☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Ir al canal en Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Mostrar más4 920
Suscriptores
+2324 horas
+887 días
+19030 días
Archivo de publicaciones
-اینجا از دانشگاهای معتبرِ امریکاست. امریکا کجاست؟ قبلهٔ آمالِ آزادی بیان خودتحقیرها. جایی که به محضِ پرواز یک پشه در خاورمیانه -به ویژه ایران- نشخوارکنندگانِ حقوق بشر اون رو محکوم به نقض میکنن ولی دانشجوها حق اعتراض به همپیمانیِ کشورشون در کُشتار بیماران در گورهایِ دستهجمعیِ اطراف بیمارستانهای غزه ندارن. این دانشجوهای حامی فلسطین و معترض به نسلکشی در غزه- بعنوانِ مسئلهٔ اولِ انسانیت- و این هم نیروهای سرکوبِ امریکایی؛ و کتک زدن و دستگیر کردن دانشجوها.
-امروز کنکور بود؟ دعا میکنم اگر دانشجو شدید؛ در زمرهٔ دانشجویانِ دغدغهمندی با افقِ دید بالا باشید؛ نه در دستهٔ دانشجوهایی که نهایت دغدغهٔ اونها «شکستنِ شیشه برای سلفِ مختلط»، «پرش از روی پرچمِ اسرائیل برای ارسال به رسانههایِ حامی اسرائیل»، «فحشِ جنسی؛ برایِ خوابگاهِ مختلط دختر و پسر» و «انگشتِ وسط نشون دادن در جلسهٔ پرسش و پاسخ» بود؛ و نه برای اینکه عدهای صرفاً برایِ فالوور گرفتن و دلار به جیب زدن؛ به طرز احمقانهای به شما توهّمِ مبارزه بدن و اساتیدِ لیبرالی که در حقانیتِ مبارزه با شرّ مطلق- اسرائیل ایجادِ تشکیک کنن؛ و شما بیچون و چرا بپذیرید.
یه نتیجهٔ جالبی گرفتم؛ عمده دلیلِ حال ناخوش و اَدایِ افسردگی [مشاورم میگفت اینا افسردگی نیست؛ اَدایِ افسردگیه] بهخاطرِ ارتباط نگرفتن با معنویاته.
ارتباط گرفتن نه به معنیِ اینکه یه نمازی بخونی تا فقط قضا نشه، یا یه چلهای بگیری تا فقط حاجتِ مربوطه رو بگیری و بعدش دیگه تمام. بلکه به معنیِ واقعی و با اشتیاق.
نمیتونم دقیق توصیفش کنم چون به شخصه خیلی فاصله دارم باهاش؛ ولی یه کاری کردیم. چندروزه به پیشنهادِ یکی از دوستامون گروهی زدیم و نمازِ «اول وقت» رو به همدیگه یادآوری میکنیم؛ حاضری میزنیم و اگه کسی هم حاضر نبود بهش زنگ میزنیم.
و نتیجهٔ چندروز؟
تا آخرِ وقت، زمان اضافی میاد و بقیهٔ کارها تا حد ممکن انجام میشه، احساسِ انجام یه وظیفهٔ صرفِ سخت از دوشمون برداشته شده و یه تیکِ بزرگِ اشتیاق به صدای اذان؛ در برنامهٔ روزانهمون خورده شده. بنظرم امتحان کنید.
بعد از این پست، دو نوع واکنشِ قابلِ پیشبینی هم دریافت کردم:
اولی با طوماری از فحش؛ منو محکوم به تحجّر و تعصب کرد. [اسمش رو بذارید هنجارِ قانونی، شرعی و اجتماعی؛ با آثارِ متعددِ اجتماعی.]
دومی هم با طوماری از فحش؛ منو محکوم به صورتیبازی و حمایت از تهاجمِ فرهنگی کرد!! [همچین برداشتِ عجیبی از اون پست، واقعاً هنر میخواد.]
و هردو به یک اندازه برای خوندنِ پستِ طـولانیِ مذکور وقت نذاشته بودن؛ و ترجیحشون خوندنِ مواضع دو سه خطیِ صفر و صدی بود!
