برای انسان هم همین گونه باشد!
🌳
@kodakbazitabiatKIT | 467 |
| 18 | در آستانه آینده؛ چگونه نوجوانان برای شکوفایی در جهان در حال تغییر آماده میشوند؟
با گسترش هوش مصنوعی، جهان با تغییرات بزرگی روبهروست؛ شغلها دگرگون میشوند، افسردگی و اضطراب نوجوانان افزایش یافته، توان جسمانی کاهش پیدا کرده و بحران معنا پررنگتر شده است.
اما این به معنای ناتوانی ما نیست. راهکارهایی ساده و عملی وجود دارد که بدون حذف کامل صفحهنمایشها، میتواند به رشد جسمی، شناختی و هیجانی کودکان و نوجوانان کمک کند.
در این سخنرانی، دکتر هادی صمدی از جمله به این موضوعات میپردازد: • بازیهای گروهی در طبیعت برای تقویت جسم، ذهن و هیجان • نقش روایتگری، تاریخ علم، زندگینامهها و داستانها در معنا بخشیدن به زندگی • مشارکت کودکان در پروژههای علمی واقعی برای پرورش کنجکاوی و فهم جهان • اهمیت کار با دست و ساختن در یادگیری بدنمند ریاضیات و فیزیک
🎥 فیلم کامل سخنرانی را در سایت چهارراه ببینید:
مبانی فلسفی پشتیبان مدارس طبیعت به روایت هادی صمدی
https://chaharrah.tv/samadi-1405-05-10/
@evophilosophy | 396 |
| 19 | پیش از آنکه برای فرزندتان کلاس تازهای ثبتنام کنید، این گفتوگو را بخوانید
اگر پدر یا مادر هستید و به فکر ثبتنام فرزند خود در کلاسهای آموزشی فوقبرنامه در تابستان هستید، اندکی برای خواندن گفتوگوی محمدرضا سرکارآرانی با عبدالحسین وهابزاده وقت بگذارید. ارزش این گفتوگو در نقد آموزش رسمی نیست، بلکه در عرضهی راهکارهاییست که بهخلاف تصور، نه هزینهای برای خانواده دارد و نه نیاز به امکانات ویژه. مهمترین پیام وهابزاده این است که «مدرسه طبیعت» پیش از آنکه یک مکان باشد، تغییری در نگاه ما به کودک است؛ نگاهی که برای همهی کودکان، در همهی شهرها و روستاهای ایران و در هر شرایط اقتصادی قابل اجراست. کافی است، به تعبیر سهراب سپهری، «چشمها را بشوییم و جور دیگر ببینیم».
ایدهی «مدرسه طبیعت» در اندیشهی عبدالحسین وهابزاده، بیش از آنکه طرحی برای آموزش محیطزیست باشد، نقدی بنیادین بر مدرسهی رسمی و شیوه رایج تربیت کودک است. از منظر او، مسئلهی اصلی آموزش طبیعت نیست، بلکه بازگرداندن «کودکی» به کودکان است. از منظری تکاملی، کودک موجودی خودیادگیرنده است که انگیزهی یادگیری را از درون خود میگیرد. آنچه آموزش رسمی و کلاسهای پرهزینه انجام میدهند، اغلب جایگزینکردن انگیزهی درونی با اجبار بیرونی است، در حالی که یادگیری واقعی از تجربه، بازی، مشاهده و تعامل با محیط شکل میگیرد.
وهابزاده میان «آموزش» و «یادگیری» تمایز روشنی قائل است. یادگیری فرایندی طبیعیست که کودک از طریق بازی، تقلید، تجربه شخصی و تعامل با دیگران و محیط طی میکند؛ از همین رو، او کودک را نه «آموزشپذیر»، بلکه «یادگیرنده» میداند.
در مرکز این اندیشه، مفهوم بازی آزاد قرار دارد. کودک با شاخه و تنهی درخت، خاک، آب یا سنگ، جهانی از تجربه خلق میکند. این بازیها صرفاً سرگرمی نیستند؛ بلکه شخصیت، عواطف و مسیرهای بعدی یادگیری را شکل میدهند. تجربههای عاطفی دوران کودکی بعدها جهت علایق و انتخابهای فرد را تعیین میکنند و کودکی که فرصت تجربهی طبیعت را نداشته باشد، در بزرگسالی نیز رابطهای عمیق با آن برقرار نخواهد کرد.
