دکتر فریبا بشر دوست
Ir al canal en Telegram
1 076
Suscriptores
+324 horas
+37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
1 076
❗️رفتارهایی که انجام دادن آنها در رابطه جایز نیست❗️
❕ناراحت بودن از فرد مقابل، و منتظر ماندن که خود فرد بفهمد.
وقتی ناراحت بمانید، به خشم پناه میبرید، و این به رابطه آسیب میزند. مطالعات نشان دادهاند که ناراحتی و کینه حل نشده منجر به اضطراب و افسردگی میشود. وقتی ناراحتی را بپذیریم و در موردش کاری انجام دهیم که به خود و دیگری آسیب نرسد وارد مرحله آگاهی، پردازش احساسات و رشد میشویم.
❕بازنگری نکردن ارزشهای درونی شده خود.
بازنگری به ارزشهای درونی شده خود، باعث عشق بیشتر به دیگران میشود. ارزشهای درونی شده خوب میتوانند به ما کمک کنند که فرد بهتری باشیم. اما اگر ارزشهای درونی شده ما به طور مثال خشنود کردن دیگران "به هر قیمتی" باشد و این رفتار را از فرد مقابل خود نبینیم به رابطه آسیب میزند.
❕نادیده گرفتن نیازها، برای نگهداشتن آرامش.
هر فرد امن سعی میکند نیازهای خود را برآورده کند و بعد به دیگران در رفع نیازهایشان تا حد امکان کمک کند. ما در رابطه به امنیت نیاز داریم. اگر نیازهای دیگران را تامین کنید، و نیازهای خود را نادیده بگیرید، با خودگویی درونی روبرو میشوید که شما و نیازهایتان مهم نیستید که منجر به اختلالاتی میشود که به رابطه آسیب میزند.
❕آزار و اذیت
آزار و اذیت به معنی الگویی از رفتارهای آسیبزننده برای بالا بردن قدرت/کنترل روی فرد است؛ و فرمهای مختلفی دارد، آزار و اذیت عاطفی و هیجانی، آزار و اذیت فیزیکی، آزار و اذیت مالی و آزار و اذیت جنسی.
اگر شما فردی هستید که سابقه بودن در روابط دشوار را دارید، فقط برای ترس از اینکه تنها نمانید، ممکن است یاد گرفته باشید که با ایجاد الگوهایی برای حفظ آرامش، با کسانی که به شخصیت شما احترام نمیگذارند، کنار بیایید...
اما بهتر است بدانید این الگوهای رفتاری نامناسب، منجر به همان چیزی میشود که از آن میترسیدید.
https://t.me/DrBashardoost
1 076
کلینیک کاویان در تعطیلا'ت نوروزی بصورت انلاین در خدمت شماست:
https://BOGHRAT.com/Clinics/kavianpsychological
1 076
من تا پارسال یک تراپیست قشنگ داشتم که هر سهشنبه باهاش حرف میزدم. قدیمها فکر میکردم داشتنِ تراپیست یک قدم مانده به دیوانه بودن است. بعد گوشی دستم آمد که چون خط تولید آدمیزاد فاقد کنترل کیفی است، وجود نقصفنی ماجرایی کاملا طبیعی است. حالا اگر توی رزومهی آدم جنگ و خاورمیانه و شلنگآباد را هم اضافه کنی، نداشتن تراپیست خودِ دیوانگیست. چند سال پیش زنگ زدم به مریم و گفتم که من اندوهگینم و کمک میخواهم. مریم هم وصلم کرد به این تراپیستِ قشنگ. سهشنبهها خوش میگذشت. با اسکایپ زنگ میزدم بهش و با توسل به تمامی خاندان نبوت جهت قطع نشدن اینترنت، یک ساعت برایش حرف میزدم. آدم برای ادامه دادن باید حرف بزند. هر لوانتوری یک اگزوز لازم دارد جهت ریپ نزدن.
