es
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Ir al canal en Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Mostrar más
740
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
.....قاصدڪ گریہ مڪن ،  بر دل دیوانہ ے ما ... مصلحت نیست چنین حال ، بہ ویرانہ ما ، ساقے ما نہ چنانست ڪہ مے پندارے .. جرعہ اے عشق ڪًفاف است بہ پیمانہ ے ما ، قاصدڪ گو بہ سفر ڪردہ ڪہ از دورے او .. جام تلخست مرا ، محرم میخانہ ے ما ، روزگاریست ڪہ از دورے او میسوزیم ... چڪنم نامہ برے نیست بہ پروانہ ے ما ، قاصدڪ گو قدمے رنجہ نمااید بہ ثواب .. تا منّور شود افاقِ .. سیہ خانہ ے ما ، دردلم نیست بہ جز عشق تو .وُ خاطر تو ، چہ ثمر است بہ جز عشق ، بہ ڪاشانہ ے ما ، قاصدڪ گو  ڪہ خیالت همہ شب همرہ ماست ، از غم توست .. همہ ،  نعرہ ے مستانہ ے ما ، همہ سوداے تو است و بہ تو مے اندیشیم ، جز رخت نیست در این خانه  ے ویرانہ ے ما ، قاصدڪ گو چڪنم ؟ نیست مرا همدم غیر .. غم هجران تواست ...وُ  ، دل دیوانہ ے ما ، #ناشناس

دل آدم، گاهی گرم می شود چه ساده، به یک دلخوشی کوچک، به یک احوالپرسی ساده به یک دلداری کوتاه، به یک تکان سر یعنی تو را می فهمم مهربان جانم. به یک گوش دادن خالی بدون داوری! به یک همراهی شدن کوچک، به حتی یک همراهی کوتاه ممتد. به یک پرسش روزگارت چگونه است؟ به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه. به یک وقت گذاشتن برای تو به شنیدن یک من کنارت هستم. به یک هدیه ی بی مناسبت، به یک غافلگیری، به یک خوشحال کردن کوچک، به یک شاخه ی گل. دل آدم گاهی چه شاد است. به یک فهمیده شدن درست! به یک لبخند، به یک سلام، به یک تعریف. به یک تایید، به یک تبریک… و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را ازهم دریغ می کنیم و تمام محبت و دوست داشتن هایمان را گذاشته ایم کنار، تا به یک باره آنها را از پس مرگ نثار هم کنیم! #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

"بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم" "همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم" خاطراتت همه طی شد ، به ته کوچه رسیدم در مه آلوده گى شهر تو را دل شده دیدم دیدمت باز همانجا و همان اخم قدیمی لذت کندن صد باره ى يك زخم قدیمی باورم نیست چه دیدم آن شب سرد و مه الود توی دست تو کتاب غزل و شعر خودم بود ان کتاب غزلی که خون دل رفته به پایش چقدر خوب که آرام نشسته سر جایش بعد از ان لحظه که چشمان من افتاد به دستت یک نفر امد و یک شاخه ی گل داد به دستت یک نفر امد و لبخند به لب های تو آمد با کتابم غزلم بود که دستت جلو آمد من به عشق تو غزل گفتم و اخر سرش این شد قلبم از جای خودش کنده شد و نقش زمین شد #سید‌تقی‌سیدی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود شاعری آشفته ام، هنجار یادم می رود با دلم اینگونه عادت کن، بیا، بر دل مگیر ! بعد از این هر چیز یا هر کار یادم می رود من پر از دردم، پر از دردم، پر از دردم، ولی تا نگاهت می کنم انگار یادم می رود راستی چندی ست می خواهم بگویم بی شمار دوستت دارم… ولی هر بار یادم می رود … مست و سرشاری ز عطر صبح تا می بینمت وحشت شب های تلخ و تار یادم می رود ! شب تو را در خواب می بینم همین را یادم است قصه را تا می شوم بیدار یادم می رود من پر از شور غزل های توئم، اما چرا تا به دستم می دهی خودکار یادم می رود... #نجمه_زارع #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

این چنین بیرحم و سنگین دل، که جانان منست کی دل او سوزد از داغی، که بر جان منست؟ ناصحا، بیهوده میگویی که: دل بردار ازو من بفرمان دلم، کی دل بفرمان منست؟ در علاج درد من کوشش مفرما، ای طبیب زانکه هر دردی که از عشقست درمان منست بیدلان را نیست غیر از جان سپردن مشکلی آنچه ایشان راست مشکل، کار آسان منست من که باشم، تا زنم لاف غلامی بر درش؟ بنده آنم که دولت خواه سلطان منست آن که بر دامان چاکم طعنه می زد، گو: بزن کین چنین صد چاک دیگر در گریبان منست شاعر ✍: #هلالي_جغتايي با صدای🎙: #میترا_ترکمان #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