از همین منظر، «مدرسه طبیعت» برای وهابزاده ساختمان یا برنامهی درسی نیست، بلکه محیطی است که کودک بتواند آزادانه بازی کند، تجربه بیندوزد، انتخاب کند و با طبیعت ارتباط برقرار سازد. نقش بزرگسال نیز آموزش دادن نیست، بلکه فراهم کردن محیطی امن و غنی برای تجربه است. انسان میلیونها سال در چنین «مدرسهای» رشد کرده و مدرسهی رسمی نهادی بسیار جدید در تاریخ بشر است.
با این حال، وهابزاده بهخلاف برداشت سادهانگارانه از روسو، انسان طبیعی را کاملاً نیکسرشت نمیداند. به باور او، بازی و طبیعت راهنمای طبیعی کودکاند، اما یادگیری قواعد زندگی جمعی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی وظیفهی جامعه است.
بنابراین، مدرسهی طبیعت نفی آموزش نیست؛ بلکه تأکید بر تقدم تجربهی طبیعی در سالهای نخست زندگی است.
او میگوید دغدغهاش ابتدا حفاظت از محیطزیست بود، اما به این نتیجه رسید که مسئله عمیقتر از بحران طبیعت است؛ زیرا خودِ کودکی در معرض نابودی قرار گرفته است. کودک امروز بیشتر وقت خود را میان آپارتمان، سرویس، مدرسه و کلاسهای متعدد میگذراند و فرصت تجربهی آزاد محیط، محله و طبیعت را از دست داده است. از همین رو، دغدغه او از «طبیعت برای محیطزیست» به «طبیعت برای کودک» تغییر یافت.
اگر با خواندن این مطالب هنوز تردید دارید که آیا چنین شیوهای واقعاً کودک را برای آینده آماده میکند یا نه، تردیدتان کاملاً قابل درک است. حرکت در مسیری که با عرف رایج تفاوت دارد، شجاعت میخواهد و این نگرانی که «اگر اشتباه کنم، هزینه آن را فرزندم در آینده خواهد پرداخت» نگرانی نابجایی نیست.
از سوی دیگر، در ذهن بسیاری از ما این پیشفرض وجود دارد که هرچه آموزش گرانتر باشد، حتماً بهتر است. اما همانطور که دربارهی تغذیه میدانیم، این قاعده همیشه درست نیست؛ گاهی نان، پنیر و سبزی ساده، سالمتر از بسیاری از فستفودهای گرانقیمتتر است. در تربیت نیز لزوماً آموزشهای پرهزینه، از یادگیری حاصل از بازیهای جمعی، تجربه و حضور در محیطهای طبیعی مانند پارکها ارزشمندتر نیستند.
با این همه، اگر هنوز مردد هستید، ضرورتی ندارد آموزشهای رسمی و متعارف را کنار بگذارید. گفتوگوی وهابزاده را بخوانید و سپس خودتان در مورد راهکارهای مناسب برای فرزند خود تصمیم بگیرید. دستکم فرصت این نوع یادگیری را نیز در کنار آموزش مدرسه برای فرزندتان فراهم کنید. اهمیت این راهکار بهویژه برای کودکان زیر ۱۲ سال بیشتر است، هرچند همه کودکان از آن بهرهمند میشوند.
هادی صمدی
@evophilosophy
| 456 |
| 20 | کتابهای «یادگیری آزاد» منتشر شد
کودکان همه عاشق یادگیریاند ولی اکثراً از مدرسه بیزارند و فراری. مجموعهٔ کتابهای يادگيرىِ آزاد دقیقاً روی همین مسأله انگشت میگذارد. میان کودکِ کنجکاوِ تشنۀ یادگیری و نظام آموزش رسمی شکاف بزرگی هست. پيتر گرِى با استفاده از تحقيقات علمى و زيستشناسىِ تكاملى نشان مىدهد بازىِ آزادانه و بدون نظارت به يادگيرىِ خودانگیخته و اعتمادبهنفس كودكان كمک میکند. او با تکیه بر همین یافته میکوشد مسیری را ترسیم کند که کودکان در آن مجال خودآموزی مییابند. نویسنده در این کتابها از ارزش اجتماعى و جسمى و اخلاقىِ «بازى» سخن میگوید و ريشهها و پيامدهاى کمترْ بازی کردن در دهههاى اخير را نقد میکند. کتابهای مجموعهٔ يادگيرىِ آزاد را مشتاقانه خواهيد خواند و الهامبخشتان خواهند شد.
یادگیری آزاد – ۱: مدرسۀ مادر طبیعت
یادگیری آزاد – ۲: آسیبهای آموزش اجباری
یادگیری آزاد – ۳: یادگیری بیمدرسه
یادگیری آزاد – ۴: کودکان بدون آموزش رسمی
@nashrenow | 452 |