از اندوههای لوکسم حرف زدم. اینکه آمدنم بهر چیست؟ اینکه لیلایم کجاست؟ اینکه آیا راه سعادتمندی از این ور است یا از آن ور است؟ علم بهتر است یا ثروت؟ پارسال به تراپیستم گفتم چند ماه استراحت کنیم و دوباره از سر بگیریم. گفت باشد و خداحافظی کردیم و خلاص. بعد خوردیم به ماجراهای اخیر و لجنزاری که ته ندارد. تروما پشت تروما. تروماهایی که دیگر شخصی نیستند و جمعیاند. الان دقیقا نمیدانم باید چه کار کنم؟ ور رفتن با اندوه شخصی خیلی آسان است. اما اگر اندوه جمعی شد باید به کی پناه ببرم؟ تراپیست قشنگم؟ نمیشود که. فکر کنم الان دیگر وقتش باشد که از یک کهکشان دیگر تراپیست پیدا کنم.
اصلا قرار به این نبود. هجده سال پیش که محمود شد رییس جمهور، اظهر من الشمس بود که این مرد آغاز یک درامای جدید است. من هم دیگر حوصله دراما نداشتم. کل دار و ندارم را -که البته بیشتر ندار بود- ریختم توی دو تا چمدان و مهاجرت کردم. ما را به خیر و شما را به سلامت. با خودم گفتم هزینهاش را میدهم. خودم را از نعمت پدر و مادر و برادر و دوست و فامیل و درکه و لواشک و کباب بناب محروم میکنم. در عوض به آسمان آبی نگاه میکنم و خودم تصمیم میگیرم با شام، شربت شفتالو بخورم یا عرق سگی یا آب. بیدغدغه. نه دلار مهم است و نه قیمت گوجه. سالی یک بار هم میآیم ایران و بوس و لیس و دیدار جهت رفع دلتنگی و تعریف خاطرات فرنگ. برنامهی اولیه این بود. میدانستم که اندوه فردی گریبانم را میگیرد. و گرفت. اما کنار آمدن با اندوه فردی کاری ندارد. من فرار کردم تا گرفتار اندوه جمعی نشوم. که البته کور خواندم. اندوه جمعی تا نپتون هم که بروم با من خواهد آمد.
نگران تراپیستم هستم. حدس میزنم او هم افتاده توی قابلمهی این اندوه جمعی. هیچ کاری هم از دستم برنمیآید. فقط میتوانم نگران باشم. بابت این نگرانی هم قرار نیست بهم مدال انساندوستی بدهند. فوقش یک مدال حلبی، نشان وطندوستی بزنند روی سینهام. که وطندوستی فضیلت درجهی یک محسوب نمیشود. آدم اگر آدم باشد دلش برای همه میسوزد. من هیچ وقت دلم برای سنگالیها و چچنیها و هائیتیایها و بقیهی ایها نسوخته است. با اینکه همه جا تعفن وجود دارد. اما من فقط الان نگران تراپیستم هستم. نگران اندوه جمعی خودمان. من مصداق مسلم اینم که هم کتک خوردم، هم پیاز خوردم و هم پول را دادم.
چند ماه بعد از اینکه هواپیما را زدند، یاسمن توی وبلاگش مرثیهای نوشت و تهش گفت: «از نظر من اینکه ما به اصلاح وضعیت سیاسیمان امیدوار باشیم یا نباشیم اهمیت خاصی ندارد. برای من مهم نیست که عاقبت سیاسی کشورم یا امریکا چه میشود. برای من داستانهایمان مهم است. خاطراتمان و چیزهایی که حس میکردیم و دیگر نمیکنیم. برای من مهم است که کسی بیاید و آگاهانه از کرختی بعد از آبان بگوید و ناامیدی را پس بزند. از روزمره بگوید و روزمره را به رسمیت بشناسد». درست است. چیزهایی هستند که دیگر حسشان نمیکنیم. داستانهای روزمرهمان دیگر وجود ندارند. در واقع آدمهایی هستیم که زیر آفتابیم اما سایه نداریم.
به هر حال. من نگران تراپیستم هستم. نگران اندوه جمعیمان. توی دلم هم فحش میدهم به روزگار که زد زیر قولش و وطن و تمام مشکلاتش را مثل بنفشهها چید گذاشت توی چمدانم. کنار همهی دار و ندارم. با این اندوه جمعی چه کنیم تراپیست عزیزم؟
https://t.me/DrBashardoost
1 076
Repost from ياران جامع
.
