es
Feedback
محمود فرجامی

محمود فرجامی

Ir al canal en Telegram

نوشته‌ها، عکس‌ها، شوخی‌ها و تجربه‌های محمود فرجامی. برای ارتباط مستقیم با من از این شناسه استفاده کنید لطفا @MahmudFarjami

Mostrar más
6 964
Suscriptores
+324 horas
+37 días
+5130 días
Archivo de publicaciones
ساعت ۳ برگشتم خانه مامان. هوا عالی، مهتاب کامل، خیابانها تمیز. یک رفتگر داشت جلوی خانه را جارو میزد. رفتگر لباس سبز و کلاه لب
ساعت ۳ برگشتم خانه مامان. هوا عالی، مهتاب کامل، خیابانها تمیز. یک رفتگر داشت جلوی خانه را جارو میزد. رفتگر لباس سبز و کلاه لبه دار تمیزی داشت. نشست توی پیاده‌رو. رنگش پریده بود. پرسیدم چیزی شده، گفت کمی تشنج دارد و آب خواست. رفتم تو، مامان بیدار بود داشت وضو می‌گرفت. آب و هندوانه برایش بردم. موقع خوردن هم‌صحبت شدیم. مامان هم آمد توی کوچه. خوش گذشت.

▪️از هر دَری وَری 🔸دیدار و گفتگو با محمود فرجامی 📆سه‌شنبه ۹ تیرماه 🕰 ساعت ۱۹:۰۰ 📍احمدآباد، نبش قائم ۴، کافه‌کتاب آفتاب ▫️
▪️از هر دَری وَری 🔸دیدار و گفتگو با محمود فرجامی 📆سه‌شنبه ۹ تیرماه 🕰 ساعت ۱۹:۰۰ 📍احمدآباد، نبش قائم ۴، کافه‌کتاب آفتاب ▫️برای ثبت‌نام به آی‌دی زیر در تلگرام پیام بدهید: @cafe_book

ما به VAR باختیم.. اگر این بزرگوار نبود هفت امتیازه بودیم. عجیبه تکنولوژی هم جای جاش دشمن ماست. تنها دوستمان در جهان های تک همین تلگرامه که به قول یکی، قطعش هم از واتس‌اپ بهتره.

بر خلاف رفقای هوخشتره‌ای، من با علاقه زیاد به بعضی نوحه‌ها و قرائت‌های قرآن گوش می‌دهم و ربطی هم بین اعتقادات مذهبی با موسیقی برقرار نمی‌کنم (و اصولا ژن هلوگرامدار آریایی هم ندارم که نگران مخدوش شدنش باشم). آنطوری باشد از بین موسیقی‌هایی تحت تاثیر کلیسا و یهودیت و بودیسم باید یکی را انتخاب کنیم بقیه را بگذاریم کنار، یا چون اعتقاد مذهبی نداریم لابد یک خاکنداز برداریم از باخ تا شجریان را بریزیم دور، چون یکی با ارگ کلیسا و دیگری قرائت قرآن آموزش دیده و رشد کرده. البته شخصا بسیاری از نوحه‌ها را هم نمی‌پسندم، ازین رپ‌های جدید که حسین‌حسین را حُس‌حُس کردند تا آنهایی که بیانیه سیاسی به اسم زینب می‌دهند (حتی آن اجراهای منظم و تمیز هیات‌های یزدی که اخیراً مشهور شدند را هم اصلا نمی‌پسندم). یکی از کارهای خیلی گوشنواز به نظرم همین کاری است که فایلش را می‌فرستم. متأسفانه هر چه گشتم به فایل اصلی یا ویدیو دسترسی نیافتم. ظاهرا تبیان این را ادیت کرده و متاسفانه چند جا هم ضرب را خراب کرده، با این حال بسیار دوستش دارم. به نظرم رسید این «زینب... زینب... » بی‌ارتباط نیست با سرود «ایران... ایران»ی که رضا رویگری خوانده و ممکن است یکی تحت تاثیر دیگری تنظیم شده باشد. از قدرت صدا و تحریرهای موذن‌زاده، و زیبایی آهنگین زبان ترکی (و آن تعبیر عجیب و دل‌آب‌کنِ زلف آغشته به خون) هم که هر چه بگویم کم گفته‌ام. خیلی مایلم اطلاعات بیشتری درباره این نوحه داشته‌باشم و اگر بشود فیلمش را دید که عالیست.