دوست دارم رد کنی تنهایی پاییز را عادت دلتنگی این فصل دردانگیز را تاکنارمن تویی،فردوس می خواهم چه کار؟ دوست دارم له کنم ، هر درد حلق آویز را شهر ها را کو به کو گشتم تو را پیدا کنم ارگ بم ، چاقوی زنجان ، قالی تبریز را کاش روزی می رسید از گریه بیدارم کنی پر کنی ،خالی کنی این قلب ناپرهیز را کاش پیدااایت شود، ای کاااش پیدایم کنی دوست دارم خنده های نم نم و یکریز را #حسن_خلجی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

طوفان زده ام،گریه نکن،مسئله ای نیست آغاز نکن بغض مرا،حوصله ای نیست ... بعد از تو فقط منتظر معجزه بودم بین من و مرگ غزلم فاصله ای نیست هر لحظه نبودت به همم ریخت ولی تو با لرزش من غصه نخور،زلزله ای نیست بعداز تو به درک خودم و غصه رسیدم از قسمت آواره شدن هم ،گله ای نیست بارانی ام و زخمی یک حال غریبم طوفان زده ام،گریه نکن،مسئله ای نیست #حسن_خلجی #نشر_هزاره_ققنوس #مجموعه_غزل_زبانزد #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

فرصت بده به قدر نگاهی؛ فقط همین آری بده مجالِ گناهی ؛فقط همین تا بنگری به حالِ منِ بعدِ رفتنت آتش بزن به خرمن کاهی؛ فقط همین بعد از تو در برابر من ایستاده است تصویر تار و گنگ و سیاهی؛ فقط همین دیگر کسی به خانه من سر نمی زند جز شعله ای ز غصّه و آهی؛ فقط همین این شعله ی درون مرا رام می کند باران اشکِ گاه به گاهی ؛فقط همین دردا که قصّه قصّه ی دوری و دوستی ست من برکه ای حقیر و تو ماهی؛ فقط همین #محمدقریشی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید ! می توان از تو فقط دور شد و آه کشید پرچم صلح برافراشته ام بر سر خویش نه یکی ؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید سال ها مثل درختی که دم نجاری ست وقت ِ روشن شدن ارّه وجودم لرزید ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من به تقاضای خود اصرار نباید ورزید شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری دست در زلف تو نابرده دو تا صبح دمید من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی زنده برگشتم و انگیزه ی پرواز پرید تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید مقصد آنگونه که گفتند به ما ، روشن نیست دوستان نیمه ی راهید اگر ، برگردید ! #کاظم_بهمنی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم" نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنم شرر افکنده به جانم رخ عاشق کش تو چه کنم شرم ز چشمان سیاهت بکنم؟ لشگر فاتح گیسوی شرابی رنگت همه بر صف شده تا ترک سپاهت بکنم دل مجنون صفتم ناله کنان می گوید که خودم را نکند غرق گناهت بکنم ناز کن رقص کنان بوسه بزن بر دو لبم تا پریشان نشوم ، شکوِه به شاهت بکنم ... "#مهدی_سید_حسینی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نيست... دکلمه مدیر کانال و گروه کلبه شعر ؛ #نعمت @hamnafasane1 🌹🌹👈

حیف! با این‌که دوستت دارم سهمِ دستانم از تو پرهیز است قسمت‌ام نیستی و این یعنی: زندگی، واقعا غم انگیز است... #امید_صباغ_نو #د
حیف! با این‌که دوستت دارم سهمِ دستانم از تو پرهیز است قسمت‌ام نیستی و این یعنی: زندگی، واقعا غم انگیز است... #امید_صباغ_نو #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بودنت مهر عمیقی ست،یقین است عزیز قلب تو بکرترین جای زمین است عزیز فکر من جز دل تو جای دگر نیست گلم شوق چشمان تو مانند کمین است عزیز لحظه ای دور شوی من نفسم می گیرد بی تو حال منِ دیوانه همین است عزیز بی هوا خنده نکن ، راه نرو، شعر نباف ماه از دیدن تو خانه نشین است عزیز دست من بود پرستشگه من بودی تو چیزی ازسجده نگوصحبت دین است عزیز هی تبسم کن و بر جسم غزل روح بپاش تو اگر اخم کنی قصه حزین است عزیز ... #حسن_خلجی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت که رقیب در نیاید به بهانهٔ گدایی مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟ به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟ که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟ که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟ به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟ به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی  #عراقی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