با هم مى سازيم
امروز ٨ اسفند
مراسم كلنگ زنى مدرسه ٥ كلاسه روستاى بنگل زهى با زيربناى ٢٠٠ مترمربع
🔸نيكوكار: جناب آقاى مسعود رمضانعلى
🔸مجرى: انجمن نيكوكار جامع
🔹در اين مراسم بخشدار محترم پلان، رئيس آموزش و پرورش دشتيارى، شورا و دهيار روستاى بنگل زهى،
دانش آموزان و اهالى روستاى بنگل زهى حضور داشتند.
#بنگل_زهى
#دشتيارى_سيستان_و_بلوچستان
#انجمن_یاران_جامع
@yaranjaame
1 076
داستانک :
مادر بزرگ در حالیکه با دهان بیدندان ،
آبنباتقیچی را میمکید ادامه داد :
آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند ،
از مکتب که اومدم ، دیدم خونهمون شلوغه
مامانِ خدابیامرزم همون تو هشتی دو تا وشگون ریز ،
از لپهام گرفت تا گلبندازه
تا اومدم گریه کنم گفت: هیس ، خواستگار آمده
خواستگار ، حاج احمد آقا ، خدا بیامرز چهل و دو سالش بود و من ُنه سالم!
گفتم : من از این آقا میترسم ، دو سال از بابام بزرگتره
گفتند : هیس ، شکون نداره عروس زیاد حرف بزنه و تو کار نه بیاره
حسرتهای گذشته را با طعم آبنباتقیچی فروداد و گفت :
کجا بودم مادر ؟ آهان
جونم واست بگه ، اون زمونها که مثل الان عروسک نبود
بازی ما یه قل دو قل بود و پسرهام الک دو لک و هفت سنگ
سنگهای یه قل دو قل که از نونوایی حاج ابراهیم آورده بودم را ریختند تو باغچه و گفتند :
تو دیگه داری شوهر میکنی ، زشته این بازیها
گفتم : آخه ....
گفتند: هیس آدم رو حرف بزرگترش حرف نمیزنه
بعد از عقد ، حاجی خدا بیامرز ، به شوخی منو بغل کرد و نشوند رو طاقچه ،
همه خندیدند ولی من ، ننه خجالت کشیدم
به مادرم میگفتم : مامان من اینو دوست ندارم، دوست داشتن چیه ؟
عادت میکنی
بعد هم مامانت بدنیا اومد
با خالههات و دایی خدابیامرزت ،
بیست و خوردهایم بود که حاجی مرد
یعنی میدونی مادر ، تا اومدم عاشقش بشم ، افتاد و مرد
نه شاه عبدالعظیم با هم رفتیم و نه یه خراسون ،
یعنی اون میرفت ، میگفتم : اقا منو نمیبری ؟
میگفت هیس ، قباحت داره زن هی بره بیرون
میدونی ننه ، عین یه غنچه بودم که گل نشده ،
گذاشتنش لای کتاب روزگار و خشکوندنش
مادر بزرگ ، اشکش را با گوشه چارقدش پاک کرد و گفت :
آخ دلم میخواست عاشقی کنم ولی نشد ننه
اونقده دلم میخواست یه دمپختک را لب رودخونه بخوریم ، نشد
دلم پر میکشید که حاجی بگه دوست دارم ، ولی نگفت
حسرت به دلم موند که روم به دیوار ، بگه عاشقتم ولی نشد که بگه
گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود ، زیر چادر چند تا بشکن میزدم
آی میچسبید ، آی میچسبید
دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل و نون بیار کباب ببر
ولی دستهای حاجی قد همه هیکل من بود ،
اگه میزد حکما باید دو روز میخوابیدم
یکبار گفتم ، آقا میشه فرش بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم ؟
گفت : هیس ، دیگه چی با این عهد و عیال ، همینمون مونده که انگشت نما شم
مادر بزرگ به یه جایی اون دور دورا خیره شد و گفت:
میدونی ننه ، بچهگی نکردم ، جوونی هم نکردم
یهو پیر شدم ، پیر
پاشو دراز کرد و گفت : آخ ننه ، پاهام خشک شده ، هر چی بود که تموم شد
آخیش خدا عمرت بده ننه
چقدر دوست داشتم کسی حرفمو گوش بده و نگه هیس
به چشمهای تارش نگاه کردم ، حسرتها را ورق زدم و رسیدم به کودکیاش
هشتی ، وشگون ، یه قل دوقل ، عاشقی و ...