این تیم ملی فوتبال ایران شاید در مقایسه با تیم سی سال پیش خیلی هیجان‌انگیز نباشه، ولی ماجراش در تاریخ ورزش خواهد ماند. تیمی که نامردمی و پلشتی‌ای نبود که در جریان جام جهانی سرش درنیاورند. یک تیم جنگزده، بدون بازی تدارکاتی مناسب، تحت انواع فشارهای روانی از داخل و خارج. تیمی که هزار بامبول برای صدور ویزایش درآورند و این کار کثیف از جانب میزبانی بود که ادعای دمکراسی‌اش و جدایی ورزش از سیاستش گوش فلک را کر کرده. بعد هم که اسکان در کشوری دیگه و کشاندن ورزشکارهای خسته به آن سوی مرز و صدور ویزای ساعتی! تلزه آن هم نه برای همه. دنیا چقدر رویای آمریکایی دید در همین چند ماه! همه اینها را بگذارید کنار کودک‌زامبی‌های وطنی، پرچم‌اسراییل‌بدوش و ناسزاگویان، دور اتوبوس حامل ورزشکاران. با این حال همین تیم خسته و انواع بمباران‌دیده و ناسزاشنیده گل کاشت مقابل بلژیک. امیدوارم بازی بعدی را ببرد.

با توجه به پاسخ‌ها به فرسته قبلی لطفاً یکی از گزینه‌ها را درباره محل سکونت فعلی‌تان انتخاب کنید.
Anonymous voting

ببینیم همو؟ لطفا بنویسید کجا ساکنید؟ 🙏

حاصل پیرامپت (دستور) به هوش مصنوعی چت‌جی‌پی‌تی برای خلاصه‌نویسی امتیازات ایران در توافق امضا شده بدست پزشکیان و ترامپ: هستند: آزادسازی دارایی‌ها و اموال بلوکه‌شده ایران در خارج از کشور. ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری و بازسازی مشترک با رقمی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای توسعه و بازسازی زیرساخت‌ها. به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای ادامه برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز. عدم الزام به برچیدن کامل تأسیسات هسته‌ای موجود. ادامه غنی‌سازی در چارچوب توافق‌شده و تحت نظارت‌های مشخص، به‌جای توقف کامل برنامه. لغو تدریجی یا گسترده تحریم‌های اقتصادی و مالی آمریکا. بازگشت ایران به نظام مالی و بانکی بین‌المللی. رفع محدودیت‌های صادرات نفت و گاز ایران. آزاد شدن دسترسی ایران به درآمدهای نفتی و ارزی خود. امکان جذب سرمایه‌گذاری خارجی در بخش‌های انرژی، صنعت و زیرساخت. تشکیل سازوکاری برای بررسی و جبران بخشی از خسارت‌های ناشی از جنگ و تحریم. تضمین عدم حمله نظامی و حرکت به سمت ترتیبات امنیتی جدید در منطقه. بازگشت شرکت‌های خارجی و تسهیل همکاری‌های اقتصادی و فناوری با ایران. کاهش فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها بر مردم و بخش خصوصی. افزایش مشروعیت بین‌المللی برنامه هسته‌ای غیرنظامی ایران از طریق توافق رسمی.

۱۱. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود تا وجوه و دارایی‌های محدود یا مسدود شده جمهوری اسلامی ایران را با اجرای این یادداشت تفاهم به طور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در مورد روال مربوط به آزادسازی این وجوه در طول مذاکرات، به صورت دوجانبه توافق می‌کنند. این وجوه، چه در حساب اصلی نگهداری شوند و چه منتقل شوند، برای پرداخت به هر ذینفع نهایی که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌شود، باید به طور کامل قابل استفاده شوند. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود که تمامی تاییدیه ها و مجوزهای لازم را در این رابطه صادر کند.   ۱۴. توافق نهایی با یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل متحد تایید خواهد شد. تنک یو!