ای  روزگار  بردار  دست  از  امتحانم خستم نکن از اینکه توی  این  جهانم بی  او  خدایی  زندگی  کردن  سخته خارج  شده  والله  از  حد توانم .... شاید که عمرم  بعد  او  باشه  به  دنیا اما  خودم  بی  او  نمی خواهم  بمانم میخوای که چی ثابت کنی؟مرگ یه عاشق؟ باشه  قبول  تو بردی ..... من  ناتوانم گشتی و گشتی بین هفت میلیارد آدم آخه چرا من ؟ چه می خواهی ز جانم ؟ اصلا  بیا  و  امتحانم  کن  اما... !! مرد باش و عشقو خط بزن از امتحانم جز  روز  وصل  او  ندارم  آرزویی بگذار  ببینند  آن  روز  را  دیده گانم ای  روزگار  بردار  دست  از  امتحانم من  بس که  گفتم  مو  در آورده  زبانم #محمد_کامکار #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

پر پرواز ، به عشق تو پریدن دارد دل تو ، گرچه گران است خریدن دارد طلب کل وجودم ، تو باشی لیکن برسم تا به تو حتی خزیدن دارد من که در فکر توام خواب تو را میبینم نقش تو بر دل عاشق چه کشیدن دارد منِ دلداده ی تنها به دلم غم دارم غم دلدار به دلها چه کشیدن دارد عاشقم عاشق رویت دل من میگوید میوه ی سرخ دلت را که چه چیدن دارد... خواب در چشمم نمی آید دمی از عشق تو درد بی خوابی عشقت چه کشیدن دارد درکنار تو و لب های قشنگت گویم لعل لب های تو صدناز مکیدن دارد گر سراب دل من باشی و من تشنه تو تشنه گر باشم و از مرگ رسیدن دارد... #نستـــرن_دهقان #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

وقتی عزیـــزی نیست تا باشـــــد خریدارت فرقـــی میان قصـــر مصر و چـاه کنعـان نیست مانده ست بر دیوار قاب عـکس تو هر چنــد تندیســی از آقامحمــدخان به کرمــــان نیست خوارزم بعد از حمله ی چنگیــز خــان حتی انـدازه ی من بعـــد دیــدار تو ویــران نیست چشمم به گیلاس لبت وقتی که می افتد دیگر زبان را جرات لعنت به شیطان نیست #اصغر_عظيمي_مهر #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

یک نفر بعداز تو دنیایی ملال انگیز داشت خانه بعد از رفتنت صد شعر حلق آویز داشت مرگ روحم را دریده بعد تو پنهان که نیست شک نکن،تقدیرمن یک حال یاس آمیز داشت هیچ کس چون تو مرا این گونه آزارم نداد وسعت درد مرا اینجا فقط پاییز داشت شهر ویران می کنی با چشم های نافذت چشم های جانی تو جذبه ی چنگیز داشت رفتی و دنیا به کامم تلخ شد مانند زهر دست های بی کس من سردی تبریز داشت #حسن_خلجی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

وصف کردم عشق را باواژه های بهتری از دلت گفتم غزل با شور و حال دیگری با کلامت می کنی اعجاز در دنیای عشق در میان جاهلان عشق ،تو پیغمبری فرق دارد جنس احساس تو در دلدادگی از نگاهت خوانده ام درس وفا را از بری خانه ای از عشق می سازم برایت دلبرم تا که بنشینی به عاشق پیشگی و دلبری کنج آغوشت بمیرم یا بسوزم در تنت انتخابش با خودت هر جا خودت راحت تری عشق رویایی که در شعرم شده پنهان تویی از تو می گویم غزل ها را گلم، مستحضری؟ خنده ات مضمون صدها شعر و احساست غزل با همین چشمان شهلا از همه شاعرتری #اسماعیل_حاج_علیان #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

@sherkadeh #پیگیری_کنید شرحِ حالم را "مصیبت وار" پیگیری کنید مُرده ای را در تَنـی جاندار پیگیـری کنید خاطراتم دود شد اما گذشتیم و گذشت قصه ام را در پُـکِ سیگـار پیگیـری کنید! خودخوری هایِ مرا خودکار میفهمد فقط! حال من را از تَـهِ خودکار.. پیگیـری کنیـد بر تنَم زخم بزرگی هست.. این را نگذرید! زخم را از چنـگِ یک کفتار پیگیری کنید... حرفهای آخرم را... هیـچکس آنجا نبود، گفته ام... از چوبه های دار پیگیری کنید! مادرم تـابِ فِراقـم را ندارد... بَعـدِ من، حالِ او را خواهشاً هربار پیگیری کنید غرق در دریایِ آبی دوچشمِ او شدم قتلِ من را در نگاهِ یار.. پیگیری کنید #امیرحسین_اثناعشری #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