چرا میگی دعوای زرگری؟
- این ایام که با دوتا نگاهِ عجیب مواجه شدم؛ هر دو نگاه سعی میکردن با چندتا جمله سر و تهِ حرف رو هم بیارن و در نتیجه پرونده رو توی ذهنِ مخاطب باز بذارن. نگاهِ اول معتقد بود که «در زمینهٔ هنجارهای پوششی باید از کشورهایی مثل ترکیه الگوبرداری کرد؛ چرا بقیه رو رها نمیکنید به حال خودشون؟» این نگاه خطرناکه؛ چون به مرور هنجارها و ارزشها رو در هر دستهای که باشن بیارزش جلوه میدن. و بهجای تبعیت از «اصل» تورو به سمت تبعیت از مُد سوق میدن.
نگاهِ دوم معتقد بود «باید به روشِ قلع و قَمعی برخورد کرد و اهمیتی نداره که چه هزینههای اضافی بر نظام ساختاری و ارزشیِ ما بار میشه.» این نگاه هم خطرناکه؛ چون به هدف اصلاح ابرو، کوریِ چشم رو به دنبال میاره؛ و حالا علاوه بر اینکه اَبرو نداریم؛ چشم هم نداریم! از مگسهایی که روی زخمِ چشم میشینن و تولید آلودگیهایِ روانی و ماهیگیری از آب گلآلودِ ناقضِ وحدت عمومی هم نمیشه گذشت.
البته این میون نیمنگاههایِ نصفهای هم بودن که مسائل رو خیلی سرسری میدیدن و راههایِ روی کاغذ رو بر واقعیت ترجیح میدادن.
-چرا زرگری؟!
چون موضوع انقدر واضحه که پیشبینی نمیشد انقدر دربارهش جدال پیش بیاد. منتقدین به حضورِ صرفِ قوهٔ قهریه مخالفِ حجاب نیستن؛ بلکه نگرانِ پیشاومدنِ فتنههایِ جدید از دلِ یک مواجههٔ تکراریان. چون نمیتونن تضمین کنن که صرفِ حضورِ این پدیدهٔ قهری؛ ویدیوهایِ جنجالی قبلا به اسمِ امسال منتشر نشه و از دلِ اونها فتنهٔ جدیدی مبتنی بر یک دروغِ دیگه پیش نیاد! ایضاً نمیتونن پیشبینی کنن که اگر «فقط» به این موضوع بسنده کنیم؛ سوءبرخوردی از طرفِ هر دو فرد درگیر در موضوع پیش نیاد و نه تنها نتیجهای حاصل نشه؛ بلکه هزینههای اضافه بر هزینههایِ سابق هم تحمیل بشه..
-اما موضوعِ مهم مغفول اینه که بعضی [از هر دو نگاه] سعی در تحریفِ مواضعِ رهبری در اینباره دارن؛ عدهای معتقدن که مسئله هنجارهایِ پوششی از منظر رهبری موضوعِ مهمی نیست! که اشتباهه؛ این موضوع بارها در سخنرانیهایِ ایشون ذکر شده. هم بعنوانِ واجب شرعی؛ هم واجبِ سیاسی.
عدهای هم به طرز عجیبی معتقدن رهبری حامیِ رفتارهای مطلقاً سَلبیست! که خلافِ این حرف صراحتاً در کلامِ رهبری هویداست.
اما باید دقت کرد که این موضوعی که روزگاری یه پدیدهٔ فرهنگی-شرعی بود؛ امروز به گفتهٔ مسیح علینژاد تبدیل به دیوار برلینی شده که اون رو تبدیل به موضوع اجتماعی- امنیتی کرده؛ پس نیازمند یک ساز و کارِ تلفیقیه! نمیشه بهبهانهٔ اینکه کار فرهنگی زمانبره؛ اون رو تعطیل کرد. زیرساختها رو از مدارس- استخدامهایِ رسمی- برخورد با الگوهایی مثل سلبریتیها- اصلاح بازارِ لباس، تبیین مسئلهٔ حجاب برای بانوان؛ بیانِ تاثیر این هنجار رویِ اجتماع و خانواده، و … شروع کنید.