عموی عزیزشان ترامپ! بندهایی از متن تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا که ایرنا منتشر کرده:   ۱. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و متحدین آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیات‌های نظامی را در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد می‌کنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی خاتمه دائمی جنگ در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، و بقیه مفاد این بند را تایید خواهد کرد.   ۲. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.     ۴. بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا شروع به رفع محاصره دریایی خود و هرگونه مزاحمت یا ممانعت علیه جمهوری اسلامی ایران می‌کند، و ظرف ۳۰ روز به محاصره دریایی به طور کامل خاتمه خواهد داد. در طول این مدت، تردد کشتی‌ها متناسب با تعداد ترافیک قبل از جنگ که از سوی جمهوری اسلامی ایران برقرار می‌شود، خواهد بود. ایالات متحده آمریکا همچنین متعهد می‌شود تا ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای نظامی خود را از حوزه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران خارج کند.   ۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر می‌کنند.   ۶. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود، با شرکای منطقه‌ای خود، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران یک برنامه قطعی مورد توافق طرفین را با تامین حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار ایجاد کند. سازوکار اجرایی‌سازی این برنامه، به عنوان بخشی از توافق نهایی ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. تمامی تائیدیه‌ها، اسقاطیه‌ها و مجوزهای مورد نیاز برای تراکنش‌های مالی مربوطه توسط ایالات متحده آمریکا ارائه خواهد شد.   ۷. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود به تمامی انواع تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامه‌های شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، و تمامی تحریم‌های یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، برابر یک برنامه زمانی مورد توافق به عنوان بخشی از توافق نهایی، خاتمه دهد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به اهمیت اساسی موضوع خاتمه تحریم‌ها که در بالا ذکر شده است اذعان دارند و قصد خود را برای رسیدگی فوری به این موضوعات در مذاکرات، به منظور دستیابی به توافق متقابل در مورد آنها اظهار می‌کنند.   ۸. جمهوری اسلامی ایران مجدداً تایید می‌کند که سلاح هسته‌ای تولید یا ابتیاع نخواهد کرد. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت کرده‌اند که وضعیت مواد غنی‌شده ذخیره شده را از طریق یک سازوکار مورد توافق طرفین و مطابق با برنامه زمانی مندرج در بند ۷، حداقل به شیوه رقیق‌سازی در محل، تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حل و فصل کنند. دو طرف همچنین موافقت می‌کنند تا در مورد موضوع غنی‌سازی، و دیگر موضوعات مورد توافق دو طرف مرتبط با نیازهای هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس یک چارچوب رضایت‌بخش که در توافق نهایی مورد موافقت قرار خواهد گرفت، بحث کنند.  ۹. جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت می‌کنند که تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کنند؛ جمهوری اسلامی ایران وضع موجود را در برنامه هسته‌ای خود حفظ خواهد کرد، و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع نخواهد کرد و نیروهای نظامی بیشتری را در منطقه مستقر نخواهد کرد.   ۱۰. ایالات متحده آمریکا متعهد می‌شود بلافاصله با امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان خاتمه تحریم‌ها، اسقاطیه‌های وزارت خزانه‌داری را برای صادرات نفت خام ایران، محصولات پتروشیمی و مشتقات آنها، و تمامی خدمات مرتبط شامل تراکنش‌های بانکی، بیمه‌ها، حمل و نقل و غیره صادر کند.  

وزارت امور خارجه سوئیس با صدور بیانیه‌ای رسمی تأیید کرد که مراسم امضای توافق‌نامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران روز جمعه برگزار خواهد شد این مراسم در«بورگن‌اشتوک» (Bürgenstock) در مرکز سوئیس میزبانی می‌شود. در همین حال شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل گزارش داد که علی‌رغم فشارهای مکرر مقامات تل‌آویو برای آگاهی از محتوای یادداشت تفاهم اخیر میان واشنگتن و تهران، ایالات متحده با این درخواست مخالفت کرده است.

