.....کلبه شعر.....
Ir al canal en Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Mostrar más740
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق
هم دعا کن گره تازه نيفزايد عشق
قايقی در طلب موج به دريا پيوست
بايد از مرگ نترسيد ،اگر بايد عشق
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شايد اين بوسه به نفرت برسد ،شايد عشق
شمع افروخت و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر بفرمايد عشق
پيله ی عشق من ابريشم تنهايی شد
شمع حق داشت، به پروانه نمی آيد عشق
#فاضل_نظری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
تو بگو وصف لب یار ، گناهش با من
تو بخوان نغمه ی دلدار ، گناهش با من
تو بیا مست در آغوش من ودل خوش دار
مستیات با بغلت هر دو گناهش با من
تو مرا گرم بخوان گرم بگیرم در بر
مردمان هر چه بگویند ، گناهش با من
تو بمان در بر من محرم اسرارم باش
گر بگویند گناه است ، گناهش با من
روز محشر که خدا نامه ی ما می بیند
به شعف گویداز این عشق گناااهش بامن
#حسین_منزوی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
"آتش مهر تو در سینه نهان است هنوز
خون دل از گذر دیدهروان است هنوز"
دل ما در گرو عشوه دوان است هنوز
ناز تو در دل ما دُرِّ گران است هنوز
بی تو این دل شده در تاب و تب تنهایی
چه کنم یاد تو در سینه جوان است هنوز
تو همه ماه و همه نور و همه زندگی ام
یاد تو در دل من زوزه کشان است هنوز
شده ام مست نگاهت تو دگر ناز نکن
نام تو در همه جا ورد زبان است هنوز
نکنم تعارف و از حد نشوم غرق کلام
دل من عاشق آن فن بیان است هنوز
شده لبهای ترک خورده ز نام تو طرب
عطش عشق تو هر دم به زبان است هنوز
تو نباشی نفسم از خفقان می گیرد
نفس ناز تو در دل ضربان است هنوز
شمس تبریز منی کسوت استادی تو
به خدا بر همگان حکم عیان است هنوز
شده ام غرق تمنای وصال تو ولی
سایه ات بر سر من در جریان است هنوز
شده پایان بداهه چه توان گفت ولی
شعر بیچاره من در هیجان است هنوز
#محمد_شریفی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
Repost from .....کلبه شعر.....
#شعر_و_دکلمه از مدیر کانال و گروه کلبه شعر
#نعمت
👇🌹🌹❤️❤️🌹🌹👇
@hamnafasane1
تقدیم به تک تک دوستان و همراهان عزیز
#شعر_و_دکلمه از مدیر کانال و گروه کلبه شعر
#نعمت
👇🌹🌹❤️❤️🌹🌹👇
@hamnafasane1
تقدیم به تک تک دوستان و همراهان عزیز
مــن از تبــار تـوام از تبــار عشاقم
برای دیدن رویت همیشه مشتاقم
تـو مطلع غزلی، بـا تـو میشوم شاعر
برای وصف دو چشمِ تو غرق اغراقم
قلم بهدست گرفتم که از تو بنویسم
ولـی فــراق تـــو آتش زده به اوراقم
دوباره پیچک عشقت گرفته جان مرا
درخـت بیرمقـی در حصـار این باغم
تـو منعکس شدهای در تمـام آینهها
بـرای دیدن رویـت همیشه مشتاقم
#الهام_زارع
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
مرا درگیر چشمت کن، مرا درگیر ابرویت
زمینگیرم بکن با آن سیاهی لشکر مویت
مرا درگیر عشقت کن ، چنانکه مولوی را شمس
سماعم را دوچندان کن به آهنگ النگویت
من آن زنبور مایوسم، دهانم خالی از شهد است
و ماندم با چه رویی بوسه خواهم زد به کندویت
برایم با تو بودن لذتی دیگر نخواهد داشت
جز اینکه لحظه ای می ایستم پهلو به پهلویت
دلیل موشکافی های صائب، بافه ی موهات
دلیل نکته سنجی های بیدل، خال هندویت
بپوشان چهره ات را ار نگاه شاعران شهر
نمی خواهم بپیچد در تغزل ها هیاهویت
#امیر_تقیلو
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
زمن ستانده ولی پس نداده ، خواهم رفت
دلی که سفره ی دردش گشاده ، خواهم رفت
اگر چه پیر و خمیدم، و خسته اما دل
طلب کند ز من او ، بی اراده خواهم رفت
وگر که بند به بندم جدا کنند ازهم
به پیشواز حبیب ایستاده خواهم رفت
به خارهای بیابان، قسم که من روزی
چو قیس سربه بیابان نهاده خواهم رفت
هزار رخش اگر در رکاب دل باشد
برای دیدن رویش پیاده خواهم رفت
چه تشت ها ی غرور از قضا فرو افتاد
زپای گرچه فتادم، فتاده خواهم رفت ...