گفتم مادر جون حالا بشکن بزن ، بزار خالی شی
گفت : حالا دیگه مادر ، حالا که دستام دیگه جون ندارن ؟
انگشتای خشک شدهاش رو بهم فشار داد ولی دیگه صدایی نداشتند
خنده تلخی کرد و گفت : آره مادر جون ،
اینقدر به همه هیس نگید
بزار حرف بزنن
بزار زندگی کنن
آره مادر هیس نگو ، باشه؟
خدا از "هیس "خوشش نمياد...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد
ﻭﻟﯽ
ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بیاحساس،
ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ، ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ، ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ !!!!
https://t.me/DrBashardoost
1 076
🔴گزارشی تکان دهنده از مافیای گ.ت.ت
🔻برخی زنان که فرزندان خود را برای گدایی اجاره میدهند در دوران بارداری به عمد داروهایی مصرف میکنند که فرزندان معلول بدنیا بیاورند چون اجاره کودکان معلول برای گدایی بیشتر است.
🔸گ.ت.ت مخفف مافیاى «گدایان تهران و توابع» است. این تشکیلات هولناک محصول شرایط اجتماعى فعلی ایران است.
در حال حاضر در ایران خانوادههایى هستند که شغل تمامى اعضاى آن تکدىگرى است. همگى آنها عضو شبکه سازمان یافته مافیاى گدایى هستند.
به گفته دکتر مجید ابهرى، استاد جامعهشناسى، کودکانى از این دست که به نوعى کودکان کار به حساب مىآیند از کودکی به پیرى مىرسند بدون آنکه دوران جوانى را تجربه کرده باشند و آنها را مىتوان مظلومترین مخلوقات خداوند دانست.
به گفته این پژوهشگر، این کودکان هیچگونه پوشش بیمهاى و درمانى ندارند. نصف حقوق یک بزرگسال را دریافت مىکنند و اغلب مورد آزار جنسى قرار مىگیرند.
۸۷ درصد این کودکان از بیماریهای ارتوپدی، ریوی و ناراحتیهای پوستی رنج مىبرند و غالب آنها پیش از رسیدن به ۴۰ سالگی فوت میکنند.
ابهرى گفت: «شاید همه ما فکر کنیم کودکان سر چهارراهها که مشاغل کاذب دارند، کودکان کار هستند، اما در واقع اغلب کودکان کار دیده نمیشوند، چرا که آنها در کارگاههای زیرزمینی و قاچاق مانند کارگاههای صابون سازى، ریختهگرى و غیره مشغول به کار هستند.»
دکتر ابهری اضافه کرده والدین کودکان خیابانی به چند دسته تقسیم میشوند، اغلب این کودکان یا از داشتن پدر و مادر محرومند یا یکى از آنها را دارند یا با نامادری یا ناپدری زندگی میکنند، برخی از آنها نیز با وجود اینکه خانواده دارند، اما بدسرپرست هستند و یا پدر و مادر معتاد، گدا یا از کار افتاده دارند.
وی ادامه میدهد: متکدیان دژبان دارند و اگر یک گدای میدان فردوسی برای گدایی به میدان انقلاب برود، با او برخورد شدیدی میشود. خانوادههایی هم وجود دارند که فقط مسئول به دنیا آوردن و کرایه دادن بچه هستند و بچههای آنها از همان بدو تولد؛ معتاد هستند. جلوی امامزاده صالح سرقفلی برای 6 ماه گدایی 10 میلیون تومان و جلوی حرم شاه عبدالعظیم 12 میلیون تومان است( البته این ارقام مال سال ۹۸ هست و درآمد این گدایان با توجه به نرخ تورم در حال حاضر خیلی بیشتر است)
ابهرى گفته کودکان کار دارای مشاغل واقعی هستند، اما کودکان خیابانی شغل مشخصى ندارند، برخى از کودکان خیابانی در ظاهر به کارهایى مانند گلفروشی، شیشه پاککنى و غیره مشغولند اما در واقع گدا هستند و روزانه درآمدی بین ۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان دارند.