در مورد جنگ و تحریم که دست کم ده سال است مداوم دارم می‌نویسم و ویدیو می‌گذارم و همیشه موضعم روشن و شفاف بوده: مخالفم و همه اینها را جنگ و تضعیف و تحریم و ستم علیه به مردم و کشور و محیط زیست و آینده ایران می‌دانم نه یک چیزی به نام «جمهوری اسلامی» که از چهل و پنج سال پیش (دقیقا از ۱۳۶۰ و بدست مجاهدین خلق) جوری وانمود شد که انگار می‌شود به اسم مبارزه با آن دست به ترور و وطن‌فروشی و حتی حمله نظامی به خاک ایران زد... اینجا دوست دارم چیزی را شفاف‌تر هم بگویم: مردم ایران فقط مردم غیرنظامی ایران نیستند، نظامیان هم جزوی از مردم ایران هستند؛ و ای بسا از شریف‌ترین‌ها. «شرافت‌ سربازی» یک چیز جهان‌شمول است، به هر کشوری که سفر کنید میدان‌ها و مجسمه‌ها و خیابان‌های زیادی به نام و یاد سربازان می‌بینید، خصوصا اگر پای دفاعی دلاورانه در کار بوده باشد. در جایی هم دیده نشده هنگام بزرگداشت کسانی که جان و سلامتی و رفاه‌‌شان را برای دفاع از مردم و میهن‌شان فدا کرده‌اند کسی با یادآوری اینکه در جایی و زمانی دیگر، گروهی از نیروهای نظامی و انتظامی اشتباهی انجام داده باشند شهدا و جانبازان را تخطئه کرده باشد. این حتی در مورد ارتش‌های بدنام کشورهایی مثل آمریکا و شوروی/روسیه که ده‌ها تجاوز و جنگ تجاوزکارانه هم در کارنامه دارند صادق است. حمله به نظامیان ایران در جریان دو جنگ اخیر، در حالی که هیچ حمله تجاوزکارانه‌ای از سوی ایران در کار نبود جنایت بود. کشتار خانواده‌های آنها جنایت جنگی بود. برای من همه کسانی که در راه دفاع از میهن و برقراری امنیت جانشان و سلامتی‌شان را از دست دادند شهیدند و جانباز وطن‌اند. آنچه که امروز داریم را مدیون ایثارگری صدها هزار نیروی مسلح جان‌برکفیم که «شجاعت» کمترین صفت برازنده آنهاست. اینکه دو ابرقدرت اتمی با تمام قوا به ایران حمله کنند و ده‌ها کشور اروپایی و منطقه‌ای هم پشت آنها باشند و همه نیروهای تروریستی و تجزیه‌طلب تجهیز شوند و هدف مخوف‌ترین جنگ روانی و رسانه‌ای باشیم و عملا هیچ یاوری در جهان نداشته‌باشیم و اینگونه بایستیم به معجزه می‌ماند. شهدا و جانبازان که جای خود، دستبوس آن سربازی هستم که پای ضدهوایی بود و دلهره آورترین لحظاتی که بر یک انسان متصور است را تحمل کرد و پای کار ایران ایستاد. کاش در وضعیتی نبودیم که حتی لازم نباشد چیزهایی اینقدر بدیهی را گفت. ولی خب لازم شد. خصوصا پریروز که دوست نادیده‌ای از مخاطبان من را جایی دید و شناخت و موقع معرفی‌ام به همسرش از «موضع‌گیری‌های شجاعانه» من گفت؛ واقعا خجالت کشیدم. خواستم توضیح بدهم کدام شجاعت و چه تخم‌دوزده‌ای، که دیدم حمل بر تعارف می‌شود. لابد حق هم همین است؛ وقتی حتی حکومت هم برای استوری فلان سلبریتی در محکومیت از جنگ و طرفداری از ایران، مراسم سپاس برگزار می‌کند! اما حواسمان باشد میدان واقعی کجا بود و کسانی چه سربازی‌ها و جانفشانی‌ها کردند تا ما این امنیت و استقلال را داشته باشیم.