#محمدرضا_خدابندلو
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
مثل یک ماهیِ قرمز که نمیرد سرِ سال
من همانقدر ملولم تو همانقدر محال
بارِ یک خلقت مردانه چنان بر دوشت
که غزل گنگ و زبانم کر و چشمانم لال
خواب تو بوی کسی غیر مرا داد، چه حیف
که همآغوش نبودیم در آغوش خیال ...
دین در اندام که آموخته بودی که مرا
بوسهات سخت حرام است و غمت بیش حلال
هم به هم ریختهام هم غزلم بارانیست
بیتو یک ارگ بم افتاد مسیرش به شمال
فعل ناممکن من ، کاش محقق بشوی
مثل یک ماهی قرمز که نمیرد سرِ سال
#زهرا_شفیعی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از عشق، از جدایی چیزی سرم نمیشد
مىگفت ماندنى نيست من باورم نمىشد
تا صبح گریه کردم دریاچه شد اتاقم
سدی حریف سیل چشم ترم نمیشد
یک در میان ما بود، یک در به نام قلبم
میخواستم که از آن در بگذرم نمیشد
من سنگ بودم او رود، او شعله بود و من دود
باید که میگذشتم، چون لاجرم نمیشد
شاید که دور باشم از او صبور باشم
هم در شکنجه باشم هم محترم، نمیشد ...
#سیدتقی_سیدی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
گنج دردش که بجز ناله نگهبانش نیست
مخزنی بهتر ازین سینهی ویرانش نیست
چون زند فالِ تماشایِ گلستانِ رخش
دیده ما که بجز خوابِ پریشانش نیست
چون رعیت که سر از حاکم ظالم پیچد
مژه برگشته از او باز به فرمانش نیست
بسکه در محفل غم صدر نشینند همه
زخم را جای به پهلوی اسیرانش نیست
هر که سیرِ چمنِ خاطرِ ناشادم کرد
لالهسان غیرِ گل داغ بهدامانش نیست
دیده آنروز که شد اشکفشان دانستم
کاین تُنُک زورق من طاقتِ طوفانش نیست
عمرها شد که در اقلیمِ غم و درد #کلیم
پادشاهیست ولی ناله بهفرمانش نیست
#کلیم_کاشانی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
از اینجا می روم روزی تو می مانی و فصلی زرد
بگو با این خزان آرزوهایم چه خواهی کرد؟
از اینجا می روم شاید همین امروز یا فردا
توخواهی ماند تنها در حصار خشت هایی سرد
از اینجا می روم تا شهر فرداهای نامعلوم
که آنجا سرنوشتم، هر چه پیش آورد، پیش آورد
از اینجا می روم اینجا کسی آیینه باور نیست
که دارد آسمانش سنگ می بارد، زمینش گَرد
دریغا دیر، خیلی دیر، خیلی دیر فهمیدم
که من چندیست هستم از مدار اعتنایت طرد
در آن آغازِ بعد از من، در این پایانِ بعد از تو
که خواهی دید خیلی فرق دارد مرد با نامرد
تو را در خواب هایم بعد از این دیگر نخواهم دید
تو را با آب ها، آیینه ها معنا نخواهم کرد
#محمد_سلمانی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
داغی که بوسهی تو به لبهای ما نهاد
یادش به خیر و خاطرهاش جاودانه باد
بر من ببخش گاه چنان دوووست دارمت
کز یاد میبرم که مرا بردهای زِ یااااد ...