وى مىگوید تعدادى از این کودکان جیببرند و از آنها به عنوان نوچه سارق استفاده مىشود و ۵٠ تا ۷۵ درصد از سرقت لوازم اتوموبیل به دست آنها انجام میشود. آنها نزد جیببرهاى حرفهاى و با سابقه آموزش مىبینند.
دکتر ابهرى در مورد سازمان گ.ت.ت توضیح داد: «۸ سال پیش با صرف ۲۵ میلیون ، در مورد این سازمان اطلاعات مفصلى به دست آوردم. معمولا سازمانهای گدایی دارای هفت سرپل یا پدرخوانده هستند. یکی از وظایف این سازمان تعیین جغرافیاى حوزههاى گدایی برای متکدیان است. در شهر تهران هیچ گدایی نمیتواند خارج از محلهاى تعیین شده از سوى پدر خواندهها گدایی کند. میزان سرقفلی محلههاى مختلف هر شهر نیز براى متکدیان به وسیله مافیاى گدایى تعیین مىشود.»
ابهری افزود: «در سازمان گ.ت.ت، زنهایی وجود دارند که مسئول زاییدن کودکان هستند. هر مادر حداقل ۱۲ کودک دارد و آنها را برای گدایی اجاره میدهند. بهای اجاره کودکان معلول نیز بیشتر است. حتى گفته مىشود آنها در دوران بارداری داروهایی مصرف میکنند تا کودکانی معلول بدنیا آورند.»
بررسىهاى دکتر ابهرى و همکارانش نشان داده کمسنترین معتادان دنیا در ایران زندگى مى کنند. نکته وحشتناک دیگر در گزارش دکتر ابهرى این است که به منظور استفاده از کودکان برای گدایی، به آنها تریاک میخورانند تا معتاد شوند و حرفگوش کنند. در ضمن ۷۵ تا ۸۰ درصد کودکان کار و خیابانی، از مهاجرین بیگانه هستند که از پدر و مادرهایشان یا دزدیده یا اجاره یا خریداری شدهاند. ۲۰ درصد این کودکان ملیت ایرانی دارند و منبع متحرک میکروب و ویروس ایدز و هپاتیت هستتد.
https://chat.whatsapp.com/BuDq4N0t2Nd0r010ns4ZBz
https://t.me/DrBashardoost
1 076
🔻حداقل ایده همین بود. برای اینکه ببینند آیا این کار موثر است یا خیر، محققان به سراغ موشهای مبتلا به بیماری اماس رفتند. درمان چنین موشهایی با سلولهای CAR-T مهندسیشده، از بیماری در موشهایی که هنوز دچار مشکل نشده بودند، جلوگیری کرد و علائم بیماری را در موشهایی که قبلاً اثرات عصبی نشان میدادند کاهش داد.
🔻هسیه گفت: «ما در حال کار بر روی بهبود سلولهای CAR-T هستیم تا آنها را به کشتن مؤثرتر و ماندگاری بیشتر برسانیم تا بتوانیم نتایج درمانی بهتری دریافت کنیم. در حال حاضر، هیچ راهی برای تشخیص اینکه چه کسی یا چه زمانی به ام اس مبتلا می شود وجود ندارد، بنابراین پیشگیری از بیماری در افراد واقع بینانه نیست، اما ما می توانیم آن را درمان کنیم، و من فکر می کنم رویکرد CAR-T بسیار امیدوارکننده به نظر می رسد.
🔻زیبایی رویکرد CAR-T این است که با تعویض قطعه پروتئین در مولکول طعمه، سلولهای T کشنده میتوانند به سمت سلولهای ایمنی سرکش مختلف هدایت شوند تا بیماریهای مختلف را درمان کنند.