اخیرا که دسترسی‌ام به فیلیمو (پلتفرم نمایش فیلم خانگی) برقرار شده میان فیلم و سریالهای ایرانی گشت می‌زنم. با اینکه تا پیش از
اخیرا که دسترسی‌ام به فیلیمو (پلتفرم نمایش فیلم خانگی) برقرار شده میان فیلم و سریالهای ایرانی گشت می‌زنم. با اینکه تا پیش از این دوستی زحمت می‌کشید و هر از گاهی در تلگرام برایم فایل فیلمهایی را می‌فرستاد اما امکان گشت‌زنی نداشتم و حال و هوا دستم نمی‌آمد. خصوصا در زمینه سریالها که به ندرت صبر و یکجانشینی لازم برای تماشای سریال داشته‌ام و دور تند دیدن و گاهی دو سه دقیقه از یک اپیزود (یا حتی کل سریال!) راهکار خوبی بوده. برای انبوهی از مجموعه‌های سرگرمی و کمدی و مسابقه که واقعا همین حد هم از تحملم خارج است. پر فقره اخیر حس و حالم شبیه کسی است که در فکر تولید محصول خوشمزه‌ای است اما برای آنکه بازار دستش بیاید مجبور است یک عالمه از محصولات بدمزه موجود را مزه کند. (امید که ماجرا به از دست رفتن ذائقه‌اش ختم نشود). «نفس» نرگس آبیار را بعد چند بار تلاش برای تماشا و تحمل «نهنگ عنبر ۲» دیدم. قبلا هم چند فیلم از آبیار دیده بودم و همگی را پسندیده بودم. اما به نظرم نفس چیزی‌ست خاص و انسانی و به دور از کلیشه. به سلیقه من یکی از لطیف‌ترین فیلم‌های سینمای ایران، هم از نظر فرم و هم محتوا. فیلمنامه و کارگردانی و بازیگری،(خصوصا بازی درخشان قهرمان فیلم، ساره نورموسوی که نه جایزه درخوری به او دادند و نه حتی اسمش در جای مناسبی در پوستر آمده) همگی عالی‌اند. به «سینمای زنانه» باور ندارم اما بعید می‌دانم بسیاری از ریزه‌کاری‌های تحسین‌برانگیز فیلم در نمایش فضای زندگی را جز یک زن در مقام نویسنده و کارگردان می‌توانست به این دقت از کار درآورد. برای من که فیلم را یک دهه بعد از اکرانش دیدم به ویژه تقارن مفاهیمی مثل دختربچه، مدرسه، فقر و «بمباران» فیلم را اثرگذارتر کرد.

⚡️اجرای زنده پادکست طنزپردازی⚡️ در #شیراز شوت با کله، پاس با پاچه ⚽️ با محمد پوررشیدی ✨ویژه اپیزود جشن سالگرد طنزپردازی این ب
⚡️اجرای زنده پادکست طنزپردازی⚡️ در #شیراز شوت با کله، پاس با پاچه ⚽️ با محمد پوررشیدی ✨ویژه اپیزود جشن سالگرد طنزپردازی این بار روی صحنه✨ زمان : دوشنبه  ۲۵ خرداد ماه  ، 19 تا 20 مکان : شیراز، میدان کوزه‌گری، جنب بوستان جوان، پردیس سینمایی استاد امین تارخ ، تماشاخانه سرو تهیه بلیط:👇👇 https://www.tiwall.com/s/shootbakaleh

نظر شما چیه؟
نظر شما چیه؟

توی خانه‌های انگلیسی پزشان به داشتن گربه ایرانیست، در خانه رفیق ایرانی گربه انگلیسی نگهداری می‌شد! بهرحال از لندن تا تهران زی
توی خانه‌های انگلیسی پزشان به داشتن گربه ایرانیست، در خانه رفیق ایرانی گربه انگلیسی نگهداری می‌شد! بهرحال از لندن تا تهران زیر پنجول بزرگوارنست، و گربه اصلی هم... ایران ماست.