از طرفی نمیشه به بهانهٔ صرفاً کار فرهنگی؛ مواجهاتِ قانونی و امنیتی با عواملِ برهمزنندهٔ نظم و اخلاقِ عمومی [که احتمالا همه دیدیم] رو نادیده گرفت.
بعد از تذکرِ رهبری نسبت به کارهای بیقاعده در زمینهٔ حجاب [توییت اقای فضائلی] فراجا اطلاعیه داد و از تمهیداتِ لازم نسبت به برخورد با رفتار نامناسب احتمالیِ بعضی ماموران خبر داد. بهنظر میرسه [انشاالله] تذکراتِ رهبری به خوبی دریافت شده باشه؛ امید است صاحبانِ تریبون هم اصلی بنامِ جهاد تبیین رو دربارهٔ همهٔ موارد از طریقِ صحیح دریابن.
-همین؟!
خیر!
رهبری گفتن دشمن و عناصرِ خارجی با نقشهای قاعدهمند واردِ این موضوع شده؛ پس علاوه بر اینکه باید با چنین موضوع اجتماعی-اخلاقی- امنیتی-فرهنگی-شرعی مواجه شد؛ باید از کارهای بیقاعدهای که نه تنها نتیجه نداره؛ بلکه هزینهتراشی هم میکنه و باعث اصطکاکِ بینِ هدف و مسیر میشه حَذَر کرد؛ فکر میکنم حدودِ ۳۰ نهاد مسئول مرتبط با حجاب وجود داره؛ هرکدوم به نوبهٔ خودشون باید بجایِ کندنِ ریشه؛ عفونتهای اون رو درمان کنن. نه اینکه «فقط» یک نهادِ مرتبط با «بُعدِ قانونیِ» هنجارهای پوششی رو بفرستن جلو.
بعلاوه یادمه رهبری در ادامهٔ این فرمایشات گفتن «بانوانِ ما قلباً التزام به دین و نظام دارند، باید با این نگاه به موضوع ورود کرد… و البته حجاب موضوع فقهی، شرعی و قانونیست که باید رعایت بشه.»
تلفیقی از یک نگاهِ دلسوزانه؛ ولی قانونمدار.
نه تکبُعدی.
این آفتِ مُضرِ نگاهِ صفر و صدیه که باعث میشه پدیدههای «هنجاریِ اجتماعی»ای که به دلایل داخلی و خارجی «امنیتی» شده رو صرفاً از منظرِ یک دوربین نگاه کنیم؛ دوربینِ صرفاً فرهنگی بدونِ توجه به ابعاد جانبی! یا دوربینِ صرفاً قَهری بدونِ توجه به ابعاد جانبی.
یه پیشنهادی دارم؛
در خللِ این دعواهایِ زرگری؛ سعی کنید در تحلیلِ مسائل روز از نگاههایِ صفر و صدی حَذَر کنید؛ و باور کنید که افرادی که نگاههای صفر و صدی؛ غیراصلاحگرایانه و یا غیردلسوزانه در تحلیلهاشون موج میزنه؛ به مرور نوع نگاه شما رو تغییر میدن.
درنتیجه با یک نگاهِ مطلقاً «مِلو، دِرام و رحمانی»؛ یا یک نگاهِ مطلقاً «خشن و قهری» نه میتونید در مسیرِ اصلاح [وضعِ موجود] قدم بردارید، نه در مسیرِ پیشرفت [به سمتِ آینده].
ما بعنوان انسانهای «مکتبی» نیازمندِ تلفیقی از جاذبههای بهموقع و دافعههایِ بهموقع هستیم.
درحالیکه بعضی از فارسیزبانان همزمان با اینکه کارت میکِشن و درحالیکه بزرگترین عملیاتِ پهپادی تاریخ علیه اسرائیل رو که مقاماتِ غربی هم چارهای جز اذعان به عمقِ اون نداشتن؛ تحقیر میکنن؛ با جملهٔ «نه داداش تو نمیدونی! اسرائیل زده اینا نمیخوان صداش رو دربیارن؛ نصف تاسیساتِ هستهای ایران الان رو هواست، سپاهیها هم میگن فرار کردن تو پناهگاهها قایم شدن» در حالِ پاس کردن واحدهایِ روابطبینالملل هستن؛ این بخشی از اظهاراتِ کاربرانِ اسرائیلی در واکنش به هوا کردنِ سه ریزپرندهست. همزمان اینترنشنال کارشناسهای متعددی رو دعوت کرده تا این عملیاتِ انتقامجویانهٔ اسرائیل(!) رو بررسی کنن.