🔻وو گفت: "من بیمارانی را در کلینیک می بینم که بیماری نادری به نام بیماری آنتی بادی گلیکوپروتئین الیگودندروسیت میلین (MOG) دارند که بسیار شبیه به ام اس است.
🔻برخلاف ام اس که پیچیده است، ما دقیقاً می دانیم که هدف بیماری آنتی بادی MOG چیست. ای کاش می توانستم فقط از شر این سلول های خود واکنشی برای بیمارانم خلاص شوم، اما هیچ راهی برای انجام این کار نداشتیم. اکنون، ما در حال کار روی استفاده از سلولهای ایمنی خود بیمار برای ایجاد سلولهای CAR-T هستیم که سلولهای T خود واکنشگر را از بین میبرند.»
https://t.me/DrBashardoost
1 076
🔻حداقل ایده همین بود. برای اینکه ببینند آیا این کار موثر است یا خیر، محققان به سراغ موشهای مبتلا به بیماری اماس رفتند. درمان چنین موشهایی با سلولهای CAR-T مهندسیشده، از بیماری در موشهایی که هنوز دچار مشکل نشده بودند، جلوگیری کرد و علائم بیماری را در موشهایی که قبلاً اثرات عصبی نشان میدادند کاهش داد.
🔻هسیه گفت: «ما در حال کار بر روی بهبود سلولهای CAR-T هستیم تا آنها را به کشتن مؤثرتر و ماندگاری بیشتر برسانیم تا بتوانیم نتایج درمانی بهتری دریافت کنیم. در حال حاضر، هیچ راهی برای تشخیص اینکه چه کسی یا چه زمانی به ام اس مبتلا می شود وجود ندارد، بنابراین پیشگیری از بیماری در افراد واقع بینانه نیست، اما ما می توانیم آن را درمان کنیم، و من فکر می کنم رویکرد CAR-T بسیار امیدوارکننده به نظر می رسد.
🔻زیبایی رویکرد CAR-T این است که با تعویض قطعه پروتئین در مولکول طعمه، سلولهای T کشنده میتوانند به سمت سلولهای ایمنی سرکش مختلف هدایت شوند تا بیماریهای مختلف را درمان کنند.
🔻وو گفت: "من بیمارانی را در کلینیک می بینم که بیماری نادری به نام بیماری آنتی بادی گلیکوپروتئین الیگودندروسیت میلین (MOG) دارند که بسیار شبیه به ام اس است.
🔻برخلاف ام اس که پیچیده است، ما دقیقاً می دانیم که هدف بیماری آنتی بادی MOG چیست. ای کاش می توانستم فقط از شر این سلول های خود واکنشی برای بیمارانم خلاص شوم، اما هیچ راهی برای انجام این کار نداشتیم. اکنون، ما در حال کار روی استفاده از سلولهای ایمنی خود بیمار برای ایجاد سلولهای CAR-T هستیم که سلولهای T خود واکنشگر را از بین میبرند.»
https://t.me/DrBashardoost
1 076
🧠 ایمونوتراپی سلول های بیماری زا را در بیماری مولتیپل اسکلروزیس از بین می برد
📆 6 دسامبر 2022
🏢 منبع: دانشگاه واشنگتن
🔻 خلاصه: CAR-T، درمانی که عموماً در درمان سرطان استفاده میشود، نشان داده شده است که سلولهای ناسالمی را که باعث ایجاد خودایمنی در مدلهای موش مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس میشوند، از بین میبرد.
🔻درمان سرطان معروف به CAR-T از زمانی که در سال 2017 معرفی شد، انقلابی در درمان برخی از سرطانهای خون ایجاد کرد. این درمان از سلولهای ایمنی تغییر یافته ژنتیکی استفاده میکند تا سلولهای سرطانی را در خود جای داده و آنها را از بین ببرد.
🔻اکنون، محققان دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس، با مطالعه روی موشهای مبتلا به یک بیماری خودایمنی شبیه به مولتیپل اسکلروزیس (MS)، نشان دادهاند که میتوان از همین رویکرد برای از بین بردن سلولهای ناخواسته که باعث خودایمنی میشوند، استفاده کرد.