راستش من به سالروز تولد و این چیزها نه اعتقادی دارم و نه علاقه‌ای. از مهمانی و کادو بگیر تا حتی تبریک. تنها چیزی که در این رابطه دوست دارم یادآوری است؛ یادآوری به خود و بلکه به دیگران که در این سالروزی که آمد و آدم یک گام دیگر به مرگ نزدیک شد چه کرد و چه دید و چه تغییری کرد. و خب از این منظر از چهارم خرداد پارسال تا امسال چه‌ها که ندیدیم! جنگ دوازده روزه، وقایع هولناک دیماه و جنگ بعدی و کشته شدن خامنه‌ای هر کدام وقایعی است که مدتها زمان لازم است برای هضمش. و تازه اینها بخشی از تحولات بسیار سریعی است که در متن جامعه ایران در حال تجربه و گذار است. فیلمی دارم از یک مرکز کافه و رستوران در تهران که اگر نوشته‌ها و فارسی حرف زدن تویش نباشد بعید است از روی پوشش لباسها کسی باور کند که جایی در اروپا نیست. محتوای قطعاتی از فیلمها و تئاترهایی که اجرا و اکران می‌شوند تا چند سال پیش قابل تصور نبود. همچنین است سرووضع شهرها و روستاها از مشهد و نیشابور و قدمگاه و طبس و یزد و گرگان و ساری و خوی و اصفهک که دیده‌ام. در زندگی شخصی هم اتفاقات و تحولاتی که تجربه کردم حیرت‌انگیز بودند. بعضی اتفاقات تا چند هفته قبل از وقوعشان هم در تخیلم نمی‌گنجیدند. در بزرگترین‌شان دارم زندگی می‌کنم و به قول شاعر بر منتهای همت خویش کامران شدم (یا: منو این همه خوشبختی محاله!). در پایان نامه‌ها می‌نوشتند: ملالی نیست جز دوری شما. باید بگویم: ملالی نبود جز دوری شما ؛) 😍

این یک تل سر است از یک تکه پلاستیک منحنی، کمی پارچه و مقداری نخ ساخته شده است نوع ارزان آن را دست‌فروشها می‌فروشند این تل از
این یک تل سر است از یک تکه پلاستیک منحنی، کمی پارچه و مقداری نخ ساخته شده است نوع ارزان آن را دست‌فروشها می‌فروشند این تل از دستفروشی کنار ورودی ایستگاه عباس‌آباد تهران خریده شده است قیمت آن پانصدهزار تومان است یک کارگر خوشبخت در ایران که در سه ماه گذشته تعدیل نشده باشد [و تعدیل، از ریشه عدل، در قاموسِ ما یعنی بیکاری ناگهانی] اگر زود بجنبد، تا بالا نرفته می‌تواند با حقوق یک ماهش سی‌چهل‌تا از این تل‌ها بخرد به پانزده‌بیست میلیون تومان این یک شعر نیست عمودی‌نویسیِ گرانی و فقر و بیکاری است و مدالیست مناسب آویختن بر سینه طالبان جنگ و تحریم ویرانی‌طلبانِ آن‌سوی آبها و این‌سوی آبها (و آماده کمک روی آبها) فرستندگانِ قشر متوسط به زیر خط فقر و فقرا به زیرترِ خط فقر مردمان بازی پر مار و بی‌پله تَل فرورفتگان به تونل تاریکِ الان تا نوری در انتهای آن ببینند بی‌فکرِ پیش — انشاالله یک‌زمان.