به هرحال! اگر همینها رو بهشون بگی قطعا با جملهٔ «عه؟ بیا بشین برات بگم پس؛ اینا همش کارِ خودشونه! اسرائیل نمیخواد بزنه میدونی؟ اگه اراده کنه ایران رو با خاک یکسان میکنه؛ این اخوندها هم که چیزی از جنگ نمیدونن!» مواجه میشی. لذا تلاشِ ما در این مرحله باید صرفاً کنترلِ خنده باشه.
ولی حالا، درسته که مردممون هنر عجیب و بامزهای در جوک ساختن دارن و ما هم میخندیم و اینا؛ اما پشتِ این احساسِ امنیت آدمای واقعیان؛ که احتمالاً شبانــهروز تحت فشـارهایِ زیادی قرار میگیرن تا به مددِ خدا و اهــلبیت این امنیت رو تضمیـن کنن و خطراتِ احتمالی رو به هرنحو دفع کنن.
خدا بهشون قوّتِ روزافزون بده.
ولی حالا، درسته که مردممون هنر عجیب و بامزهای در جوک ساختن دارن و ما هم میخندیم و اینا؛ اما پشتِ این احساسِ؛ امنیت آدمای واقعیان؛ که احتمالاً شبانــهروز تحت فشـارهایِ زیادی قرار میگیرن تا به مددِ خدا و اهــلبیت این امنیت رو تضمیـن کنن و خطراتِ احتمالی رو به هرنحو دفع کنن.
خدا بهشون قوّتِ روزافزون بده.
نوشته:
مردمِ اصفهان بعد از شنیدن صدای انفجار؛ یه سر رفتن دمِ پنجره بیرون رو نگاه کردن؛ بعد گوشی رو برداشتن ایتا رو چک کردن و رفتن خوابیدن. ولی طبق اخبار واصله؛ رسانههایِ اسرائیل به مردمشون توصیه کردن جهتِ احتیاط از پناهگاه خارج نشن!
خوب بود!😂👌🏻
ده دقیقه بارون باریده تو دُبی، جـوری سیل راه افتاده که بعضی کاربرها عکسایی منتشر کردن که آب تا خرتناقِ خونههاشون رفته، امارات انتشار هر خبری دراینباره رو به سیاقِ قبل ممنوع کرده. مجلسِ امریکا همین جملهٔ free Palestine رو هم جرمانگاری کرده؛ که چی؟! که یهودستیزیه. با اعمال ممنوعیتِ شدید برای انتشار. سیصدتا موشک جهتِ نوازش فرستادیم اسرائیل؛ همونایی که تصاویر جنایاتشون هرروز در رسانههای جهان مخابره میشه؛ بعد اینکه از مَنگی دراومدن همزمان که ۱۰ تا کشور برای رهگیریِ موشکها بهشون کمک کردن؛ گفتن نه بابا بهمون نخورده! ولی دریغ از یک تصویر که واقعاً ثابت کنه «واقعاً نخورده و واقعاً سالمه.»
اونوقت اینجا هر صدایِ انفجاری که شنیده میشه؛ کانالها و پیــجها از هیچگونه خبررسانیِ فیک و «شاید و احتمالاها» دریغ نمیکنن! تو یکیش که تاسیساتِ هستهای رو نابود کرده، یکی دیگهش تقریبا اسرائیل ایران رو تصرف کرده!
دوستان! چندتا ریزپرندهٔ فنقِلی بود؛ ساقط شد.
کانالهای اسرائیلی دارن میگن «همش همین بود؟! خداکنه اینجوری تحقیرمون نکرده باشید!» اما شما با این جوسازیهایِ چریکیتون احتمالاً به جنگِ روانیِ اون ترسوها میبازید!
این دو عــزیز.