🔻دکتر Chyi-Song Hsieh، نویسنده ارشد این مطالعه گفت: «ما توانستیم از سلولهای CAR-T برای از بین بردن سلولهای ایمنی که باعث خودایمنی میشوند و نه سلولهای ایمنی دیگری که ممکن است برای محافظت در برابر ویروسها یا سایر عفونتها نیاز داشته باشید، استفاده کنیم. دکتری، آلن ای. و ادیت ال ولف، پروفسور روماتولوژی و استاد پزشکی و پاتولوژی و ایمونولوژی. سلولهای CAR-T ما در درمان موشهایی که بیماری شبیه اماس دارند بسیار مؤثر بودند.
🔻در قلب درمان CAR-T، سلول های T سیستم ایمنی، عناصر حیاتی نیروی دفاعی بدن قرار دارند. سلول های T با هماهنگ کردن یک حمله ایمنی و کشتن ارگانیسم های خارجی و سلول های عفونی یا سرطانی به تهدیداتی مانند باکتری ها، ویروس ها و سلول های سرطانی پاسخ می دهند.
🔻اما هر چند وقت یکبار، سلولهای T سلولهای سالم را با سلولهای آلوده اشتباه میگیرند و سلاحهای خود را روی سلولها و بافتهای بدن میچرخانند و باعث ایجاد یک بیماری خودایمنی میشوند. ام اس با سلول های T سرکش مشخص می شود که باعث تخریب میلین، پوشش محافظ روی اعصاب می شود.
🔻با از بین رفتن میلین، ارتباط بین مغز و نخاع و بقیه بدن غیر قابل اعتماد می شود و افراد شروع به تجربه علائمی مانند خستگی، درد، گزگز، مشکلات بینایی و از دست دادن هماهنگی می کنند. داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی می توانند فعالیت خود تخریبی سلول های T سرکش را از بین ببرند، اما چنین داروهایی سلول های T مفید را نیز سرکوب کرده و افراد را در معرض خطر عفونت های شدید قرار می دهند.
🔻در درمانهای سرطان CAR-T، پزشکان سلولهای T خود بیمار را میگیرند، آنها را اصلاح میکنند تا سرطان خاص او را شناسایی کرده و شدیداً به او حمله کنند، و سپس آنها را دوباره در بدن در مأموریت جستجو و نابود کردن قرار میدهند.
🔻با الهام از این رویکرد، محققان شروع به ایجاد سلولهای CAR-T کردند که مجهز به جستجو و نابودی سلولهای T سرکشی هستند که باعث اماس میشوند. ایده ساخت سلولهای CAR-T بود که شبیه به دفتر امور داخلی اداره پلیس عمل میکرد و سیبهای بد موجود در نیروی دفاعی سلولهای T را ریشهکن میکرد و در عین حال سلولهای T خوب را برای محافظت از بدن در جای خود باقی میگذاشت.
🔻گرگوری اف وو، یکی از نویسندگان ارشد، دکتر گرگوری اف وو، میگوید: «داشتن اماس واقعاً میتواند کیفیت زندگی شما را کاهش دهد، و در حالی که درمانهای فعلی سیر بیماری را کاهش میدهند، آن را درمان نمیکنند و عوارض جانبی دارند». D.، دانشیار نورولوژی و پاتولوژی و ایمونولوژی. من معتقدم که این یک بیماری کاملاً قابل درمان است و سلولهای CAR-T ممکن است راهی برای درمانهای بسیار بهتر باشند.»
🔻ابتدا محققان مقداری طعمه درست کردند. آنها با ترکیب بخشی از پروتئین موجود در میلین با پروتئینی که سلول های T را فعال می کند، مولکولی را طراحی کردند. تنها سلولهای T که میلین را هدف قرار میدهند - به اصطلاح سیبهای بد - به این مولکول ترکیبی پاسخ میدهند. سپس، آنها مولکول طعمه را روی نوعی سلول T که به سلول های T کشنده معروف است، بارگذاری کردند. هر سلول T سرکشی که طعمه را گرفته باشد توسط سلول های T کشنده از بین می رود.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