آموزش مجازی، گسترش تبعیض و بی‌سوادی! این‌روزها که از پی جنگ و بلاتکلیفی پس از آن، همچنان آموزش مجازی، جایگزین آموزش حضوری بوده و افزون بر آن، وضعیت آزمون‌های مدارس در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، می‌توان کارنامه این سه ماهه آموزش مجازی در مدارس را بررسید و خروجی آن را تحلیل کرد که در ادامه به چند مورد از ضعف‌ها و دلایل اصرار بر امتداد این سبک آموزش اشاره خواهیم کرد: ۱. بی‌شک، هر جنگی در پی خود تبعات ناگواری از کمبود و محدودیت‌ها به همراه دارد. این محدودیت در عرصه آموزش، خاصه در سطح مدارس، از همان آغاز جنگ و تعطیلی یک هفته‌ای، با آموزش مجازی خود را نشان داد. ولی اینکه چرا تا امروز، آن هم در همه نقاط ایران این مشی ادامه یافت، بی‌شک یکی از مهمترین عوامل به دلیل کمبود بودجه در آموزش و پرورش و بحث مدیریت انرژی بود که با این شیوه، به بهای کاستی در آموزش، از هزینه‌ها زده شد. ۲. اینکه شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها، به دلیل خطر حملات مجدد دشمن، بهتر است که حضوری نباشد، پذیرفتنی است. ولی اینکه این تعطیلی، شهرهای کوچک و روستاها را شامل شود، محل انتقاد است. چرا که در آن مناطق، به دلیل نبود مکان خاصی از اهداف تهاجم، آن خطر و حساسیت وجود ندارد و در نتیجه آموزش حضوری می‌توانست دست‌کم در دوران آتش‌بس در این مناطق برقرار باشد. خاصه مناطق روستایی که به دلیل عدم آنتن‌دهی، عدم دسترسی به گوشی هوشمند و...به آموزش مجازی نیز دسترسی نداشتند. ۳. در طی سال‌های گذشته، در پی گسترش تنوع در مدارس، از نظر آموزش، برخورداری از امکانات و...، تفاوت و تبعیض همواره در وزارتخانه آموزش و پرورش برجسته بوده است. حال این تبعیض، در عرصه آموزش مجازی، بسیار برجسته‌تر شده است. چرا که در یک طرف مدارس غیردولتی برخوردار و مدارس سمپاد را داریم که با دسترسی به درگاه‌های آموزش مجازی برخط و معلمان توانمند، آموزش را کامل و جامع ارایه داده‌اند. در طرف دیگر اما، بیشتر دانش آموزان کشور را داریم که آموزش به آن‌ها با پیام رسان «شاد» انجام شده که به دلیل عدم تعامل معلم با دانش آموز، ترافیک از بابت گستره استفاده، قطعی و کندی نت در این پیام رسان، عملا آموزش با کاستی و دسترسی محدود انجام شده است. ۴. آموزش حضوری در مدارس، جدا از ناکارآمدی محتوای آموزشی، به دلیل امکان تعامل دانش آموزان با هم، همواره از عوامل اصلی اجتماعی شدن کودکان و دانش‌آموزان بوده است. در نتیجه وقتی آموزش مجازی می‌شود، ارتباط و تعامل دانش آموز با آن فضای واقعی قطع شده و عملا روند اجتماعی شدن دانش آموزان دچار اختلال می‌شود که به هیچ روی امکان جایگزینی آن از طریق آموزش مجازی وجود ندارد. ۵. آموزش مجازی به دلیل حذف تخته کلاسی و در بسیاری موارد نوشتار دستی، باعث گرایش بیشتر دانش‌آموزان به سمت تایپ مجازی می‌شود. خاصه آن سبک اشتباه نگارشی که با کلمات خلاصه و بهره‌گیری از واژگان و افعال نامتعارف و... که در پیام‌رسان‌های مجازی در جریان بوده و آن را عمیق‌تر می‌کند. نتیجه اینکه، با مقایسه خروجی آموزش مجازی در دوران کرونا، شاهد جوانان و دانش آموزانی هستیم که به جز ناخوانا بودن دست خطشان، گاهی در نوشتن چند جمله درست، که عاری از اشتباه نگارشی و املایی باشد و توان انتقال مفهوم را داشته باشد، ناتوان هستند. ۶. یکی از کارکردهای مثبت آموزش حضوری، تمرین روخوانی، صحبت مقابل جمع و امکان گفتگو و ارایه کار جمعی است که باعث تسلط بر کلام، نداشتن استرس صحبت مقابل جمع، تمرین رواداری در گفتگو و... می‌شود که در بسیاری موارد، این امکان در آموزش مجازی وجود ندارد. ۷. نهایت، با وجود اشکالات و انتقادات زیاد به محتوای آموزشی و کتاب‌های درسی، آموزش حضوری به دلیل برنامه و نظم مشخص ایجاد کرده از بابت بیدار شدن دانش آموز در صبح، حضور به موقع در مدرسه، تحمل و تمرین حضور زمان‌های خاص و مشخص در کلاس و زنگ تفریح، همزیستی، تعامل و کنار آمدن با همسالان خود، تحرک بدنی، آراستگی ظاهر و... یک نظم و درسی از سخت‌کوشی و اراده را ناگزیر به دانش‌آموزان آموزش می‌داد. ولی در آموزش مجازی، عملا بیشتر این موارد تعطیل بوده و با دانش آموزانی مواجه هستیم که با لباس راحتی و زیر پتو در حالت نیمه بیدار، بدون تعامل و تحرک بدنی، روند اجتماعی شدن و نظم‌پذیری خود را مختل شده می‌بینند! نتیجه اینکه: با وجود ایرادات و اشکالات در آموزش حضوری، ولی کارآمدی و بهره‌وری آن نسبت به آموزش مجازی بسیار بهتر بوده و در نتیجه در حد امکان بایستی به فکر برقراری آموزش حضوری در مدارس و دانشگاه‌ها بود. (نوشته حبیب رمضانخانی در کانال ایرانِ ما)