این سخنرانی برمیگردد به زمانِ دفاع مقدس. ما اساساً ملتِ مدافعی هستیم؛ ما آغازگرِ جنگی نبودهایم و نیستیم. امام گفت «ما راضی به جنگ نبودیم و نیستیم، لٰکن اگر کسی تعدّی بکند؛ دهانِ او را خُرد میکنیم.»
خیلی چیزها از آنموقع تغییر کرده، مثلِ امکاناتِ ما، راویانِ جنگ میگویند چه سِلاحی؟ در برابرِ آنهمه کشوری که به ما حمله کردند هایپرسونیکمان کجا بود؟ پهپادِ شاهدمان کجا بود؟ خیبرِمان کجا بود؟ که حالا زنگخورِمان بالا رفته و مُدام میگویند حالا او یک غلطی کرد، تو جوابش را نده. اما یکچیزی داشتیم که متجاوزان نداشتند؛ سلاحمان «ایمان» بود.
این ویدیو را دیدید؟
همان مَرد است، چیزی از آنموقعها تغییر نکرده. میگوید «من روزی را میبینم که ملتِ ما، حملهکنندگان به او را پشیمان خواهد کرد..»
اینها سرچشمهش از سلاحِ ایمان است؛ و ایمان آنچیزیست که تورا به قلّهٔ «لَاخَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَاهُمۡ يَحۡزَنُونَ» میرساند.
-برایتان آشنا نیست؟
-عزیزِ ما،خدا حفظت کند.
وضعیت جوریه که صهیونیستها تعجب میکنن که چرا علیکریمی علیهِ کشــورش موضع گرفته؛
درحالیکه ما میدونیم کسیکه به خواهر خودش رحم نمیکنه؛ به «وطـنِ» خودشم تعلّقی نداره.
وطنفروشی مثلِ خانوادهفروشیه!
-بهقولِ مافیابازها؛ ردّخون بگیرید از این جماعت!
بخش عظیمی از سلبریتیهای مجازی که ازشون میپرسید «میشه یه چیزی بگی آروم شیم؟ اگه جنگ شه چیکار کنیم؟» و با یه ژستِ همیشگی بهتون میگن «نسلِ ما فقط جنگ رو ندیده بود که دید!» و بدونِ اینکه مستقیما بهتون بگن؛ نقشِ سربازِ جنگ رسانهایِ صهیونیست رو بازی میکنن؛ همونهاییان که با نالههاشون از عواملِ اصلی احساسِ کمبود، بیفایدگی و ناامیدی تو جامعهان ولی تویِ پشتصحنهٔ استوریهاشون تو فلانکافه و فلان ایونتها و سالنِ مُدها مشغولن عزیزانم.
نوشته بود «ما دو میلیارد مسلمان در جهان داریم اما فقط از ۵۰۰ میلیون مسلمانِ شیعه توقعِ دفاع از غزه داریم، چرا؟»
از افاضاتِ وطنفروشها بگذرید؛ که شبِ حملهٔ مدافعانه، کُرک و پشمهاشون به باد رفته بود و تا صبح انگشت به دهان منتظرِ شگردِ جدیدِ وارونهسازیِ حقیقت توسط اربابهاشون بودن و اساساً «وطن» براشون بیمعنیه.
اینا بعضی از اظهاراتِ کاربرانِ خارجیه که در تیکتاک از این دست حمایتها فراوانه.
نتایج حملهٔ پاسخیِ ایران به اسرائیل چیزی فراتر از تصوراتِ ماست؛ زیرسوال رفتن بازدارندگیِ دشمن و التماس برایِ ادامه ندادنِ ایران کمترین تاثیرِ اونه. ایران به پرچمداریِ شیعه برای دفاع از خودش، فلسطین و تمامِ مظلومین جهان -فارغ از شیعه و سُنی بودن- به پاخاسته و آزادگانِ جهان، بعد از دیدنِ مقاومت مردم غزه؛ به اسلام علاقمند شدن و حالا امروز دربارهٔ مذهبِ جمهوریاسلامی ایران از شما سوال میپرسن؛ شیعه چیست؟ من امروز به تشیّع رو آوردم.
من بهش میگم «آمادهسازیِ مسیرِ وصال..»
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