#فاضل_نظری
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بهاران است و دلداری پر از اخلاص میخواهم
رفیق و همدمی،سرشار از احساس میخواهم
تنم درحسرت آغوش پر مهرش پرازغوغاست
شمیمی تازه از گلهای باغ یاس میخواهم
سرم سرگرم مهتاب است ، مهتابی فزاینده
صفایی دلکش و شفاف و بی وسواس میخواهم
گلستان در گلستان عشق را پرشور می بینم
رفیقی ساده و سرزنده و حساس میخواهم
گل من در حصار بوته های خار غمگین است
برای قلع و قمع خار،تیغ و داس میخواهم
حدیث خوشدلی را خوانده ام در مکتب دلبر
از این رو یک هوای تازه بی مقیاس میخواهم
خدایا می سپارم با رضا دل را به تو زیرا
تورامن بهترازهرکس،به طرزی خاص میخواهم
#جعفر_زارع
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
شاعر بشوم من ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
اهل سخن و فن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
از خال و خط و چشم تو منظومه بسازم
از گیسوی خرمن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
واگویه کنم قصه ی پروانه و آتش
یا بلبل و گلشن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
از لیلی و مجنون و اساطیر بگویم
از عشقِ تهمتن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
شعر و سخن و حس و غزل ، جمله اباطیل
بی وقفه سرودن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
حال خوش مستانه و میخانه و خلوت
جام شرر افکن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی
بگذار که زندان شود این عرصه برایم
اندیشه ی روزن ، که چه ؟ وقتی تو نباشی ؟
#کمال_پیری_آذر_هریس
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من تفنگی شده ام رو به نبودن هایت
رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت
فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم
بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم
خنده های تو مرا باز از این فاصله کشت
قهر نه، دوری تو قلب مرا بی گله کشت
موج موهای بلند تو مرا غرق نکرد
حسم از سردی این بی خبری فرق نکرد
از دلم دور شدی فکر تو آمد به سرم
خواب میبینمت از خواب نباید بپرم
خواب پرواز تو با نامه ی خیسی در مشت
تو نباشی غم این عصر مرا خواهد کشت
عصر تلخی که به جز خاطره ای قرمز نیست
عصر تلخی که به جز ترس خداحافظ نیست
یک دو راهیست که از گریه به دریا برسم
به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم
#حسین_غیاثی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
به آیین دل ، گفتم و گفته ام رازها
که من دل سپردم به ،آیین دلدار ها
مرا گر چه با عشق ،کاری نبود
تمنا ز دل بود و یاری نبود
شبی بود و مهتاب ودل غرق نور
من ومستی لحظه ایی پرز شور
دلی بی قرار وبه لب ذکر یار
و چشمان من ،خسته از انتظار
سبویم شکست و دلم بی هوا بی تو ریخت
نگاهم ،غریبانه آن سوی پرچین گریخت
تو را گر چه جانا ،حدیثی ز هجران بس است
تمنای اشکم ،زاین عشق سوزان بس است
#لیلی_زند
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
چشمی دارم ، همه پر از دیدن دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست دراوست
از دیده و دوست فرق کردن نتوان
یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست
#ابوسعید_ابوالخیر
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
سرشارم از خيال ولي اين كفاف نيست
در شعر من حقيقت يك ماجرا كم است
تا اين غزل شبيه غزل هاي من شود
چيزي شبيه عطر حضور شما كم است ...
#محمدعلی_بهمنی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
علت این همه دلتنگی تو چیست بگو؟
صاحب دغدغه های دل تو کیست بگو؟
گر دلت با دل دیوانه ی من هست بگو
ور دلت با دل دیوانه ی من نیست بگو
با منی که به خوشی های تو دلخوش بودم
یک (برو) گفتن لبهای تو کافیست بگو
با من از هر چه که در شهر دلت میگذرد
با من از هر چه که در قلب تو باقیست بگو
باز کن سفره ی دلواپسی ات را لختی
و از این درد که از چشم تو جاریست بگو
گفته بودی که شبی با تو غزل میگویم
آه ، دیوانه! غزلهای تو عالیست بگو ...
#رامین_عرب_نژاد
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