در بسیاری از کتابها و مقالات فراوانی که به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پرداخته‌اند «مساله قیمت‌گذاری نان» به عنوان معضلی که بودجه و سرمایه انسانی عظیمی را تلف کرد و نهایتاً نه فقط سودی نداشت بلکه مایه نارضایتی مردم هم بود اشاره می‌شود. البته شاید نظام کمونیستی به عنوان تنها «سوسیالیسم واقعاً موجود» چاره‌ای هم جز آن نداشت. این روزها «خبر احتمال گرانی نان در ایران» گزارش می‌شود؛ نانوایان می‌گویند دست کم شصت درصد به هزینه‌هایشان اضافه شده، دولت می‌گوید آرد را همچنان به روال سابق تقریباً مفت به شما خواهیم داد، دست نگه دارید ببینیم برای بقیه‌اش چه کنیم. حرف مثل همیشه سر قشر ضعیف مالی یا دهک‌های پایین است. کسی که استدلال کند این راه‌های شکست‌خورده بی‌سرانجام و بلکه برای همان دهک‌های پایین هم مضرند لابد متهم می‌شود به بی‌‌خبری از درد و فقر مردم، برج عاج نشینی، عاطفه نداشتن... اما واقعیت‌های اقتصادی با این قصه‌ها و برچسب‌ها عوض نمی‌شوند. نان که جای خود دارد، در این کشور پس از این همه تحریم و جنگ و آسیب به زیرساختها و پالایشگاه‌ها، بنزین لیتری زیر یک سنت فروش می‌رود و غالب مردم از زندگی روی «دریای نفت» حرف می‌زنند! بلاهت و خودخواهی جمعی از یکسو، ضعف و ترس دولتها از سوی دیگر، و دخالت فاجعه‌بار و مسئولیت‌گریزانه حکومت (که معمولا علیه دولت عمل می‌کند)، همگی سبب شده تا به چنین وضعیتی دچار شویم که در نسلهای بعدی در مثلث تمسخر، تاسف و لعنت از ما یاد شود. سرمایه ملی کشور را به یک دویستم و یک سیصدم قیمت جهانی (و حتی دیگر کشورهای نشسته روی دریای نفت!) سوزاندیم ، و با نان و حرف مفت دل‌خوش بودیم.